قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره فخر دنیا از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

۱۵ حدیث · صفحه ۱ از ۲

إِنَّ أَخْسَرَ اَلنَّاسِ صَفْقَة وَ أَخْيَبَهُمْ سَعْيا رَجُلٌ أَخْلَقَ بَدَنَهُ فِي طَلَبِ آمَالِهِ وَ لَمْ تُسَاعِدْهُ اَلْمَقَادِيرُ عَلَى إِرَادَتِهِ فَخَرَجَ مِنَ اَلدُّنْيَا بِحَسَرَاتِهِ وَ قَدِمَ عَلَى اَلْآخِرَةِ بِتَبِعَاتِه

همانا زیانکارترین مردم در معامله، و ناامیدترین آنها در تلاش مردی است که بدن خود را در کسب آرزوها، فرسوده کرده، ولی تقدیر خداوند، بر خواست او همراهی ننموده است، پس از دنیا باافسوس بیرون رفته، و بر آخرت با وزر، وارد شده است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 222

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَنِ اِعْتَدَلَ يَوْمَاهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ وَ مَنْ كَانَتِ اَلدُّنْيَا هَمَّهُ اِشْتَدَّتْ حَسْرَتُهُ عِنْدَ فِرَاقِهَا وَ مَنْ كَانَ غَدُهُ شَرَّ يَوْمَيْهِ فَمَحْرُومٌ وَ مَنْ لَمْ يُبَالِ بِمَا زُوِيَ مِنْ آخِرَتِهِ إِذَا سَلِمَتْ لَهُ دُنْيَاهُ فَهُوَ هَالِكٌ وَ مَنْ لَمْ يَتَعَاهَدِ اَلنَّقْصَ مِنْ نَفْسِهِ غَلَبَ عَلَيْهِ اَلْهَوَى وَ مَنْ كَانَ فِي نَقْصٍ فَالْمَوْتُ خَيْرٌ لَهُ إِنَّ اَلدُّنْيَا خَضِرَةٌ حُلْوَةٌ وَ لَهَا أَهْلٌ وَ إِنَّ اَلْآخِرَةَ لَهَا أَهْلٌ ظَلَفَتْ أَنْفُسُهُمْ عَنْ مُفَاخَرَةِ أَهْلِ اَلدُّنْيَا لاَ يُنَافِسُونَ…

امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:هر که دو روزش یکسان باشد مغبون گشته، و هر که قصدش از تلاش؛ دنیا باشد هنگام جدا شدن از آن حسرتش شدید شود، و هر که فردایش زیانبارتر از امروزش باشد بی بهره مانده است، و کسی که باک ندارد که برای آخرتش چه اندوخته است، اگر دنیایش برایش سالم باشد به نابودی رسیده، و شخصی که به کاستی نفسش اهمیت ندهد هوای نفس بر او چیره گردد، و هر کس در سراشیبی سقوط نفس خویش واقع شود مرگ برایش بهتر است، دنیا سبز و شیرین است و برای او علاقمندانی است. برای آخرت نیز دوستدارانی است که خود را از فخر فروشی علاقمندان دنیا جدا ساخته اند، در دنیا با دیگران رقابت نمی کنند و به نعمت و عیش آن خوشحال نمی شوند و از شدائد و سختیهای آن غمگین نمی شوند. ای شیخ کسی که از هجوم شبانۀ دشمنان می ترسد خوابش کم…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 223

أَقْبَلَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع وَ مَعَهُ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع وَ هُوَ مُتَّكِئٌ عَلَى يَدِ سَلْمَانَ فَدَخَلَ اَلْمَسْجِدَ اَلْحَرَامَ فَجَلَسَ إِذْ أَقْبَلَ رَجُلٌ حَسَنُ اَلْهَيْئَةِ وَ اَللِّبَاسِ فَسَلَّمَ عَلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ فَرَدَّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمَ فَجَلَسَ ثُمَّ قَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَسْأَلُكَ عَنْ ثَلاَثِ مَسَائِلَ إِنْ أَخْبَرْتَنِي بِهِنَّ عَلِمْتُ أَنَّ اَلْقَوْمَ رَكِبُوا مِنْ أَمْرِكَ مَا قُضِيَ عَلَيْهِمْ وَ أَنْ لَيْسُوا بِمَأْمُونِينَ فِي دُنْيَاهُمْ وَ آخِرَتِهِمْ وَ إِنْ تَكُنِ اَلْأُخْرَى عَلِمْتُ أَنَّكَ وَ هُمْ شَرَعٌ سَوَاءٌ فَقَالَ…

امام محمد تقی علیه السلام فرمود: امیر المومنین همراه حسن بن علی علیهما السلام می آمد و بدست سلمان تکیه کرده بود تا وارد مسجد الحرام شد و بنشست، مردی خوش قیافه و خوش لباس پیش آمد و بامیر المومنین علیه السلام سلام کرد، حضرت جوابش فرمود و او بنشست آنگاه عرضکرد: یا امیر المومنین سه مساله از شما میپرسم، اگر جواب گفتی، میدانم که آن مردم(که بعد از پیغمبر حکومت را متصرف شدند) در باره تو مرتکب عملی شدند که خود را محکوم ساختند و در امر دنیا و آخرت خویش آسوده و در امان نیستند و اگر جواب نگفتی میدانم تو هم با آنها برابری. امیر المومنین علیه السلام باو فرمود: هر چه خواهی از من بپرس، او گفت: بمن بگو: 1-وقتی انسان میخوابد روحش کجا میرود؟ ، 2-و چگونه می شود که انسان گاهی بیاد می آورد و گاهی فراموش میکند؟…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 525

كُنَّا عِنْدَ مُعَاوِيَةَ ذَاتَ يَوْمٍ وَ قَدِ اِجْتَمَعَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ قُرَيْشٍ وَ فِيهِمْ عِدَّةٌ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ فَقَالَ مُعَاوِيَةُ يَا بَنِي هَاشِمٍ بِمَ تَفْخَرُونَ عَلَيْنَا أَ لَيْسَ اَلْأَبُ وَ اَلْأُمُّ وَاحِداً وَ اَلدَّارُ وَ اَلْمَوْلِدُ وَاحِداً فَقَالَ اِبْنُ عَبَّاسٍ نَفْخَرُ عَلَيْكُمْ بِمَا أَصْبَحْتَ تَفْخَرُ بِهِ عَلَى سَائِرِ قُرَيْشٍ وَ تَفْخَرُ بِهِ قُرَيْشٌ عَلَى سَائِرِ اَلْأَنْصَارِ وَ تَفْخَرُ بِهِ اَلْأَنْصَارُ عَلَى سَائِرِ اَلْعَرَبِ وَ تَفْخَرُ بِهِ اَلْعَرَبُ عَلَى سَائِرِ اَلْعَجَمِ بِرَسُولِ اَللَّهِ ص وَ بِمَا لاَ تَسْتَطِيعُ لَهُ إِنْكَاراً وَ…

عبد الملک بن مروان گوید: روزی با جماعتی از قریش که چند تن از بنی هاشم نیز حضور داشتند نزد معاویه بودیم معاویه گفت ای بنی هاشم بچه بر ما می نازید مگر ما از یک پدر و مادر نیستیم و خانمان و زادگاهمان یکی نیست؟ ابن عباس گفت: ما بهمان بر شما می نازیم که تو با آن بر دیگر افراد قریش می نازی و قریش با آن بر انصار می نازد و انصار بر دیگر قبایل عرب و عرب بر عجم، ما به رسول خدا می نازیم و به آنچه نه آن را انکار توانی کرد و نه از آن گریز توانی نمود معاویه گفت: ای ابن عباس راستی زبان برنده ای داری که باطل خود را بر حق دیگری چیره کنی ابن عباس گفت: -ساکت باش که باطل هرگز بر حق چیره نگردد و حسد را از خود دور ساز که حسد شیوه بسیار بدی است معاویه گفت: راست گفتی بخدا سوگند من برای چهار خصلت تو را دوست دارم و…

الخصال، ج 2، ص 211

اَلْإِيمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَى اَلصَّبْرِ وَ اَلْيَقِينِ وَ اَلْعَدْلِ وَ اَلْجِهَادِ وَ اَلصَّبْرُ عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى اَلشَّوْقِ وَ اَلْإِشْفَاقِ وَ اَلزُّهْدِ وَ اَلتَّرَقُّبِ فَمَنِ اِشْتَاقَ إِلَى اَلْجَنَّةِ سَلاَ عَنِ اَلشَّهَوَاتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ اَلنَّارِ رَجَعَ عَنِ اَلْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ زَهِدَ فِي اَلدُّنْيَا تَهَاوَنَ بِالْمُصِيبَاتِ وَ مَنِ اِرْتَقَبَ اَلْمَوْتَ سَارَعَ فِي اَلْخَيْرَاتِ وَ اَلْيَقِينُ عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى تَبْصِرَةِ اَلْفِطْنَةِ وَ تَأَوُّلِ اَلْحِكْمَةِ وَ مَوْعِظَةِ اَلْعِبْرَةِ وَ سُنَّةِ اَلْأَوَّلِينَ فَمَنْ تَبَصَّرَ فِي…

امیر المومنین(ع)فرمود: ایمان بر چهار ستون استوار است صبر و عدالت و یقین و جهاد، و صبر چهار شعبه دارد شوق و ترس و زهد و چشم داشت پس هر کس که شوق بهشت دارد خواسته های دل را فراموش کند و هر کس از آتش بترسد از کارهای حرام باز ماند و هر کس بدنیا دل نبندد ناگواریها را آسان شمرد و هر کس نگران مرگ باشد بکارهای خیر بشتابد و یقین چهار شعبه دارد بینایی در هوش، آشنایی بحکمت، پند گرفتن از موجبات پند، آگاهی از روش گذشتگان پس هر کس به تیز هوشی بینا گردد با حکمت آشنایی پیدا کند و هر کس با حکمت آشنا شد آثار عبرت انگیز را بشناسد و هر کس آثار عبرت انگیز را بشناسد روش گذشتگان را شناخته و کسی که روش گذشتگان را بشناسد گویی در دوران آنان زیسته است و عدالت چهار شعبه دارد فهم عمیق و دریای دانش و گلستان حکمت و بوستان…

الخصال، ج 2، ص 231

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي أَعْدَمَ اَلْأَوْهَامَ أَنْ تَنَالَ إِلاَّ وُجُودَهُ وَ حَجَبَ اَلْعُقُولَ أَنْ تَخَالَ ذَاتَهُ لاِمْتِنَاعِهَا مِنَ اَلشَّبَهِ وَ اَلتَّشَاكُلِ بَلْ هُوَ اَلَّذِي لاَ يَتَفَاوَتُ ذَاتُهُ وَ لاَ يَتَبَعَّضُ بِتَجْزِئَةِ اَلْعَدَدِ فِي كَمَالِهِ فَارَقَ اَلْأَشْيَاءَ لاَ بِاخْتِلاَفِ اَلْأَمَاكِنِ وَ يَكُونُ فِيهَا لاَ عَلَى اَلْمُمَازَجَةِ وَ عَلِمَهَا لاَ بِأَدَاةٍ لاَ يَكُونُ اَلْعِلْمُ إِلاَّ بِهَا وَ لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مَعْلُومِهِ عِلْمُ غَيْرِهِ كَانَ عَالِماً لِمَعْلُومِهِ إِنْ قِيلَ كَانَ فَعَلَى تَأْوِيلِ أَزَلِيَّةِ اَلْوُجُودِ وَ إِنْ قِيلَ لَمْ…

سخنرانی امیر المومنین علی علیه السلام معروف به«خطبه وسیله» -(آنچه از این سخنرانی مناسب این کتاب بود ذکر کردیم نه بیشتر) سپاس خدایی را که پندارها را از اینکه به چیزی جز وجود او دست یابند در بند کرده و همه خردها را از اینکه در باره ذات او خیال پردازی نمایند در پرده نگهداشته است؛ زیرا از همانندی و هم شکلی بر فراز است؛ بلکه او همان هستی محض است که در حقیقت ذاتش تفاوتی نیست و در صفات کمالش به جز جز شدن بخش پذیر نیست. از همه چیز جداست نه به وسیله فاصله مکانی و در همه چیز اندر است نه بر وجه آمیختگی با آنها. دانش او به ابزار نیست، دانش او به خود ذات است. میان او و معلوم او، واسطه ای وجود ندارد که به وسیله آن به معلوم خود دانا شده باشد. اگر گفته شود«بوده»به این معنی است که وجودش ازلی است و اگر گفته…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 92

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ اَلْخَلْقِ وَ خَالِقِ اَلْإِصْبَاحِ وَ مُنْشِرِ اَلْمَوْتَى وَ بَاعِثِ مَنْ فِي اَلْقُبُورِ وَ أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ ص عِبَادَ اَللَّهِ إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ اَلْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى اَللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ اَلْإِيمَانُ بِاللَّهِ وَ بِرُسُلِهِ وَ مَا جَاءَتْ بِهِ مِنْ عِنْدِ اَللَّهِ وَ اَلْجِهَادُ فِي سَبِيلِهِ فَإِنَّهُ ذِرْوَةُ اَلْإِسْلاَمِ وَ كَلِمَةُ اَلْإِخْلاَصِ فَإِنَّهَا اَلْفِطْرَةُ وَ إِقَامَةُ اَلصَّلاَةِ فَإِنَّهَا اَلْمِلَّةُ وَ إِيتَاءُ اَلزَّكَاةِ…

