مِنَ اَلْوَالِدِ اَلْفَانِ اَلْمُقِرِّ لِلزَّمَانِ اَلْمُدْبِرِ اَلْعُمُرِ اَلْمُسْتَسْلِمِ لِلدَّهْرِ اَلذَّامِّ لِلدُّنْيَا اَلسَّاكِنِ مَسَاكِنَ اَلْمَوْتَى اَلظَّاعِنِ عَنْهَا إِلَيْهِمْ غَداً إِلَى اَلْمَوْلُودِ اَلْمُؤَمِّلِ مَا لاَ يُدْرِكُ اَلسَّالِكِ سَبِيلَ مَنْ قَدْ هَلَكَ غَرَضِ اَلْأَسْقَامِ وَ رَهِينَةِ اَلْأَيَّامِ وَ رَمِيَّةِ اَلْمَصَائِبِ وَ عَبْدِ اَلدُّنْيَا وَ تَاجِرِ اَلْغُرُورِ وَ غَرِيمِ اَلْمَنَايَا وَ أَسِيرِ اَلْمَوْتِ وَ حَلِيفِ اَلْهُمُومِ وَ قَرِينِ اَلْأَحْزَانِ وَ نُصُبِ اَلْآفَاتِ وَ صَرِيعِ اَلشَّهَوَاتِ وَ خَلِيفَةِ اَلْأَمْوَاتِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ فِيمَا…
نامه امیر المومنین علی علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام -از پدری که در آستانه فناست و چیرگی زمان را پذیراست، زندگی را پشت سر نهاده، تسلیم گردش روزگار شده، نکوهش کننده این جهان است، آرمنده در جایگاه مردگان که فردا به نزد آنان روان است. به فرزندی که آرزومند چیزی است که به دست نیاید، راهرو راه کسانی است که به هلاکت رسیده اند. فرزندی که آماج بیماریهاست و گروگان گذشت روزگاران. پسری که تیر مصیبتها به سوی او روان است و بنده گوش به فرمان دنیاست. سوداگر فریب و وامدار مرگ و اسیر نیستی است. هم پیمان اندوه ها و همنشین غمهاست. آماج آفات و زمین خورده شهوات و جانشین مردگان است. اما بعد؛ همانا من از پشت کردن دنیا به خود و سرکشی روزگار بر خود و روی آوردن آخرت به خویش، دریافتم که باید در اندیشه خویش…
يَا بُنَيَّ أُوصِيكَ بِتَقْوَى اَللَّهِ فِي اَلْغِنَى وَ اَلْفَقْرِ وَ كَلِمَةِ اَلْحَقِّ فِي اَلرِّضَا وَ اَلْغَضَبِ وَ اَلْقَصْدِ فِي اَلْغِنَى وَ اَلْفَقْرِ وَ بِالْعَدْلِ عَلَى اَلصَّدِيقِ وَ اَلْعَدُوِّ وَ بِالْعَمَلِ فِي اَلنَّشَاطِ وَ اَلْكَسَلِ وَ اَلرِّضَا عَنِ اَللَّهِ فِي اَلشِّدَّةِ وَ اَلرَّخَاءِ أَيْ بُنَيَّ مَا شَرٌّ بَعْدَهُ اَلْجَنَّةُ بِشَرٍّ وَ لاَ خَيْرٌ بَعْدَهُ اَلنَّارُ بِخَيْرٍ وَ كُلُّ نَعِيمٍ دُونَ اَلْجَنَّةِ مَحْقُورٌ وَ كُلُّ بَلاَءٍ دُونَ اَلنَّارِ عَافِيَةٌ وَ اِعْلَمْ أَيْ بُنَيَّ أَنَّهُ مَنْ أَبْصَرَ عَيْبَ نَفْسِهِ شُغِلَ عَنْ عَيْبِ غَيْرِهِ وَ مَنْ تَعَرَّى…
سفارش امیر المومنین علی علیه السلام به فرزندش امام حسین علیه السلام -پسر جانم تو را سفارش می کنم به رعایت تقوای الهی در حال توانگری و تهیدستی، و گفتار حق در حال خشنودی و خشم، میانه روی هنگام دولتمندی و تنگدستی، رفتار عادلانه نسبت به دوست و دشمن، کار کردن در حال شادابی و سست حالی و خشنودی از خدا در سختی و خوشی. پسر جانم هر شری که به دنبالش بهشت باشد، نتوان آن را شر دانست و آن خیری که آتش دوزخ در پی بود، نتوان آن را خیر به حساب آورد. هر نعمتی در برابر بهشت، ناچیز است و هر بلایی در قیاس با آتش دوزخ، سلامتی است. پسر جانم بدان هر کس عیب خود را ببیند، از پرداختن به عیب دیگران باز ماند. هر کس جامه تقوی بر تن نکرد هیچ جامه ای عیبهای او را نپوشاند. آن کس که به قسمت خدا خرسند باشد، بر آنچه از دستش…
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي أَعْدَمَ اَلْأَوْهَامَ أَنْ تَنَالَ إِلاَّ وُجُودَهُ وَ حَجَبَ اَلْعُقُولَ أَنْ تَخَالَ ذَاتَهُ لاِمْتِنَاعِهَا مِنَ اَلشَّبَهِ وَ اَلتَّشَاكُلِ بَلْ هُوَ اَلَّذِي لاَ يَتَفَاوَتُ ذَاتُهُ وَ لاَ يَتَبَعَّضُ بِتَجْزِئَةِ اَلْعَدَدِ فِي كَمَالِهِ فَارَقَ اَلْأَشْيَاءَ لاَ بِاخْتِلاَفِ اَلْأَمَاكِنِ وَ يَكُونُ فِيهَا لاَ عَلَى اَلْمُمَازَجَةِ وَ عَلِمَهَا لاَ بِأَدَاةٍ لاَ يَكُونُ اَلْعِلْمُ إِلاَّ بِهَا وَ لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مَعْلُومِهِ عِلْمُ غَيْرِهِ كَانَ عَالِماً لِمَعْلُومِهِ إِنْ قِيلَ كَانَ فَعَلَى تَأْوِيلِ أَزَلِيَّةِ اَلْوُجُودِ وَ إِنْ قِيلَ لَمْ…
سخنرانی امیر المومنین علی علیه السلام معروف به«خطبه وسیله» -(آنچه از این سخنرانی مناسب این کتاب بود ذکر کردیم نه بیشتر) سپاس خدایی را که پندارها را از اینکه به چیزی جز وجود او دست یابند در بند کرده و همه خردها را از اینکه در باره ذات او خیال پردازی نمایند در پرده نگهداشته است؛ زیرا از همانندی و هم شکلی بر فراز است؛ بلکه او همان هستی محض است که در حقیقت ذاتش تفاوتی نیست و در صفات کمالش به جز جز شدن بخش پذیر نیست. از همه چیز جداست نه به وسیله فاصله مکانی و در همه چیز اندر است نه بر وجه آمیختگی با آنها. دانش او به ابزار نیست، دانش او به خود ذات است. میان او و معلوم او، واسطه ای وجود ندارد که به وسیله آن به معلوم خود دانا شده باشد. اگر گفته شود«بوده»به این معنی است که وجودش ازلی است و اگر گفته…
بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اَللَّهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ مَالِكَ بْنَ اَلْحَارِثِ اَلْأَشْتَرَ فِي عَهْدِهِ إِلَيْهِ حِينَ وَلاَّهُ مِصْرَ جِبَايَةَ خَرَاجِهَا وَ مُجَاهَدَةَ عَدُوِّهَا وَ اِسْتِصْلاَحَ أَهْلِهَا وَ عِمَارَةَ بِلاَدِهَا أَمَرَهُ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ إِيثَارِ طَاعَتِهِ وَ اِتِّبَاعِ مَا أَمَرَ اَللَّهُ بِهِ فِي كِتَابِهِ مِنْ فَرَائِضِهِ وَ سُنَنِهِ اَلَّتِي لاَ يَسْعَدُ أَحَدٌ إِلاَّ بِاتِّبَاعِهَا وَ لاَ يَشْقَى إِلاَّ مَعَ جُحُودِهَا وَ إِضَاعَتِهَا وَ أَنْ يَنْصُرَ اَللَّهَ بِيَدِهِ وَ قَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ فَإِنَّهُ قَدْ…
فرمان امیر المومنین علی علیه السلام به مالک اشتر -هنگامی که او را به فرمانروایی مصر و توابع آن گماشت به نام خداوند رحمتگر مهربان این فرمانی است از بنده خدا، علی امیر مومنان به مالک اشتر پسر حارث در پیمانی که با او می گذارد، هنگامی که او را به فرمانروایی مصر می گمارد تا خراج آنجا را فراهم آورد و با دشمن پیکار نماید و کار مردم را سامان دهد و شهرهای آن را آباد سازد. او را امر می نماید به تقوای الهی و مقدم داشتن طاعت خدا بر دیگر کارها و پیروی از هر چه خدا در کتاب خود بدانها امر فرموده، از واجبات و سنتهایی که کسی به نیک بختی دست نیابد مگر با پیروی از آنها و به بدبختی نیفتد مگر به انکار و تباه ساختن آنها. و باید که خدای سبحان را با دست و دل و زبانش یاری نماید؛ زیرا او ضامن گشته که یاوران خود را…
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ اَلْخَلْقِ وَ خَالِقِ اَلْإِصْبَاحِ وَ مُنْشِرِ اَلْمَوْتَى وَ بَاعِثِ مَنْ فِي اَلْقُبُورِ وَ أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ ص عِبَادَ اَللَّهِ إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ اَلْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى اَللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ اَلْإِيمَانُ بِاللَّهِ وَ بِرُسُلِهِ وَ مَا جَاءَتْ بِهِ مِنْ عِنْدِ اَللَّهِ وَ اَلْجِهَادُ فِي سَبِيلِهِ فَإِنَّهُ ذِرْوَةُ اَلْإِسْلاَمِ وَ كَلِمَةُ اَلْإِخْلاَصِ فَإِنَّهَا اَلْفِطْرَةُ وَ إِقَامَةُ اَلصَّلاَةِ فَإِنَّهَا اَلْمِلَّةُ وَ إِيتَاءُ اَلزَّكَاةِ…
(سخنرانی امیر المومنین علی علیه السلام) که معروف به خطبه دیباج است -سپاس خدای را که پدید آورنده آفریدگان و آفریننده سپیده دمان و حیات بخش مردگان و برانگیزاننده به گور خفتگان است و شهادت می دهم که خداوندی جز الله، خدای یکتا نیست. یگانه است و بی هیچ شریکی. و شهادت می دهم که محمد صلی الله علیه و آله بنده او و پیامبر اوست. ای بندگان خدا همانا برترین دستاویز دست آویختگان به خدا-که یادش شکوهمند است-ایمان به خدا و پیامبرانش و آنچه از جانب خدا آورده اند و جهاد در راه خدا، زیرا جهاد فراز نای اسلام است و همچنین یکتا دانستن خدا که در فطرت هر انسانی سرشته شده است و برپا داشتن نماز که آن نشان ملت اسلام است و پرداختن زکات است که آن فریضه ای است واجب و روزه ماه رمضان که آن سپری است برای جلوگیری از عذاب و…
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اَلْمَكْرَ وَ اَلْخَدِيعَةَ فِي اَلنَّارِ فَكُونُوا مِنَ اَللَّهِ عَلَى وَجَلٍ وَ مِنْ صَوْلَتِهِ عَلَى حَذَرٍ إِنَّ اَللَّهَ لاَ يَرْضَى لِعِبَادِهِ بَعْدَ إِعْذَارِهِ وَ إِنْذَارِهِ اِسْتِطْرَاداً وَ اِسْتِدْرَاجاً مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ وَ لِهَذَا يَضِلُّ سَعْيُ اَلْعَبْدِ حَتَّى يَنْسَى اَلْوَفَاءَ بِالْعَهْدِ وَ يَظُنَّ أَنَّهُ قَدْ أَحْسَنَ صُنْعاً وَ لاَ يَزَالُ كَذَلِكَ فِي ظَنٍّ وَ رَجَاءٍ وَ غَفْلَةٍ عَمَّا جَاءَهُ مِنَ اَلنَّبَإِ يَعْقِدُ عَلَى نَفْسِهِ اَلْعُقَدَ وَ يُهْلِكُهُا بِكُلِّ جَهْدٍ وَ هُوَ فِي مُهْلَةٍ مِنَ اَللَّهِ عَلَى عَهْدٍ يَهْوِي مَعَ…
از سخنان حکمت آمیز امیر المومنین علی علیه السلام و تشویق و بیم و پند دادن ایشان -اما بعد؛ همانا اهل نیرنگ و فریب در دوزخ اند؛ پس از خدا بترسید و از حمله پرقدرت او بر حذر باشید. به راستی، خدا پس از آن که بر بندگانش اتمام حجت کرده و بیم شان داده، دیگر از آنان نمی پسندد که نفهمیده خود را از درگاه الهی طرد نمایند و اندک اندک به هلاکت نزدیک شوند و غافلگیر گردند؛ از این رو، بنده به کوشش بیهوده دچار شود تا آنجا که وفای به عهد با خدا را از یاد ببرد و به خیال خود بپندارد که این کوشش ها خوب بوده و پیوسته در پندار و امید و بی اطلاعی از خبری که به او رسیده به سر می برد و بر کار خود گره ها می زند و با همه کوشش، خود را به هلاکت می اندازد و چند صباحی که خداوند مهلتش داده سو استفاده می نماید و با غفلت زدگان…
لاَ تَكُنْ مِمَّنْ يَرْجُو اَلْآخِرَةَ بِغَيْرِ عَمَلٍ وَ يَرْجُو اَلتَّوْبَةَ بِطُولِ اَلْأَمَلِ يَقُولُ فِي اَلدُّنْيَا قَوْلَ اَلزَّاهِدِينَ وَ يَعْمَلُ فِيهَا عَمَلَ اَلرَّاغِبِينَ إِنْ أُعْطِيَ مِنْهَا لَمْ يَشْبَعْ وَ إِنْ مُنِعَ لَمْ يَقْنَعْ يَعْجِزُ عَنْ شُكْرِ مَا أُوتِيَ وَ يَبْتَغِي اَلزِّيَادَةَ فِيمَا بَقِيَ يَنْهَى اَلنَّاسَ وَ لاَ يَنْتَهِي وَ يَأْمُرُ اَلنَّاسَ مَا لاَ يَأْتِي يُحِبُّ اَلصَّالِحِينَ وَ لاَ يَعْمَلُ بِأَعْمَالِهِمْ وَ يُبْغِضُ اَلْمُسِيئِينَ وَ هُوَ مِنْهُمْ وَ يَكْرَهُ اَلْمَوْتَ لِكَثْرَةِ سَيِّئَاتِهِ وَ لاَ يَدَعُهَا فِي حَيَاتِهِ يَقُولُ كَمْ أَعْمَلُ…
پند و اندرز امیر المومنین علی علیه السلام و توصیف مقصران -از آنان مباش بی آن که کاری سازد به آخرت امید می بندد و با آرزوی دراز امید توبه دارد. در باره دنیا چون زاهدان سخن گوید ولی در عمل چون دنیا پرستان رفتار نماید. هر چه از دنیا بهره اش دهند، سیر نشود و اگر بی بهره اش دارند، قناعت پیشه نسازد. از سپاس نعمتی که به او ارزانی داشته اند، درمانده است، باز هم، خواهان فزونی آن است. مردم را از کار بد باز می دارد و خود از کار بد باز نمی ایستد. از دیگران انجام کارهایی را می خواهد که خود آنها را انجام نمی دهد. نیکان را دوست می دارد ولی راه و روش آنان را در پیش نمی گیرد. گناهکاران را دشمن می دارد ولی خود یکی از آنان به شمار می آید. از فزونی گناهانش مرگ را خوش ندارد ولی باز هم، در انجام دادن گناهان اصرار…
إِنَّ اَللَّهَ اِبْتَدَأَ اَلْأُمُورَ فَاصْطَفَى لِنَفْسِهِ مِنْهَا مَا شَاءَ وَ اِسْتَخْلَصَ مِنْهَا مَا أَحَبَّ فَكَانَ مِمَّا أَحَبَّ أَنَّهُ اِرْتَضَى اَلْإِيمَانَ فَاشْتَقَّهُ مِنِ اِسْمِهِ فَنَحَلَهُ مَنْ أَحَبَّ مِنْ خَلْقِهِ ثُمَّ بَيَّنَهُ فَسَهَّلَ شَرَائِعَهُ لِمَنْ وَرَدَهُ وَ أَعَزَّ أَرْكَانَهُ عَلَى مَنْ جَانَبَهُ وَ جَعَلَهُ عِزّاً لِمَنْ وَالاَهُ وَ أَمْناً لِمَنْ دَخَلَهُ وَ هُدًى لِمَنِ اِئْتَمَّ بِهِ وَ زِينَةً لِمَنْ تَحَلَّى بِهِ وَ دِيناً لِمَنِ اِنْتَحَلَهُ وَ عِصْمَةً لِمَنِ اِعْتَصَمَ بِهِ وَ حَبْلاً لِمَنِ اِسْتَمْسَكَ بِهِ وَ بُرْهَاناً لِمَنْ تَكَلَّمَ بِهِ وَ…
سخنرانی امیر المومنین علی علیه السلام در بیان ایمان و کفر و ریشه ها و شاخه های آن دو -همانا خدا همه چیز را آغاز کرد و از آنها هر چه را خواست برای خود برگزید و از بین آنها آنچه را دوست داشت ویژه خود ساخت که از جمله آنها که دوست می داشت پسندیدن ایمان بود و ایمان را از نام خودش مشتق ساخت و آن را به هر که از آفریدگانش دوست داشت بخشید، سپس آن را بیان کرد و راههایش را برای کسی که می خواهد به آن درآید هموار ساخت و ارکان آن را در برابر بیگانگان استوار داشت و آن را مایه عزت قرار داد برای کسی که آن را دوست بدارد و پناهگاه برای کسی که به آن داخل شود و وسیله هدایت برای کسی که به آن اقتدا نماید و آرایش برای کسی که به آن آراسته شود و دین برای هر کس که آن را آیین خود سازد و حفاظ برای کسی که پناه جوید و…
هَذَا مَا أَوْصَى بِهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ أَوْصَى اَلْمُؤْمِنِينَ بِشَهَادَةِ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ اَلْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى اَلدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ اَلْمُشْرِكُونَ وَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ سَلَّمَ ثُمَّ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلّهِ رَبِّ اَلْعالَمِينَ. لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ اَلْمُسْلِمِينَ ثُمَّ إِنِّي أُوصِيكَ يَا حَسَنُ وَ جَمِيعَ وُلْدِي وَ أَهْلَ بَيْتِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي مِنَ…
وصیت امیر المومنین علی علیه السلام به پسرش امام حسن در هنگام وفاتش آنچه در گنجایش این کتاب بود از آن برگرفتیم -این است آنچه علی بن ابی طالب علیه السلام بدان وصیت کرده: مومنان را سفارش نموده است به گواهی دادن به اینکه خدایی جز خداوند نیست، تنهاست و شریکی ندارد و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست، او را به رهبری و دین حق فرستاده تا بر تمامی ادیانش پیروزش نماید هر چند خوشایند مشرکان نباشد و خدا بر محمد درود و سلام فرستد. سپس: «نماز من و عبادتهای من و زندگانی من و مرگ من همه برای خدا، پروردگار جهانیان، است که او را انبازی نیست و مرا به این آیین فرمان داده اند و من نخستین مسلمانم» سوره انعام ، آیه 162 و 163 . -سپس ای حسن من، تو را و همه فرزندان و خانواده ام و هر یک از مومنان را که نامه ام به او رسد…
كَانَ اَلَّذِينَ أَنْكَرُوا عَلَى أَبِي بَكْرٍ جُلُوسَهُ فِي اَلْخِلاَفَةِ وَ تَقَدُّمَهُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع اِثْنَيْ عَشَرَ رَجُلاً مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ وَ اَلْأَنْصَارِ وَ كَانَ مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ خَالِدُ بْنُ سَعِيدِ بْنِ اَلْعَاصِ وَ اَلْمِقْدَادُ بْنُ اَلْأَسْوَدِ وَ أُبَيُّ بْنُ كَعْبٍ وَ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ وَ أَبُو ذَرٍّ اَلْغِفَارِيُّ وَ سَلْمَانُ اَلْفَارِسِيُّ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ مَسْعُودٍ وَ بُرَيْدَةُ اَلْأَسْلَمِيُّ وَ كَانَ مِنَ اَلْأَنْصَارِ خُزَيْمَةُ بْنُ ثَابِتٍ ذُو اَلشَّهَادَتَيْنِ وَ سَهْلُ بْنُ حُنَيْفٍ وَ أَبُو أَيُّوبَ اَلْأَنْصَارِيُّ وَ…
زید بن وهب گوید: آنان که با نشستن ابی بکر در مسند خلافت و پیش افتادنش از علی بن ابی طالب مخالفت کردند از مهاجرین و انصار دوازده مرد بودند، از مهاجرین خالد بن سعید بن العاص بود و مقداد بن الاسود و ابی بن کعب و عمار بن یاسر و ابو ذر غفاری و سلمان فارسی و عبد الله بن مسعود و بریده اسلمی، و از انصار خزیمه بن ثابت ذو الشهادتین بود و سهل بن حنیف و ابو ایوب انصاری و ابو الهیثم بن التیهان و دیگران نیز بودند همین که ابو بکر بر منبر شد اینان با یک دیگر مشورت کردند بعضیشان گفت چرا نرویم تا از منبر رسول خدایش فرود آوریم؟ و دیگران گفتند اگر چنین کنید خود را بزحمت می اندازید و خدای عز و جل می فرماید خود را با دست خود بهلاکت نیندازید بهتر اینکه همگی بنزد علی بن ابی طالب برویم و در این باره با او مشورت…