قال الإمام باقر عليه السلام

احادیث درباره وصف زن از امام باقر (ع)

امام محمد باقر (علیه السلام)

قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع صِفْ لِي نَبِيَّ اَللَّهِ ع قَالَ كَانَ نَبِيُّ اَللَّهِ ع أَبْيَضَ مُشْرَبَ حُمْرَةٍ أَدْعَجَ اَلْعَيْنَيْنِ مَقْرُونَ اَلْحَاجِبَيْنِ شَثْنَ اَلْأَطْرَافِ كَأَنَّ اَلذَّهَبَ أُفْرِغَ عَلَى بَرَاثِنِهِ عَظِيمَ مُشَاشَةِ اَلْمَنْكِبَيْنِ إِذَا اِلْتَفَتَ يَلْتَفِتُ جَمِيعاً مِنْ شِدَّةِ اِسْتِرْسَالِهِ سُرْبَتُهُ سَائِلَةٌ مِنْ لَبَّتِهِ إِلَى سُرَّتِهِ كَأَنَّهَا وَسَطُ اَلْفِضَّةِ اَلْمُصَفَّاةِ وَ كَأَنَّ عُنُقَهُ إِلَى كَاهِلِهِ إِبْرِيقُ فِضَّةٍ يَكَادُ أَنْفُهُ إِذَا شَرِبَ أَنْ يَرِدَ اَلْمَاءَ وَ إِذَا مَشَى تَكَفَّأَ كَأَنَّهُ يَنْزِلُ فِي صَبَبٍ لَمْ يُرَ…

جابر گوید: بامام باقر علیه السلام عرضکردم: پیغمبر خدا را برایم وصف کن. فرمود: پیغمبر خدا(ص)رنگش سفید مایل بسرخی بود، چشمانش سیاه و درشت، ابروانش بهم پیوسته، کف دست و پایش پرگوشت و غیر کوتاه بود و از سفیدی گویا در قالب نقره بود، سر استخوانهای شانه اش درشت بود، از شدت انس و مهری که با مردم داشت، هر گاه متوجه کسی میشد، با تمام بدن متوجه میشد(نه آنکه مانند متکبران خود بین بگوشه چشم و ابرو بنگرد)رشته مویی از گودی گلویش تا سر نافش کشیده و مانند خط میان صفحه یی از نقره درخشان بود(زیرا در میان صفحه محدب نقره، خط سیاهی بنظر میرسد و از این تشبیه معلوم می شود که سایر قسمتهای شکم بدون مو و براق بوده است)و از گردن تا شانه مانند گلاب پاش 234 - 3 نقره یی بود، بینی کشیده یی داشت که هنگام نوشیدن آب، نزدیک…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 443

جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع فَقَالَ لَهُ أَخْبِرْنِي عَنْ رَبِّكَ مَتَى كَانَ فَقَالَ وَيْلَكَ إِنَّمَا يُقَالُ لِشَيْ ءٍ لَمْ يَكُنْ مَتَى كَانَ إِنَّ رَبِّي تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كَانَ وَ لَمْ يَزَلْ حَيّاً بِلاَ كَيْفٍ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كَانَ وَ لاَ كَانَ لِكَوْنِهِ كَوْنُ كَيْفٍ وَ لاَ كَانَ لَهُ أَيْنٌ وَ لاَ كَانَ فِي شَيْ ءٍ وَ لاَ كَانَ عَلَى شَيْ ءٍ وَ لاَ اِبْتَدَعَ لِمَكَانِهِ مَكَاناً وَ لاَ قَوِيَ بَعْدَ مَا كَوَّنَ اَلْأَشْيَاءَ وَ لاَ كَانَ ضَعِيفاً قَبْلَ أَنْ يُكَوِّنَ شَيْئاً وَ لاَ كَانَ مُسْتَوْحِشاً قَبْلَ أَنْ يَبْتَدِعَ شَيْئاً وَ لاَ يُشْبِهُ شَيْئاً…

مردی خدمت امام باقر(ع)آمد و عرضکرد: بمن بگو پروردگارت از کی بوده؟ فرمود: وای بر تو، بچیزی که در زمانی نبوده گویند، از کی بوده، همانا پروردگار من تبارک و تعالی همیشه بوده و زنده است بدون چگونگی، برای او بود شد نیست(جمله«بود شد»نسبت بخدا غلط است زیرا این جمله را بکسی گویند که نباشد و سپس پیدا شود)و بودنش را چگونه بودن نباشد، (زیرا او وجود بحت بسیط است و هیچ گونه ترکیبی ندارد تا چگونگی داشته باشد)مکانی ندارد، در چیزی نیست و بر چیزی قرار ندارد، و برای منزلت خود مکانی پدید نیاورده، پس از آنکه چیزها را آفرید نیرومند نگشت و پیش از آنکه چیزی آفریند ناتوان نبود، پیش از آنکه چیزی پدید آورد ترسان نبود، بآنچه در لفظ آید و بخاطر گذرد مانند نیست، پیش از آفریدنش هم از سلطنت جدا نبود و پس از رفتن آفریدگان…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 88

خَرَجَ يَوْماً وَ هُوَ يَقُولُ أَصْبَحْتُ وَ اَللَّهِ يَا جَابِرُ مَحْزُوناً مَشْغُولَ اَلْقَلْبِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا حُزْنُكَ وَ شُغْلُ قَلْبِكَ كُلُّ هَذَا عَلَى اَلدُّنْيَا فَقَالَ ع لاَ يَا جَابِرُ وَ لَكِنْ حُزْنُ هَمِّ اَلْآخِرَةِ يَا جَابِرُ مَنْ دَخَلَ قَلْبَهُ خَالِصُ حَقِيقَةِ اَلْإِيمَانِ شُغِلَ عَمَّا فِي اَلدُّنْيَا مِنْ زِينَتِهَا إِنَّ زِينَةَ زَهْرَةِ اَلدُّنْيَا إِنَّمَا هُوَ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ إِنَّ اَلدّارَ اَلْآخِرَةَ لَهِيَ اَلْحَيَوانُ يَا جَابِرُ إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ لاَ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَرْكَنَ وَ يَطْمَئِنَّ إِلَى زَهْرَةِ اَلْحَيَاةِ اَلدُّنْيَا وَ…

از گفتار آن حضرت به جابر -روزی آن حضرت از منزل خارج شد در حالی که می فرمود: ای جابر به خدای سوگند شب را اندوهناک و دل آشوب به صبح رساندم. پس عرض کردم: فدایت شوم اندوه و آشوب دلت برای چیست؟ برای این دنیا؟ پس فرمود: نه ای جابر، بلکه اندوه نگرانی از آخرت است. ای جابر: هر که حقیقت خالص ایمان بر دلش وارد شود، از زرق و برق دنیا روی برتابد. به راستی که زیبایی دنیا تنها بازی و سرگرمی است و به درستی که سرای دیگر همان زندگانی واقعی است. ای جابر به تحقیق نیکو نیست که مومن بر زیبایی این سرای، دل بندد و اعتماد کند. آگاه باش که فرزندان دنیا، اهل خود فراموشی، و بزرگ بینی و نادانیند و فرزندان آخرت همان مومنان، عمل کنندگان و دوری گزینندگان از دنیایند، اهل دانش، تیزفهمی و مرد اندیشه و عبرت گیری و جستجوگری…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 286
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه