قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره کار زیاد از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

۵۸ حدیث · صفحه ۱ از ۵

فِي اِحْتِجَاجِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَلَى عَاصِمِ بْنِ زِيَادٍ حِينَ لَبِسَ اَلْعَبَاءَ وَ تَرَكَ اَلْمُلاَءَ وَ شَكَاهُ أَخُوهُ اَلرَّبِيعُ بْنُ زِيَادٍ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع أَنَّهُ قَدْ غَمَّ أَهْلَهُ وَ أَحْزَنَ وُلْدَهُ بِذَلِكَ فَقَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَلَيَّ بِعَاصِمِ بْنِ زِيَادٍ فَجِي ءَ بِهِ فَلَمَّا رَآهُ عَبَسَ فِي وَجْهِهِ فَقَالَ لَهُ أَ مَا اِسْتَحْيَيْتَ مِنْ أَهْلِكَ أَ مَا رَحِمْتَ وُلْدَكَ أَ تَرَى اَللَّهَ أَحَلَّ لَكَ اَلطَّيِّبَاتِ وَ هُوَ يَكْرَهُ أَخْذَكَ مِنْهَا أَنْتَ أَهْوَنُ عَلَى اَللَّهِ مِنْ ذَلِكَ أَ وَ لَيْسَ اَللَّهُ يَقُولُ وَ…

زمانی که عاصم بن زیاد عبا پوشید و جامه نرم را بیرون کرد و برادرش ربیع بن زیاد، شکایت او را خدمت امیر المومنین علیه السلام آورد که او همسرش را غمگین نموده و فرزندانش را اندوهناک ساخته حضرت فرمود: عاصم را نزد من آورید، او را خدمتش آوردند، چون حضرت او را دید، چهره درهم کشید و فرمود: از همسرت خجالت نکشیدی؟ بفرزندانت رحم نکردی؟ گمان میکنی که خدا چیزهای خوب و پاکیزه را برای تو حلال کرده و نمیخواهد از آنها استفاده کنی، تو نزد خدا پست تر از آنی، مگر خدا نمیفرماید: «خدا زمین را برای استفاده مردم نهاد که در آن میوه و نخل غلافدار است-11 سوره 55-» مگر خدا نمی فرماید: «دو دریا را. گذاشت که بهم برسند، میانشان حایلی است که بهم تجاوز نکنند تا آنجا که فرماید: -از آنها لولو و مرجان بیرون می شود-22 سوره…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 410

لاَ تُبْطِرَنَّ بِالظَّفَرِ فَإِنَّكَ لاَ تَأْمَنُ ظَفَرَ اَلزَّمَانِ بِك

با پیروزی زیاد سرمست مشو زیرا از پیروزی روزگار در امان نیستی.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 418

كَانَ لِي فِيمَا مَضَى أَخٌ فِي اَللَّهِ وَ كَانَ يُعَظِّمُهُ فِي عَيْنِي صِغَرُ اَلدُّنْيَا فِي عَيْنِهِ وَ كَانَ خَارِجا عَنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ فَلاَ يَشْتَهِي مَا لاَ يَجِدُ وَ لاَ يَكْثُرُ إِذَا وَجَدَ وَ كَانَ أَكْثَرُ دَهْرِهِ صَامِتا فَإِنْ قَالَ بَذَّ اَلْقَائِلِينَ وَ نَقَعَ غَلِيلَ اَلسَّائِلِينَ وَ كَانَ ضَعِيفا مُسْتَضْعَفا فَإِن

برای من در گذشته برادری الهی بود که بی اعتنایی او به دنیا، او را در چشم من بزرگ نموده بود و او از حاکمیت شکم خود بیرون بود.به آنچه نمی یافت، تمایل نداشت و هر گاه می یافت، زیاده روی نمی کرد.در اغلب اوقات خود خاموش بود؛ و اگر سخن می گفت، بر گویندگان دیگر چیره می شد و تشنگی سؤال کننده را فرو می نشانید.او ناتوانی مقهور شده بود و چون زمان تلاش می رسید، شیری دشمن و مار وادی بود.دلیلی بر علیه خصم نمی آورد، مگر در مقابل قاضی، و کسی را سرزنش نمی کرد، هر چند عذری برای آن نمی یافت، مگر پس از شنیدن عذر او.و از دردی شکوه نمی کرد، مگر پس از بهبودی آن.آنچه می گفت، عمل می کرد و آنچه عمل نمی کرد، نمی گفت.در سخن گفتن مغلوب می شد، ولی در خاموشی کسی بر او چیره نمی شد. یعنی بیش از دیگران خاموش بود. بر شنیدن…

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 153

جَاءَ اَلْجِدُّ فَهُوَ لَيْثُ عَادٍ وَ صِلُّ وَادٍ لاَ يُدْلِي بِحُجَّةٍ حَتَّى يَأْتِيَ قَاضِيا وَ كَانَ لاَ يَلُومُ أَحَدا عَلَى مَا لاَ يَجِدُ اَلْعُذْرَ فِي مِثْلِهِ حَتَّى يَسْمَعَ اِعْتِذَارَهُ وَ كَانَ لاَ يَشْكُو وَجَعا إِلاَّ عِنْدَ بُرْئِهِ وَ كَانَ يَفْعَلُ مَا يَقُولُ وَ لاَ يَقُولُ مَا لاَ يَفْعَلُ وَ كَانَ إِذَا غُلِبَ عَلَى اَلْكَلاَمِ لَمْ يُغْلَبْ عَلَى اَلسُّكُوتِ وَ كَانَ عَلَى أَنْ يَسْمَعَ أَحْرَصَ مِنْهُ عَلَى أَنْ يَتَكَلَّمَ وَ كَانَ إِذَا بَدَهَهُ أَمْرَانِ نَظَرَ أَيُّهُمَا أَقْرَبُ إِلَى اَلْهَوَى فَخَالَفَهُ فَعَلَيْكُمْ بِهَذِهِ اَلْخَلاَئِقِ فَالْزَمُوهَا وَ…

برای من در گذشته برادری الهی بود که بی اعتنایی او به دنیا، او را در چشم من بزرگ نموده بود و او از حاکمیت شکم خود بیرون بود.به آنچه نمی یافت، تمایل نداشت و هر گاه می یافت، زیاده روی نمی کرد.در اغلب اوقات خود خاموش بود؛ و اگر سخن می گفت، بر گویندگان دیگر چیره می شد و تشنگی سؤال کننده را فرو می نشانید.او ناتوانی مقهور شده بود و چون زمان تلاش می رسید، شیری دشمن و مار وادی بود.دلیلی بر علیه خصم نمی آورد، مگر در مقابل قاضی، و کسی را سرزنش نمی کرد، هر چند عذری برای آن نمی یافت، مگر پس از شنیدن عذر او.و از دردی شکوه نمی کرد، مگر پس از بهبودی آن.آنچه می گفت، عمل می کرد و آنچه عمل نمی کرد، نمی گفت.در سخن گفتن مغلوب می شد، ولی در خاموشی کسی بر او چیره نمی شد. یعنی بیش از دیگران خاموش بود. بر شنیدن…

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 153

صَدَقَةُ اَلسِّرِّ تُكَفِّرُ اَلْخَطِيئَةَ وَ صَدَقَةُ اَلْعَلاَنِيَةِ مَثْرَاةٌ فِي اَلْمَال

صدقۀ پنهانی، بدیها را می پوشاند و صدقۀ آشکار مال را زیاد کند.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 520

مِنْ كَلاَمِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ خَطَبَ بِهِ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّمَا أُخْبِرُكُمْ عَنْ أَخٍ لِي كَانَ مِنْ أَعْظَمِ اَلنَّاسِ فِي عَيْنِي وَ كَانَ رَأْسُ مَا عَظُمَ بِهِ فِي عَيْنِي صِغَرُ اَلدُّنْيَا فِي عَيْنِهِ كَانَ خَارِجا مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ فَلاَ يَشْتَهِي مَا لاَ يَجِدُ وَ لاَ يُكْثِرُ إِذَا وَجَدَ كَانَ خَارِجا مِنْ سُلْطَانِ فَرْجِهِ فَلاَ يَسْتَخِفُّ لَهُ عَقْلَهُ وَ لاَ رَأْيَهُ كَانَ خَارِجا مِنْ سُلْطَانِ اَلْجَهَالَةِ فَلاَ يَمُدُّ يَدَهُ إِلاَّ عَلَى ثِقَةٍ لِمَنْفَعَتِهِ كَانَ لاَ يَتَشَهَّى وَ لاَ…

امام حسن مجتبی علیه السّلام در خطبه ای از سخنان امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود:ای مردم، به شما خبر دهم از حال یکی از برادرانم، که در نظرم از همۀ مردم بزرگتر بود، و بالاترین چیزی که او را در نظرم بزرگ کرده بود، پستی و حقارت دنیا در نظر او بود، از تسلط شکم بیرون بود، چیزی را که نداشت به دنبالش نمی رفت، و چون پیدا می کرد زیاده روی نمی نمود، از تسلط شهوت خارج شده بود، از این رو سبک عقل و سبک رأی نبود، از سلطه نادانی رهیده بود، از این رو دستش را جز به جانب شخص مورد اطمینان و برای سود دراز نمی کرد، پراشتها و ناراضی و ملول نبود، بیشتر عمرش را خاموش بود، هر گاه دیگران وارد گفتگو می شدند، با آنان جدل نمی کرد، در دعوایی شرکت نمی کرد، دلیلی اقامه نمی کرد تا قاضی را بیابد، از برادران دینی اش غافل…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 509

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قِوَامُ اَلدُّنْيَا بِأَرْبَعَةٍ بِعَالِمٍ نَاطِقٍ مُسْتَعْمِلٍ لَهُ وَ بِغَنِيٍّ لاَ يَبْخَلُ بِفَضْلِهِ عَلَى أَهْلِ دِينِ اَللَّهِ وَ بِفَقِيرٍ لاَ يَبِيعُ آخِرَتَهُ بِدُنْيَاهُ وَ بِجَاهِلٍ لاَ يَتَكَبَّرُ عَنْ طَلَبِ اَلْعِلْمِ فَإِذَا كَتَمَ اَلْعَالِمُ عِلْمَهُ وَ بَخِلَ اَلْغَنِيُّ بِفَضْلِهِ وَ بَاعَ اَلْفَقِيرُ آخِرَتَهُ بِدُنْيَاهُ وَ اِسْتَكْبَرَ اَلْجَاهِلُ عَنْ طَلَبِ اَلْعِلْمِ رَجَعَتِ اَلدُّنْيَا إِلَى وَرَائِهَا قَهْقَرَى وَ لاَ تَغُرَّنَّكُمْ كَثْرَةُ اَلْمَسَاجِدِ وَ أَجْسَادُ قَوْمٍ مُخْتَلِفَةٍ قِيلَ يَا أَمِيرَ…

امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:استواری دنیا به وسیلۀ چهار کس است: به وسیلۀ دانشمند گویا که دانش خود را در عمل خود بکار می بندد، به ثروتمندی که از ما زاد ثروتش بر اهل دین خدا دریغ نورزد، به فقیری که آخرتش را به دنیایش نفروشد، و به نادانی که از یادگیری علم و دانش تکبر نکند. اگر عالمی دانش خود را پنهان کند، و ثروتمند به مالش بخل ورزد، و فقیر آخرتش را به دنیایش بفروشد، و نادان از دانش طلبی تکبر نماید؛ دنیا بصورت عقب گرد به عقب باز گردد.بنا بر این زیاد شدن مساجد و مردمی که در آنها رفت و آمد می کنند شما را فریب ندهد، سؤال شد:ای امیر مؤمنان در چنین روزگاری چگونه باید زندگی کرد؟ فرمود:در ظاهر با آنان آمیزش داشته باشید، و در باطن با آنان مخالفت ورزید، که هر کس نتیجۀ کردار خود را خواهد دید، و با هر کس…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 269

لاَ تَجْزَعُوا مِنْ قَلِيلِ مَا أَكْرَهَكُمْ فَيُوقِعَكُمْ ذَلِكَ فِي كَثِيرٍ مِمَّا تَكْرَهُون

ناشکیبایی مکنید از چیزی که کمی آن را ناپسند می دارید، زیرا این کار شما را به آنچه زیاد ناپسند می دارید می اندازد.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 343

يبتغى للعاقل أن يكثر من صحبة العلماء و الأبرار،و يجتنب مقارنة الأشرار و الفجار.

شایستۀ خردمند است که همنشینی دانشمندان و نیکان را زیاد کند و از همراهی بدان و بدکاران دوری نماید.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 557

إِيَّاكَ وَ فُضُولَ اَلْكَلاَمِ فَإِنَّهُ يُظْهِرُ مِنْ عُيُوبِكَ مَا بَطَنَ وَ يُحَرِّكُ عَلَيْكَ مِنْ أَعْدَائِكَ مَا سَكَن

از زیاده گویی بپرهیز؛ زیرا بدیهای پوشیده ات را آشکار کند و دشمنان آرام گرفته ات را برانگیزد.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 269

يُسْتَدَلُّ عَلَى عَقْلِ اَلرَّجُلِ بِكَثْرَةِ وَقَارِهِ وَ حُسْنِ اِحْتِمَالِهِ وَ عَلَى كَرَمِ أَصْلِهِ بِحُسْنِ أَفْعَالِه

بر خرد مرد به سنگینی زیاد و مردمداری نیکویش دلیل آورده می شود و بر ارجمندی نژاد او به نیکوکاریش.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 323

قال ع في وصف من ذمّه:يقول في الدّنيا بقول الزّاهدين و يعمل فيها بعمل الرّاغبين، يظهر شيمة المحسنين،و يبطن عمل المسيئين،يكره الموت لكثرة ذنوبه، و لا يتركها في حياته،يسلف الذّنب و يسوّف بالتّوبة،يحبّ الصّالحين و لا يعمل أعمالهم، و يبغض المسيئين و هو منهم يقول:لم أعمل فأتعنّى،بل أجلس فأتمنّى،يبادر دائبا ما يفنى،و يدع أبدا ما يبقى،يعجز عن شكر ما أوتى،و يبتغى الزّيادة فيما بقى يرشد غيره و يغوى نفسه،و ينهى النّاس بما لا ينتهى، و يأمرهم بما لا يأتي يتكلّف من النّاس ما لم يؤمر و يضيّع من نفسه ما هو أكثر،يأمر النّاس و لا تأتمر،و يحذّرهم و لا يحذر،يرجو ثواب ما لم يعمل،و يأمن عقاب جرم متيقّن،يستميل وجوه…

حضرت در وصف کسی که نکوهش می کرد فرمود: در دنیا همچون بی رغبتان سخن گوید و همچون شیفتگان عمل کند، خصلت نیکوکاران را آشکار می کند و در پنهان چون گنهکاران عمل می کند، مرگ را به جهت گناهان بسیارش ناخوش می دارد و آنها را در ایّام زندگی خود رها نمی کند، پیش می فرستد گناه را و پس اندازد توبه را، صالحان را دوست می دارد ولی همچون آنان عمل نمی کند، گناهکاران را دشمن می دارد ولی از آنان است، می گوید:چرا عمل کنم و رنج کشم، بلکه می نشینم و آرزو می کنم، پیشی می گیرد در کشیدن رنج آنچه نابود می شود و وامی گذارد همواره آنچه را باقی می ماند.از سپاس آنچه داده شده ناتوان است و زیادتی آنچه را باقی است می طلبد، دیگران را راه درست می نماید ولی نفس خود را گمراه می کند، مردم را نهی می کند از آنچه خود باز نمی ایستد و…

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 593
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه