قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره دست در دست خدا از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

۱۴۳ حدیث · صفحه ۱ از ۱۲

وَجَدْنَا فِي كِتَابِ عَلِيٍّ ع إِنَّ اَلْأَرْضَ لِلّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ اَلْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِين َنَا وَ أَهْلُ بَيْتِيَ اَلَّذِينَ أَوْرَثَنَا اَللَّهُ اَلْأَرْضَ وَ نَحْنُ اَلْمُتَّقُونَ وَ اَلْأَرْضُ كُلُّهَا لَنَا فَمَنْ أَحْيَا أَرْضاً مِنَ اَلْمُسْلِمِينَ فَلْيَعْمُرْهَا وَ لْيُؤَدِّ خَرَاجَهَا إِلَى اَلْإِمَامِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي وَ لَهُ مَا أَكَلَ مِنْهَا فَإِنْ تَرَكَهَا أَوْ أَخْرَبَهَا وَ أَخَذَهَا رَجُلٌ مِنَ اَلْمُسْلِمِينَ مِنْ بَعْدِهِ فَعَمَرَهَا وَ أَحْيَاهَا فَهُوَ أَحَقُّ بِهَا مِنَ اَلَّذِي تَرَكَهَا يُؤَدِّي خَرَاجَهَا إِلَى اَلْإِمَامِ مِنْ…

امام باقر علیه السلام فرمود: در کتاب علی علیه السلام(که پیغمبر صلی الله علیه و آله املا کرده و علی علیه السلام نوشته است)دیدیم که: «زمین متعلق بخداست و بهر کس از بندگان خویش بخواهد وامی گذارد و سرانجام نیک از پرهیزگارانست-128 سوره 7-»من و خاندانم کسانی هستیم که خدا زمین را بما واگذار کرده و ماییم پرهیزگاران و همه زمین از آن ماست. (گویا سپس خود امام باقر علیه السلام فرمود)هر یک از مسلمین که زمینی را زنده کند، باید آن را آباد دارد و خراجش را بامام از خاندان من بپردازد، و هر چه از آن زمین استفاده کند و بخورد، حق اوست و اگر زمین را واگذارد و خراب کند و مرد دیگری از مسلمین پس از وی، آن را آباد سازد و زنده کند او نسبت بآن زمین از کسی که آن را واگذاشته سزاوارتر است، و باید خراجش را بامام از خاندان…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 407

فِي اِحْتِجَاجِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَلَى عَاصِمِ بْنِ زِيَادٍ حِينَ لَبِسَ اَلْعَبَاءَ وَ تَرَكَ اَلْمُلاَءَ وَ شَكَاهُ أَخُوهُ اَلرَّبِيعُ بْنُ زِيَادٍ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع أَنَّهُ قَدْ غَمَّ أَهْلَهُ وَ أَحْزَنَ وُلْدَهُ بِذَلِكَ فَقَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَلَيَّ بِعَاصِمِ بْنِ زِيَادٍ فَجِي ءَ بِهِ فَلَمَّا رَآهُ عَبَسَ فِي وَجْهِهِ فَقَالَ لَهُ أَ مَا اِسْتَحْيَيْتَ مِنْ أَهْلِكَ أَ مَا رَحِمْتَ وُلْدَكَ أَ تَرَى اَللَّهَ أَحَلَّ لَكَ اَلطَّيِّبَاتِ وَ هُوَ يَكْرَهُ أَخْذَكَ مِنْهَا أَنْتَ أَهْوَنُ عَلَى اَللَّهِ مِنْ ذَلِكَ أَ وَ لَيْسَ اَللَّهُ يَقُولُ وَ…

زمانی که عاصم بن زیاد عبا پوشید و جامه نرم را بیرون کرد و برادرش ربیع بن زیاد، شکایت او را خدمت امیر المومنین علیه السلام آورد که او همسرش را غمگین نموده و فرزندانش را اندوهناک ساخته حضرت فرمود: عاصم را نزد من آورید، او را خدمتش آوردند، چون حضرت او را دید، چهره درهم کشید و فرمود: از همسرت خجالت نکشیدی؟ بفرزندانت رحم نکردی؟ گمان میکنی که خدا چیزهای خوب و پاکیزه را برای تو حلال کرده و نمیخواهد از آنها استفاده کنی، تو نزد خدا پست تر از آنی، مگر خدا نمیفرماید: «خدا زمین را برای استفاده مردم نهاد که در آن میوه و نخل غلافدار است-11 سوره 55-» مگر خدا نمی فرماید: «دو دریا را. گذاشت که بهم برسند، میانشان حایلی است که بهم تجاوز نکنند تا آنجا که فرماید: -از آنها لولو و مرجان بیرون می شود-22 سوره…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 410

أَنَّهُ سَأَلَ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى أَنِ اُشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ إِلَيَّ اَلْمَصِيرُ فَقَالَ اَلْوَالِدَانِ اَللَّذَانِ أَوْجَبَ اَللَّهُ لَهُمَا اَلشُّكْرَ هُمَا اَللَّذَانِ وَلَدَا اَلْعِلْمَ وَ وَرَّثَا اَلْحُكْمَ وَ أَمَرَ اَلنَّاسَ بِطَاعَتِهِمَا ثُمَّ قَالَ اَللَّهُ إِلَيَّ اَلْمَصِيرُ فَمَصِيرُ اَلْعِبَادِ إِلَى اَللَّهِ وَ اَلدَّلِيلُ عَلَى ذَلِكَ اَلْوَالِدَانِ ثُمَّ عَطَفَ اَلْقَوْلَ عَلَى اِبْنِ حَنْتَمَةَ وَ صَاحِبِهِ فَقَالَ فِي اَلْخَاصِّ وَ اَلْعَامِّ وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي يَقُولُ فِي اَلْوَصِيَّةِ وَ تَعْدِلُ عَمَّنْ أُمِرْتَ…

اصبغ بن نباته از امیر المومنین علیه السلام راجع بقول خدای تعالی: «مرا و پدر و مادرت را سپاسگزاری کن و سرانجام بسوی منست-14 سوره 31-»پرسید، حضرت فرمود: پدر و مادری که خدا سپاسگزاری ایشان را واجب کرده، آنهایند که علم از آنها تراوش کند و حکمت را(پس از مرگ خود)بارث گذارند و مردم باطاعتشان مامورند. و خدا پس از آن فرماید: «سرانجام بسوی منست» سرانجام بندگان بسوی خداست و راهنمایش همان پدر و مادر هستند. سپس خدا روی سخن را متوجه پسر حنتمه و رفیقش نموده(یعنی عمر و ابو بکر، زیرا حنتمه نام مادر عمر است)و نسبت بخاص و عام(پیغمبر و سایر مردم)فرموده است: «و اگر با تو ستیزه کنند که بمن شرک آوری»یعنی از پیش خود در باره وصی ات سخنی گویی و از آنکه دستور اطاعتش داری برگردی از آنها فرمان مبر و سخنشان را مشنو. سپس…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 428

إِنَّ ههُنَا وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ لَعِلْما جَمّا لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَة بَلَى أُصِيبَ لَقِنا غَيْرَ مَأْمُونٍ عَلَيْهِ مُسْتَعْمِلا آلَةَ اَلدِّينِ لِلدُّنْيَا أَوْ مُسْتَظْهِرا بِنِعَمِ اَللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ وَ بِحُجَجِهِ عَلَى أَوْلِيَائِهِ أَوْ مُنْقَادا لِحَمَلَةِ اَلْحَقِّ لاَ بَصِيرَةَ لَهُ فِي أَحْنَائِهِ يَنْقَدِحُ اَلشَّكُّ فِي قَلْبِهِ لِأَوَّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَة

بدرستی که در اینجا با دست اشاره به سینۀ خود نمود دانش فراوان است، اگر بردارندگانی برای آن می یافتم.آری، تند فهم را می شناسم، ولی او ایمن نگردیده به این که دین را از برای دنیا به کار برد یا به نعمتهای خدا بر بندگان خود و به برهانهای او بر دوستان خود یاری جوید و یا فرمانبر حقمداران است بدون داشتن بینایی در کجیهای آن، و با اولین شبهه، شک در دل او برافروخته می شود.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 148

يَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّكَ إِنْ غَضِبْتَ لِلَّهِ فَارْجُ مَنْ غَضِبْتَ لَهُ إِنَّ اَلْقَوْمَ خَافُوكَ عَلَى دُنْيَاهُمْ وَ خِفْتَهُمْ عَلَى دِينِكَ فَاتْرُكْ فِي أَيْدِيهِمْ مَا خَافُوكَ عَلَيْهِ وَ اُهْرُبْ مِنْهُمْ بِمَا خِفْتَهُمْ عَلَيْهِ فَمَا أَحْوَجَهُمْ إِلَى مَا مَنَعْتَهُمْ وَ مَا أَغْنَاكَ عَمَّا مَنَعُوكَ وَ لَوْ أَنَّ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضَ كَانَتَا عَلَى عَبْدٍ رَتْقا ثُمَّ اِتَّقَى اَللَّهَ لَجَعَلَ لَهُ مِنْهُمَا مَخْرَجا فَلاَ يُؤْنِسَنَّكَ إِلاَّ اَلْحَقُّ وَ لاَ يُوحِشَنَّكَ إِلاَّ اَلْبَاطِلُ فَلَوْ قَبِلْتَ دُنْيَاهُمْ لَأَحَبُّوكَ وَ لَوْ قَرَضْتَ مِنْهَا لَأَمَّنُوك

ای ابوذر، اگر از برای خداوند مورد خشم قرار گرفته ای، پس به او امید دار.بدرستی که این قوم از ترس دنیایشان از تو می ترسند و تو از ایشان به خاطر دینت می ترسی.پس واگذار در دستهایشان آنچه را از تو به جهت آن می ترسیدند و بگریز از ایشان به آنچه تو بر آنها می ترسیدی.پس چه محتاجند آنها به آنچه تو آنها را از آن دنیا منع کردی و تو چه بی نیازی به آن.اگر آسمانها و زمین برای بنده ای به هم بچسبد و در میان آنها بماند و او پرهیزگاری نماید، خداوند برای او راه فراری فراهم نماید.پس با تو جز حق خو نگیرد و تو را جز باطل به وحشت نیندازد.اگر دنیای آنها را می پذیرفتی، تو را دوست می داشتند و اگر از دنیا وام بهره می بردی، از تو ایمن می گشتند.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 154

الخطوة عند الخالق بالرّغبة فيما لديه الخطوة عند المخلوق بالرّغبة عمّا في يديه

منزلت در برابر پروردگار با میل به آنچه در دست اوست.و منزلت در برابر مردم، با میل به آنچه در دست آنهاست.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 249

إِنَّ اَلَّذِي فِي يَدَيْكَ قَدْ كَانَ لَهُ أَهْلٌ قَبْلَكَ وَ هُوَ صَائِرٌ إِلَى مَنْ بَعْدَكَ وَ إِنَّمَا أَنْتَ جَامِعٌ لِأَحَدِ رَجُلَيْنِ إِمَّا رَجُلٌ عَمِلَ فِيمَا جَمَعْتَ بِطَاعَةِ اَللَّهِ فَسَعِدَ بِمَا شَقِيتَ بِهِ أَوْ رَجُلٌ عَمِلَ فِيمَا جَمَعْتَ بِمَعْصِيَةِ اَللَّهِ فَشَقِيَ بِمَا جَمَعْتَ وَ لَيْسَ أَحَدُ هَذَيْنِ أَهْلا أَنْ تُؤْثِرَهُ عَلَى نَفْسِكَ وَ لاَ تَحْمِلَ لَهُ عَلَى ظَهْرِك

همانا آنچه در دست توست، پیش از تو کسی داشته و بعد از تو نیز دست دیگری خواهد بود.و تو فراهم آورنده برای یکی از دو نفری:یا مردی است که آنچه تو فراهم آوردی، در راه طاعت خدا به کار می برد، و نیکبخت می شود به آنچه تو بدبخت شدی؛ و یا کسی است که آنچه تو فراهم آوردی، در راه معصیت پروردگار صرف می کند و به آنچه تو فراهم کردی، بدبخت می شود.و هیچ یک از این دو شایسته نیستند که آنها را بر خود مقدّم بداری و بار آنها را بر دوش خویش حمل کنی.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 481

ما أحسن تواضع الأغنياء للفقراء طلبا لما عند اللّه سبحانه و ما أحسن تيه الفقراء على الأغنياء اتّكالا على اللّه سبحانه.

چه نیکوست فروتنی توانگران در برابر تهیدستان به امید ثواب پروردگار، و چه نیکوست وقار تهیدستان در برابر توانگران با توکّل به خداوند.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 485

إِنَّ اَللَّهَ سُبْحَانَهُ فَرَضَ فِي أَمْوَالِ اَلْأَغْنِيَاءِ أَقْوَاتَ اَلْفُقَرَاءِ فَمَا جَاعَ فَقِيرٌ إِلاَّ بِمَا مَنَعَ غَنِيٌّ وَ اَللَّهُ سَائِلُهُمْ عَنْ ذَلِك

همانا خداوند، روزی تهیدستان را در دارایی توانگران قرار داده.پس تهیدستی گرسنه نمی ماند مگر آن که توانگری خسیسی کند و خداوند از این عمل آنها بازخواست می کند.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 485

مِنْ كَلاَمِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ خَطَبَ بِهِ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّمَا أُخْبِرُكُمْ عَنْ أَخٍ لِي كَانَ مِنْ أَعْظَمِ اَلنَّاسِ فِي عَيْنِي وَ كَانَ رَأْسُ مَا عَظُمَ بِهِ فِي عَيْنِي صِغَرُ اَلدُّنْيَا فِي عَيْنِهِ كَانَ خَارِجا مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ فَلاَ يَشْتَهِي مَا لاَ يَجِدُ وَ لاَ يُكْثِرُ إِذَا وَجَدَ كَانَ خَارِجا مِنْ سُلْطَانِ فَرْجِهِ فَلاَ يَسْتَخِفُّ لَهُ عَقْلَهُ وَ لاَ رَأْيَهُ كَانَ خَارِجا مِنْ سُلْطَانِ اَلْجَهَالَةِ فَلاَ يَمُدُّ يَدَهُ إِلاَّ عَلَى ثِقَةٍ لِمَنْفَعَتِهِ كَانَ لاَ يَتَشَهَّى وَ لاَ…

امام حسن مجتبی علیه السّلام در خطبه ای از سخنان امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود:ای مردم، به شما خبر دهم از حال یکی از برادرانم، که در نظرم از همۀ مردم بزرگتر بود، و بالاترین چیزی که او را در نظرم بزرگ کرده بود، پستی و حقارت دنیا در نظر او بود، از تسلط شکم بیرون بود، چیزی را که نداشت به دنبالش نمی رفت، و چون پیدا می کرد زیاده روی نمی نمود، از تسلط شهوت خارج شده بود، از این رو سبک عقل و سبک رأی نبود، از سلطه نادانی رهیده بود، از این رو دستش را جز به جانب شخص مورد اطمینان و برای سود دراز نمی کرد، پراشتها و ناراضی و ملول نبود، بیشتر عمرش را خاموش بود، هر گاه دیگران وارد گفتگو می شدند، با آنان جدل نمی کرد، در دعوایی شرکت نمی کرد، دلیلی اقامه نمی کرد تا قاضی را بیابد، از برادران دینی اش غافل…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 509

وَ قِيلَ عَزَّى أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَلْأَشْعَثَ بْنَ قَيْسٍ عَلَى اِبْنِهِ فَقَالَ إِنْ تَحْزَنْ فَقَدِ اِسْتَحَقَّ ذَلِكَ مِنْكَ اَلرَّحِمُ وَ إِنْ تَصْبِرْ فَفِي اَللَّهِ خَلَفُكَ مِنِ اِبْنِكَ وَ إِنْ صَبَرْتَ جَرَى عَلَيْكَ اَلْقَدَرُ وَ أَنْتَ مَأْجُورٌ وَ إِنْ جَزِعْتَ جَرَى عَلَيْكَ اَلْقَدَرُ وَ أَنْتَ مَأْثُومٌ.

حضرت علی علیه السّلام به اشعث بن قیس که فرزندش را از دست داده بود تسلیت گفت و فرمود:اگر غمگین شوی به خاطر فرزندت بوده و مانعی ندارد، و اگر صبر کنی خداوند به جای فرزندت به تو پاداش دهد، و اگر صبر کنی مقدّر الهی بر تو جاری می شود و تو اجر می بری، ولی اگر بیتابی کنی قضا و قدر بر تو جاری شود و تو گناهکار باشی.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 597

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لِأَهْلِ اَلتَّقْوَى عَلاَمَاتٌ يُعْرَفُونَ بِهَا صِدْقُ اَلْحَدِيثِ وَ أَدَاءُ اَلْأَمَانَةِ وَ اَلْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ وَ قِلَّةُ اَلْفَخْرِ وَ اَلْبُخْلِ وَ صِلَةُ اَلْأَرْحَامِ وَ رَحْمَةُ اَلضُّعَفَاءِ وَ قِلَّةُ اَلْمُؤَاتَاةِ لِلنِّسَاءِ وَ بَذْلُ اَلْمَعْرُوفِ وَ حُسْنُ اَلْخُلُقِ وَ سَعَةُ اَلْعِلْمِ فِيمَا يُقَرِّبُ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ طُوبىٰ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ : .

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود:برای پرهیزگاران نشانه هائی است که به وسیلۀ آنها شناخته می شوند: راستی در گفتار، اداء امانت، وفای به عهد و پیمان، کمی مباهات و بخل، صلۀ ارحام، دستگیری ضعیفان، معاشرت کم با زنان، بخشیدن چیزهای خوب، خوش خلقی، وسعت دانش آنچه انسان را به خدا نزدیک می کند.خوشا بحال آنان، و چه عاقبت نیکوئی است.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 79
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه