أَحِبَّنِي وَ حَبِّبْنِي وَ حَبِّبْ إِلَيَّ مَا تُحِبُّ مِنَ الْقَوْلِ وَ الْعَمَلِ حَتَّى أَدْخُلَ فِيهِ بِلَذَّةٍ وَ أَخْرُجَ مِنْهُ بِنَشَاطٍ.
بار خدایا! مرا دوست بدار و نزد دیگران محبوبم گردان و گفتار و کرداری را که دوستداری، نزد من محبوب گردان تا با لذّت وارد آنها شوم و با نشاط به انجامشان رسانم.
مَا مِنْ رَجُلٍ تَصَدَّقَ عَلَى مِسْكِينٍ مُسْتَضْعَفٍ فَدَعَا لَهُ اَلْمِسْكِينُ بِشَيْ ءٍ تِلْكَ اَلسَّاعَةَ إِلاَّ اُسْتُجِيبَ لَهُ.
امام صادق علیه السلام روایت نموده که امام سجاد علیه السلام فرمود: هیچ کس بر مستمندی ناتوان، صدقه ندهد و آن مستمند آن هنگام بر او دعایی نکند جز آنکه برآورده گردد
مَنْ قَضَى لِأَخِيهِ حَاجَةً فيحاجه الله بها فَبِحَاجَةِ اَللَّهِ بَدَأَ وَ قَضَى اَللَّهُ بِهَا مِائَةَ حَاجَةٍ فِي إِحْدَاهُنَّ اَلْجَنَّةُ وَ مَنْ نَفَّسَ عَنْ أَخِيهِ كُرْبَةً نَفَّسَ اَللَّهُ عَنْهُ كُرْبَةً يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ بَالِغاً مَا بَلَغَتْ وَ مَنْ أَعَانَهُ عَلَى ظَالِمٍ لَهُ أَعَانَهُ اَللَّهُ عَلَى إِجَازَةِ اَلصِّرَاطِ عِنْدَ دَحْضِ اَلْأَقْدَامِ وَ مَنْ سَعَى لَهُ فِي حَاجَةٍ حَتَّى قَضَاهَا لَهُ فَسُرَّ بِقَضَائِهَا فَكَانَ كَإِدْخَالِ اَلسُّرُورِ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ مَنْ سَقَاهُ مِنْ ظَمَإٍ سَقَاهُ اَللَّهُ مِنَ اَلرَّحِيقِ اَلْمَخْتُومِ وَ مَنْ أَطْعَمَهُ مِنْ…
امام سجاد علیه السلام فرمود: هر که حاجت برادرش را برآورد به برآوردن حاجت خداوند آغازیده و خداوند به سبب این کار صد حاجت او را که یکی از آنها بهشت است برآورد و هر که اندوه و گرفتاری برادرش را بزداید خداوند اندوه های روز رستاخیز او را بزداید هر چند بسیار سخت باشند و هر که او را در برابر ستمگری یاری رساند خداوند او را در گذشتن از پل صراط هنگام لغزش گام ها یاری رساند و هر که در برآوردن نیاز و حاجت او بکوشد تا آن را برآورد و او از این کار شادمان گردد همچون شادمان نمودن پیامبر خدا صلی الله علیه و آله باشد و هر که او را سیراب کند خداوند او را از باده سر به مهر بهشتی سیراب نماید و هر که گرسنگی اش را برطرف سازد خداوند او را از میوه های بهشتی بهره مند گرداند و هر که او را از برهنگی بپوشاند خداوند از…
عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ قَالَ : خَرَجْتُ حَتَّى اِنْتَهَيْتُ إِلَى هَذَا اَلْحَائِطِ فَاتَّكَأْتُ عَلَيْهِ فَإِذَا رَجُلٌ عَلَيْهِ ثَوْبَانِ أَبْيَضَانِ يَنْظُرُ فِي تُجَاهِ وَجْهِي ثُمَّ قَالَ يَا عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ مَا لِي أَرَاكَ كَئِيبا حَزِينا عَلَى اَلدُّنْيَا فَالرِّزْقُ حَاضِرٌ لِلْبَرِّ وَ اَلْفَاجِرِ قُلْتُ مَا عَلَى هَذَا أَحْزَنُ وَ إِنَّهُ كَمَا تَقُولُ قَالَ فَعَلَى اَلْآخِرَةِ فَوَعْدٌ صَادِقٌ يَحْكُمُ فِيهِ مَلِكٌ قَاهِرٌ أَوْ قَالَ قَادِرٌ قُلْتُ مَا عَلَى هَذَا أَحْزَنُ وَ إِنَّهُ كَمَا تَقُولُ قَالَ…
امام زین العابدین علیه السّلام فرمود:روزی بیرون شدم تا به این دیوار رسیدم و بر آن تکیه کردم، ناگاه مردی که دو جامۀ سفید بر تن داشت پیدا شد و در رویم نگریست، سپس گفت:ای علی بن الحسین چه شده که تو را اندوهگین و محزون می بینم؟آیا اندوهت برای دنیاست؟که روزی خدا برای نیکوکار و بدکردار آماده است. گفتم:برای دنیا اندوهگین نیستم، زیرا چنان است که تو می گویی، گفت:پس برای آخرت است؟که وعده ای است درست و سلطانی قاهر قادر نسبت به آن حکم می فرماید:گفتم:برای آن هم اندوه ندارم، زیرا چنان است که می گویی، پرسید:اندوهت برای چیست؟گفتم:از فتنۀ ابن زبیر و وضعی که مردم دارند می ترسم. بعد خندید و گفت:ای علی بن الحسین آیا دیده ای کسی را که از خدا بترسد و خدا او را نجات ندهد؟گفتم:نه، گفت:آیا کسی را دیده ای که بر خدا…
وَدِدْتُ أَنِّي اِفْتَدَيْتُ خَصْلَتَيْنِ فِي اَلشِّيعَةِ لَنَا بِبَعْضِ لَحْمِ سَاعِدِي اَلنَّزَقَ وَ قِلَّةَ اَلْكِتْمَانِ.
امام زین العابدین علیه السلام فرمود: کاش پاره ای از گوشت دستم فدای دو صفت برای شیعه میشد: شتابزدگی بهنگام خشم و کم ظرفی در نگهداری راز.
قُلْتُ قَوْلُكَ مَجِّدُوا اَللَّهَ فِي خَمْسِ كَلِمَاتٍ مَا هِيَ قَالَ إِذَا قُلْتَ ;سُبْحَانَ اَللَّهِ وَ بِحَمْدِهِ; رَفَعْتَ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَمَّا يَقُولُ اَلْعَادِلُونَ بِهِ فَإِذَا قُلْتَ ;لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ; فَهِيَ كَلِمَةُ اَلْإِخْلاَصِ اَلَّتِي لاَ يَقُولُهَا عَبْدٌ إِلاَّ أَعْتَقَهُ اَللَّهُ مِنَ اَلنَّارِ إِلاَّ اَلْمُسْتَكْبِرِينَ وَ اَلْجَبَّارِينَ وَ مَنْ قَالَ ;لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ; فَوَّضَ اَلْأَمْرَ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ قَالَ ;أَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ; فَلَيْسَ…
ابی حمزه ثمالی گوید: امام زین العابدین را عرضکردم پنج جمله ای را که فرمودید بزرگواری خداوند را در آنها ادا کنید چیست؟ فرمود چون سبحان الله و بحمده گویی مقام خدای تبارک و تعالی را از آنچه بت پرستان قایلند بالاتر برده ای و چون لا اله الا الله وحده لا شریک له گویی کلمه اخلاص را ادا کرده ای کلمه ای که بجز گردنکشان و ستمگران هیچ بنده ای آن را نگوید مگر آنکه خداوند از آتش دوزخش آزاد فرماید و کسی که بگوید لا حول و لا قوه الا بالله کار را بخدای عز و جل واگذار نموده است و کسی که بگوید استغفر الله و اتوب الیه نه گردنکش است و نه ستمگر زیرا گردنکش کسی است که اصرار بگناه ورزد کسی است که هوای نفس اش بر او چیره گشته و دنیای خود را بر آخرتش مقدم داشته باشد و کسی که بگوید الحمد لله از تمام نعمتهایی که خدای…
أَيُّهَا اَلنَّاسُ اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ اِعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ فَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً وَ يُحَذِّرُكُمُ اَللّهُ نَفْسَهُ وَيْحَكَ يَا اِبْنَ آدَمَ اَلْغَافِلَ وَ لَيْسَ مَغْفُولاً عَنْهُ إِنَّ أَجَلَكَ أَسْرَعُ شَيْ ءٍ إِلَيْكَ قَدْ أَقْبَلَ نَحْوَكَ حَثِيثاً يَطْلُبُكَ وَ يُوشِكُ أَنْ يُدْرِكَكَ فَكَأَنْ قَدْ أَوْفَيْتَ أَجَلَكَ وَ قَدْ قَبَضَ اَلْمَلَكُ رُوحَكَ وَ صُيِّرْتَ إِلَى قَبْرِكَ وَحِيداً فَرَدَّ إِلَيْكَ رُوحَكَ وَ اِقْتَحَمَ عَلَيْكَ مَلَكَاكَ…
از امام سید العابدین علی بن حسین علیهما السلام در تفصیل این معانی روایت شده است - نصیحت آن حضرت علیه السلام به یاران و شیعیانش و یادآوری به آنان در هر جمعه -ای مردم از خداوند بپرهیزید و آگاه باشید که به سوی او بازمی گردید و هر کسی کردار نیک و بدش را در برابر خویش خواهد یافت اگر چه دوست دارد بین او و کار ناپسندش فاصله ای دور باشد. خدای، شما را از خویش پرهیز داد. وای بر تو ای آدمیزاده غفلت ورز که از تو غافل نیستند، به درستی مرگ به سوی تو، بیش از هر چیز دیگری شتاب گرفته، به راستی که شتابان به تو روی آورده، تو را می جوید و نزدیک است که تو را در رباید؛ پس به تحقیق، عمرت به سر آید و فرشته مرگ جانت را برباید و تنها به گورت خواهی رفت؛ پس جانت به تو بازگردانده شود و بی خواست تو دو فرشته نکیر و منکر…
كَفَانَا اَللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ كَيْدَ اَلظَّالِمِينَ وَ بَغْيَ اَلْحَاسِدِينَ وَ بَطْشَ اَلْجَبَّارِينَ أَيُّهَا اَلْمُؤْمِنُونَ لاَ يَفْتِنَنَّكُمُ اَلطَّوَاغِيتُ وَ أَتْبَاعُهُمْ مِنْ أَهْلِ اَلرَّغْبَةِ فِي اَلدُّنْيَا اَلْمَائِلُونَ إِلَيْهَا اَلْمَفْتُونُونَ بِهَا اَلْمُقْبِلُونَ عَلَيْهَا وَ عَلَى حُطَامِهَا اَلْهَامِدِ وَ هَشِيمِهَا اَلْبَائِدِ غَداً وَ اِحْذَرُوا مَا حَذَّرَكُمُ اَللَّهُ مِنْهَا وَ اِزْهَدُوا فِيمَا زَهَّدَكُمُ اَللَّهُ فِيهِ مِنْهَا وَ لاَ تَرْكَنُوا إِلَى مَا فِي هَذِهِ اَلدُّنْيَا رُكُونَ مَنْ أَعَدَّهَا دَاراً وَ قَرَاراً وَ بِاللَّهِ إِنَّ لَكُمْ مِمَّا فِيهَا…
پند و زهد و حکمت -خداوند، نیرنگ ستم پیشه گان و تجاوز حسدورزان و خشونت گردنکشان را از ما و شما دور سازد. ای مومنان مباد که سرکشان و پیروان ایشان که شیفته دنیا و روی آورنده به آنند شما را از حق برگردانند آنان که فریب خورده دنیایند و به دنیا و کالای پوسیده و گیاه خشکیده نابودشده اش در فردا، روی آورده اند. از آنچه خدای شما را به دور داشته، برکنار باشید و در آنچه خدای شما را بی میل خواسته، زهد در پیش دارید و بدان چه در این سرای می باشد اعتماد نکنید چونان کسی که این سرای را منزل پایدار و آرامش جاودانه خود شمرده است. و به خدای سوگند که در آنچه در این دنیاست از زرق و برق دنیا و گذشت روزهایش و دگرگونی و انقلابش و عبرتها و به بازی گرفتن شیفتگانش، نشانه ای بر ضد دنیاست. به راستی، دنیا پایین دست را فرا…
فَأَمَّا حَقُّ سَائِسِكَ بِالسُّلْطَانِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّكَ جُعِلْتَ لَهُ فِتْنَةً وَ أَنَّهُ مُبْتَلًى فِيكَ بِمَا جَعَلَهُ اَللَّهُ لَهُ عَلَيْكَ مِنَ اَلسُّلْطَانِ وَ أَنْ تُخْلِصَ لَهُ فِي اَلنَّصِيحَةِ وَ أَنْ لاَ تُمَاحِكَهُ وَ قَدْ بُسِطَتْ يَدُهُ عَلَيْكَ فَتَكُونَ سَبَبَ هَلاَكِ نَفْسِكَ وَ هَلاَكِهِ وَ تَذَلَّلْ وَ تَلَطَّفْ لِإِعْطَائِهِ مِنَ اَلرِّضَا مَا يَكُفُّهُ عَنْكَ وَ لاَ يُضِرُّ بِدِينِكَ وَ تَسْتَعِينُ عَلَيْهِ فِي ذَلِكَ بِاللَّهِ وَ لاَ تُعَازِّهِ وَ لاَ تُعَانِدْهُ فَإِنَّكَ إِنْ فَعَلْتَ ذَلِكَ عَقَقْتَهُ وَ عَقَقْتَ نَفْسَكَ فَعَرَّضْتَهَا لِمَكْرُوهِهِ وَ…
سپس حقوق پیشوایان -14-و اما حق آن که بر تو تسلط دارد و حکومت می کند این است که بدانی تو برای پیشوا، آزمون و آزمایش هستی و با تسلطی که خداوند از جانب او، بر تو، قرار داده آزموده می شود و اینکه خیرخواه او باشی و با او ستیزه نکنی که به درستی دست قدرت او بر تو گشوده است که سبب هلاکت خویشتن و او می گردی. و در مقابل سلطان، خویشتن را خاردار و نرم خویی کن تا خشنودی او را تا بدان جا که زیانش به تو نرسد و به دینت ضرری نزند، به دست آوری و در این کار از خداوند مدد خواه و در قدرت با او به رقابت و ضدیت برنخیز و دشمنی نکن، زیرا که اگر این گونه کردی او را سپاس نداشته ای و بر خودت هم ناسپاسی کرده ای و خویش را دستخوش رفتار ناپسند او ساخته ای و او را هم به هلاکت کشانده ای و سزاوار است که تو به زیان خود، یاری…
فَأَمَّا حُقُوقُ رَعِيَّتِكَ بِالسُّلْطَانِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّكَ إِنَّمَا اِسْتَرْعَيْتَهُمْ بِفَضْلِ قُوَّتِكَ عَلَيْهِمْ فَإِنَّهُ إِنَّمَا أَحَلَّهُمْ مَحَلَّ اَلرَّعِيَّةِ لَكَ ضَعْفُهُمْ وَ ذُلُّهُمْ فَمَا أَوْلَى مَنْ كَفَاكَهُ ضَعْفُهُ وَ ذُلُّهُ حَتَّى صَيَّرَهُ لَكَ رَعِيَّةً وَ صَيَّرَ حُكْمَكَ عَلَيْهِ نَافِذاً لاَ يَمْتَنِعُ مِنْكَ بِعِزَّةٍ وَ لاَ قُوَّةٍ وَ لاَ يَسْتَنْصِرُ فِيمَا تَعَاظَمَهُ مِنْكَ إِلاَّ بِاللَّهِ بِالرَّحْمَةِ وَ اَلْحِيَاطَةِ وَ اَلْأَنَاةِ وَ مَا أَوْلاَكَ إِذَا عَرَفْتَ مَا أَعْطَاكَ اَللَّهُ مِنْ فَضْلِ هَذِهِ اَلْعِزَّةِ وَ اَلْقُوَّةِ اَلَّتِي…
سپس حقوق زیر دستان -17-و اما حقوق مردم در زیر سلطه تو این است که بدانی که به درستی به فزونی نیروی تو آنان را به زیر سرپرستی خویش گرفتی و به راستی ناتوانی و خواری ایشان، آنان را تحت سلطه تو درآورده است پس چه نیکوست که آن کس که ناتوانی و خواریش تو را بی نیاز از او گردانیده آن گونه که او را زیر دست تو ساخته و دستور تو را بر او نافذ گردانیده، با غلبه و قدرت از تو سرپیچی نکند و در آنچه که از دست تو درمانده شده جز از رحمت و حمایت خدا و بردباری، یاری نجوید و چه تو را نیکوست که چون دانستی خدای تو، به توان این غلبه و قدرت که بر دیگران چیره شده ای چه چیزی به تو ارزانی کرده سپاسدار خدای گردی و هر آن که سپاسمند خدای باشد، خدایش در آنچه بدو بخشیده بیفزاید و لا قوه الا بالله. 18-و اما حق دانش آموختگان تو…
فَحَقُّ أُمِّكَ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهَا حَمَلَتْكَ حَيْثُ لاَ يَحْمِلُ أَحَدٌ أَحَداً وَ أَطْعَمَتْكَ مِنْ ثَمَرَةِ قَلْبِهَا مَا لاَ يُطْعِمُ أَحَدٌ أَحَداً وَ أَنَّهَا وَقَتْكَ بِسَمْعِهَا وَ بَصَرِهَا وَ يَدِهَا وَ رِجْلِهَا وَ شَعْرِهَا وَ بَشَرِهَا وَ جَمِيعِ جَوَارِحِهَا مُسْتَبْشِرَةً بِذَلِكَ فَرِحَةً مُوَابِلَةً مُحْتَمِلَةً لِمَا فِيهِ مَكْرُوهُهَا وَ أَلَمُهَا وَ ثِقْلُهَا وَ غَمُّهَا حَتَّى دَفَعَتْهَا عَنْكَ يَدُ اَلْقُدْرَةِ وَ أَخْرَجَتْكَ إِلَى اَلْأَرْضِ فَرَضِيَتْ أَنْ تَشْبَعَ وَ تَجُوعَ هِيَ وَ تَكْسُوَكَ وَ تَعْرَى وَ تُرْوِيَكَ وَ تَظْمَأَ وَ تُظِلَّكَ وَ تَضْحَى وَ…
و اما حق خویشاوندی -21-و اما حق مادرت این است که بدانی او تو را در شکمش حمل کرده آن گونه که کسی، کس دیگر را حمل نکند و از شیره جانش تو را خورانده آن گونه که کسی، دیگری را نخوراند و به راستی او با گوش و چشم و دست و پا و مو و پوست و تمام اندامش تو را نگهداری کرده و به این نگهداری، خشنود و شاد و پیوسته کار بوده است و هر ناگواری و رنج و سختی و نگرانی را تحمل کرده تا اینکه دست قهر طبیعت را از تو دور سازد و تو را به دنیا آورده و آنگاه خشنود بوده که تو سیر باشی و او گرسنه باشد، تو پوشیده باشی و او برهنه ماند، تو را بنوشاند و خود تشنه ماند، -تو را در سایه دارد و خود در آفتاب باشد. با تنگنایی خویش به تو نعمت بخشد، با شب بیداری، تو را شیرینی خواب چشاند و شکمش آوند وجود تو و دامنش پرورش تو و پستانش…
وَ أَمَّا حَقُّ اَلْمُسْتَشِيرِ فَإِنْ حَضَرَكَ لَهُ وَجْهُ رَأْيٍ جَهَدْتَ لَهُ فِي اَلنَّصِيحَةِ وَ أَشَرْتَ عَلَيْهِ بِمَا تَعْلَمُ أَنَّكَ لَوْ كُنْتَ مَكَانَهُ عَمِلْتَ بِهِ وَ ذَلِكَ لِيَكُنْ مِنْكَ فِي رَحْمَةٍ وَ لِينٍ فَإِنَّ اَللِّينَ يُؤْنِسُ اَلْوَحْشَةَ وَ إِنَّ اَلْغِلَظَ يُوحِشُ مَوْضِعَ اَلْأُنْسِ وَ إِنْ لَمْ يَحْضُرْكَ لَهُ رَأْيٌ وَ عَرَفْتَ لَهُ مَنْ تَثِقُ بِرَأْيِهِ وَ تَرْضَى بِهِ لِنَفْسِكَ دَلَلْتَهُ عَلَيْهِ وَ أَرْشَدْتَهُ إِلَيْهِ فَكُنْتَ لَمْ تَأْلُهُ خَيْراً وَ لَمْ تَدَّخِرْهُ نُصْحاً وَ لاَ حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ وَ أَمَّا حَقُّ اَلْمُشِيرِ…
و آنچه می دانی به او بنمایانی، آنسان که اگر جای او بودی، همان گونه عمل می کردی و این رهنمود دادن می بایست با نیکویی و نرم خویی باشد چرا که نرم خویی، اندوه را بدر کند و سخت گیری، هم دلی را گریزان سازد و چنانچه تدبیری برای او نیافتی ولی کسی را می شناسی که به نظر او اطمینان داری و خودت، رهنمود او را می پسندی، او را به آن شخص راهنمایی کنی و نشان بدهی پس در این صورت در خیرخواهی به او کوتاهی نکرده ای و در نیکی رسانی بدو کم کاری ننموده ای. و لا حول و لا قوه الا بالله. 40-و اما حق مشاور تو این است که در نظری که بر وفق مراد تو نیست و او به تو مشاوره داده است، متهمش نکنی چرا که به راستی این ناهماهنگی بین نظر او و تو، همان گوناگونی و اختلاف بین نظرات مردم است. پس اگر به راهنمایی او بدگمانی، مختار می…