قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ ع تَزَاوَرُوا فِي بُيُوتِكُمْ فَإِنَّ ذَلِكَ حَيَاةٌ لِأَمْرِنَا رَحِمَ اَللَّهُ عَبْداً أَحْيَا أَمْرَنَا.
خیثمه گفت امام باقر(ع)بمن فرمود: بخانه های یک دیگر رفت و آمد داشته باشید که این کار باعث حیات امر ما است رحمت خدا بر بنده ای باد که امر ما را احیا کند.
عَنِ اَلْبَاقِرِ أَوِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : اَلْحَيَاءُ وَ اَلْإِيمَانُ مَقْرُونَانِ فِي قَرْنٍ فَإِذَا ذَهَبَ أَحَدُهُمَا تَبِعَهُ صَاحِبُهُ.
امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام فرمود:حیاء و ایمان در یک رشته هم دوش هم هستند، هر گاه یکی از آن دو برود دیگری هم می رود.
قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لِمُيَسِّرِ بْنِ عَبْدِ اَلْعَزِيزِ يَا مُيَسِّرُ إِذَا طَلَبْتَ حَاجَة فَلاَ تَطْلُبْهَا بِاللَّيْلِ وَ اُطْلُبْهَا بِالنَّهَارِ فَإِنَّ اَلْحَيَاءَ فِي اَلْوَجْهِ.
امام باقر علیه السّلام به میسر بن عبد العزیز فرمود:ای میسر، هر گاه خواستی چیزی را از کسی طلب کنی، آن را در شب طلب نکن، بلکه در روز از او بخواه، زیرا حیا در صورت است.
فِيمَا نَاجَى بِهِ اَللَّهُ مُوسَى ع عَلَى اَلطُّورِ أَنْ يَا مُوسَى أَبْلِغْ قَوْمَكَ أَنَّهُ مَا يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ اَلْمُتَقَرِّبُونَ بِمِثْلِ اَلْبُكَاءِ مِنْ خَشْيَتِي وَ مَا تَعَبَّدَ إِلَيَّ اَلْمُتَعَبِّدُونَ بِمِثْلِ اَلْوَرَعِ عَنْ مَحَارِمِي وَ لاَ تَزَيَّنَ لِيَ اَلْمُتَزَيِّنُونَ بِمِثْلِ اَلزُّهْدِ فِي اَلدُّنْيَا عَمَّا بِهِمُ اَلْغِنَى عَنْهُ قَالَ فَقَالَ مُوسَى ع يَا أَكْرَمَ اَلْأَكْرَمِينَ فَمَا ذَا أَثَبْتَهُمْ عَلَى ذَلِكَ فَقَالَ يَا مُوسَى أَمَّا اَلْمُتَقَرِّبُونَ إِلَيَّ بِالْبُكَاءِ مِنْ خَشْيَتِي فَهُمْ فِي اَلرَّفِيقِ اَلْأَعْلَى لاَ يُشَارِكُهُمْ فِيهِ أَحَدٌ وَ…
امام باقر علیه السلام فرمود: از جمله سخنانی که خداوند با موسی علیه السلام در کوه طور زمزمه نمود این بود که ای موسی به قوم خویش بگو که تقرب جویان به من به چیزی مانند گریستن از ترس من، به من تقرب نیافته اند و عبادت پیشگان به چیزی مانند پرهیز از حرام های من مرا عبادت نکرده اند و آرایندگان به چیزی مانند پارسایی در دنیا از آنچه که از آن بی نیازند، خویش را برای من نیاراسته اند. حضرت موسی علیه السلام عرض کرد: ای بزرگوارترین بزرگواران چه پاداشی به آنان داده ای؟ خداوند فرمود: ای موسی اما تقرب جویان به من که با گریستن از ترس من به من تقرب می جویند در جایگاه پیامبران باشند و هیچ کس با آنان در این مقام شریک نباشد و اما عبادت پیشگان که با پرهیز از حرام های من مرا عبادت می کنند، پس به راستی، من اعمال مردم…
اَلْحَيَاءُ وَ اَلْإِيمَانُ مَقْرُونَانِ فِي قَرَنٍ فَإِذَا ذَهَبَ أَحَدُهُمَا تَبِعَهُ صَاحِبُهُ.
حیا و ایمان در یک ریسمان پیوسته گشته و تنیده شده اند چون یکی از آن دو رود دیگری به دنبالش برود.
إِنَّمَا شِيعَةُ عَلِيٍّ ع اَلْمُتَبَاذِلُونَ فِي وَلاَيَتِنَا اَلْمُتَحَابُّونَ فِي مَوَدَّتِنَا اَلْمُتَزَاوِرُونَ لِإِحْيَاءِ أَمْرِنَا اَلَّذِينَ إِذَا غَضِبُوا لَمْ يَظْلِمُوا وَ إِذَا رَضُوا لَمْ يُسْرِفُوا بَرَكَةٌ عَلَى مَنْ جَاوَرُوا سِلْمٌ لِمَنْ خَالَطُوا.
به راستی شیعیان علی علیه السلام آنهایند که در راه ولایت ما نسبت به یک دیگر فداکاری می کنند و در دوستی ما به یک دیگر مهر می ورزند و برای برپاداری امر ما به دیدار هم می روند؛ آنان که چون خشم گیرند ستم نورزند و چون خشنود گردند زیاده روی ننمایند؛ برکت همسایگان و آسودگی همنشینانند.
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیهِ السَّلَامُ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: اسْتَحْیوا مِنَ اللَّهِ حَقَّ الْحَیاءِ، فَقِیلَ: یا رَسُولَ اللَّهِ! وَ مَنْ یسْتَحْیی مِنَ اللَّهِ حَقَّ الْحَیاءِ؟ فَقَالَ: مَنِ اسْتَحْیی مِنَ اللَّهِ حَقَّ الْحَیاءِ، فَلْیکتُبْ أَجَلُهُ بَینَ عَینَیهِ، وَ لْیزْهَدْ فِی الدُّنْیا وَ زِینَتَهَا، وَ یحْفَظُ الرَّأْسَ وَ مَا حَوَی، وَ الْبَطْنَ وَ مَا وَعَی، وَ لَا ینسَی الْمَقَابِرَ، وَ الْبِلَی.
امام باقر عَلَیهِ السَّلَامُ به نقل از رسول خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فرمود: از خداوند به طور واقعی شرم و حیا کنید،
گفته شد: ای رسول خدا! چه کسی می تواند در مقابل خدا حقیقتاً شرم و حیا را رعایت کند؟
حضرت رسول صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فرمود: هر که واقعاً از خدا شرم و حیا کند، مرگ خود را هر لحظه جلوی خود می بیند، نسبت به دنیا و تجمّلات آن زاهدانه زندگی می کند، سر و چشم و گوش و زبان و فکر خود را، همچنین شکم و اطراف آن را حفظ و کنترل می نماید، قبرستان و حالات درون قبر را فراموش نمی کند.
بَيْنَا أَبِي ع يَطُوفُ بِالْكَعْبَةِ إِذَا رَجُلٌ مُعْتَجِرٌ قَدْ قُيِّضَ لَهُ فَقَطَعَ عَلَيْهِ أُسْبُوعَهُ حَتَّى أَدْخَلَهُ إِلَى دَارٍ جَنْبَ اَلصَّفَا فَأَرْسَلَ إِلَيَّ فَكُنَّا ثَلاَثَةً فَقَالَ مَرْحَباً يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِي وَ قَالَ بَارَكَ اَللَّهُ فِيكَ يَا أَمِينَ اَللَّهِ بَعْدَ آبَائِهِ يَا أَبَا جَعْفَرٍ إِنْ شِئْتَ فَأَخْبِرْنِي وَ إِنْ شِئْتَ فَأَخْبَرْتُكَ وَ إِنْ شِئْتَ سَلْنِي وَ إِنْ شِئْتَ سَأَلْتُكَ وَ إِنْ شِئْتَ فَاصْدُقْنِي وَ إِنْ شِئْتَ صَدَقْتُكَ قَالَ كُلَّ ذَلِكَ أَشَاءُ قَالَ فَإِيَّاكَ أَنْ يَنْطِقَ لِسَانُكَ عِنْدَ…
امام جواد علیه السلام فرماید: امام صادق علیه السلام فرمود: در آن میان که پدرم طواف کعبه مینمود، مردی نقاب زده ناگهانی پیدا شد و هفت شوط او را قطع کرد و او را بخانه کنار صفا آورد و دنبال من هم فرستاد تا سه نفر شدیم، آن مرد بمن گفت خوش آمدی پسر پیغمبر سپس دستش را بر سرم نهاد و گفت: خیر و برکت خدا بر تو بادای امین خدا پس از پدرانش (سپس متوجه پدرم شد و گفت)ای ابا جعفر اگر میخواهی تو بمن خبر ده و اگر میخواهی من بتو خبر دهم، میخواهی از من بپرس یا من از تو بپرسم، میخواهی تو مرا تصدیق کن یا من ترا تصدیق کنم، پدرم فرمود: همه اینها را میخواهم(و با هیچ یک مخالف نیستم)آن مرد گفت: پس مبادا که در جواب سوال من زبانت چیزی گوید که در دلت چیز دیگر باشد، فرمود: این کار را کسی میکند که در دلش دو علم مختلف باشد…
إِنَّمَا كَانَتْ شِيعَةَ عَلِيٍّ اَلْمُتَبَاذِلُونَ فِي وَلاَيَتِنَا اَلْمُتَحَابُّونَ فِي مَوَدَّتِنَا اَلْمُتَزَاوِرُونَ لِإِحْيَاءِ أَمْرِنَا إِنْ غَضِبُوا لَمْ يَظْلِمُوا وَ إِنْ رَضُوا لَمْ يُسْرِفُوا بَرَكَةٌ لِمَنْ جَاوَرُوا سِلْمٌ لِمَنْ خَالَطُوا.
امام باقر(ع)فرمود: تنها شیعه علی است که در دوستی ما بیکدیگر بذل و بخشش دارند و در محبت ما همدیگر را دوست دارند و برای زنده ساختن امر ولایت بدیدن هم میروند اگر خشمناک شوند ستم نورزند و اگر راضی باشند زیاده روی نکنند با هر کس همسایه باشند اسباب برکت اویند و همزیستی مسالمت آمیز دارند.
رَحِمَ اللهُ عَبداً اِحیاءَ العِلمَ
خدا رحمت کند بنده ای را که احیا کننده علم است.
رُوِيَ عَنْ بَعْضِ اَلصَّادِقِينَ أَنَّهُ قَالَ : اَلذِّكْرُ مَقْسُومٌ عَلَى سَبْعَةِ أَعْضَاءٍ اَللِّسَانِ وَ اَلرُّوحِ وَ اَلنَّفْسِ وَ اَلْعَقْلِ وَ اَلْمَعْرِفَةِ وَ اَلسِّرِّ وَ اَلْقَلْبِ وَ كُلُّ وَاحِدٍ يَحْتَاجُ إِلَى اِسْتِقَامَةٍ فَاسْتِقَامَةُ اَللِّسَانِ صِدْقُ اَلْإِقْرَارِ وَ اِسْتِقَامَةُ اَلرُّوحِ صِدْقُ اَلاِحْتِضَارِ وَ اِسْتِقَامَةُ اَلنَّفْسِ صِدْقُ اَلاِسْتِغْفَارِ وَ اِسْتِقَامَةُ اَلْقَلْبِ صِدْقُ اَلاِعْتِذَارِ وَ اِسْتِقَامَةُ اَلْعَقْلِ صِدْقُ اَلاِعْتِبَارِ وَ اِسْتِقَامَةُ اَلْمَعْرِفَةِ صِدْقُ اَلاِفْتِخَارِ وَ اِسْتِقَامَةُ اَلسِّرِّ اَلسُّرُورُ بِعَالَمِ…
از امام باقر یا امام صادق علیه السّلام روایت شده که ایشان فرموده اند:ذکر حقّ بین هفت عضو از اعضای انسان تقسیم شده:زبان، روح و جان، عقل، معرفت، سر و قلب، و هر یک از آنها نیاز به استقامت دارند.استقامت زبان به راستی در گفتار است، و استقامت روح به درستی ذهن و حضور آن است، و استقامت جان به درستی در توبه کردن است، و استقامت قلب به درستی در عذر خواهی، و استقامت عقل به درستی در پند گرفتن است، و استقامت شناخت به درستی در سرافرازی، و استقامت سر متوجه بودن به عالم اسرار است.پس ذکر زبان حمد و ثناست، و ذکر جان کوشش و تلاش، و ذکر روح ترس و امید، و ذکر قلب راستی و صمیمیت، و ذکر عقل تعظیم و حیا، و ذکر معرفت تسلیم و رضا، و ذکر سر مقام شهود حق و لقاء اللّٰه است.
لَمَّا اُحْتُضِرَ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع قَالَ لِلْحُسَيْنِ يَا أَخِي إِنِّي أُوصِيكَ بِوَصِيَّةٍ فَاحْفَظْهَا فَإِذَا أَنَا مِتُّ فَهَيِّئْنِي ثُمَّ وَجِّهْنِي إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص لِأُحْدِثَ بِهِ عَهْداً ثُمَّ اِصْرِفْنِي إِلَى أُمِّي فَاطِمَةَ ع ثُمَّ رُدَّنِي فَادْفِنِّي بِالْبَقِيعِ وَ اِعْلَمْ أَنَّهُ سَيُصِيبُنِي مِنَ اَلْحُمَيْرَاءِ مَا يَعْلَمُ اَلنَّاسُ مِنْ صَنِيعِهَا وَ عَدَاوَتِهَا لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ ص وَ عَدَاوَتِهَا لَنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ فَلَمَّا قُبِضَ اَلْحَسَنُ ع وَ وُضِعَ عَلَى سَرِيرِهِ فَانْطَلَقُوا بِهِ إِلَى مُصَلَّى رَسُولِ اَللَّهِ ص اَلَّذِي كَانَ…
محمد بن مسلم گوید شنیدم امام باقر علیه السلام می فرمود: چون حسن بن علی علیه السلام بحالت احتضار درآمد، بحسین فرمود، برادرم بتو وصیتی میکنم، آن را حفظ کن، چون من مردم، جنازه ام را آماده دفن کن سپس مرا بسوی رسول خدا صلی الله علیه و آله بر تا با او تجدید عهدی کنم، آنگاه مرا بجانب مادرم فاطمه علیها السلام برگردان، سپس مرا ببر و در بقیع دفن کن و بدان که از طرف حمیرا، (عایشه)که مردم از زشتکاری و دشمن او با خدا و پیغمبر و ما خاندان آگاهند، مصیبتی بمن میرسد، پس چون امام حسن علیه السلام وفات کرد و روی تابوتش گذاردند، او را بمحلی که پیغمبر صلی الله علیه و آله بر جنازه ها نماز میخواند بردند، امام حسین بر جنازه نماز گذارد و چون نمازش تمام شد داخل مسجدش بردند، چون بر سر قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله…