قال الإمام زين العابدين عليه السلام

جستجوی «صبر»

امام سجاد (علیه السلام)

عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ قَالَ : مَا مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ تَنْزِلُ بِهِ بَلِيَّةٌ فَيَصْبِرُ ثَلاَثا لاَ يَشْكُو إِلَى أَحَدٍ إِلاَّ كَشَفَ اَللَّهُ عَنْهُ.

امام سجاد علیه السّلام فرمود:هیچ بندۀ مؤمنی در مقابل مصیبتها سه روز صبر نکرد و به کسی شکایت ننمود، بجز آنکه خداوند گرفتاریش را بر طرف کند.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 585

عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مِنْ أَحَبِّ اَلسُّبُلِ إِلَى اَللَّهِ جُرْعَتَانِ جُرْعَةُ غَيْظٍ يَرُدُّهَا بِحِلْمٍ وَ جُرْعَةُ حُزْنٍ يَرُدُّهَا بِصَبْرٍ.

امام سجاد علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله روایت کند که فرمود:از محبوبترین راهها به سوی خدا نوشیدن دو جرعه است:جرعۀ خشمی که با خویشتن داری ردّش کند، جرعۀ مصیبتی که با شکیبائی برگرداند.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 457

عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ قَالَ : اَلصَّبْرُ وَ اَلرِّضَا عَنِ اَللَّهِ رَأْسُ طَاعَةِ اَللَّهِ وَ مَنْ صَبَرَ وَ رَضِيَ عَنِ اَللَّهِ فِيمَا قَضَى عَلَيْهِ فِيمَا أَحَبَّ أَوْ كَرِهَ لَمْ يَقْضِ اَللَّهُ لَهُ فِيمَا أَحَبَّ أَوْ كَرِهَ إِلاَّ مَا هُوَ خَيْرٌ لَهُ.

امام سجّاد علیه السّلام فرمود:صبر و رضایت در برابر مقدرات خداوند بالاترین طاعت و بندگی خداست، و هر کس در آنچه دوست دارد یا ناپسند اوست صبر کند و راضی به قضای خدا باشد، خدا برایش چیزی را که محبوب اوست یا ناپسند اوست مقدر نمی کند مگر اینکه خیرش در آنست.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 53

مَا مِنْ خُطْوَةٍ أَحَبَّ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ خُطْوَتَيْنِ خُطْوَةٍ يَسُدُّ بِهَا اَلْمُؤْمِنُ صَفّاً فِي سَبِيلِ اَللَّهِ وَ خُطْوَةٍ إِلَى ذِي رَحِمٍ قَاطِعٍ وَ مَا مِنْ جُرْعَةٍ أَحَبَّ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ جُرْعَتَيْنِ جُرْعَةِ غَيْظٍ رَدَّهَا مُؤْمِنٌ بِحِلْمٍ وَ جُرْعَةُ مُصِيبَةٍ رَدَّهَا مُؤْمِنٌ بِصَبْرٍ وَ مَا مِنْ قَطْرَةٍ أَحَبَّ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ قَطْرَتَيْنِ قَطْرَةِ دَمٍ فِي سَبِيلِ اَللَّهِ وَ قَطْرَةِ دَمْعَةٍ فِي سَوَادِ اَللَّيْلِ لاَ يُرِيدُ بِهَا عَبْدٌ إِلاَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ.

ابی حمزه ثمالی گوید: شنیدم امام زین العابدین(ع)میفرمود: هیچ قدمی بسوی خداوند از دو قدم محبوبتر نیست قدمی که مومن برای صف بستن در جهاد بر میدارد و قدمی که برای آشتی با 106 - 2 خویشاوند بر میدارد، و هیچ جرعه ای نزد خدا محبوبتر از دو جرعه نیست یکی جرعه خشمی که مومن با بردباری فرو میبرد و دیگر شربت مصیبتی که مومن با شکیبایی بنوشد و هیچ قطره ای نزد خداوند محبوبتر از دو قطره نیست یکی قطره خونی که در راه خدا ریخته شود و دیگر اشکی که در تاریکی شب فقط برای خدا از چشم بنده جاری شود

الخصال، ج 2، ص 50

سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ ع يَقُولُ عَلاَمَاتُ اَلْمُؤْمِنِ خَمْسٌ قُلْتُ وَ مَا هُنَّ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ قَالَ اَلْوَرَعُ فِي اَلْخَلْوَةِ وَ اَلصَّدَقَةُ فِي اَلْقِلَّةِ وَ اَلصَّبْرُ عِنْدَ اَلْمُصِيبَةِ وَ اَلْحِلْمُ عِنْدَ اَلْغَضَبِ وَ اَلصِّدْقُ عِنْدَ اَلْخَوْفِ .

طاوس یمانی گوید: شنیدم از امام زین العابدین علیه السلام که میفرمود نشانه های مومن پنج است عرض کردم یا ابن رسول الله آن پنج نشانه کدام است؟ فرمود پرهیزکاری در خلوت و صدقه دادن در تنگدستی و شکیبایی در ناگواری و بردباری در حال خشم و راست گفتن بهنگام ترس.

الخصال، ج 2، ص 269

إِنَّ اَلْمَعْرِفَةَ بِكَمَالِ دِينِ اَلْمُسْلِمِ تَرْكُهُ اَلْكَلاَمَ فِيمَا لاَ يَعْنِيهِ وَ قِلَّةُ اَلْمِرَاءِ وَ حِلْمُهُ وَ صَبْرُهُ وَ حُسْنُ خُلُقِهِ.

امام صادق(ع)فرمود: امام زین العابدین(ع)همواره میفرمود: که راه شناسایی بکمال دین مسلمان سخن بیهوده نگفتن و در گفتار کمتر خود نمایی کردن و بردباری و شکیبایی و خوش خلقی او است.

الخصال، ج 2، ص 290

وَ أَمَّا حَقُّ اَلْمُسْتَشِيرِ فَإِنْ حَضَرَكَ لَهُ وَجْهُ رَأْيٍ جَهَدْتَ لَهُ فِي اَلنَّصِيحَةِ وَ أَشَرْتَ عَلَيْهِ بِمَا تَعْلَمُ أَنَّكَ لَوْ كُنْتَ مَكَانَهُ عَمِلْتَ بِهِ وَ ذَلِكَ لِيَكُنْ مِنْكَ فِي رَحْمَةٍ وَ لِينٍ فَإِنَّ اَللِّينَ يُؤْنِسُ اَلْوَحْشَةَ وَ إِنَّ اَلْغِلَظَ يُوحِشُ مَوْضِعَ اَلْأُنْسِ وَ إِنْ لَمْ يَحْضُرْكَ لَهُ رَأْيٌ وَ عَرَفْتَ لَهُ مَنْ تَثِقُ بِرَأْيِهِ وَ تَرْضَى بِهِ لِنَفْسِكَ دَلَلْتَهُ عَلَيْهِ وَ أَرْشَدْتَهُ إِلَيْهِ فَكُنْتَ لَمْ تَأْلُهُ خَيْراً وَ لَمْ تَدَّخِرْهُ نُصْحاً وَ لاَ حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ وَ أَمَّا حَقُّ اَلْمُشِيرِ…

و آنچه می دانی به او بنمایانی، آنسان که اگر جای او بودی، همان گونه عمل می کردی و این رهنمود دادن می بایست با نیکویی و نرم خویی باشد چرا که نرم خویی، اندوه را بدر کند و سخت گیری، هم دلی را گریزان سازد و چنانچه تدبیری برای او نیافتی ولی کسی را می شناسی که به نظر او اطمینان داری و خودت، رهنمود او را می پسندی، او را به آن شخص راهنمایی کنی و نشان بدهی پس در این صورت در خیرخواهی به او کوتاهی نکرده ای و در نیکی رسانی بدو کم کاری ننموده ای. و لا حول و لا قوه الا بالله. 40-و اما حق مشاور تو این است که در نظری که بر وفق مراد تو نیست و او به تو مشاوره داده است، متهمش نکنی چرا که به راستی این ناهماهنگی بین نظر او و تو، همان گوناگونی و اختلاف بین نظرات مردم است. پس اگر به راهنمایی او بدگمانی، مختار می…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 269

إِنَّ اَلْمَعْرِفَةَ وَ كَمَالَ دِينِ اَلْمُسْلِمِ تَرْكُهُ اَلْكَلاَمَ فِيمَا لاَ يَعْنِيهِ وَ قِلَّةُ مِرَائِهِ وَ حِلْمُهُ وَ صَبْرُهُ وَ حُسْنُ خُلُقِهِ .

به راستی، شناخت و کمال دیانت مسلمان در این است که از سخنان بی فایده خودداری نماید و کم به جدل پردازد و بردباری و شکیبایی و خوش اخلاقی را پیشه خود سازد.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 279

خَمْسٌ لَوْ رَحَلْتُمْ فِيهِنَّ لَأَنْضَيْتُمُوهُنَّ وَ مَا قَدَرْتُمْ عَلَى مِثْلِهِنَّ لاَ يَخَافُ عَبْدٌ إِلاَّ ذَنْبَهُ وَ لاَ يَرْجُو إِلاَّ رَبَّهُ وَ لاَ يَسْتَحْيِي اَلْجَاهِلُ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لاَ يَعْلَمُ أَنْ يَتَعَلَّمَ وَ اَلصَّبْرُ مِنَ اَلْإِيمَانِ بِمَنْزِلَةِ اَلرَّأْسِ مِنَ اَلْجَسَدِ وَ لاَ إِيمَانَ لِمَنْ لاَ صَبْرَ لَهُ.

پنج سخن ارزنده است که اگر برای به دست آوردن آن کوچ کنید و در این راه مرکبهای خود را در اثر پیمودن راه دور و دراز، خسته و لاغر سازید، مانند آن سخنان پیدا نخواهید کرد: هیچ بنده ای نترسد مگر از گناه خود، امیدوار نباشد جز به پروردگار خود، نادان را شرم نیاید اگر چیزی از او پرسیدند و او پاسخ آن را ندانست در پی فراگیری آن باشد، صبر نسبت به ایمان چون سراست نسبت به پیکر، و هر که صبر ندارد ایمان ندارد.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 281

إِنَّ اَلدُّنْيَا قَدِ اِرْتَحَلَتْ مُدْبِرَةً وَ إِنَّ اَلْآخِرَةَ قَدْ تَرَحَّلَتْ مُقْبِلَةً وَ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا بَنُونَ فَكُونُوا مِنْ أَبْنَاءِ اَلْآخِرَةِ وَ لاَ تَكُونُوا مِنْ أَبْنَاءِ اَلدُّنْيَا فَكُونُوا مِنَ اَلزَّاهِدِينَ فِي اَلدُّنْيَا اَلرَّاغِبِينَ فِي اَلْآخِرَةِ لِأَنَّ اَلزَّاهِدِينَ اِتَّخَذُوا أَرْضَ اَللَّهِ بِسَاطاً وَ اَلتُّرَابَ فِرَاشاً وَ اَلْمَدَرَ وِسَاداً وَ اَلْمَاءَ طِيباً وَ قَرَضُوا اَلْمَعَاشَ مِنَ اَلدُّنْيَا تَقْرِيضاً اِعْلَمُوا أَنَّهُ مَنِ اِشْتَاقَ إِلَى اَلْجَنَّةِ سَارَعَ إِلَى اَلْحَسَنَاتِ وَ سَلاَ عَنِ اَلشَّهَوَاتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ…

به راستی، دنیا کوچیده و پشت کرده و آخرت کوچیده و دارد می آید و هر کدام از آن دو، فرزندانی دارند؛ پس شما از فرزندان آخرت باشید نه از فرزندان دنیا. از آنان باشید که به دنیا تمایلی ندارند و مشتاق آخرت اند؛ زیرا آنان که تمایلی به دنیا ندارند، زمین را سفره و خاک را رختخواب و کلوخ را بالش و آب را عطر خود ساخته اند و گذران زندگی را از دنیا قیچی کرده اند. بدانید هر که مشتاق بهشت است به سوی خوبی ها شتاب گیرد و از شهوتها دست بردارد و هر که از دوزخ ترسد برای توبه کردن از گناهانش به درگاه خدا به سرعت حرکت نماید و از کارهای حرام عقب نشینی کند. هر که تمایلی به دنیا ندارد دشواریهای دنیا بر او آسان گردد و بر او ناخوشایند نباشد. به راستی، خداوند عز و جل بندگانی دارد که دلهایشان به آخرت و ثواب آن آویخته و…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 281

لَمَّا اشتَدَّ الأَمرُ بِالحُسَینِ بنِ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ علیهماالسلام نَظَرَ إلَیهِ مَن کانَ مَعَهُ فَإِذا هُوَ بِخِلافِهِم؛ لِأَنَّهُم کُلَّمَا اشتَدَّ الأَمرُ تَغَیَّرَت ألوانُهُم وَارتَعَدَت فَرائِصُهُم ووَجَبَت حدیث قُلوبُهُم. وکانَ الحُسَینُ علیه السلام وبَعضُ مَن مَعَهُ مِن خَصائِصِهِ تُشرِقُ ألوانُهُم وتَهدَأُ جَوارِحُهُم و تَسکُنُ نُفوسُهُم، فَقالَ بَعضُهُم لِبَعضٍ: اُنظُروا، لا یُبالی بِالمَوتِ! فَقالَ لَهُمُ الحُسَینُ علیه السلام: صَبرًا بَنِی الکِرامِ، فَمَا المَوتُ إلاّ قَنطَرَةٌ تَعبُرُ بِکُم عَنِ البُؤسِ والضَّرّاءِ إلَی الجِنانِ الواسِعَةِ والنَّعیمِ الدّائِمَةِ.

چون کار بر حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام دشوار شد، همراهیان او بدو نگریستند و او را برخلاف خود یافتند، چه، هرگاه کار دشوار می شد، رنگ آنها تغییر می یافت و گوشت تنشان به لرزه و دلهاشان به تپش می افتاد، در حالی که حسین علیه السلام و برخی از نزدیکان او رنگشان می درخشید و دل و جانشان آرام می گرفت. آنها به یکدیگر می گفتند: ببینید، از مرگ هیچ هراسی ندارد، و حسین علیه السلام می فرمود: شکیبایی، ای بزرگ زادگان! مرگ نیست مگر پلی که شما را از بینوایی و سختی به بهشت های فراخ و نعمت های جاودان می رسانَد.

معانی الأخبار، ص 288
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه