قال الإمام باقر عليه السلام

احادیث درباره قضاء و قدر از امام باقر (ع)

امام محمد باقر (علیه السلام)

قَالَ اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَلْعَبْدُ بَيْنَ ثَلاَثَةٍ بَلاَءٍ وَ قَضَاءٍ وَ نِعْمَةٍ وَ عَلَيْهِ فِي اَلْبَلاَءِ مِنَ اَللَّهِ اَلصَّبْرُ فَرِيضَة وَ عَلَيْهِ فِي اَلْقَضَاءِ مِنَ اَللَّهِ اَلتَّسْلِيمُ فَرِيضَة وَ عَلَيْهِ فِي اَلنِّعْمَةِ مِنَ اَللَّهِ اَلشُّكْرُ فَرِيضَة .

امام باقر علیه السّلام فرمود:بنده همواره بین سه چیز است:بلا، قضا و قدر، نعمت؛ در برابر بلای نازل از طرف خدا واجب است صبر کند، و در برابر قضا و قدر خدا واجب است تسلیم باشد، و در برابر نعمت خدا واجب است شکرگزار باشد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 637

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ اَللَّهَ قَضَى فَأَمْضَى قَضَاءَهُ وَ حَكَمَ فَعَدَلَ فِي حُكُومَتِهِ فَلَمْ يَكُ لِقَضَائِهِ رَادٌّ وَ لاَ لِحُكْمِهِ مُعَقِّبٌ فَأَحَقُّ خَلْقِ اَللَّهِ أَنْ يُسَلِّمَ لِمَا قَضَى اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ عَرَفَ اَللَّهَ تَعَالَى وَ مَنْ رَضِيَ بِالْقَضَاءِ مَضَى عَلَيْهِ اَلْقَضَاءُ وَ عَظَّمَ اَللَّهُ أَجْرَهُ وَ مَنْ سَخِطَ اَلْقَضَاءَ مَضَى عَلَيْهِ اَلْقَضَاءُ وَ أَحْبَطَ اَللَّهُ أَجْرَهُ.

امام باقر علیه السّلام فرمود:خداوند آنچه را مقدّر فرموده انجام می دهد، و در اجرای حکمش به عدالت رفتار می کند، کسی نمی تواند مقدّرات خدا را برگرداند و یا حکمش را به تأخیر اندازد، بهترین مخلوقات خدا کسی است که در برابر حکم خدا تسلیم باشد، هر که خداوند متعال را شناخت و هر که به قضای خدا راضی شد، حکم خدا بر او جاری می شود و خداوند پاداشش را افزون کند، و هر کس از قضا و قدر خوشش نیاید، حکم خدا بر او جاری شده و اجرش ضایع گردیده است.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 641

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَجَبا لِلْمُؤْمِنِ إِنَّ اَللَّهَ لاَ يَقْضِي عَلَيْهِ قَضَاء إِلاَّ كَانَ خَيْرا لَهُ سَرَّهُ ذَلِكَ أَمْ سَاءَهُ وَ إِنِ اِبْتَلاَهُ كَانَ كَفَّارَة لِذَنْبِهِ وَ إِنْ أَعْطَاهُ وَ أَكْرَمَهُ فَقَدْ حَبَاهُ.

امام باقر علیه السّلام از قول رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:از مؤمن تعجب می کنم، خداوند هر حکمی بر او مقدر نموده برایش خیر است، چه خوشحالش کند و چه ناراحت، و اگر گرفتار بلایش سازد کفّارۀ گناهش باشد، و اگر چیزی به او عطا کند و او را احترام کند، هدیه است.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 643

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَحَقُّ خَلْقِ اَللَّهِ أَنْ يُسَلِّمَ لِمَا قَضَى اَللَّهُ مَنْ عَرَفَ اَللَّهَ وَ مَنْ رَضِيَ بِالْقَضَاءِ أَتَى عَلَيْهِ اَلْقَضَاءُ وَ عَظَّمَ اَللَّهُ أَجْرَهُ وَ مَنْ سَخِطَ اَلْقَضَاءَ أَتَى عَلَيْهِ اَلْقَضَاءُ وَ أَحْبَطَ اَللَّهُ أَجْرَهُ.

امام باقر علیه السّلام فرمود:سزاوارترین خلق خدا که بدان چه خداوند برایش مقدر کرده تسلیم باشد کسی است که خدا را شناخته، و هر کس راضی به قضا و قدر باشد قضا و قدر الهی شامل حالش شود، و خداوند پاداش بزرگی نصیب او گرداند، و هر که ناخشنود از قضا و قدر الهی باشد قضا و قدر بر او بگذرد و خداوند پاداش او را بیهوده انگارد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 21

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ عَجَبا لِلْمُؤْمِنِ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لاَ يَقْضِي لَهُ قَضَاء إِلاَّ كَانَ لَهُ خَيْرا إِنِ اُبْتُلِيَ صَبَرَ وَ إِنْ أُعْطِيَ شَكَرَ.

امام باقر علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله روایت کند که می فرمود:من از کار مؤمن در شگفتم، خداوند عزّ و جل مقدّر نمی کند برای او تقدیری را مگر اینکه برایش خیر باشد، اگر گرفتار شود بردبار باشد، و اگر خیری به او عطا شد سپاسگزار است.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 29

فِي قَضَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ كُلُّ خَيْرٍ لِلْمُؤْمِن‏

قضا و قدر خدای عزّ و جلّ، تماماً برای مؤمن خیر و سعادت است.

متن و ترجمه کتاب شریف «المؤمن»، ص: 20

وَ قَالَ رَجُلٌ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ لاَ تَغْضَبُ عَلَيَّ قَالَ لِمَا ذَا قَالَ لِمَا أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْهُ قَالَ قُلْ قَالَ وَ لاَ تَغْضَبُ قَالَ وَ لاَ أَغْضَبُ قَالَ أَ رَأَيْتَ قَوْلَكَ فِي لَيْلَةِ اَلْقَدْرِ وَ تَنَزُّلِ اَلْمَلاَئِكَةِ وَ اَلرُّوحِ فِيهَا إِلَى اَلْأَوْصِيَاءِ يَأْتُونَهُمْ بِأَمْرٍ لَمْ يَكُنْ رَسُولُ اَللَّهِ ص قَدْ عَلِمَهُ أَوْ يَأْتُونَهُمْ بِأَمْرٍ كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ ص يَعْلَمُهُ وَ قَدْ عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص مَاتَ وَ لَيْسَ مِنْ عِلْمِهِ شَيْ ءٌ إِلاَّ وَ عَلِيٌّ ع لَهُ وَاعٍ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع مَا لِي وَ…

مردی بامام محمد تقی علیه السلام عرضکرد: پسر پیغمبر بر من خشم مکن، فرمود: برای چه؟ عرضکرد: برای آنچه میخواهم از شما بپرسم. فرمود: بگو: عرضکرد: خشم نمیکنی؟ فرمود: خشم نمیکنم، عرضکرد، بفرمایید اینکه راجع بشب قدر معتقدید که فرشتگان و جبرییل بسوی اوصیا نازل میشوند، آیا برای آنها امری می آورند که پیغمبر صلی الله علیه و آله آن را نمیدانسته یا امری می آورند که پیغمبر صلی الله علیه و آله آن را میدانسته است؟ با آنکه شما میدانید که چون پیغمبر صلی الله علیه و آله وفات کرد، علی علیه السلام تمام علوم او را فرا گرفته بود؟ امام فرمود: ای مرد مرا با تو چکار است؟ چه شخصی ترا نزد من آورد؟ عرضکرد: سرنوشت مرا برای طلب دین نزد تو آورد. فرمود: پس آنچه را بتو میگویم خوب بفهم. همانا چون رسول خدا صلی الله علیه و آله…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 251

وَ عِنْدَهُ أُنَاسٌ مِنْ أَصْحَابِهِ عَجِبْتُ مِنْ قَوْمٍ يَتَوَلَّوْنَا وَ يَجْعَلُونَا أَئِمَّةً وَ يَصِفُونَ أَنَّ طَاعَتَنَا مُفْتَرَضَةٌ عَلَيْهِمْ كَطَاعَةِ رَسُولِ اَللَّهِ ص ثُمَّ يَكْسِرُونَ حُجَّتَهُمْ وَ يَخْصِمُونَ أَنْفُسَهُمْ بِضَعْفِ قُلُوبِهِمْ فَيَنْقُصُونَا حَقَّنَا وَ يَعِيبُونَ ذَلِكَ عَلَى مَنْ أَعْطَاهُ اَللَّهُ بُرْهَانَ حَقِّ مَعْرِفَتِنَا وَ اَلتَّسْلِيمَ لِأَمْرِنَا أَ تَرَوْنَ أَنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى اِفْتَرَضَ طَاعَةَ أَوْلِيَائِهِ عَلَى عِبَادِهِ ثُمَّ يُخْفِي عَنْهُمْ أَخْبَارَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ يَقْطَعُ عَنْهُمْ مَوَادَّ اَلْعِلْمِ…

ضریس کناسی گوید: در حالی که جمعی از اصحاب خدمت امام باقر علیه السلام بودند، شنیدم که آن حضرت میفرمود: من در شگفتم از مردمی که از ما پیروی می کنند و ما را پیشوای خود میدانند و میگویند اطاعت ما چون اطاعت رسول خدا صلی الله علیه و آله واجب است، با وجود این دلیل و حجت خود را میشکنند و با ضعف قلبی که از خود نشان دهند خود را مغلوب کنند و حق ما را کاهش دهند و بر کسی که خدایش برهان حق معرفت و گردن نهادن بامر ما را عطا فرموده خرده گیری کنند، شما میپذیرید که خدای تبارک و تعالی اطاعت اولیایش را بر بندگانش واجب کند و سپس اخبار آسمانها و زمین را از ایشان پوشیده دارد و اصول علم را نسبت بسوالاتی که از ایشان می شود و قوام دین ایشانست از آنها قطع کند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 261

أَنَّ زَيْدَ بْنَ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ ع دَخَلَ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ مَعَهُ كُتُبٌ مِنْ أَهْلِ اَلْكُوفَةِ يَدْعُونَهُ فِيهَا إِلَى أَنْفُسِهِمْ وَ يُخْبِرُونَهُ بِاجْتِمَاعِهِمْ وَ يَأْمُرُونَهُ بِالْخُرُوجِ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع هَذِهِ اَلْكُتُبُ اِبْتِدَاءٌ مِنْهُمْ أَوْ جَوَابُ مَا كَتَبْتَ بِهِ إِلَيْهِمْ وَ دَعَوْتَهُمْ إِلَيْهِ فَقَالَ بَلِ اِبْتِدَاءٌ مِنَ اَلْقَوْمِ لِمَعْرِفَتِهِمْ بِحَقِّنَا وَ بِقَرَابَتِنَا مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ لِمَا يَجِدُونَ فِي كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ وُجُوبِ مَوَدَّتِنَا وَ فَرْضِ طَاعَتِنَا وَ لِمَا…

زید بن علی بن الحسین، خدمت امام باقر علیه السلام رسید و نامه هایی از اهل کوفه همراه داشت که او را بطرف خود خوانده و از اجتماع خود آگاهش نموده و دستور نهضت داده بودند، امام باقر علیه السلام باو فرمود: این نامه ها از خود آنها شروع شده یا جواب نامه ایست که بآنها نوشته یی و ایشان را دعوت کرده یی؟ گفت: ایشان شروع کرده اند، زیرا حق ما را میشناسند و قرابت ما را با رسول خدا صلی الله علیه و آله میدانند و در کتاب خدای عز و جل وجوب دوستی و اطاعت ما را می بینند و فشار و گرفتاری و بلا کشیدن ما را مشاهده میکنند. امام باقر علیه السلام فرمود: اطاعت(مردم از پیشوا)از طرف خدای عز و جل واجب گشته و روشی است که خدا آن را در پیشینیان امضا کرده و در آخرین همچنان اجرا میکند، و اطاعت نسبت بیک نفر از ماست و دوستی نسبت…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 356

أَتَيْنَا خَدِيجَةَ بِنْتَ عُمَرَ بْنِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع نُعَزِّيهَا بِابْنِ بِنْتِهَا فَوَجَدْنَا عِنْدَهَا مُوسَى بْنَ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْحَسَنِ فَإِذَا هِيَ فِي نَاحِيَةٍ قَرِيباً مِنَ اَلنِّسَاءِ فَعَزَّيْنَاهُمْ ثُمَّ أَقْبَلْنَا عَلَيْهِ فَإِذَا هُوَ يَقُولُ لاِبْنَةِ أَبِي يَشْكُرَ اَلرَّاثِيَةِ قُولِي فَقَالَتْ اُعْدُدْ رَسُولَ اَللَّهِ وَ اُعْدُدْ بَعْدَهُ أَسَدَ اَلْإِلَهِ وَ ثَالِثاً عَبَّاسَا وَ اُعْدُدْ عَلِيَّ اَلْخَيْرِ وَ اُعْدُدْ جَعْفَراً وَ اُعْدُدْ عَقِيلاً بَعْدَهُ اَلرُّوَّاسَا فَقَالَ أَحْسَنْتِ وَ أَطْرَبْتِنِي زِيدِينِي…

عبد الله بن ابراهیم گوید: (با جماعتی)نزد خدیجه دختر عمر بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام رفتیم تا او را بوفات پسر دخترش تسلیت گوییم، در حضور او موسی بن عبد الله بن حسن را دیدیم که در گوشه ای نزدیک زنان نشسته بود، ما بآنها تسلیت گفتیم و متوجه موسی شدیم، موسی بدختر ابی بشکر که نوحه خوان بود گفت: بخوان، او چنین خواند: بشمار رسول خدا را و پس از وی شیر خدا (حمزه)و در مرتبه سوم عباس(برادر حمزه)را-و بشمار علی نیکوکار و بشمار جعفر و عقیل را بعد از او که همه رییس بودند. موسی باو گفت: احسنت: مرا بطرب آوردی، بیشتر بخوان، او هم دنبال کرد و گفت: پیشوای پرهیزگاران محمد از خاندان ماست و حمزه و جعفر پاک از خاندان ماست علی پسر عم و داماد پیغمبر از خاندان ماست او پهلوان پیغمبر و امام مطهر است ما…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 358
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه