عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ يَقُولُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي وَ عَظَمَتِي وَ كِبْرِيَائِي وَ نُورِي وَ عُلُوِّي وَ اِرْتِفَاعِ مَكَانِي لاَ يُؤْثِرُ عَبْدٌ هَوَاهُ عَلَى هَوَايَ إِلاَّ شَتَّتُّ عَلَيْهِ أَمْرَهُ وَ لَبَّسْتُ عَلَيْهِ دُنْيَاهُ وَ شَغَلْتُ قَلْبَهُ بِهَا وَ لَمْ أُوتِهِ مِنْهَا إِلاَّ مَا قَدَّرْتُ لَهُ وَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي وَ عَظَمَتِي وَ كِبْرِيَائِي وَ نُورِي وَ عُلُوِّي وَ اِرْتِفَاعِ مَكَانِي لاَ يُؤْثِرُ عَبْدٌ هَوَايَ عَلَى هَوَاهُ إِلاَّ اِسْتَحْفَظْتُهُ مَلاَئِكَتِي وَ كَفَّلْتُ اَلسَّمَاوَاتِ وَ…
امام باقر علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله روایت کند که فرمود:خداوند عزّ و جل می فرماید:قسم به عزت و جلالم و بزرگی و عظمت و نور و برتری و به جایگاه بلندم، هیچ بنده ای خواست خود را بر خواست من مقدم نکند؛ مگر اینکه کارش را پریشان کنم، و دنیایش را درهم سازم و دلش را به آن مشغول نمایم، و از آن به او ندهم مگر آنچه را برایش مقدّر کرده ام، قسم به عزت و جلال و بزرگی و عظمت و نور و برتری و بلندی مقام و جایگاهم، هیچ بنده ای خواست مرا بر خواست خود مقدّم نکند مگر اینکه ملائکه من از او محافظت کنند، و آسمانها و زمین را متکفل روزی او سازم، و از پس تجارت و سودجوئی هر تاجری من پشتیبان او هستم و دنیا بر خلاف انتظارش به آستان بوسی او آید.
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : لَمَّا اِشْتَدَّ عَلَى أَبِي ذَرٍّ اَلْأَمْرُ قَالَ رَبِّ خَنِّقْنِي خِنَاقَكَ فَوَ عِزَّتِكَ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّ قَلْبِي يُحِبُّكَ.
از امام باقر علیه السّلام نقل شده که فرمود:چون که کار بر ابو ذر سخت گشت گفت:پروردگارا اندوه تو مرا خفه کرد، به عزتت قسم تو می دانی که قلبم تو را دوست دارد.
قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي وَ عَظَمَتِي وَ قُدْرَتِي وَ بَهَائِي وَ عُلُوِّي! لَا يُؤْثِرُ عَبْدٌ هَوَايَ عَلَى هَوَاهُ إِلَّا جَعَلْتُ الْغِنَى فِي نَفْسِهِ، وَ هَمَّهُ فِي آخِرَتِهِ، وَ كَفَفْتُ عَنْهُ ضَيْعَتَهُ، وَ ضَمَّنْتُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ رِزْقَهُ، وَ كُنْتُ لَهُ مِنْ وَرَاءِ تِجَارَةِ كُلِّ تَاجِر
خداوند عزّ و جلّ فرموده است: سوگند به عزّت، جلال، عظمت، قدرت، بهاء و عُلوّ مقام خودم! بندهای هوا و عشق مرا بر هوای خود مقدّم ندارد، مگر آنکه قرار می دهم ثروت و بی نیازیش را در وجود خود او؛ و تلاش و همّتش را در جهت آخرت او قرار می دهم؛ و تنگناهای او را کفایت و بر طرف می نمایم؛ آسمانها و زمین را برای روزی او تضمین می کنم و من خود رونق بخش درآمدهای او خواهم بود.
