عَنْهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَا كَانَ وَ لاَ يَكُونُ وَ لاَ هُوَ كَائِنٌ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ نَبِيٌّ وَ لاَ مُؤْمِنٌ إِلاَّ وَ لَهُ رَحِمٌ يُؤْذِيهِ.
امام صادق علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله نقل کند که فرمود:نبوده و نخواهد بود تا روز قیامت پیامبر و مؤمنی، مگر اینکه برای او خویشاوندی است که اذیّتش می کند.
عَنْهُ قَالَ : فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كٰانُوا يَكْفُرُونَ بِآيٰاتِ اَللّٰهِ وَ يَقْتُلُونَ اَلنَّبِيِّينَ بِغَيْرِ اَلْحَقِّ ذٰلِكَ بِمٰا عَصَوْا وَ كٰانُوا يَعْتَدُونَ : فَقَالَ لَهُمْ أَمَا وَ اَللَّهِ مَا حَارَبُوهُمْ بِأَيْدِيهِمْ وَ لاَ قَتَلُوهُمْ بِأَسْيَافِهِمْ وَ لَكِنْ سَمِعُوا أَحَادِيثَهُمْ فَأَذَاعُوهَا عَلَيْهِمْ فَأُخِذُوا وَ قُتِلُوا فَصَارَ قَتْلا وَ اِعْتِدَاء وَ مَعْصِيَة .
امام صادق علیه السّلام در تفسیر آیۀ شریفۀ این به خاطر کفرشان به آیات خداوند بود و پیامبران را به ناحق کشتن، همۀ اینها به خاطر آن بود که گناهکار و متجاوز بودند فرمود:به خدا قسم آنان با پیامبران با دستانشان نجنگیدند و آنها را با شمشیرهایشان نکشتند، بلکه اسرار آنها را شنیدند و بر علیه آنان در بین دشمن پخش کردند، در نتیجه پیامبران به بند کشیده شدند و کشته شدند، از این رو عملشان کشتار و تجاوز و گناه به حساب آمد.
عَنْهُ قَالَ : مَا كَانَ وَ لاَ يَكُونُ وَ لَيْسَ بِكَائِنٍ نَبِيٌّ وَ لاَ مُؤْمِنٌ إِلاَّ وَ قَدْ سُلِّطَ عَلَيْهِمْ حَمِيمٌ يُؤْذِيهِ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ حَمِيمٌ فَجَارٌ يُؤْذِيهِ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَذٰلِكَ جَعَلْنٰا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّ ا مِنَ اَلْمُجْرِمِينَ : .
امام صادق علیه السّلام فرمود:نبوده و نخواهد بود پیامبر و مؤمنی، جز آنکه خویشاوندی دارد که او را آزار می دهد، اگر خویشاوند ندارد همسایه ای که اذیّتش کند، و این معنای قول خدای عزّ و جلّ است که: و این چنین برای هر پیامبری دشمنی از مجرمان قرار دادیم .
ذُكِرَ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَلْبَلاَءُ وَ مَا يَخُصُّ اَللَّهُ اَلْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ سُئِلَ رَسُولُ اَللَّهِ مَنْ أَشَدُّ اَلنَّاسِ بَلاَء فِي اَلدُّنْيَا فَقَالَ اَلنَّبِيُّونَ ثُمَّ اَلْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ وَ يُبْتَلَى اَلْمُؤْمِنُ بَعْدُ عَلَى قَدْرِ إِيمَانِهِ وَ حُسْنِ أَعْمَالِهِ فَمَنْ صَلَحَ إِيمَانُهُ وَ حَسُنَتْ أَعْمَالُهُ اِشْتَدَّ بَلاَؤُهُ وَ مَنْ سَخُفَ إِيمَانُهُ وَ ضَعُفَتْ أَعْمَالُهُ قَلَّ بَلاَؤُهُ .
در محضر امام صادق علیه السّلام از بلا و آنچه خداوند مؤمن را به آن اختصاص داده سخن گفته شد، امام صادق علیه السّلام فرمود:از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله پرسیدند:بلای چه کسی در دنیا از همه سخت تر است؟فرمود:پیامبران، سپس هر که به آنان شبیه تر است، و بعد از آنان مؤمن به اندازۀ ایمانش و نیکی عملهایش گرفتار می شود، هر که ایمانش درست و عملهایش نیکو باشد، گرفتاریش سخت تر است، و هر کس ایمانش سست و عملش ضعیف باشد، گرفتاریش کمتر است.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ رَجُلا أَقْبَلَ إِلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ اَلنَّبِيُّ لَهُ مَتَى عَهْدُكَ بِأُمِّ مِلْدَمٍ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ وَ مَا أُمُّ مِلْدَمٍ فَقَالَ صُدَاعٌ هَاهُنَا وَ سَخَنُهُ عَلَى اَلرَّأْسِ وَ اَلصَّدْرِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مَا لِي بِهَذَا مِنْ عَهْدٍ ثُمَّ أَدْبَرَ مُوَلِّيا فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ لِجُلَسَائِهِ مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ اَلنَّارِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى هَذَا اَلْمُوَلِّي ثُمَّ قَالَ إِنَّ مَثَلَ اَلْمُنَافِقِ كَمَثَلِ جِذْعٍ أَرَادَ صَاحِبُهُ…
امام صادق علیه السّلام فرمود:مردی خدمت رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله رسید، پیامبر به او فرمود:چه وقت گرفتار ام ملدم شده ای؟گفت:ای رسول خدا ام ملدم چیست؟فرمود:سر دردی در این قسمت سر و حرارتی است در سر و سینه، گفت:ای رسول خدا من تاکنون مبتلایش نشده ام، بعد آن مرد پشت کرده و از نزد رسول خدا رفت، سپس رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله به یاران خود فرمود:هر که دوست دارد که مرد جهنمی را ملاقات کند به این مرد پشت کننده نگاه کند. سپس فرمود:مثل منافق مثل تنۀ درختی است که صاحبش می خواهد در قسمتی از ساختمانش از آن استفاده کند، ولی آن تنه مورد استفادۀ ساختمان قرار نمی گیرد، آن را به جای دیگر می برد، باز هم به کارش نمی آید، سرانجام آن را به وسیلۀ آتش می سوزاند، و مثل مؤمن مثل کشت زاری است که تازه روئیده…
عَنِ اَلْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَلْمُؤْمِنُ يُصِيبُهُ اَلْهُمُومُ وَ اَلْأَحْزَانُ فَقَالَ هَذَا مِنَ اَلذُّنُوبِ وَ اَلتَّقْصِيرِ وَ ذُنُوبُ اَلنَّبِيِّينَ وَ اَلْمُوقِنِينَ مَغْفُورَةٌ لَهُمْ .
مفضل بن عمر گوید:از امام صادق علیه السّلام پرسیدم:آیا غم و اندوه به مؤمن روی می آورد؟ فرمود:غم و اندوهش به خاطر گناهان و اشتباه است، و گناههای پیامبران و اهل یقین بخشیده گردیده است.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ أَشَدَّ اَلنَّاسِ بَلاَء اَلْأَنْبِيَاءُ ثُمَّ اَلَّذِينَ يَلُونَهُمْ ثُمَّ اَلْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:گرفتارترین مردم پیامبرانند، بعد کسانی که پیرو آنانند، سپس شبیه ترین مردم به پیامبران.
عَنْهُ قَالَ : سُئِلَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَنْ أَشَدُّ اَلنَّاسِ بَلاَء فِي اَلدُّنْيَا فَقَالَ اَلنَّبِيُّونَ ثُمَّ اَلْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ وَ يُبْتَلَى اَلْمُؤْمِنُ بَعْدُ عَلَى قَدْرِ إِيمَانِهِ وَ حُسْنِ أَعْمَالِهِ فَمَنْ صَحَّ إِيمَانُهُ وَ حَسُنَ عَمَلُهُ اِشْتَدَّ بَلاَؤُهُ وَ مَنْ سَخُفَ إِيمَانُهُ وَ ضَعُفَ عَمَلُهُ قَلَّ بَلاَؤُهُ .
امام صادق علیه السّلام فرمود:از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله سؤال شد:در دنیا بلای کدامیک از مردمان سخت تر است؟فرمود:پیامبران، سپس هر که به آنان شبیه تر است، بعد از آن مؤمن به اندازۀ ایمان و نیکی اعمالش مبتلا می گردد، پس هر که ایمانش درست و عملش نیکو باشد گرفتاریش سخت تر است، و هر که ایمانش سست و عملش ضعیف باشد گرفتاریش کمتر است.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : اِجْعَلُوا أَمْرَكُمْ هَذَا لِلَّهِ وَ لاَ تَجْعَلُوهُ لِلنَّاسِ فَإِنَّهُ مَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ لِلَّهِ وَ مَا كَانَ لِلنَّاسِ فَلاَ يَصْعَدُ إِلَى اَللَّهِ وَ لاَ تُخَاصِمُوا اَلنَّاسَ بِدِينِكُمْ فَإِنَّ اَلْمُخَاصَمَةَ مَمْرَضَةٌ لِلْقَلْبِ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ لِنَبِيِّهِ إِنَّكَ لاٰ تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لٰكِنَّ اَللّٰهَ يَهْدِي مَنْ يَشٰاءُ : وَ قَالَ أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ اَلنّٰاسَ حَتّٰى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ : .
امام صادق علیه السّلام فرمود:کارهای خود را فقط برای خدا انجام دهید، و آن را برای مردم انجام ندهید، زیرا آنچه برای خداست نزد خدا محفوظ می ماند، و آنچه برای مردم باشد به سوی خدا نرود، بر سر دین خود با مردم نزاع نکنید، زیرا نزاع بیمارکنندۀ دل است، خداوند عزّ و جلّ به پیامبرش فرمود: تو نمی توانی کسانی را که دوست داری هدایت کنی، بلکه خداوند هر که را بخواهد هدایت کند و فرمود: آیا تو مردم را به اجبار به سوی ایمان دعوت می کنی .
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ فِي قَوْلِ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ يَقْتُلُونَ اَلْأَنْبِيٰاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ : قَالَ أَمَا وَ اَللَّهِ مَا قَتَلُوهُمْ بِالسُّيُوفِ وَ لَكِنْ أَذَاعُوا سِرَّهُمْ وَ أَفْشَوْا عَلَيْهِمْ فَقُتِلُوا .
امام صادق علیه السّلام در مورد قول خداوند تبارک و تعالی: پیامبران را بناحق می کشند فرمود:بخدا قسم اینها پیامبران را با شمشیرهای خود نکشتند بلکه اسرار آنها را فاش کردند و موجب کشته شدن آنها شدند.
وَ عَنْهُ قَالَ : أَوْحَى اَللَّهُ تَعَالَى إِلَى نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِهِ قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ لاَ تَلْبَسُوا الناس لِبَاسَ أَعْدَائِي وَ لاَ تَطْعَمُوا طَعَامَ أَعْدَائِي وَ لاَ تَسْلُكُوا مَسَالِكَ أَعْدَائِي فَتَكُونُوا أَعْدَائِي كَمَا هُمْ أَعْدَائِي.
امام صادق علیه السّلام فرمود:خداوند به یکی از پیامبرانش وحی فرمود:به مؤمنان بگو:لباس دشمنان مرا به تن نکنید، و از غذای دشمنان من نخورید، و راه دشمنانم را نپویید، زیرا در غیر این صورت شما نیز از دشمنانم خواهید بود، همان طور که آنان دشمن من هستند.
عَنْ عُنْوَانَ اَلْبَصْرِيِّ وَ كَانَ شَيْخا كَبِيرا قَدْ أَتَى عَلَيْهِ أَرْبَعٌ وَ تِسْعُونَ سَنَة قَالَ : كُنْتُ أَخْتَلِفُ إِلَى مَالِكِ بْنِ أَنَسٍ سِنِينَ فَلَمَّا حَضَرَ جَعْفَرٌ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَلْمَدِينَةَ اِخْتَلَفْتُ إِلَيْهِ وَ أَحْبَبْتُ أَنْ آخُذَ عَنْهُ كَمَا أَخَذْتُ مِنْ مَالِكٍ فَقَالَ لِي يَوْما إِنِّي رَجُلٌ مَطْلُوبٌ وَ مَعَ ذَلِكَ لِي أَوْرَادٌ فِي كُلِّ سَاعَةٍ مِنْ آنَاءِ اَللَّيْلِ وَ اَلنَّهَارِ فَلاَ تَشْغَلْنِي عَنْ وِرْدِي فَخُذْ عَنْ مَالِكٍ وَ اِخْتَلِفْ إِلَيْهِ كَمَا كُنْتَ تَخْتَلِفُ إِلَيْهِ فَاغْتَمَمْتُ مِنْ ذَلِكَ وَ خَرَجْتُ مِنْ…
عنوان بصری که پیرمردی نود و چهار ساله ای بود گوید:حدود دو سال با مالک بن انس رفت و آمد داشتم، هنگامی که امام صادق علیه السّلام وارد مدینه شد، خدمت آن حضرت می رسیدم و دوست داشتم آنچه را از مالک می آموختم از آن حضرت بیاموزم، روزی حضرت به من فرمود:من از طرف حکومت تحت نظر می باشم، بعلاوه اینکه در هر ساعت از شب و روز نیز اوراد و اذکاری دارم که باید بگویم، مرا از گفتن ذکر باز مدار، و همان طور که قبلا نزد مالک می رفتی حالا هم برو و مسائلت را از او بپرس، من از این سخنان غمگین شدم، و از نزد ایشان رفتم، و با خود گفتم:اگر در من خیری می دید مرا از خود نمی راند، و به مالک حواله نمی نمود، بار دیگر وارد مسجد رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله شدم و بر امام علیه السّلام سلام کردم، سپس از کنار قبر پیامبر وارد…