سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ اَلاِسْتِطَاعَةِ وَ قَوْلِ اَلنَّاسِ فَقَالَ وَ تَلاَ هَذِهِ اَلْآيَةَ وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ إِلاّ مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ يَا أَبَا عُبَيْدَةَ اَلنَّاسُ مُخْتَلِفُونَ فِي إِصَابَةِ اَلْقَوْلِ وَ كُلُّهُمْ هَالِكٌ قَالَ قُلْتُ قَوْلُهُ إِلاّ مَنْ رَحِمَ رَبُّك قَالَ هُمْ شِيعَتُنَا وَ لِرَحْمَتِهِ خَلَقَهُمْ وَ هُوَ قَوْلُهُ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ يَقُولُ لِطَاعَةِ اَلْإِمَامِ اَلرَّحْمَةُ اَلَّتِي يَقُولُ وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ ءٍ يَقُولُ عِلْمُ اَلْإِمَامِ وَ وَسِعَ عِلْمُهُ اَلَّذِي هُوَ مِنْ عِلْمِهِ كُلَّ شَيْ ءٍ هُمْ…
ابو عبیده حذا گوید: از امام باقر علیه السلام راجع باستطاعت و گفتار مردم در آن باره پرسیدم حضرت این آیه را تلاوت نمود: «مردم پیوسته مختلف خواهند بود(از لحاظ عقیده)، جز آنکه را پروردگارت ترحم کند(و براه حق هدایتش فرماید)و ایشان را برای ترحم آفریده-119 سوره 12-» و فرمود: ای ابا عبیده مردم در رسیدن بقول حق مختلفند و همگی در هلاکتند(حق را کنار گذاشته از باطلها پیروی میکنند). من عرضکردم: خدا می فرماید«جز کسیرا که پروردگارت ترحم کند؟ »فرمود -آنها شیعیان ما هستند و خدا آنها را برای رحمتش آفریده، از این رو فرمود: «ایشان را برای ترحم آفرید» یعنی برای اطاعت امام آفرید و امام همان رحمتی است که خدا می فرماید: «رحمت من همه چیز را فرا گرفته 156 سوره 7-»آن رحمت علم امامست و علم امام که ماخوذ از علم خداست…
مَا عَلِمْتُمْ فَقُولُوا وَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَقُولُوا اَللَّهُ أَعْلَمُ إِنَّ اَلرَّجُلَ لَيَنْتَزِعُ اَلْآيَةَ مِنَ اَلْقُرْآنِ يَخِرُّ فِيهَا أَبْعَدَ مَا بَيْنَ اَلسَّمَاءِ وَ اَلْأَرْضِ .
امام باقر علیه السلام فرمود: آنچه میدانید بگویید و آنچه نمیدانید بگویید خدا داناتر است. همانا مرد آیه ای از قرآن بیرون میکشد(تا بدلخواه خویش تفسیر کند و دلیل مدعای باطل خویش سازد)از این رو بفاصله ای دورتر از میان آسمان و زمین سرنگون گردد. یا از معنی حقیقی آیه باین مسافت دور شود .
كُنْتُ جَلِيساً لِعُمَرَ بْنِ عَبْدِ اَلْعَزِيزِ حَيْثُ دَخَلَ اَلْمَدِينَةَ فَأَمَرَ مُنَادِيَهُ فَنَادَى مَنْ كَانَتْ لَهُ مَظْلِمَةٌ أَوْ ظُلاَمَةٌ فَلْيَأْتِ اَلْبَابَ فَأَتَى مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ يَعْنِي اَلْبَاقِرَ ع فَدَخَلَ إِلَيْهِ مَوْلاَهُ مُزَاحِمٌ فَقَالَ إِنَّ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيِّ بِالْبَابِ فَقَالَ لَهُ أَدْخِلْهُ يَا مُزَاحِمُ قَالَ فَدَخَلَ وَ عُمَرُ يَمْسَحُ عَيْنَيْهِ مِنَ اَلدُّمُوعِ فَقَالَ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَا أَبْكَاكَ يَا عُمَرُ فَقَالَ هِشَامٌ أَبْكَاهُ كَذَا وَ كَذَا يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ فَقَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ يَا عُمَرُ إِنَّمَا…
هشام بن معاذ گوید: عمر بن عبد العزیز که بمدینه وارد شد با منش همنشینی بوده به جارچی اش دستور داد و او اعلام کرد هر کس را ستمی رسید، و یا شکایتی از کسی دارد بدر بار بیاید امام باقر تشریف آورد نوکر عمر: مزاحم وارد شد و گفت: که محمد بن علی(ع)بر در خانه است گفت: باندرونش راهنمایی کن گوید: امام هنگامی داخل شد که عمر اشک از چشمان خود پاک میکرد محمد بن علی(ع)فرمود چرا گریه کرده ای؟ هشام گفت: یا ابن رسول الله جهت گریه اش چنین و چنان است فرمود: ای عمر براستی که دنیا بازاری از بازارها است گروهی از این بازار بیرون شدند و متاعی سودمند تهیه کرده بودند و گروهی دیگر متاع زیان بخش، چه بسا مردمی که از کارهای روزمره ما زیان ها دیدند تا مرگشان فرا رسید و ریشه کن شدند و سر افکنده از دنیا بیرون رفتند زیرا نه…
سَأَلَهُ رَجُلٌ مِنْ شِيعَتِهِ عَنْ حُرُوبِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ص فَقَالَ ع لَهُ بَعَثَ اَللَّهُ مُحَمَّداً ص بِخَمْسَةِ أَسْيَافٍ ثَلاَثَةٌ مِنْهَا شَاهِرَةٌ لاَ تُغْمَدُ حَتّى تَضَعَ اَلْحَرْبُ أَوْزارَها وَ لَنْ تَضَعَ اَلْحَرْبُ أَوْزَارَهَا حَتَّى تَطْلُعَ اَلشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا فَإِذَا طَلَعَتِ اَلشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا أَمِنَ اَلنَّاسُ كُلُّهُمْ فِي ذَلِكَ اَلْيَوْمِ فَيَوْمَئِذٍ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً وَ سَيْفٌ مَكْفُوفٌ وَ سَيْفٌ مِنْهَا مَغْمُودٌ سَلُّهُ إِلَى غَيْرِنَا وَ حُكْمُهُ إِلَيْنَا…
از سخنان امام باقر علیه السلام در احکام شمشیرها -مردی از شیعیان حضرتش از پیکارهای امیر المومنین علیه السلام پرسید و آن حضرت در پاسخ فرمود: خداوند حضرت محمد صلی الله علیه و آله را با پنج شمشیر برانگیخت. سه شمشیر همواره برکشیده است، به نیام نرود تا اینکه پیکار پایان یابد و پیکار پایان نیابد تا اینکه خورشید از مغرب طلوع کند. پس چون خورشید از مغرب برآمد در آن روز مردم به تمامی امنیت یابند، پس آنگاه ایمان کسی که از پیش، ایمان نیاورده و یا با ایمانش نکویی نکرده، سودی ندارد. و شمشیری که بازداشته شده است و شمشیر در نیام که دیگران برکشند و فرمانش با ماست. پس آن سه شمشیر برکشیده: -شمشیری بر مشرکان عرب. خداوند جل و عز می فرماید: «مشرکان را هر کجا یافتید بکشید و آنان را دستگیر کنید و به محاصره درآورید و…
عَنْ زُرَارَةَ قَالَ : إِنَّ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ شَيَّعَ جَنَازَة بِالْمَدِينَةِ لِرَجُلٍ مِنْ قُرَيْشٍ وَ أَنَا مَعَهُ وَ فِيهَا عَطَاءٌ فَصَرَخَتْ صَارِخَةٌ فَقَالَ لَهَا عَطَاءٌ لَتَسْكُتَنَّ أَوْ لَأَرْجِعَنَّ فَلَمْ تَسْكُتْ فَرَجَعَ فَقُلْتُ قَدْ رَجَعَ عَطَاءٌ فَقَالَ وَ لِمَ فَعَلَ قُلْتُ لِأَنَّ صَارِخَة صَرَخَتْ فَقَالَ لَتَسْكُتَنَّ أَوْ لَأَرْجِعَنَّ فَلَمْ تَسْكُتْ فَرَجَعَ فَقَالَ اِمْضِ بِنَا فَلَوْ أَنَّا إِذَا رَأَيْنَا شَيْئا مِنَ اَلْبَاطِلِ مَعَ اَلْحَقِّ تَرَكْنَا اَلْحَقَّ لَهُ لَمْ نَقْضِ حَقَّ مُسْلِمٍ فَلَمَّا صَلَّى عَلَى اَلْجِنَازَةِ قَالَ وَلِيُّهَا…
زراره گوید:امام باقر علیه السّلام به تشییع جنازه مردی از قریش در مدینه رفته بود، من هم با ایشان بودم، در آن تشییع مردی بنام عطاء نیز بود، ناگهان زنی شروع به فریاد زدن نمود، عطاء به او گفت:آرام می شوی یا برگردم؟زن ساکت نشد و عطاء برگشت.به امام گفتم: عطاء برگشت، فرمود:چرا این کار را کرد؟گفتم:بخاطر ناله و فریادهای زنی، به او گفت:آرام می شوی یا برگردم؟زن آرام نشد، او هم برگشت. امام فرمود:بگذریم، اگر ما امر باطلی را بهمراه حقی دیدیم و حق را بخاطر آن ترک نمودیم حق مسلمان را بجا نیاورده ایم، وقتی امام بر جنازه نماز خواند سرپرست آن جنازه به امام گفت:برگردید خداوند شما را رحمت کند، شما تحمل راه رفتن بیش از این را ندارید، امام علیه السّلام ابا نمود و برنگشت، به امام گفتم:او به شما اجازۀ برگشت داد و من…
بَيْنَا أَبِي ع يَطُوفُ بِالْكَعْبَةِ إِذَا رَجُلٌ مُعْتَجِرٌ قَدْ قُيِّضَ لَهُ فَقَطَعَ عَلَيْهِ أُسْبُوعَهُ حَتَّى أَدْخَلَهُ إِلَى دَارٍ جَنْبَ اَلصَّفَا فَأَرْسَلَ إِلَيَّ فَكُنَّا ثَلاَثَةً فَقَالَ مَرْحَباً يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِي وَ قَالَ بَارَكَ اَللَّهُ فِيكَ يَا أَمِينَ اَللَّهِ بَعْدَ آبَائِهِ يَا أَبَا جَعْفَرٍ إِنْ شِئْتَ فَأَخْبِرْنِي وَ إِنْ شِئْتَ فَأَخْبَرْتُكَ وَ إِنْ شِئْتَ سَلْنِي وَ إِنْ شِئْتَ سَأَلْتُكَ وَ إِنْ شِئْتَ فَاصْدُقْنِي وَ إِنْ شِئْتَ صَدَقْتُكَ قَالَ كُلَّ ذَلِكَ أَشَاءُ قَالَ فَإِيَّاكَ أَنْ يَنْطِقَ لِسَانُكَ عِنْدَ…
امام جواد علیه السلام فرماید: امام صادق علیه السلام فرمود: در آن میان که پدرم طواف کعبه مینمود، مردی نقاب زده ناگهانی پیدا شد و هفت شوط او را قطع کرد و او را بخانه کنار صفا آورد و دنبال من هم فرستاد تا سه نفر شدیم، آن مرد بمن گفت خوش آمدی پسر پیغمبر سپس دستش را بر سرم نهاد و گفت: خیر و برکت خدا بر تو بادای امین خدا پس از پدرانش (سپس متوجه پدرم شد و گفت)ای ابا جعفر اگر میخواهی تو بمن خبر ده و اگر میخواهی من بتو خبر دهم، میخواهی از من بپرس یا من از تو بپرسم، میخواهی تو مرا تصدیق کن یا من ترا تصدیق کنم، پدرم فرمود: همه اینها را میخواهم(و با هیچ یک مخالف نیستم)آن مرد گفت: پس مبادا که در جواب سوال من زبانت چیزی گوید که در دلت چیز دیگر باشد، فرمود: این کار را کسی میکند که در دلش دو علم مختلف باشد…
بَيْنَا أَبِي جَالِسٌ وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ إِذَا اِسْتَضْحَكَ حَتَّى اِغْرَوْرَقَتْ عَيْنَاهُ دُمُوعاً ثُمَّ قَالَ هَلْ تَدْرُونَ مَا أَضْحَكَنِي قَالَ فَقَالُوا لاَ قَالَ زَعَمَ اِبْنُ عَبَّاسٍ أَنَّهُ مِنَ اَلَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اَللّهُ ثُمَّ اِسْتَقامُوا فَقُلْتُ لَهُ هَلْ رَأَيْتَ اَلْمَلاَئِكَةَ يَا اِبْنَ عَبَّاسٍ تُخْبِرُكَ بِوَلاَيَتِهَا لَكَ فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ مَعَ اَلْأَمْنِ مِنَ اَلْخَوْفِ وَ اَلْحُزْنِ قَالَ فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ َ قَدْ دَخَلَ فِي هَذَا جَمِيعُ اَلْأُمَّةِ فَاسْتَضْحَكْتُ ثُمَّ قُلْتُ…
امام صادق علیه السلام فرمود: در آن میان که پدرم نشسته بود و افرادی هم نزد او بودند، ناگهان او را خنده یی گرفت که دو چشمش پر از اشک شد، سپس فرمود: میدانید چه مرا بخنده آورد؟ گفتند: نه، فرمود: ابن عباس معتقد است که از جمله کسانی است که(30 سوره 41)«گفته اند: پروردگار ما خداست و سپس استقامت کردند-دنباله آیه: -فرشتگان برایشان نازل شوند که بیم مدارید و غم مخورید-» -من باو گفتم: ابن عباس تو فرشتگان را دیده یی که دوستی خود را نسبت بتو در دنیا و آخرت و ایمنی ترا از بیم و اندوه خبر دهند؟ ابن عباس گفت: خدای-تبارک و تعالی-فرماید: (10 سوره 49)«همانا مومنین برادر یک دیگرند»پس تمام امت در این حکم شریکند(یعنی همچنان که من فرشتگان را ندیده ام، سایر مومنین با استقامت هم ندیده اند). امام علیه السلام فرماید: من…
أَتَيْنَا خَدِيجَةَ بِنْتَ عُمَرَ بْنِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع نُعَزِّيهَا بِابْنِ بِنْتِهَا فَوَجَدْنَا عِنْدَهَا مُوسَى بْنَ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْحَسَنِ فَإِذَا هِيَ فِي نَاحِيَةٍ قَرِيباً مِنَ اَلنِّسَاءِ فَعَزَّيْنَاهُمْ ثُمَّ أَقْبَلْنَا عَلَيْهِ فَإِذَا هُوَ يَقُولُ لاِبْنَةِ أَبِي يَشْكُرَ اَلرَّاثِيَةِ قُولِي فَقَالَتْ اُعْدُدْ رَسُولَ اَللَّهِ وَ اُعْدُدْ بَعْدَهُ أَسَدَ اَلْإِلَهِ وَ ثَالِثاً عَبَّاسَا وَ اُعْدُدْ عَلِيَّ اَلْخَيْرِ وَ اُعْدُدْ جَعْفَراً وَ اُعْدُدْ عَقِيلاً بَعْدَهُ اَلرُّوَّاسَا فَقَالَ أَحْسَنْتِ وَ أَطْرَبْتِنِي زِيدِينِي…
عبد الله بن ابراهیم گوید: (با جماعتی)نزد خدیجه دختر عمر بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام رفتیم تا او را بوفات پسر دخترش تسلیت گوییم، در حضور او موسی بن عبد الله بن حسن را دیدیم که در گوشه ای نزدیک زنان نشسته بود، ما بآنها تسلیت گفتیم و متوجه موسی شدیم، موسی بدختر ابی بشکر که نوحه خوان بود گفت: بخوان، او چنین خواند: بشمار رسول خدا را و پس از وی شیر خدا (حمزه)و در مرتبه سوم عباس(برادر حمزه)را-و بشمار علی نیکوکار و بشمار جعفر و عقیل را بعد از او که همه رییس بودند. موسی باو گفت: احسنت: مرا بطرب آوردی، بیشتر بخوان، او هم دنبال کرد و گفت: پیشوای پرهیزگاران محمد از خاندان ماست و حمزه و جعفر پاک از خاندان ماست علی پسر عم و داماد پیغمبر از خاندان ماست او پهلوان پیغمبر و امام مطهر است ما…
لَيْسَ عِنْدَ أَحَدٍ مِنَ اَلنَّاسِ حَقٌّ وَ لاَ صَوَابٌ وَ لاَ أَحَدٌ مِنَ اَلنَّاسِ يَقْضِي بِقَضَاءٍ حَقٍّ إِلاَّ مَا خَرَجَ مِنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَ إِذَا تَشَعَّبَتْ بِهِمُ اَلْأُمُورُ كَانَ اَلْخَطَأُ مِنْهُمْ وَ اَلصَّوَابُ مِنْ عَلِيٍّ ع .
محمد بن مسلم گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام می فرمود: نزد هیچ کس از مردم مطلب 226 - 3 حق و درستی نیست و هیچ یک از مردم بحق قضاوت نکند. جز آنچه از خاندان ما بیرون آید و هنگامی که امور مردم متشتت و پراکنده گردد، خطا از آنها و صواب از علی علیه السلام است(یعنی وقتی گفتار و عقیده مردم بر خلاف گفتار و عقیده علی علیه السلام باشد، همه آنها بر باطل و علی بر حق است و پیداست که فرزندان معصوم علی علیه السلام هم مو بمو از پدر خود تبعیت کنند و این حکم در باره آنها هم جاریست).