قال الإمام باقر عليه السلام

احادیث درباره لاف زن از امام باقر (ع)

امام محمد باقر (علیه السلام)

۱۵ حدیث · صفحه ۱ از ۲

لَمَّا حُمِلَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِلَى اَلشَّامِ إِلَى هِشَامِ بْنِ عَبْدِ اَلْمَلِكِ وَ صَارَ بِبَابِهِ قَالَ لِأَصْحَابِهِ وَ مَنْ كَانَ بِحَضْرَتِهِ مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ إِذَا رَأَيْتُمُونِي قَدْ وَبَّخْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ ثُمَّ رَأَيْتُمُونِي قَدْ سَكَتُّ فَلْيُقْبِلْ عَلَيْهِ كُلُّ رَجُلٍ مِنْكُمْ فَلْيُوَبِّخْهُ ثُمَّ أَمَرَ أَنْ يُؤْذَنَ لَهُ فَلَمَّا دَخَلَ عَلَيْهِ أَبُو جَعْفَرٍ ع قَالَ بِيَدِهِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ فَعَمَّهُمْ جَمِيعاً بِالسَّلاَمِ ثُمَّ جَلَسَ فَازْدَادَ هِشَامٌ عَلَيْهِ حَنَقاً بِتَرْكِهِ اَلسَّلاَمَ عَلَيْهِ بِالْخِلاَفَةِ وَ جُلُوسِهِ بِغَيْرِ إِذْنٍ…

ابو بکر حضرمی گوید: چون امام باقر علیه السلام را بشام سوی هشام بن عبد الملک بردند، و بدربارش رسید، هشام باصحاب خود و حضار مجلس که از بنی امیه بودند، گفت: چون دیدید من محمد ابن علی را توبیخ کردم و ساکت شدم. شما یک بیک باو رو آورید و توبیخش کنید، سپس بحضرت اجازه ورود داد. -چون امام باقر علیه السلام وارد شد، با دست بهمگان اشاره کرد و فرمود: السلام علیکم همگان را مشمول سلام خود ساخت و بنشست. چون بهشام بعنوان خلافت سلام نکرد، و بی اجازه نشست کینه و خشم او افزون گشت، پس باو رو آورد و توبیخ میکرد، از جمله سخنانش این بود: ای محمد بن علی همیشه مردی از شما خاندان میان مسلمین اختلاف انداخته و آنها را بسوی خود دعوت کرده و از روی بیخردی و کم دانشی گمان کرده که او امامست. هر چه دلش خواست آن حضرت را توبیخ…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 471

قَالَ أَبِي لِجَابِرِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيِّ إِنَّ لِي إِلَيْكَ حَاجَةً فَمَتَى يَخِفُّ عَلَيْكَ أَنْ أَخْلُوَ بِكَ فَأَسْأَلَكَ عَنْهَا فَقَالَ لَهُ جَابِرٌ أَيَّ اَلْأَوْقَاتِ أَحْبَبْتَهُ فَخَلاَ بِهِ فِي بَعْضِ اَلْأَيَّامِ فَقَالَ لَهُ يَا جَابِرُ أَخْبِرْنِي عَنِ اَللَّوْحِ اَلَّذِي رَأَيْتَهُ فِي يَدِ أُمِّي فَاطِمَةَ ع بِنْتِ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ مَا أَخْبَرَتْكَ بِهِ أُمِّي أَنَّهُ فِي ذَلِكَ اَللَّوْحِ مَكْتُوبٌ فَقَالَ جَابِرٌ أَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنِّي دَخَلْتُ عَلَى أُمِّكَ فَاطِمَةَ ع فِي حَيَاةِ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَهَنَّيْتُهَا بِوِلاَدَةِ اَلْحُسَيْنِ وَ…

امام صادق علیه السلام فرماید: پدرم بجابر بن عبد الله انصاری فرمود: من با تو کاری دارم، چه وقت برایت آسان تر است که ترا تنها ببینم و از تو سوال کنم؟ جابر گفت: هر وقت شما بخواهی، پس روزی با او در خلوت نشست و باو فرمود: در باره لوحی که آن را در دست مادرم فاطمه علیها السلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله دیده یی و آنچه مادرم بتو فرمود که در آن لوح نوشته بود، بمن خبر ده. -جابر گفت: خدا را گواه میگیرم که من در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله خدمت مادرت فاطمه علیها السلام رفتم و او را بولادت حسین علیه السلام تبریک گفتم، در دستش لوح سبزی دیدم که گمان کردم از زمرد است و مکتوبی سفید در آن دیدم که چون رنگ خورشید(درخشان)بود. باو عرضکردم: دختر پیغمبر پدر و مادرم قربانت، این لوح چیست؟ فرمود…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 527

سَأَلْتُهُ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَأَجَابَنِي ثُمَّ جَاءَهُ رَجُلٌ فَسَأَلَهُ عَنْهَا فَأَجَابَهُ بِخِلاَفِ مَا أَجَابَنِي ثُمَّ جَاءَ رَجُلٌ آخَرُ فَأَجَابَهُ بِخِلاَفِ مَا أَجَابَنِي وَ أَجَابَ صَاحِبِي فَلَمَّا خَرَجَ اَلرَّجُلاَنِ قُلْتُ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ رَجُلاَنِ مِنْ أَهْلِ اَلْعِرَاقِ مِنْ شِيعَتِكُمْ قَدِمَا يَسْأَلاَنِ فَأَجَبْتَ كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا بِغَيْرِ مَا أَجَبْتَ بِهِ صَاحِبَهُ فَقَالَ يَا زُرَارَةُ إِنَّ هَذَا خَيْرٌ لَنَا وَ أَبْقَى لَنَا وَ لَكُمْ وَ لَوِ اِجْتَمَعْتُمْ عَلَى أَمْرٍ وَاحِدٍ لَصَدَّقَكُمُ اَلنَّاسُ عَلَيْنَا وَ لَكَانَ أَقَلَّ لِبَقَائِنَا وَ…

زراره گوید: از امام باقر(ع)مطلبی پرسیدم و جوابم فرمود، سپس مردی آمد و همان مطلب را از او پرسید و او بر خلاف جواب منش گفت، سپس مرد دیگری آمد و باو جوابی بر خلاف هر دو جواب داد، چون آن دو مرد رفتند، عرضکردم پسر پیغمبر دو مرد از اهل عراق و از شیعیان شما آمدند و سوالی کردند و شما هر یک را بر خلاف دیگری جواب دادید فرمود: ای زراره این گونه رفتار برای ما بهتر و ما و شما را بیشتر باقی دارد و اگر اتفاق کلمه داشته باشید، مردم متابعت شما را از ما تصدیق میکنند(و اتحاد شما را علیه خود میدانند)و زندگی ما و شما ناپایدار گردد. زراره گوید سپس بامام صادق(ع)عرضکردم: شیعیان شما چنانند که اگر آنها را بسوی سر نیزه و آتش برانید میروند با این حال از شما جوابهای مختلف میشنوند. آن حضرت هم مانند پدرش بمن جواب داد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 65

مَنْ قَرَأَ هَلْ أَتى عَلَى اَلْإِنْسانِ فِي كُلِّ غَدَاةِ خَمِيسٍ زَوَّجَهُ اَللَّهُ مِنَ اَلْحُورِ اَلْعِينِ ثَمَانَمِائَةِ عَذْرَاءَ وَ أَرْبَعَ آلاَفِ ثَيِّبٍ وَ حَوْرَاءَ مِنَ اَلْحُورِ اَلْعِينِ وَ كَانَ مَعَ مُحَمَّدٍ ص .

هر که سوره «قل اوحی الی»(سوره جن)را بسیار تلاوت کند در زندگی دنیا گرفتار چشم زخم، دمیدن سحر، جادو و نیرنگ جن نشود و همراه حضرت محمد صلی الله علیه و آله باشد و گوید: پروردگارا من جایگزینی بر این مقام و نعمت نخواهم و آرزوی دیگرگون شدن آن را ندارم

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 121

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ مَلَكَيْنِ هَبَطَا مِنَ اَلسَّمَاءِ فَالْتَقَيَا فِي اَلْهَوَاءِ فَقَالَ أَحَدُهُمَا لِصَاحِبِهِ فِيمَ هَبَطْتَ قَالَ بَعَثَنِيَ اَللَّهُ إِلَى بَحْرِ أَيْلَةَ أَحُشُّ سَمَكَة إِلَى جَبَّارٍ مِنَ اَلْجَبَابِرَةِ تَشَهَّى عَلَيْهِ سَمَكَة فِي ذَلِكَ اَلْبَحْرِ فَأَمَرَنِي أَحُشُّ إِلَى اَلصَّيَّادِ سَمَكَ ذَلِكَ اَلْبَحْرِ حَتَّى يَأْخُذَهَا لَهُ لِيَبْلُغَ اَللَّهُ بِالْكَافِرِ غَايَةَ مُنَاهُ فِي كُفْرِهِ وَ قَالَ اَلْآخَرُ فَفِيمَ بُعِثْتَ أَنْتَ فَقَالَ بَعَثَنِيَ اَللَّهُ فِي أَعْجَبَ مِنَ اَلَّذِي بَعَثَكَ فِيهِ بَعَثَنِي إِلَى…

امام باقر علیه السّلام فرمود:دو فرشته هنگام فرودشان از آسمان به زمین با یک دیگر ملاقات کردند، یکی از آن دو به دیگری گفت:چرا به طرف زمین می روی؟گفت:خداوند مرا به طرف دریای ابلّه مأمور کرد تا یک ماهی را به سوی ستمگری از ستمگران که میل به آن پیدا کرده بود برانم، لذا به من فرمان داد که ماهیهای این دریا را به سوی صیّاد سوق دهم که آن ماهی را برای آن ستمگر صید کند، تا خداوند نهایت آرزوی کافر را بر آورد. فرشتۀ دیگر گفت:تو برای چه فرستاده شده ای؟گفت:مأموریت من از جانب خداوند از کار تو نیز شگفت انگیزتر است، خداوند مرا به سوی مؤمنی روزه دار شب زنده دار کوشای در عبادت که دعا و نمازش در آسمان مشهور است، فرستاده تا ظرف غذایی را که برای افطارش آماده نموده وارونه سازم، تا خداوند بدین وسیله ایمانش را به خوبی…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 615

لَمَّا دَعَا نُوحٌ ع رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى قَوْمِهِ أَتَاهُ إِبْلِيسُ لَعَنَهُ اَللَّهُ فَقَالَ يَا نُوحُ إِنَّ لَكَ عِنْدِي يَداً أُرِيدُ أَنْ أُكَافِئَكَ عَلَيْهَا فَقَالَ نُوحٌ وَ اَللَّهِ إِنِّي لَبَغِيضٌ إِلَيَّ أَنْ يَكُونَ لَكَ عِنْدِي يَدٌ فَمَا هِيَ قَالَ بَلَى دَعَوْتَ اَللَّهَ عَلَى قَوْمِكَ فَأَغْرَقْتَهُمْ فَلَمْ يَبْقَ أَحَدٌ أُغْوِيهِ فَأَنَا مُسْتَرِيحٌ حَتَّى يَنْشَأَ قَرْنٌ آخَرُ فَأُغْوِيَهُمْ فَقَالَ لَهُ نُوحٌ مَا اَلَّذِي تُرِيدُ أَنْ تُكَافِئَنِي بِهِ قَالَ لَهُ اُذْكُرْنِي فِي ثَلاَثَةِ مَوَاطِنَ فَإِنِّي أَقْرَبَ مَا أَكُونُ إِلَى اَلْعَبْدِ إِذَا كَانَ فِي…

امام باقر(ع)فرمود: هنگامی که نوح نزد پروردگار خود دست بدعا برداشته و بر قوم خود نفرین کرد شیطان(خدای لعنتش کند)بنزد نوح آمد و گفت: ای نوح تو را بر من حقی است که میخواهم تلافی اش کنم نوح گفت: بخدا قسم بر من بسی ناگوار است که مرا بر تو حق نعمتی باشد چه حقی بتو دارم؟ گفت: آری بقوم خود نفرین کردی و همه را غرق نمودی و دیگر کسی که من گمراهش کنم باقی نماند و هم اکنون دوران استراحت من است تا نسل دیگری بوجود آید و من گمراهشان نمایم نوح باو گفت: آنچه میخواهی که به پاداش این خدمت بدهی چیست؟ گفت: در سه جا بیاد من باش که نزدیک ترین حالات من به بنده خدا در یکی از این سه مورد است بهنگام خشمت بیاد من باش و هنگامی که میان دو نفر قضاوت کنی بیاد من باشد و هنگامی که با زنی بخلوت نشسته ای و هیچ کس دیگر با شما…

الخصال، ج 2، ص 132

يَا جَابِرُ اِغْتَنِمْ مِنْ أَهْلِ زَمَانِكَ خَمْساً إِنْ حَضَرْتَ لَمْ تُعْرَفْ وَ إِنْ غِبْتَ لَمْ تُفْتَقَدْ وَ إِنْ شَهِدْتَ لَمْ تُشَاوَرْ وَ إِنْ قُلْتَ لَمْ يُقْبَلْ قَوْلُكَ وَ إِنْ خَطَبْتَ لَمْ تُزَوَّجْ وَ أُوصِيكَ بِخَمْسٍ إِنْ ظُلِمْتَ فَلاَ تَظْلِمْ وَ إِنْ خَانُوكَ فَلاَ تَخُنْ وَ إِنْ كُذِّبْتَ فَلاَ تَغْضَبْ وَ إِنْ مُدِحْتَ فَلاَ تَفْرَحْ وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلاَ تَجْزَعْ وَ فَكِّرْ فِيمَا قِيلَ فِيكَ فَإِنْ عَرَفْتَ مِنْ نَفْسِكَ مَا قِيلَ فِيكَ فَسُقُوطُكَ مِنْ عَيْنِ اَللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ عِنْدَ غَضَبِكَ مِنَ اَلْحَقِّ أَعْظَمُ عَلَيْكَ مُصِيبَةً مِمَّا خِفْتَ مِنْ…

سخنان امام باقر علیه السلام که در همین زمینه ها(اخلاق و حکمت و غیره)نقل شده است - نقل شده است که آن حضرت به جابر -، فرمود: ای جابر از مردم عصر خویش پنج کردار را غنیمت شمار: 1-اگر حضور یافتی شناخته نشوی. 2-و آنگاه که از میانشان رفتی، از تو نپرسند. 3-و چون در میانشان باشی، جویای نظرت نشوند. 4-و اگر پیشنهادی دهی نپذیرند. 5-و اگر دختری از آنان خواهی، ندهند. و تو را به پنج سخن، پند می دهم: 1-اگر ستم دیدی، ستم مکن. 2-و چون به تو خیانت کردند، جوابشان را با خیانت مده. 3-اگر تو دروغ پنداشته شوی، برافروخته مشو. 4-و اگر به نکویی یاد شدی، خوشحال مشو. 5-و چون به بدی یاد شدی بی صبری مکن، و در گفتار مردم نسبت به خودت، تامل کن. اگر آن را در خود مشاهده کردی، پس مصیبت افتادن تو از نظر خدای بزرگ و توانا، به…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 284

عَنِ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ خَمْسُ خِصَالٍ إِنْ أَدْرَكْتُمُوهَا فَتَعَوَّذُوا بِاللَّهِ مِنَ اَلنَّارِ لَمْ تَظْهَرِ اَلْفَاحِشَةُ فِي قَوْمٍ قَطُّ حَتَّى يُعْلِنُوا بِهَا إِلاَّ ظَهَرَ فِيهِمُ اَلطَّاعُونُ وَ اَلْأَوْجَاعُ اَلَّتِي لَمْ تَكُنْ فِي أَسْلاَفِهِمُ اَلَّذِينَ مَضَوْا وَ لَمْ يَنْقُصُوا اَلْمِكْيَالَ وَ اَلْمِيزَانَ إِلاَّ أُخِذُوا بِالسِّنِينَ وَ شِدَّةِ اَلْمَئُونَةِ وَ جَوْرِ اَلسُّلْطَانِ وَ لَمْ يَمْنَعُوا اَلزَّكَاةَ إِلاَّ مُنِعَ اَلْقَطْرُ مِنَ اَلسَّمَاءِ فَلَوْ لاَ اَلْبَهَائِمُ لَمْ يُمْطَرُوا وَ…

امام باقر علیه السّلام فرمود:رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:اگر به پنج خصلت بر خوردید از آتش به خدا پناه ببرید:هرگز در مردمی زناکاری علنی پدید نیامد مگر آنکه طاعون و دردهای گوناگونی که در گذشتگانشان سابقه نداشت در بین آنها پدید آمد، و از پیمانه و ترازو کم نکردند جز اینکه به قحطی و سختی مخارج زندگی و ستم سلطان گرفتار شدند، و از دادن زکات منع نکردند مگر اینکه آمدن باران از آسمان بر آنها ممنوع گردد، و اگر به جهت چهار پایان نبود هیچ باران بر آنان نبارد، و پیمان خدا و رسولش را نشکستند جز اینکه خداوند دشمنانشان را بر ایشان چیره کند و برخی از اموالشان را بگیرند، و به غیر آنچه خدای عزّ و جل نازل کرده حکم نکنند جز آنکه دچار کشمکش و ستیزه در میان خود گردند و خداوند آنان را به خودشان واگذارد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 297

بَيْنَا أَبِي ع يَطُوفُ بِالْكَعْبَةِ إِذَا رَجُلٌ مُعْتَجِرٌ قَدْ قُيِّضَ لَهُ فَقَطَعَ عَلَيْهِ أُسْبُوعَهُ حَتَّى أَدْخَلَهُ إِلَى دَارٍ جَنْبَ اَلصَّفَا فَأَرْسَلَ إِلَيَّ فَكُنَّا ثَلاَثَةً فَقَالَ مَرْحَباً يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِي وَ قَالَ بَارَكَ اَللَّهُ فِيكَ يَا أَمِينَ اَللَّهِ بَعْدَ آبَائِهِ يَا أَبَا جَعْفَرٍ إِنْ شِئْتَ فَأَخْبِرْنِي وَ إِنْ شِئْتَ فَأَخْبَرْتُكَ وَ إِنْ شِئْتَ سَلْنِي وَ إِنْ شِئْتَ سَأَلْتُكَ وَ إِنْ شِئْتَ فَاصْدُقْنِي وَ إِنْ شِئْتَ صَدَقْتُكَ قَالَ كُلَّ ذَلِكَ أَشَاءُ قَالَ فَإِيَّاكَ أَنْ يَنْطِقَ لِسَانُكَ عِنْدَ…

امام جواد علیه السلام فرماید: امام صادق علیه السلام فرمود: در آن میان که پدرم طواف کعبه مینمود، مردی نقاب زده ناگهانی پیدا شد و هفت شوط او را قطع کرد و او را بخانه کنار صفا آورد و دنبال من هم فرستاد تا سه نفر شدیم، آن مرد بمن گفت خوش آمدی پسر پیغمبر سپس دستش را بر سرم نهاد و گفت: خیر و برکت خدا بر تو بادای امین خدا پس از پدرانش (سپس متوجه پدرم شد و گفت)ای ابا جعفر اگر میخواهی تو بمن خبر ده و اگر میخواهی من بتو خبر دهم، میخواهی از من بپرس یا من از تو بپرسم، میخواهی تو مرا تصدیق کن یا من ترا تصدیق کنم، پدرم فرمود: همه اینها را میخواهم(و با هیچ یک مخالف نیستم)آن مرد گفت: پس مبادا که در جواب سوال من زبانت چیزی گوید که در دلت چیز دیگر باشد، فرمود: این کار را کسی میکند که در دلش دو علم مختلف باشد…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 242

بَيْنَا أَبِي جَالِسٌ وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ إِذَا اِسْتَضْحَكَ حَتَّى اِغْرَوْرَقَتْ عَيْنَاهُ دُمُوعاً ثُمَّ قَالَ هَلْ تَدْرُونَ مَا أَضْحَكَنِي قَالَ فَقَالُوا لاَ قَالَ زَعَمَ اِبْنُ عَبَّاسٍ أَنَّهُ مِنَ اَلَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اَللّهُ ثُمَّ اِسْتَقامُوا فَقُلْتُ لَهُ هَلْ رَأَيْتَ اَلْمَلاَئِكَةَ يَا اِبْنَ عَبَّاسٍ تُخْبِرُكَ بِوَلاَيَتِهَا لَكَ فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ مَعَ اَلْأَمْنِ مِنَ اَلْخَوْفِ وَ اَلْحُزْنِ قَالَ فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ َ قَدْ دَخَلَ فِي هَذَا جَمِيعُ اَلْأُمَّةِ فَاسْتَضْحَكْتُ ثُمَّ قُلْتُ…

امام صادق علیه السلام فرمود: در آن میان که پدرم نشسته بود و افرادی هم نزد او بودند، ناگهان او را خنده یی گرفت که دو چشمش پر از اشک شد، سپس فرمود: میدانید چه مرا بخنده آورد؟ گفتند: نه، فرمود: ابن عباس معتقد است که از جمله کسانی است که(30 سوره 41)«گفته اند: پروردگار ما خداست و سپس استقامت کردند-دنباله آیه: -فرشتگان برایشان نازل شوند که بیم مدارید و غم مخورید-» -من باو گفتم: ابن عباس تو فرشتگان را دیده یی که دوستی خود را نسبت بتو در دنیا و آخرت و ایمنی ترا از بیم و اندوه خبر دهند؟ ابن عباس گفت: خدای-تبارک و تعالی-فرماید: (10 سوره 49)«همانا مومنین برادر یک دیگرند»پس تمام امت در این حکم شریکند(یعنی همچنان که من فرشتگان را ندیده ام، سایر مومنین با استقامت هم ندیده اند). امام علیه السلام فرماید: من…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 247

لَقَدْ خَلَقَ اَللَّهُ جَلَّ ذِكْرُهُ لَيْلَةَ اَلْقَدْرِ أَوَّلَ مَا خَلَقَ اَلدُّنْيَا وَ لَقَدْ خَلَقَ فِيهَا أَوَّلَ نَبِيٍّ يَكُونُ وَ أَوَّلَ وَصِيٍّ يَكُونُ وَ لَقَدْ قَضَى أَنْ يَكُونَ فِي كُلِّ سَنَةٍ لَيْلَةٌ يَهْبِطُ فِيهَا بِتَفْسِيرِ اَلْأُمُورِ إِلَى مِثْلِهَا مِنَ اَلسَّنَةِ اَلْمُقْبِلَةِ مَنْ جَحَدَ ذَلِكَ فَقَدْ رَدَّ عَلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَهُ لِأَنَّهُ لاَ يَقُومُ اَلْأَنْبِيَاءُ وَ اَلرُّسُلُ وَ اَلْمُحَدَّثُونَ إِلاَّ أَنْ تَكُونَ عَلَيْهِمْ حُجَّةٌ بِمَا يَأْتِيهِمْ فِي تِلْكَ اَللَّيْلَةِ مَعَ اَلْحُجَّةِ اَلَّتِي يَأْتِيهِمْ بِهَا جَبْرَئِيلُ ع قُلْتُ وَ…

امام محمد تقی علیه السلام فرمود: خدای-جل ذکره-شب قدر را در ابتدای خلقت دنیا آفرید و در آن شب نخستین پیغمبر و نخستین وصیی که باید باشد(آدم و شیث را)آفرید وجود آنها را مقدر ساخت و حکم فرمود که در هر سالی شبی باشد که در آن شب تفسیر و بیان امور تا چنان شبی در سال آینده فرود آید، هر که آن شب را انکار کند، علم خدای عز و جل را رد کرده، زیرا پیغمبران و رسولان و محدثان جز بوسیله حجتی که درآنشب بآنها میرسد با حجتی که جبرییل علیه السلام(در غیر آن شب)برای آنها می آورد، قایم نشوند و بپا نایستند(زیرا برنامه رهبری خلق و علم بدون اختلاف را در آن شب بدست می آورند) راوی گوید: عرضکردم: جبرییل یا ملایکه دیگر نزد محدثان هم می آیند؟ فرمود: اما نسبت بپیغمبران و رسولان صلی الله علیهم که شکی نیست و نسبت بغیر ایشان…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 250

إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اَللَّهُ يَدَهُ عَلَى رُءُوسِ اَلْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ كَمَلَتْ بِهِ أَحْلاَمُهُمْ .

حضرت باقر علیه السلام فرمود: چون قایم ما قیام کند خداوند دست رحمتش را بر سر بندگان گذارد پس عقولشان را جمع کند و(تا پیروی هوس نکنند و با یک دیگر اختلاف نورزند)و در نتیجه خردشان کامل شود(متانت و خود نگهداریشان کامل شود).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 25
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه