قال الإمام الصادق عليه السلام:
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ رَجُلا أَقْبَلَ إِلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ اَلنَّبِيُّ لَهُ مَتَى عَهْدُكَ بِأُمِّ مِلْدَمٍ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ وَ مَا أُمُّ مِلْدَمٍ فَقَالَ صُدَاعٌ هَاهُنَا وَ سَخَنُهُ عَلَى اَلرَّأْسِ وَ اَلصَّدْرِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مَا لِي بِهَذَا مِنْ عَهْدٍ ثُمَّ أَدْبَرَ مُوَلِّيا فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ لِجُلَسَائِهِ مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ اَلنَّارِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى هَذَا اَلْمُوَلِّي ثُمَّ قَالَ إِنَّ مَثَلَ اَلْمُنَافِقِ كَمَثَلِ جِذْعٍ أَرَادَ صَاحِبُهُ أَنْ يَنْتَفِعَ بِهِ فِي بَعْضِ مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ فِي بِنَايَةٍ فَلَمْ يَسْتَقِمْ لَهُ فِي ذَلِكَ فَيُحَوِّلُهُ إِلَى مَوْضِعٍ آخَرَ فَلَمْ يَسْتَقِمْ لَهُ فَكَانَ آخِرُ ذَلِكَ أَنْ يُحْرِقَهُ بِالنَّارِ وَ مَثَلُ اَلْمُؤْمِنِ كَمَثَلِ خَامَةِ اَلزَّرْعِ يُهَيِّجُهَا اَلرِّيحُ فَتَنْكَفِئُ يَعْنِي يَقْلِبُهَا اَلرِّيحُ حَتَّى يَأْتِيَ عَلَيْهَا أَوَانُهَا فَتُحْصَدَ .
امام صادق علیه السّلام فرمود:مردی خدمت رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله رسید، پیامبر به او فرمود:چه وقت گرفتار ام ملدم شده ای؟گفت:ای رسول خدا ام ملدم چیست؟فرمود:سر دردی در این قسمت سر و حرارتی است در سر و سینه، گفت:ای رسول خدا من تاکنون مبتلایش نشده ام، بعد آن مرد پشت کرده و از نزد رسول خدا رفت، سپس رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله به یاران خود فرمود:هر که دوست دارد که مرد جهنمی را ملاقات کند به این مرد پشت کننده نگاه کند. سپس فرمود:مثل منافق مثل تنۀ درختی است که صاحبش می خواهد در قسمتی از ساختمانش از آن استفاده کند، ولی آن تنه مورد استفادۀ ساختمان قرار نمی گیرد، آن را به جای دیگر می برد، باز هم به کارش نمی آید، سرانجام آن را به وسیلۀ آتش می سوزاند، و مثل مؤمن مثل کشت زاری است که تازه روئیده، باد آن را به هر طرف خم می کند و به حال خودش بر می گردد، یعنی باد دگرگونش می سازد تا هنگامی که وقت چیدنش برسد.