حدیث امام سجاد (ع) درباره بیم و امید

بیم و امید
شماره ۵۱۱۷ امام سجاد (ع)

قال الإمام زين العابدين عليه السلام:

عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ قَالَ : خَرَجْتُ حَتَّى اِنْتَهَيْتُ إِلَى هَذَا اَلْحَائِطِ فَاتَّكَأْتُ عَلَيْهِ فَإِذَا رَجُلٌ عَلَيْهِ ثَوْبَانِ أَبْيَضَانِ يَنْظُرُ فِي تُجَاهِ وَجْهِي ثُمَّ قَالَ يَا عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ مَا لِي أَرَاكَ كَئِيبا حَزِينا عَلَى اَلدُّنْيَا فَالرِّزْقُ حَاضِرٌ لِلْبَرِّ وَ اَلْفَاجِرِ قُلْتُ مَا عَلَى هَذَا أَحْزَنُ وَ إِنَّهُ كَمَا تَقُولُ قَالَ فَعَلَى اَلْآخِرَةِ فَوَعْدٌ صَادِقٌ يَحْكُمُ فِيهِ مَلِكٌ قَاهِرٌ أَوْ قَالَ قَادِرٌ قُلْتُ مَا عَلَى هَذَا أَحْزَنُ وَ إِنَّهُ كَمَا تَقُولُ قَالَ فَمَا حُزْنُكَ قُلْتُ مَا نَخَافُ مِنْ فِتْنَةِ اِبْنِ اَلزُّبَيْرِ وَ مَا فِيهِ مِنَ اَلنَّاسِ فَضَحِكَ ثُمَّ قَالَ يَا عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ هَلْ رَأَيْتَ أَحَدا خَافَ اَللَّهَ فَلَمْ يُنْجِهِ قُلْتُ لاَ قَالَ هَلْ رَأَيْتَ أَحَدا تَوَكَّلَ عَلَى اَللَّهِ فَلَمْ يَكْفِهِ قُلْتُ لاَ قَالَ هَلْ رَأَيْتَ أَحَدا سَأَلَ اَللَّهَ فَلَمْ يُعْطِهِ قُلْتُ لاَ .

امام زین العابدین علیه السّلام فرمود:روزی بیرون شدم تا به این دیوار رسیدم و بر آن تکیه کردم، ناگاه مردی که دو جامۀ سفید بر تن داشت پیدا شد و در رویم نگریست، سپس گفت:ای علی بن الحسین چه شده که تو را اندوهگین و محزون می بینم؟آیا اندوهت برای دنیاست؟که روزی خدا برای نیکوکار و بدکردار آماده است. گفتم:برای دنیا اندوهگین نیستم، زیرا چنان است که تو می گویی، گفت:پس برای آخرت است؟که وعده ای است درست و سلطانی قاهر قادر نسبت به آن حکم می فرماید:گفتم:برای آن هم اندوه ندارم، زیرا چنان است که می گویی، پرسید:اندوهت برای چیست؟گفتم:از فتنۀ ابن زبیر و وضعی که مردم دارند می ترسم. بعد خندید و گفت:ای علی بن الحسین آیا دیده ای کسی را که از خدا بترسد و خدا او را نجات ندهد؟گفتم:نه، گفت:آیا کسی را دیده ای که بر خدا توکل کند و خدا کارگزاریش نکند؟گفتم:نه.گفت:آیا دیده ای کسی چیزی از خدا بخواهد و به او ندهد؟گفتم:نه.

موضوع:
بیم و امید
منبع:
مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 229
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه