ثَلاَثٌ دَرَجَاتٌ وَ ثَلاَثٌ كَفَّارَاتٌ وَ ثَلاَثٌ مُوبِقَاتٌ وَ ثَلاَثٌ مُنْجِيَاتٌ فَأَمَّا اَلدَّرَجَاتُ فَإِفْشَاءُ اَلسَّلاَمِ وَ إِطْعَامُ اَلطَّعَامِ وَ اَلصَّلاَةُ بِاللَّيْلِ وَ اَلنَّاسُ نِيَامٌ وَ اَلْكَفَّارَاتُ إِسْبَاغُ اَلْوُضُوءِ فِي اَلسَّبَرَاتِ وَ اَلْمَشْيُ بِاللَّيْلِ وَ اَلنَّهَارِ إِلَى اَلصَّلَوَاتِ وَ اَلْمُحَافَظَةُ عَلَى اَلْجَمَاعَاتِ وَ أَمَّا اَلثَّلاَثُ اَلْمُوبِقَاتُ فَشُحٌّ مُطَاعٌ وَ هَوًى مُتَّبَعٌ وَ إِعْجَابُ اَلْمَرْءِ بِنَفْسِهِ وَ أَمَّا اَلْمُنْجِيَاتُ فَخَوْفُ اَللَّهِ فِي اَلسِّرِّ وَ اَلْعَلاَنِيَةِ وَ اَلْقَصْدُ فِي اَلْغِنَى وَ اَلْفَقْرِ وَ…
امام باقر(ع)فرمود: سه چیز باعث بالا رفتن درجه است و سه چیز موجب کفاره گناه و سه چیز کشنده است و سه چیز نجات بخش. اما موجبات درجات: آشکار سلام دادن و اطعام کردن و در دل شب که مردم بخواب اند نماز خواندن است و اما کفاره ها در هوای سرد وضوی کامل ساختن و برای ادای نمازهای شبانه روزی گام برداشتن و بنماز جماعت مواظبت نمودن میباشد. و اما آن سه که کشنده است بخلی است که در وجود انسانی حاکم و فرمانروا باشد و هوای نفسی که از آن پیروی شود و خود پسندی است. و اما چیزهای نجات بخش: در پنهان و آشکار از خداوند ترسیدن و در حال ثروتمندی و تهی دستی میانه روی کردن و در حال رضا و خشم سخن بعدالت گفتن است و روایت 11 نیز بهمین مضمون است و روایت دیگری از امام صادق(ع)رسیده است که من آن را در کتاب معانی الاخبار با سند…
كُنْتُ جَلِيساً لِعُمَرَ بْنِ عَبْدِ اَلْعَزِيزِ حَيْثُ دَخَلَ اَلْمَدِينَةَ فَأَمَرَ مُنَادِيَهُ فَنَادَى مَنْ كَانَتْ لَهُ مَظْلِمَةٌ أَوْ ظُلاَمَةٌ فَلْيَأْتِ اَلْبَابَ فَأَتَى مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ يَعْنِي اَلْبَاقِرَ ع فَدَخَلَ إِلَيْهِ مَوْلاَهُ مُزَاحِمٌ فَقَالَ إِنَّ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيِّ بِالْبَابِ فَقَالَ لَهُ أَدْخِلْهُ يَا مُزَاحِمُ قَالَ فَدَخَلَ وَ عُمَرُ يَمْسَحُ عَيْنَيْهِ مِنَ اَلدُّمُوعِ فَقَالَ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَا أَبْكَاكَ يَا عُمَرُ فَقَالَ هِشَامٌ أَبْكَاهُ كَذَا وَ كَذَا يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ فَقَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ يَا عُمَرُ إِنَّمَا…
هشام بن معاذ گوید: عمر بن عبد العزیز که بمدینه وارد شد با منش همنشینی بوده به جارچی اش دستور داد و او اعلام کرد هر کس را ستمی رسید، و یا شکایتی از کسی دارد بدر بار بیاید امام باقر تشریف آورد نوکر عمر: مزاحم وارد شد و گفت: که محمد بن علی(ع)بر در خانه است گفت: باندرونش راهنمایی کن گوید: امام هنگامی داخل شد که عمر اشک از چشمان خود پاک میکرد محمد بن علی(ع)فرمود چرا گریه کرده ای؟ هشام گفت: یا ابن رسول الله جهت گریه اش چنین و چنان است فرمود: ای عمر براستی که دنیا بازاری از بازارها است گروهی از این بازار بیرون شدند و متاعی سودمند تهیه کرده بودند و گروهی دیگر متاع زیان بخش، چه بسا مردمی که از کارهای روزمره ما زیان ها دیدند تا مرگشان فرا رسید و ریشه کن شدند و سر افکنده از دنیا بیرون رفتند زیرا نه…
يَا جَابِرُ اِغْتَنِمْ مِنْ أَهْلِ زَمَانِكَ خَمْساً إِنْ حَضَرْتَ لَمْ تُعْرَفْ وَ إِنْ غِبْتَ لَمْ تُفْتَقَدْ وَ إِنْ شَهِدْتَ لَمْ تُشَاوَرْ وَ إِنْ قُلْتَ لَمْ يُقْبَلْ قَوْلُكَ وَ إِنْ خَطَبْتَ لَمْ تُزَوَّجْ وَ أُوصِيكَ بِخَمْسٍ إِنْ ظُلِمْتَ فَلاَ تَظْلِمْ وَ إِنْ خَانُوكَ فَلاَ تَخُنْ وَ إِنْ كُذِّبْتَ فَلاَ تَغْضَبْ وَ إِنْ مُدِحْتَ فَلاَ تَفْرَحْ وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلاَ تَجْزَعْ وَ فَكِّرْ فِيمَا قِيلَ فِيكَ فَإِنْ عَرَفْتَ مِنْ نَفْسِكَ مَا قِيلَ فِيكَ فَسُقُوطُكَ مِنْ عَيْنِ اَللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ عِنْدَ غَضَبِكَ مِنَ اَلْحَقِّ أَعْظَمُ عَلَيْكَ مُصِيبَةً مِمَّا خِفْتَ مِنْ…
سخنان امام باقر علیه السلام که در همین زمینه ها(اخلاق و حکمت و غیره)نقل شده است - نقل شده است که آن حضرت به جابر -، فرمود: ای جابر از مردم عصر خویش پنج کردار را غنیمت شمار: 1-اگر حضور یافتی شناخته نشوی. 2-و آنگاه که از میانشان رفتی، از تو نپرسند. 3-و چون در میانشان باشی، جویای نظرت نشوند. 4-و اگر پیشنهادی دهی نپذیرند. 5-و اگر دختری از آنان خواهی، ندهند. و تو را به پنج سخن، پند می دهم: 1-اگر ستم دیدی، ستم مکن. 2-و چون به تو خیانت کردند، جوابشان را با خیانت مده. 3-اگر تو دروغ پنداشته شوی، برافروخته مشو. 4-و اگر به نکویی یاد شدی، خوشحال مشو. 5-و چون به بدی یاد شدی بی صبری مکن، و در گفتار مردم نسبت به خودت، تامل کن. اگر آن را در خود مشاهده کردی، پس مصیبت افتادن تو از نظر خدای بزرگ و توانا، به…
عَنْ أَبِي اَلْقَدَّاحِ عَنْ أَبِيهِ قَالَ : اِسْتَأْذَنَ رَجُلٌ مِنْ أَتْبَاعِ بَنِي أُمَيَّةَ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ وَ كَانَ مِنَ اَلْقَوْمِ سَيْلُ كَذَا فَخِفْنَا عَلَيْهِ فَقُلْنَا جَعَلَنَا اَللَّهُ فِدَاكَ هَذَا فُلاَنٌ يَسْتَأْذِنُ عَلَيْكَ فَلَوْ تَوَارَيْتَ مِنْهُ وَ قُلْنَا مَا هُوَ هَاهُنَا قَالَ لاَ بَلْ اِئْذَنُوا لَهُ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عِنْدَ لِسَانِ كُلِّ قَائِلٍ وَ يَدِ كُلِّ بَاسِطٍ فَهَذَا اَلْقَائِلُ لاَ يَسْتَطِيعُ أَنْ يَقُولَ إِلاَّ مَا شَاءَ اَللَّهُ وَ هَذَا اَلْبَاسِطُ لاَ يَسْتَطِيعُ بِيَدِهِ إِلاَّ بِمَا شَاءَ اَللَّهُ قَالَ ثُمَّ…
ابی القداح از پدرش نقل می کند که گفت:مردی از پیروان بنی امیّه از امام باقر علیه السّلام اجازۀ ملاقات خواست، ما از او ترسیدیم و گفتیم:جان ما فدای شما باد این فلانی است که اجازه می خواهد نزد شما بیاید، چرا خود را از او مخفی نمی سازید، تا ما بگوئیم او اینجا نیست؟ فرمود:نه، به او اجازه دهید داخل شود، رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:خداوند سخن هر گوینده را می شنود و دست هر ستمکاری را می بیند، پس این گوینده نمی تواند چیزی را بگوید مگر آنچه را که خدا بخواهد، و این دست نمی تواند کاری بکند مگر آنچه را خدا بخواهد. سپس امام به مرد اجازه فرمود، پس آن مرد داخل بر امام شد و مسائل خود را مطرح کرد و پاسخش را گرفت، سپس رفت.
وَ عَنِ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : لَقِيَ رَسُولَ اَللَّهِ فِي بَعْضِ أَسْفَارِهِ رَكْبٌ فَقَالُوا اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ فَقَالَ مَنْ أَنْتُمْ قَالُوا نَحْنُ مُؤْمِنُونَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ فَمَا حَقِيقَةُ إِيمَانِكُمْ قَالُوا اَلرِّضَا بِقَضَاءِ اَللَّهِ وَ اَلتَّفْوِيضُ إِلَى اَللَّهِ وَ اَلتَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اَللَّهِ فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عُلَمَاءُ وَ حُكَمَاءُ كَادُوا أَنْ يَكُونُوا مِنَ اَلْحِكْمَةِ أَنْبِيَاءَ فَإِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ فَلاَ تَبْنُوا مَا لاَ تَسْكُنُونَ وَ لاَ تَجْمَعُوا مَا لاَ تَأْكُلُونَ…
امام باقر علیه السّلام فرمود:رسول خدا در یکی از سفرهایش به جمعی شترسوار برخورد، آنها گفتند:درود بر تو ای رسول خدا ایشان فرمود:شما کیستید؟ گفتند:ما مؤمنان هستیم ای رسول خدا حضرت فرمود:حقیقت ایمان شما چیست؟ گفتند:رضا به قضای خدا، و واگذاری خود به خدا، و تسلیم به امر خدا، رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله به اطرافیان خود فرمود:اینها دانشمندانی حکیم هستید که نزدیک است از مقام بلند حکمت خود انبیاء باشند. سپس رو به آنها کرده و فرمود:اگر راست می گوئید:نسازید آنچه را که در آن سکنی نمی گزینید، و جمع نکنید آنچه را که نمی خورید، و بترسید از خدائی که بسوی او بازگردانده خواهید شد.
عَنْ جَابِرٍ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّ فُقَهَاءَ اَلْكُوفِيِّينَ يَقُولُونَ إِنَّهُ إِذَا كَانَ يَوْمُ اَلْقِيَامَةِ جِيءَ بِعَبْدٍ مُلْجَمٍ بِلِجَامٍ مِنْ نَارٍ فَيَقُولُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَا عَبْدِي مَا حَمَلَكَ عَلَى أَنْ كَتَمْتَ عِلْما عَلَّمْتُكَ فَيَقُولُ يَا رَبِّ خِفْتُ عِبَادَكَ فَيَقُولُ أَنَا كُنْتُ أَحَقَّ أَنْ تَخَافَنِي فَيُؤْمَرُ بِهِ إِلَى اَلنَّارِ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ كَذَبَ وَ اَللَّهِ فُقَهَاءُ اَلْكُوفِيِّينَ أَمَا وَ اَللَّهِ لَوْ كَانَ ذَلِكَ حَقّا مَا أَثْنَى اَللَّهُ عَلَى مُؤْمِنِ آلِ فِرْعَوْنَ فِي…
جابر گوید:به امام باقر علیه السّلام عرض کردم:فقیهان کوفه می گویند:زمانی که روز قیامت شود بنده ای را در حالی که لجامی از آتش به دهان دارد می آورند، خداوند عزّ و جل می فرماید:ای بندۀ من چه چیز تو را واداشت که دانشی را به تو آموختم کتمان نمودی؟ عرض می کند:پروردگارا از بندگانت ترسیدم، خداوند می فرماید:من سزاوارتر بودم که از من بترسی، سپس فرمان می دهد که او را در آتش اندازند. امام باقر علیه السّلام فرمود:بخدا قسم فقیهان کوفه دروغ گفته اند، بخدا قسم اگر این مطلب حقیقت داشت، خداوند مؤمن آل فرعون را در کتابش ستایش نمی نمود در حالی که ششصد سال ایمانش را پنهان داشت، زیرا او خزانه دار فرعون بود.
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : ثَلاَثٌ دَرَجَاتٌ وَ ثَلاَثٌ كَفَّارَاتٌ وَ ثَلاَثٌ مُوبِقَاتٌ وَ ثَلاَثٌ مُنْجِيَاتٌ فَأَمَّا اَلدَّرَجَاتُ فَإِفْشَاءُ اَلسَّلاَمِ وَ إِطْعَامُ اَلطَّعَامِ وَ اَلصَّلاَةُ وَ اَلنَّاسُ نِيَامٌ وَ أَمَّا اَلْكَفَّارَاتُ فَإِسْبَاغُ اَلْوُضُوءِ فِي اَلسَّبَرَاتِ وَ اَلْمَشْيُ بِاللَّيْلِ وَ اَلنَّهَارِ إِلَى اَلصَّلَوَاتِ وَ اَلْمُحَافَظَةُ عَلَى اَلْجَمَاعَاتِ وَ أَمَّا اَلثَّلاَثُ اَلْمُوبِقَاتُ فَشُحٌّ مُطَاعٌ وَ هَو ى مُتَّبَعٌ وَ إِعْجَابُ اَلْمَرْءِ بِنَفْسِهِ وَ أَمَّا اَلثَّلاَثُ اَلْمُنْجِيَاتُ فَخَوْفُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي…
امام باقر علیه السّلام فرمود:سه چیز درجه انسان را بالا می برد، و سه چیز موجب کفّارۀ گناه، و سه چیز کشنده است، و سه چیز نجات بخش. اما درجات:بلند سلام کردن، و غذا دادن، و در دلش شب که مردم در خوابند نماز خواندن است، و اما کفّاره ها:در هوای سرد وضوی کامل گرفتن، و برای ادای نمازهای شبانه روزی گام برداشتن، و بر نماز جماعت مواظبت نمودن، و امّا آن سه که کشنده است:بخلی که در وجود انسانی حاکم و فرمانروا باشد، و هوای نفسی که از آن پیروی شود، و خود پسندی، و اما چیزهای نجات بخش:در پنهان و آشکار از خداوند ترسیدن، و در حال ثروتمندی و تهیدستی میانه روی کردن، و در حال رضا و خشم سخن به عدالت گفتن.
سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اَللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا اَلْأَماناتِ إِلى أَهْلِها وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ اَلنّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ قَالَ إِيَّانَا عَنَى أَنْ يُؤَدِّيَ اَلْأَوَّلُ إِلَى اَلْإِمَامِ اَلَّذِي بَعْدَهُ اَلْكُتُبَ وَ اَلْعِلْمَ وَ اَلسِّلاَحَ وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ اَلنّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ اَلَّذِي فِي أَيْدِيكُمْ ثُمَّ قَالَ لِلنَّاسِ يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اَللّهَ وَ أَطِيعُوا اَلرَّسُولَ وَ أُولِي اَلْأَمْرِ مِنْكُمْ إِيَّانَا عَنَى خَاصَّةً أَمَرَ جَمِيعَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِلَى…
برید عجلی گوید: از امام باقر علیه السلام در باره قول خدای عز و جل«خدا بشما فرمان میدهد که امانتها را بصاحبانش برسانید و چون میان مردم داور شدید بعدالت حکم کنید-62 سوره 4-»پرسیدم، فرمود: خدا ما را قصد کرده است، که باید امام پیشین کتابها و علم و سلاح را بامام بعد از خود برساند «و چون میان مردم داور شدید، بعدالت حکم کنید»یعنی بآنچه دست شماست(از احکام و قوانین خدا حکم کنید)سپس خدای تعالی بمردم فرماید: «کسانی که ایمان آورده اید خدا را اطاعت کنید و رسول و والیان امر از خودتان را اطاعت کنید-63 سوره 4-»خدا خصوص ما را قصد کرده، (ماییم والیان امر)خدا همه مومنین را تا روز قیامت باطاعت ما امر فرموده«و چون از نزاع و اختلاف در باره امری ترسیدید، آن را بخدا و رسول و والیان امر از خود ارجاع دهید-آیه 59 سوره…
أَمَرَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رَسُولَهُ بِوَلاَيَةِ عَلِيٍّ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ إِنَّما وَلِيُّكُمُ اَللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَلَّذِينَ آمَنُوا اَلَّذِينَ يُقِيمُونَ اَلصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ اَلزَّكاة وَ فَرَضَ وَلاَيَةَ أُولِي اَلْأَمْرِ فَلَمْ يَدْرُوا مَا هِيَ فَأَمَرَ اَللَّهُ مُحَمَّداً ص أَنْ يُفَسِّرَ لَهُمُ اَلْوَلاَيَةَ كَمَا فَسَّرَ لَهُمُ اَلصَّلاَةَ وَ اَلزَّكَاةَ وَ اَلصَّوْمَ وَ اَلْحَجَّ فَلَمَّا أَتَاهُ ذَلِكَ مِنَ اَللَّهِ ضَاقَ بِذَلِكَ صَدْرُ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ تَخَوَّفَ أَنْ يَرْتَدُّوا عَنْ دِينِهِمْ وَ أَنْ يُكَذِّبُوهُ فَضَاقَ صَدْرُهُ وَ رَاجَعَ رَبَّهُ عَزَّ وَ…
عمر بن اذینه از زراره و فضیل و بکیر و ابن مسلم و برید و ابی الجارود، همگی از امام باقر علیه السلام روایت کنند که فرمود: خدای عز و جل رسولش را بولایت علی علیه السلام امر کرد و آیه «سرپرست شما تنها خداست و رسولش و کسانی که ایمان آورده، نماز بپا دارند و زکاه دهند-55 سوره مایده-»را بر او نازل فرمود و ولایت اولو الامر(کار داران)را واجب ساخت، مردم ندانستند مقصود از ولایت چیست، خدا بمحمد صلی الله علیه و آله امر فرمود تا ولایت را برای آنها توضیح دهد، چنان که نماز و زکاه و روزه و حج را توضیح داد، و چون امر بولایت از جانب خدا بپیغمبر رسید حضرتش دلتنگ شد و ترسید مردم از دین برگردند و او را تکذیب کنند، از این جهت دلتنگ شد و بپروردگارش مراجعه کرد، خدای عز و جل باو وحی فرستاد«ای پیغمبر آنچه از پروردگارت…
أَتَيْنَا خَدِيجَةَ بِنْتَ عُمَرَ بْنِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع نُعَزِّيهَا بِابْنِ بِنْتِهَا فَوَجَدْنَا عِنْدَهَا مُوسَى بْنَ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْحَسَنِ فَإِذَا هِيَ فِي نَاحِيَةٍ قَرِيباً مِنَ اَلنِّسَاءِ فَعَزَّيْنَاهُمْ ثُمَّ أَقْبَلْنَا عَلَيْهِ فَإِذَا هُوَ يَقُولُ لاِبْنَةِ أَبِي يَشْكُرَ اَلرَّاثِيَةِ قُولِي فَقَالَتْ اُعْدُدْ رَسُولَ اَللَّهِ وَ اُعْدُدْ بَعْدَهُ أَسَدَ اَلْإِلَهِ وَ ثَالِثاً عَبَّاسَا وَ اُعْدُدْ عَلِيَّ اَلْخَيْرِ وَ اُعْدُدْ جَعْفَراً وَ اُعْدُدْ عَقِيلاً بَعْدَهُ اَلرُّوَّاسَا فَقَالَ أَحْسَنْتِ وَ أَطْرَبْتِنِي زِيدِينِي…
عبد الله بن ابراهیم گوید: (با جماعتی)نزد خدیجه دختر عمر بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام رفتیم تا او را بوفات پسر دخترش تسلیت گوییم، در حضور او موسی بن عبد الله بن حسن را دیدیم که در گوشه ای نزدیک زنان نشسته بود، ما بآنها تسلیت گفتیم و متوجه موسی شدیم، موسی بدختر ابی بشکر که نوحه خوان بود گفت: بخوان، او چنین خواند: بشمار رسول خدا را و پس از وی شیر خدا (حمزه)و در مرتبه سوم عباس(برادر حمزه)را-و بشمار علی نیکوکار و بشمار جعفر و عقیل را بعد از او که همه رییس بودند. موسی باو گفت: احسنت: مرا بطرب آوردی، بیشتر بخوان، او هم دنبال کرد و گفت: پیشوای پرهیزگاران محمد از خاندان ماست و حمزه و جعفر پاک از خاندان ماست علی پسر عم و داماد پیغمبر از خاندان ماست او پهلوان پیغمبر و امام مطهر است ما…