(سخنرانی امیر المومنین علی علیه السلام) که معروف به خطبه دیباج است -سپاس خدای را که پدید آورنده آفریدگان و آفریننده سپیده دمان و حیات بخش مردگان و برانگیزاننده به گور خفتگان است و شهادت می دهم که خداوندی جز الله، خدای یکتا نیست. یگانه است و بی هیچ شریکی. و شهادت می دهم که محمد صلی الله علیه و آله بنده او و پیامبر اوست. ای بندگان خدا همانا برترین دستاویز دست آویختگان به خدا-که یادش شکوهمند است-ایمان به خدا و پیامبرانش و آنچه از جانب خدا آورده اند و جهاد در راه خدا، زیرا جهاد فراز نای اسلام است و همچنین یکتا دانستن خدا که در فطرت هر انسانی سرشته شده است و برپا داشتن نماز که آن نشان ملت اسلام است و پرداختن زکات است که آن فریضه ای است واجب و روزه ماه رمضان که آن سپری است برای جلوگیری از عذاب و…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 149

أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اَلْمَكْرَ وَ اَلْخَدِيعَةَ فِي اَلنَّارِ فَكُونُوا مِنَ اَللَّهِ عَلَى وَجَلٍ وَ مِنْ صَوْلَتِهِ عَلَى حَذَرٍ إِنَّ اَللَّهَ لاَ يَرْضَى لِعِبَادِهِ بَعْدَ إِعْذَارِهِ وَ إِنْذَارِهِ اِسْتِطْرَاداً وَ اِسْتِدْرَاجاً مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ وَ لِهَذَا يَضِلُّ سَعْيُ اَلْعَبْدِ حَتَّى يَنْسَى اَلْوَفَاءَ بِالْعَهْدِ وَ يَظُنَّ أَنَّهُ قَدْ أَحْسَنَ صُنْعاً وَ لاَ يَزَالُ كَذَلِكَ فِي ظَنٍّ وَ رَجَاءٍ وَ غَفْلَةٍ عَمَّا جَاءَهُ مِنَ اَلنَّبَإِ يَعْقِدُ عَلَى نَفْسِهِ اَلْعُقَدَ وَ يُهْلِكُهُا بِكُلِّ جَهْدٍ وَ هُوَ فِي مُهْلَةٍ مِنَ اَللَّهِ عَلَى عَهْدٍ يَهْوِي مَعَ…

از سخنان حکمت آمیز امیر المومنین علی علیه السلام و تشویق و بیم و پند دادن ایشان -اما بعد؛ همانا اهل نیرنگ و فریب در دوزخ اند؛ پس از خدا بترسید و از حمله پرقدرت او بر حذر باشید. به راستی، خدا پس از آن که بر بندگانش اتمام حجت کرده و بیم شان داده، دیگر از آنان نمی پسندد که نفهمیده خود را از درگاه الهی طرد نمایند و اندک اندک به هلاکت نزدیک شوند و غافلگیر گردند؛ از این رو، بنده به کوشش بیهوده دچار شود تا آنجا که وفای به عهد با خدا را از یاد ببرد و به خیال خود بپندارد که این کوشش ها خوب بوده و پیوسته در پندار و امید و بی اطلاعی از خبری که به او رسیده به سر می برد و بر کار خود گره ها می زند و با همه کوشش، خود را به هلاکت می اندازد و چند صباحی که خداوند مهلتش داده سو استفاده می نماید و با غفلت زدگان…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 154

إِنَّ اَلْمُتَّقِينَ فِي اَلدُّنْيَا هُمْ أَهْلُ اَلْفَضَائِلِ مَنْطِقُهُمُ اَلصَّوَابُ وَ مَلْبَسُهُمُ اَلاِقْتِصَادُ وَ مَشْيُهُمُ اَلتَّوَاضُعُ خَضَعُوا لِلَّهِ بِالطَّاعَةِ غَاضِّينَ أَبْصَارَهُمْ عَمَّا حَرَّمَ اَللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ وَاقِفِينَ أَسْمَاعَهُمْ عَلَى اَلْعِلْمِ نَزَلَتْ مِنْهُمْ أَنْفُسُهُمْ فِي اَلْبَلاَءِ كَالَّذِي نَزَلَتْ فِي اَلرَّخَاءِ رِضاً بِالْقَضَاءِ لَوْ لاَ اَلْآجَالُ اَلَّتِي كَتَبَ اَللَّهُ لَهُمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِي أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ شَوْقاً إِلَى اَلثَّوَابِ وَ خَوْفاً مِنَ اَلْعِقَابِ عَظُمَ اَلْخَالِقُ فِي أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ…

اوصاف تقواپیشگان از دیدگاه امیر المومنین علی علیه السلام معروف به خطبه همام -پس از حمد و ستایش خداوند، امیر المومنین علی علیه السلام فرمود: همانا تقوا پیشگان در این جهان، همان دارندگان این ویژگیهای برجسته اند: گفتارشان راست و پوشاکشان مناسب و صرفجوی آمیز و رفتارشان فروتنی است. در برابر فرمان الهی سر تسلیم فرود آورده و از هر چه خداوند-عزیز و جلیل-بر آنان حرام کرده، چشم پوشیده اند. گوش به دانش مفید فرا داشته اند. در حال گرفتاری و بلا چنان به قضای الهی دلشاد و خشنودند که در حال آسودگی و خوشی همان طورند. اگر نبود مدت عمری که خداوند برای آنان نگاشته، از فرط شوق ثواب و بیم عقاب، جانهایشان یک چشم به هم زدن در تن هایشان درنگ نمی کرد. تنها آفریدگار در دل ایشان بزرگ است به این سبب هر چه جز اوست، در…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 159

إِنَّ اَللَّهَ اِبْتَدَأَ اَلْأُمُورَ فَاصْطَفَى لِنَفْسِهِ مِنْهَا مَا شَاءَ وَ اِسْتَخْلَصَ مِنْهَا مَا أَحَبَّ فَكَانَ مِمَّا أَحَبَّ أَنَّهُ اِرْتَضَى اَلْإِيمَانَ فَاشْتَقَّهُ مِنِ اِسْمِهِ فَنَحَلَهُ مَنْ أَحَبَّ مِنْ خَلْقِهِ ثُمَّ بَيَّنَهُ فَسَهَّلَ شَرَائِعَهُ لِمَنْ وَرَدَهُ وَ أَعَزَّ أَرْكَانَهُ عَلَى مَنْ جَانَبَهُ وَ جَعَلَهُ عِزّاً لِمَنْ وَالاَهُ وَ أَمْناً لِمَنْ دَخَلَهُ وَ هُدًى لِمَنِ اِئْتَمَّ بِهِ وَ زِينَةً لِمَنْ تَحَلَّى بِهِ وَ دِيناً لِمَنِ اِنْتَحَلَهُ وَ عِصْمَةً لِمَنِ اِعْتَصَمَ بِهِ وَ حَبْلاً لِمَنِ اِسْتَمْسَكَ بِهِ وَ بُرْهَاناً لِمَنْ تَكَلَّمَ بِهِ وَ…

سخنرانی امیر المومنین علی علیه السلام در بیان ایمان و کفر و ریشه ها و شاخه های آن دو -همانا خدا همه چیز را آغاز کرد و از آنها هر چه را خواست برای خود برگزید و از بین آنها آنچه را دوست داشت ویژه خود ساخت که از جمله آنها که دوست می داشت پسندیدن ایمان بود و ایمان را از نام خودش مشتق ساخت و آن را به هر که از آفریدگانش دوست داشت بخشید، سپس آن را بیان کرد و راههایش را برای کسی که می خواهد به آن درآید هموار ساخت و ارکان آن را در برابر بیگانگان استوار داشت و آن را مایه عزت قرار داد برای کسی که آن را دوست بدارد و پناهگاه برای کسی که به آن داخل شود و وسیله هدایت برای کسی که به آن اقتدا نماید و آرایش برای کسی که به آن آراسته شود و دین برای هر کس که آن را آیین خود سازد و حفاظ برای کسی که پناه جوید و…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 162

لَمَّا كَانَ مِنْ أَمْرِ أَبِي بَكْرٍ وَ بَيْعَةِ اَلنَّاسِ لَهُ وَ فِعْلِهِمْ بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع مَا كَانَ لَمْ يَزَلْ أَبُو بَكْرٍ يُظْهِرُ لَهُ اَلاِنْبِسَاطَ وَ يَرَى مِنْهُ اِنْقِبَاضاً فَكَبُرَ ذَلِكَ عَلَى أَبِي بَكْرٍ فَأَحَبَّ لِقَاءَهُ وَ اِسْتِخْرَاجَ مَا عِنْدَهُ وَ اَلْمَعْذِرَةَ إِلَيْهِ لِمَا اِجْتَمَعَ اَلنَّاسُ عَلَيْهِ وَ تَقْلِيدِهِمْ إِيَّاهُ أَمْرَ اَلْأُمَّةِ وَ قِلَّةِ رَغْبَتِهِ فِي ذَلِكَ وَ زُهْدِهِ فِيهِ أَتَاهُ فِي وَقْتِ غَفْلَةٍ وَ طَلَبَ مِنْهُ اَلْخَلْوَةَ وَ قَالَ لَهُ وَ اَللَّهِ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ مَا كَانَ هَذَا اَلْأَمْرُ مُوَاطَاةً مِنِّي وَ…

امام صادق علیه السلام از پدرش و او از جدش نقل میفرماید: چون در کار ابی بکر و بیعت مردم بر او و کاری که با علی بن ابی طالب کردند آنچه شدنی بود انجام گرفت ابو بکر همواره بعلی علیه السلام روی خوش نشان می داد ولی از علی علیه السلام گرفتگی مشاهده می نمود و این موضوع بر ابی بکر سنگین بود. لذا علاقه پیدا کرد که علی را ملاقات کند و از نظر او اطلاع حاصل نماید و در اینکه مردم جمع شدند و کار امت را بر گردن او انداختند عذر خواهی کند و کم علاقگی و بی اعتنایی خود را بخلافت ابراز نماید. لذا بی خبر بخدمت آن حضرت آمد و اجازه ملاقات خصوصی خواست و پس از شرفیابی عرض کرد یا ابا الحسن بخدا قسم که برای این کارها از طرف من زمینه سازی نشده بود و من بکاری که گرفتار آن شدم مایل نبودم و حرصی بآن نداشتم -و اطمینانی بخود…

الخصال، ج 3، ص 548

كُنْتُ فِي اَلْبَيْتِ يَوْمَ اَلشُّورَى فَسَمِعْتُ عَلِيّاً ع وَ هُوَ يَقُولُ اِسْتَخْلَفَ اَلنَّاسُ أَبَا بَكْرٍ وَ أَنَا وَ اَللَّهِ أَحَقُّ بِالْأَمْرِ وَ أَوْلَى بِهِ مِنْهُ وَ اِسْتَخْلَفَ أَبُو بَكْرٍ عُمَرَ وَ أَنَا وَ اَللَّهِ أَحَقُّ بِالْأَمْرِ وَ أَوْلَى بِهِ مِنْهُ إِلاَّ أَنَّ عُمَرَ جَعَلَنِي مَعَ خَمْسَةَ نَفَرٍ أَنَا سَادِسُهُمْ لاَ يُعْرَفُ لَهُمْ عَلَيَّ فَضْلٌ وَ لَوْ أَشَاءُ لاَحْتَجَجْتُ عَلَيْهِمْ بِمَا لاَ يَسْتَطِيعُ عَرَبِيُّهُمْ وَ لاَ عَجَمِيُّهُمْ اَلْمُعَاهَدُ مِنْهُمْ وَ اَلْمُشْرِكُ تَغْيِيرَ ذَلِكَ ثُمَّ قَالَ نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ أَيُّهَا اَلنَّفَرُ هَلْ…

عامر بن واثله گوید: روزی که شوری برقرار بود من در همان خانه(محل شوری)بودم شنیدم که علی(ع)میفرمود: مردم ابو بکر را خلیفه نمودند و بخدا قسم من شایسته تر و سزاوارتر بودم بخلافت از او و عمر را ابو بکر خلیفه خود نمود و بخدا قسم که من شایسته تر و سزاوارتر باین کار بودم تا او(و اکنون که عمر از دنیا رفته است)مرا با پنج نفر دیگر که من ششمین نفر آنان میباشم کاندید خلافت نموده است که هیچ فضیلتی آنان را بر من نیست و اگر بخواهم آن چنان احتجاج بر آنان کنم که عرب و عجم و معاهد و مشرک نتوانند تغییرش دهند سپس فرمود: شما را بخدا ای چند نفر(مقصود اصحاب شوری است). -آیا در میان شما کسی هست که پیش از من خدا را بیکتایی پذیرفته باشد؟ گفتند بخدا که نه فرمود شما را بخدا آیا در میان شما کسی هست که رسول خدا باو گفته…

الخصال، ج 3، ص 553
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه