أَلاَ إِنَّ اَلْأَيَّامَ ثَلاَثَةٌ يَوْمٌ مَضَى لاَ تَرْجُوهُ وَ يَوْمٌ بَقِيَ لاَ بُدَّ مِنْهُ وَ يَوْمٌ يَأْتِي لاَ تَأْمَنُهُ فَالْأَمْسِ مَوْعِظَةٌ وَ اَلْيَوْمَ غَنِيمَةٌ وَ غَدٌ لاَ تَدْرِي مَنْ أَهْلُهُ أَمْسِ شَاهِدٌ مَقْبُولٌ وَ اَلْيَوْمَ أَمِينٌ مُؤَدٍّ وَ غَدٌ يُعَجِّلُ بِنَفْسِكَ سَرِيعَ اَلظَّعْنِ طَوِيلَ اَلْغَيْبَةِ أَتَاكَ وَ لَمْ تَأْتِهِ أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ اَلْبَقَاءَ بَعْدَ اَلْفَنَاءِ وَ لَمْ تَكُنْ إِلاَّ وَ قَدْ وَرِثْنَا مَنْ كَانَ قَبْلَنَا وَ لَنَا وَارِثُونَ بَعْدَنَا فَاسْتَصْلِحُوا مَا تَقْدَمُونَ عَلَيْهِ بِمَا تَظْعَنُونَ عَنْهُ وَ اُسْلُكُوا سُبُلَ…
هان به راستی، روزها سه جورند: روزی که گذشت و دیگر امیدی به بازگشت آن نداری، روزی که اینک در آنی ناگزیری آن را سپری سازی و روزی که خواهد آمد و تو از آن خاطر جمع نیستی، دیروز پند است و امروز غنیمت و فردا معلوم نیست که از آن کیست. دیروز گواه دهنده ای است پذیرفتنی و امروز امینی است تحویل دهنده امانت و فردا که پیش توست روز کوچیدن است دارای غیبت طولانی است که تو به نزدش نرفته خود به سراغ تو خواهد آمد. ای مردم جاویدانگی پس پایان یافتن زندگی است. راستش این است که ما وارث گذشتگانیم و آیندگان وارثان ما خواهند بود؛ پس در سایه آنچه که از آن می کوچید به آباد سازی آخرت پردازید. راههای خیر را بپیمایید و از کمی رهروان آن به خود هراس راه ندهید و برخوردار بودن از همراهی خدای خود در آن راهپیمایی را به بوته…
شَاوِرْ ذَوِي اَلْعُقُولِ تَأْمَنِ اَلزَّلَلَ وَ اَلنَّدَم
با خردمندان مشورت کن تا از لغزش و پشیمانی ایمن شوی.
مَنْ سَجَنَ لِسَانَهُ أَمِنَ مِنْ نَدَمِه
کسی که زبانش را دربند کند، از پشیمانی اش ایمن باشد.
من أمسك لسانه أمن من ندمه
کسی که زبانش را نگاه دارد، از پشیمانی اش ایمنی یابد.
ثَمَرَةُ اَلْفَوْتِ نَدَامَة
از دست رفتن، پشیمانی به بار آورد.
يَنْبَغِي لِمَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ أَنْ لاَ يُفَارِقَهُ اَلْحَذَرُ وَ اَلنَّدَمُ خَوْفا أَنْ تَزِلَّ بِهِ اَلْقَدَم
سزاوار است کسی که خود را شناخته، پرهیز و پشیمانی را از خود، از ترس این که مبادا بلغزد، جدا نکند.
لاَ خَيْرَ فِي لَذَّةٍ تُوجِبُ نَدَما وَ شَهْوَةٍ تُعَقِّبُ أَلَما
هیچ خوبی نیست در لذّتی که باعث پشیمانی است و در شهوتی که رنج به دنبال داشته باشد.
اَلْجَهْلُ يُزِلُّ اَلْقَدَمَ وَ يُورِثُ اَلنَّدَم
نادانی، قدم را می لغزاند و پشیمانی را به ارث می گذارد.
أَتَى رَأْسُ اَلْيَهُودِ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع عِنْدَ مُنْصَرَفِهِ عَنْ وَقْعَةِ اَلنَّهْرَوَانِ وَ هُوَ جَالِسٌ فِي مَسْجِدِ اَلْكُوفَةِ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ أَشْيَاءَ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ نَبِيٌّ أَوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ قَالَ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ يَا أَخَا اَلْيَهُودِ قَالَ إِنَّا نَجِدُ فِي اَلْكِتَابِ أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا بَعَثَ نَبِيّاً أَوْحَى إِلَيْهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ مَنْ يَقُومُ بِأَمْرِ أُمَّتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْ يَعْهَدَ إِلَيْهِمْ فِيهِ عَهْداً يَحْتَذِي عَلَيْهِ وَ يَعْمَلُ بِهِ فِي…
امام باقر(ع)فرمود: چون امیر المومنین از جنگ نهروان بازگشت در مسجد کوفه نشسته بود که رییس یهودیان بحضورش آمد و عرض کرد یا امیر المومنین خبرهایی را میخواهم از شما بپرسم که جز پیغمبر و یا وصی پیغمبر کسی نتواند پاسخ آنها را بدهد حال چنانچه اجازه میفرمایید بپرسم و گر نه صرف نظر نمایم. فرمود: برادر یهودی هر چه میخواهی بپرس عرض کرد: ما در کتاب خود چنین یافته ایم که خدای عز و جل چون پیغمبری برانگیزد باو وحی میفرماید که از میان افراد خاندان خود کسی را که بتواند پس از وی کار امت را بدست گیرد اختیار کند و از امت خود عهد و پیمان بگیرد که پس از او بر سر پیمان باشند و طبق عهدی که بسته اند رفتار کنند و خدای عز و جل جانشینان پیغمبر را در زمان حیات پیغمبران آزمایش میفرماید و پس از وفات پیغمبران نیز آزمایش…
أَخْرِجْ مِنْ مَالِكَ اَلْحُقُوقَ وَ أَشْرِكْ فِيهِ اَلصَّدِيقَ وَ لْيَكُنْ كَلاَمُكَ فِي تَقْدِيرٍ وَ هِمَّتُكَ فِي تَفْكِيرٍ تَأْمَنِ اَلْمَلاَمَةَ وَ اَلنَّدَامَة
حقوق دیگران را از دارایی ات خارج کن و دوست را در آن شریک نما، به اندازه سخن بگو و به اندیشیدن همّت گمار، تا از سرزنش و پشیمانی در امان مانی.
إِيَّاكَ وَ اَلْغَضَبَ فَأَوَّلُهُ جُنُونٌ وَ آخِرُهُ نَدَم
از خشم بپرهیزید زیرا آغاز آن دیوانگی، و سرانجام آن پشیمانی است.
طَاعَةُ اَلْغَضَبِ نَدَمٌ وَ عِصْيَان
فرمان خشم را اطاعت کردن، باعث پشیمانی و نافرمانی است.