أَنَّ اَللَّهَ أَنْزَلَ كِتَاباً مِنْ كُتُبِهِ عَلَى نَبِيٍّ مِنَ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ فِيهِ أَنْ يَكُونَ خَلْقٌ مِنْ خَلْقِي لمحسنون يَلْحَسُونَ اَلدُّنْيَا بِالدِّينِ يَلْبَسُونَ مُسُوحَ اَلضَّأْنِ عَلَى قُلُوبٍ كَقُلُوبِ اَلذِّئَابِ أَشَدُّ مَرَارَةً مِنَ اَلصَّبِرِ وَ أَلْسِنَتُهُمْ أَحْلَى مِنَ اَلْعَسَلِ وَ أَعْمَالُهُمُ اَلْبَاطِنَةُ أَنْتَنُ مِنَ اَلْجِيَفِ بِي تَغْتَرُّونَ أَمْ إِيَّايَ تُخَادِعُونَ أَمْ عَلَيَّ تَتَجَبَّرُونَ فَبِعِزَّتِي حَلَفْتُ لَأَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ فِتْنَةً تَطَأُهُمْ فِي خِطَامِهَا حَتَّى تَبْلُغَ أَطْرَافَ اَلْأَرْضِ تَتْرُكُ اَلْحَلِيمَ مِنْهَا حَيْرَانَ فيما…
امام صادق از پدرش علیهما السلام روایت نموده که فرمود: به راستی، خدای گرامی و بزرگ یکی از کتاب های آسمانی خود را بر یکی از پیامبران فرو فرستاد و در آن آمده بود: گروهی از آفریدگانم دین را وسیله دستیابی به دنیا قرار می دهند؛ با دل هایی چون دل گرگ، پوست گوسفند در بر می کنند؛ از درخت صبر تلخ ترند ولی زبانشان از عسل شیرین تر است؛ کردارهای درونی ایشان از مردار بدبوتر است. آیا فریب رحمت مرا خورده اند یا مرا می فریبند و یا بر من گستاخی و بی پروایی می کنند؟ به بزرگی ام سوگند یاد کرده ام که در میانشان فتنه ای لگام گسیخته افکنم که پهنه زمین را فرا گیرد؛ فتنه ای که خردمند را در شگفتی واگذارد و صاحب نظر و خردورز را سرگردان و حیران سازد؛ لباس پراکندگی و تفرقه بر تنشان پوشانم و گروهی را با گروهی دیگر…
جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي فَقَالَ لَهُ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ إِنِّي اُبْتُلِيتُ بِبَلاَءٍ فَادْعُ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَقِيلَ لَهُ إِنَّهُ يُؤْتَى فِي دُبُرِهِ فَقَالَ مَا أَبْلَى اَللَّهُ أَحَداً بِهَذَا اَلْبَلاَءِ وَ لَهُ فِيهِ حَاجَةٌ ثُمَّ قَالَ أَبِي ع قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي لاَ يَقْعُدُ عَلَى إِسْتَبْرَقِهَا وَ حَرِيرِهَا مَنْ يُؤْتَى فِي دُبُرِهِ .
امام صادق از پدرش علیهما السلام روایت نموده که فرمود: مردی نزد پدرم آمد و عرض کرد: ای پسر پیامبر خدا من به بلایی گرفتار شده ام، برایم در درگاه خدای گرامی و بزرگ دعا کن. امام علیه السلام را گفتند: با این مرد همجنس بازی می کنند. امام علیه السلام فرمود: خداوند کسی را که به او توجه دارد به این بلا گرفتار نمی سازد، آنگاه پدرم علیه السلام فرمود: خدای گرامی و بزرگ می فرماید: به عزت و شکوهم سوگند که هر کس که با او لواط کنند بر دیبای زرباف بهشتی ننشیند.
إِنَّ عَبْداً مَكَثَ فِي اَلنَّارِ سَبْعِينَ خَرِيفاً وَ اَلْخَرِيفُ سَبْعُونَ سَنَةً ثُمَّ إِنَّهُ سَأَلَ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ إِلاَّ رَحِمْتَنِي فَأَوْحَى اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى جَبْرَئِيلَ ع أَنَّهُ اِهْبِطْ إِلَى عَبْدِي فَأَخْرِجْهُ قَالَ يَا رَبِّ وَ كَيْفَ لِي بِالْهُبُوطِ فِي اَلنَّارِ قَالَ إِنِّي قَدْ أَمَرْتُهَا أَنْ تَكُونَ عَلَيْكَ بَرْداً وَ سَلاَماً قَالَ يَا رَبِّ فَمَا عِلْمِي بِمَوْضِعِهِ قَالَ إِنَّهُ فِي جُبٍّ مِنْ سِجِّينٍ قَالَ فَهَبَطَ فِي اَلنَّارِ وَ هُوَ مَعْقُولٌ عَلَى وَجْهِهِ فَأَخْرَجَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ يَا…
امام باقر علیه السلام فرمود: بنده ای هفتاد خریف در آتش بماند و هر خریف هفتاد سال است سپس از خدای عز و جل مسالت کرد که بحق محمد و خاندانش باو رحم کند پس خدای عز و جل بجبرییل وحی فرمود که بنزد بنده من برو و او را بیرون بیاور عرض پروردگارا چگونه بمیان آتش بروم؟ فرمود. من بآتش دستور داده ام که بر تو سرد و سلامت باشد عرض کرد پروردگارا جای او را نمیدانم فرمود: او در چاهی از سجین است حضرت فرمود: جبرییل بمیان آتش رفت در حالی که روی خود راه بسته بود و او را بیرون آورد پس خدای عز و جل فرمود ای بنده من چه مدت در میان آتش ماندی و مرا سوگند میدادی؟ عرض کرد: پروردگارا شمارش نتوانم کرد فرمود بعزتم سوگند اگر بحق محمد و خاندانش مرا نخوانده بودی مدت عذاب و خواریت را در آتش طولانی تر میکردم ولی من بر خود لازم…
لَمَّا خَلَقَ اَللَّهُ اَلْعَقْلَ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ فَقَالَ وَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي مَا خَلَقْتُ خَلْقاً أَحْسَنَ مِنْكَ إِيَّاكَ آمُرُ وَ إِيَّاكَ أَنْهَى وَ إِيَّاكَ أُثِيبُ وَ إِيَّاكَ أُعَاقِبُ .
امام باقر علیه السلام فرمود چون خدا عقل را آفرید باو فرمود پیش بیا، پیش آمد فرمود برگرد، برگشت فرمود بعزت و جلالم مخلوقی بهتر از تو نیافریدم، امر و نهی و پاداش و کیفرم متوجه تو است.
رَحِمَ اَللَّهُ اَلْأَخَوَاتِ مِنْ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ فَسَمَّاهُنَّ أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ اَلْخَثْعَمِيَّةُ وَ كَانَتْ تَحْتَ جَعْفَرِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع وَ سَلْمَى بِنْتُ عُمَيْسٍ اَلْخَثْعَمِيَّةُ وَ كَانَتْ تَحْتَ حَمْزَةَ وَ خَمْسٌ مِنْ بَنِي هِلاَلٍ مَيْمُونَةُ بِنْتُ اَلْحَارِثِ كَانَتْ تَحْتَ اَلنَّبِيِّ ص وَ أُمُّ اَلْفَضْلِ عِنْدَ اَلْعَبَّاسِ اِسْمُهَا هِنْدٌ وَ اَلْغُمَيْصَاءُ أُمُّ خَالِدِ بْنِ اَلْوَلِيدِ وَ عَزَّةُ كَانَتْ فِي ثَقِيفٍ عِنْدَ اَلْحَجَّاجِ بْنِ غلاظ عِلاَطٍ وَ حَمِيدَةُ وَ لَمْ يَكُنْ لَهَا عَقِبٌ.
ابی بصیر گوید شنیدم از امام باقر(ع)که میفرمود: رحمت خداوند شامل حال هفت خواهر بهشتی گردد. آنگاه آنان را چنین نام برد، اسما دختر عمیس از قبیله خثعم که همسر جعفر بن ابی طالب بود و سلمی دختر عمیس از قبیله خثعم که همسر حمزه بود و پنج تن از طایفه بنی هلال یکی میمونه دختر حارث که همسر پیغمبر بود و دیگر ام فضل بنام هند همسر عباس و دیگر غمیصا مادر خالد بن ولید و دیگر عزت که در طایفه ثقیف و همسر حجاج بن غلاظ بود و دیگر حمیده که فرزندی نداشت.