قال الإمام باقر عليه السلام

احادیث درباره فریب از امام باقر (ع)

امام محمد باقر (علیه السلام)

لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اَللَّهِ ص بَاتَ آلُ مُحَمَّدٍ ع بِأَطْوَلِ لَيْلَةٍ حَتَّى ظَنُّوا أَنْ لاَ سَمَاءَ تُظِلُّهُمْ وَ لاَ أَرْضَ تُقِلُّهُمْ لِأَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص وَتَرَ اَلْأَقْرَبِينَ وَ اَلْأَبْعَدِينَ فِي اَللَّهِ فَبَيْنَا هُمْ كَذَلِكَ إِذْ أَتَاهُمْ آتٍ لاَ يَرَوْنَهُ وَ يَسْمَعُونَ كَلاَمَهُ فَقَالَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ إِنَّ فِي اَللَّهِ عَزَاءً مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ وَ نَجَاةً مِنْ كُلِّ هَلَكَةٍ وَ دَرَكاً لِمَا فَاتَ كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ اَلْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ اَلْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ…

امام باقر علیه السلام فرمود: چون رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت، آل محمد علیهم السلام (از شدت تاثر و اندوه)درازترین شب را میگذرانیدند(چون خواب از چشمشان رفته بود و جهان در نظرشان تیره گشته بود)تا آنجا که از آسمانی که بالای سرشان قرار گرفته و زمینی که آنها را بر دوش کشیده فراموش کردند. زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله خویش و بیگانه را در راه خدا متحد ساخته بود برای رضای خدا حامی و مدافع خویشان و بیگانگان بود و کمانشان را بزه کشیده بود در آن میان که ایشان چنان حالی داشتند، واردی بر ایشان در آمد، که خودش را نمی دیدند و سخنش را می شنیدند و او می گفت: درود و رحمت و برکات خدا بر شما خانواده باد، همانا با وجود خدا در سایه او هر مصیبتی را بردباری و دلخوشی و هر هلاکتی را نجات و از دست رفته یی…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 445

قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ ع مَا خَدَعُوكَ عَنْ شَيْ ءٍ فَلاَ يَخْدَعُونَكَ عَنِ اَلْعَصْرِ صَلِّهَا وَ اَلشَّمْسُ صَافِيَةٌ فَإِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص قَالَ الموتر اَلْمَوْتُورُ أَهْلَهُ وَ مَالَهُ مَنْ ضَيَّعَ صَلاَةَ اَلْعَصْرِ قُلْتُ وَ مَا الموتر اَلْمَوْتُورُ أَهْلَهُ وَ مَالَهُ قَالَ لاَ يَكُونُ لَهُ أَهْلٌ وَ لاَ مَالٌ فِي اَلْجَنَّةِ قُلْتُ وَ مَا تَضْيِيعُهَا قَالَ يَدَعُهَا وَ اَللَّهِ حَتَّى تَصْفَرَّ اَلشَّمْسُ أَوْ تَغِيبَ .

ابو بصیر گوید: امام باقر علیه السلام مرا فرمود: در مورد هر چیزی که تو را فریب دهند در مورد نماز عصر فریبت ندهند. آن هنگام که خورشید سپید است و نمودار، نماز عصر را برپا دار؛ زیرا پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر که نماز عصر را تباه گرداند بی زن و فرزند و بی مال شود. عرض کردم: بی زن و فرزند و بی مال یعنی چه؟ فرمود: او را در بهشت زن و فرزند و مالی نباشد. عرض کردم: تباه کردنش چگونه است؟ فرمود: به خدا سوگند نماز عصر را واگذارد تا خورشید به زردی گراید یا غروب کند.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 231

عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدِ بْنِ هِلاَلٍ قَالَ : دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ نَحْنُ جَمَاعَةٌ فَقَالَ كُونُوا اَلنُّمْرُقَةَ اَلْوُسْطَى يَرْجِعُ إِلَيْكُمُ اَلْغَالِي وَ يَلْحَقُ بِكُمُ اَلتَّالِي وَ اِعْمَلُوا يَا شِيعَةَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَللَّهِ مَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَ اَللَّهِ مِنْ قَرَابَةٍ وَ لاَ لَنَا عَلَى اَللَّهِ حُجَّةٌ وَ لاَ يُتَقَرَّبُ إِلَى اَللَّهِ إِلاَّ بِالطَّاعَةِ مَنْ كَانَ مُطِيعا نَفَعَتْهُ وَلاَيَتُنَا وَ مَنْ كَانَ عَاصِيا لَمْ تَنْفَعْهُ وَلاَيَتُنَا قَالَ ثُمَّ اِلْتَفَتَ إِلَيْنَا وَ قَالَ لاَ تَغْتَرُّوا وَ لاَ تَفْتُرُوا قُلْتُ وَ مَا…

عمرو بن سعید بن هلال گوید:به همراه گروهی وارد بر امام باقر علیه السّلام شدیم، حضرت فرمود:شما لنگرگاه میانه باشید تا سبقت گیرندگان به سوی شما برگردند و عقب ماندگان به شما برسند.و آگاه باشید ای شیعۀ آل محمّد صلّی اللّٰه علیه و آله به خدا قسم بین ما و خداوند هیچ گونه خویشاوندی وجود ندارد و ما هیچ حجّتی بر خدا نداریم، و قرب به خدا میسّر نمی شود مگر به واسطه اطاعت و بندگی، هر کس مطیع باشد ولایت ما برایش سودمند است، و هر کس نافرمان باشد ولایت ما نفعی برایش ندارد. عمرو می گوید:سپس امام رو به ما کرده و فرمود:فریب نخورید و افترا نبندید، پرسیدم: نمرقه وسطی چیست؟فرمود:آیا ندیده ای کسانی را که وقتی وارد خانه ای می شوند که در آن بالشهایی وجود دارد؛ به آن بالشهای متوسط متوجه می شوند و آن را برای استراحت…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 109

أَنَّ اَللَّهَ أَنْزَلَ كِتَاباً مِنْ كُتُبِهِ عَلَى نَبِيٍّ مِنَ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ فِيهِ أَنْ يَكُونَ خَلْقٌ مِنْ خَلْقِي لمحسنون يَلْحَسُونَ اَلدُّنْيَا بِالدِّينِ يَلْبَسُونَ مُسُوحَ اَلضَّأْنِ عَلَى قُلُوبٍ كَقُلُوبِ اَلذِّئَابِ أَشَدُّ مَرَارَةً مِنَ اَلصَّبِرِ وَ أَلْسِنَتُهُمْ أَحْلَى مِنَ اَلْعَسَلِ وَ أَعْمَالُهُمُ اَلْبَاطِنَةُ أَنْتَنُ مِنَ اَلْجِيَفِ بِي تَغْتَرُّونَ أَمْ إِيَّايَ تُخَادِعُونَ أَمْ عَلَيَّ تَتَجَبَّرُونَ فَبِعِزَّتِي حَلَفْتُ لَأَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ فِتْنَةً تَطَأُهُمْ فِي خِطَامِهَا حَتَّى تَبْلُغَ أَطْرَافَ اَلْأَرْضِ تَتْرُكُ اَلْحَلِيمَ مِنْهَا حَيْرَانَ فيما…

امام صادق از پدرش علیهما السلام روایت نموده که فرمود: به راستی، خدای گرامی و بزرگ یکی از کتاب های آسمانی خود را بر یکی از پیامبران فرو فرستاد و در آن آمده بود: گروهی از آفریدگانم دین را وسیله دستیابی به دنیا قرار می دهند؛ با دل هایی چون دل گرگ، پوست گوسفند در بر می کنند؛ از درخت صبر تلخ ترند ولی زبانشان از عسل شیرین تر است؛ کردارهای درونی ایشان از مردار بدبوتر است. آیا فریب رحمت مرا خورده اند یا مرا می فریبند و یا بر من گستاخی و بی پروایی می کنند؟ به بزرگی ام سوگند یاد کرده ام که در میانشان فتنه ای لگام گسیخته افکنم که پهنه زمین را فرا گیرد؛ فتنه ای که خردمند را در شگفتی واگذارد و صاحب نظر و خردورز را سرگردان و حیران سازد؛ لباس پراکندگی و تفرقه بر تنشان پوشانم و گروهی را با گروهی دیگر…

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 255

كُلُّ مَنْ دَانَ اَللَّهَ بِعِبَادَةٍ يُجْهِدُ فِيهَا نَفْسَهُ وَ لاَ إِمَامَ لَهُ مِنَ اَللَّهِ فَسَعْيُهُ غَيْرُ مَقْبُولٍ وَ هُوَ ضَالٌّ مُتَحَيِّرٌ وَ اَللَّهُ شَانِئٌ لِأَعْمَالِهِ وَ مَثَلُهُ كَمَثَلِ شَاةٍ ضَلَّتْ عَنْ رَاعِيهَا وَ قَطِيعِهَا فَهَجَمَتْ ذَاهِبَةً وَ جَائِيَةً يَوْمَهَا فَلَمَّا جَنَّهَا اَللَّيْلُ بَصُرَتْ بِقَطِيعٍ مَعَ غَيْرِ رَاعِيهَا فَحَنَّتْ إِلَيْهَا وَ اِغْتَرَّتْ بِهَا فَبَاتَتْ مَعَهَا فِي رَبْضَتِهَا فَلَمَّا أَنْ سَاقَ اَلرَّاعِي قَطِيعَهُ أَنْكَرَتْ رَاعِيَهَا وَ قَطِيعَهَا فَهَجَمَتْ مُتَحَيِّرَةً تَطْلُبُ رَاعِيَهَا وَ قَطِيعَهَا فَبَصُرَتْ بِغَنَمٍ مَعَ…

محمد بن مسلم گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام میفرمود: هر که دینداری خدا کند با عبادتی که خود را در آن بزحمت افکند ولی پیشوایی از جانب خدا برای خود نگرفته باشد، کوشش او پذیرفته نیست و او گمراهست و سرگردان و خدا کردار او را ناپسند دارد و حکایت او حکایت گوسفندی است که از چوپان و گله خویش گم شود و تمام روز را با تلاش در رفت و آمد باشد و چون شب بر او پرده افکند، گله یی را که از چوپان خودش نیست ببیند، بسوی آن گراید و بآن فریب خورد و در خوابگاه آن گله بخوابد. هنگامی که چوپان گله خود را حرکت دهد، آن چوپان و گله را ناشناس بیند، باز با شتاب و سرگردانی در جستجوی چوپان و گله خود برآید، گوسفندانی را با چوپانش به بیند، بسوی آن گراید و بدان فریفته شود، چوپان هم او را فریاد زند که بیا و بچوپان و گله خود…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 374
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه