إِنَّ اَلدِّينَ لَشَجَرَةٌ أَصْلُهَا اَلْيَقِينُ بِاللَّهِ وَ ثَمَرُهَا اَلْمُوَالاَةُ فِي اَللَّهِ وَ اَلْمُعَادَاةُ فِي اَللَّهِ سُبْحَانَه
دین، درختی است که ریشۀ آن یقین به خداوند و میوۀ آن دوستی و دشمنی در راه خداوند است.
امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)
إِنَّ اَلدِّينَ لَشَجَرَةٌ أَصْلُهَا اَلْيَقِينُ بِاللَّهِ وَ ثَمَرُهَا اَلْمُوَالاَةُ فِي اَللَّهِ وَ اَلْمُعَادَاةُ فِي اَللَّهِ سُبْحَانَه
دین، درختی است که ریشۀ آن یقین به خداوند و میوۀ آن دوستی و دشمنی در راه خداوند است.
إنّ اللّه سبحانه يحبّ كلّ سمح اليدين حزيز الدّين.
همانا خدای سبحان دوست می دارد دستهای دهنده، و استوار در دین را.
اَلرَّفِيقُ فِي دُنْيَاهُ كَالرَّفِيقِ فِي دِينِه
رفیق در دنیای کسی همانند رفیق در دین اوست.
أَحْبِبْ فِي اَللَّهِ مَنْ يُجَاهِدُكَ عَلَى صَلاَحِ دِينٍ وَ يُكْسِبُكَ حُسْنَ يَقِين
به خاطر خدا دوست بدار کسی را که تلاش می کند در سامان یافتن دینت و به تو یقین نیکو ارزانی دارد.
لاَ يُغْتَبَطُ بِمَوَدَّةِ مَنْ لاَ دِينَ لَه
آرزو مکن دوستی، بی دین را.
قال ع في وصف من ذمّه:يقول في الدّنيا بقول الزّاهدين و يعمل فيها بعمل الرّاغبين، يظهر شيمة المحسنين،و يبطن عمل المسيئين،يكره الموت لكثرة ذنوبه، و لا يتركها في حياته،يسلف الذّنب و يسوّف بالتّوبة،يحبّ الصّالحين و لا يعمل أعمالهم، و يبغض المسيئين و هو منهم يقول:لم أعمل فأتعنّى،بل أجلس فأتمنّى،يبادر دائبا ما يفنى،و يدع أبدا ما يبقى،يعجز عن شكر ما أوتى،و يبتغى الزّيادة فيما بقى يرشد غيره و يغوى نفسه،و ينهى النّاس بما لا ينتهى، و يأمرهم بما لا يأتي يتكلّف من النّاس ما لم يؤمر و يضيّع من نفسه ما هو أكثر،يأمر النّاس و لا تأتمر،و يحذّرهم و لا يحذر،يرجو ثواب ما لم يعمل،و يأمن عقاب جرم متيقّن،يستميل وجوه…
حضرت در وصف کسی که نکوهش می کرد فرمود: در دنیا همچون بی رغبتان سخن گوید و همچون شیفتگان عمل کند، خصلت نیکوکاران را آشکار می کند و در پنهان چون گنهکاران عمل می کند، مرگ را به جهت گناهان بسیارش ناخوش می دارد و آنها را در ایّام زندگی خود رها نمی کند، پیش می فرستد گناه را و پس اندازد توبه را، صالحان را دوست می دارد ولی همچون آنان عمل نمی کند، گناهکاران را دشمن می دارد ولی از آنان است، می گوید:چرا عمل کنم و رنج کشم، بلکه می نشینم و آرزو می کنم، پیشی می گیرد در کشیدن رنج آنچه نابود می شود و وامی گذارد همواره آنچه را باقی می ماند.از سپاس آنچه داده شده ناتوان است و زیادتی آنچه را باقی است می طلبد، دیگران را راه درست می نماید ولی نفس خود را گمراه می کند، مردم را نهی می کند از آنچه خود باز نمی ایستد و…
لَمَّا ضُرِبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع حَفَّ بِهِ اَلْعُوَّادُ وَ قِيلَ لَهُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَوْصِ فَقَالَ اِثْنُوا لِي وِسَادَةً ثُمَّ قَالَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ حَقَّ قَدْرِهِ مُتَّبِعِينَ أَمْرَهُ وَ أَحْمَدُهُ كَمَا أَحَبَّ وَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ اَلْوَاحِدُ اَلْأَحَدُ اَلصَّمَدُ كَمَا اِنْتَسَبَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ كُلُّ اِمْرِئٍ لاَقٍ فِي فِرَارِهِ مَا مِنْهُ يَفِرُّ وَ اَلْأَجَلُ مَسَاقُ اَلنَّفْسِ إِلَيْهِ وَ اَلْهَرَبَ مِنْهُ مُوَافَاتُهُ كَمْ أَطْرَدْتُ اَلْأَيَّامَ أَبْحَثُهَا عَنْ مَكْنُونِ هَذَا اَلْأَمْرِ فَأَبَى اَللَّهُ عَزَّ ذِكْرُهُ إِلاَّ إِخْفَاءَهُ…
یکی از اصحاب گوید: چون امیر المومنین علیه السلام ضربت خورد، عیادت کنندگان گردش را گرفتند، بحضرت عرض شد: ای امیر مومنان وصیت نما، فرمود: برای من متکایی گذارید(تا بتوانم بنشینم و با شما سخن گویم)سپس فرمود: سپاس خدا را باندازه شایستگیش، همه از فرمانش پیروی کننده ایم ، چنان که دوست دارد، او را میستایم، و شایسته پرستشی جز خدای یگانه یکتای بی نیاز نیست، چنان که خود را(در سوره توحید)نسبت داده است. ای مردم هر شخصی از آنچه می گریزد، در حالت گریزش بآن میخورد، (انسان میخواهد از مرگ بگریزد، ولی گریز از مرگ همان استقبال از مرگست زیرا در حال گریز هم از عمرش کم می شود و از نیرویش کاسته میگردد و معالجات پزشکان حاذق برعکس نتیجه میدهد. از قضا سرکنگبین صفر افزود روغن بادام خشکی مینمود) مدت زندگی میدان راندن…
اَللَّهُمَّ وَ إِنِّي لَأَعْلَمُ أَنَّ اَلْعِلْمَ لاَ يَأْرِزُ كُلُّهُ وَ لاَ يَنْقَطِعُ مَوَادُّهُ وَ أَنَّكَ لاَ تُخْلِي أَرْضَكَ مِنْ حُجَّةٍ لَكَ عَلَى خَلْقِكَ ظَاهِرٍ لَيْسَ بِالْمُطَاعِ أَوْ خَائِفٍ مَغْمُورٍ كَيْلاَ تَبْطُلَ حُجَجُكَ وَ لاَ يَضِلَّ أَوْلِيَاؤُكَ بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَهُمْ بَلْ أَيْنَ هُمْ وَ كَمْ أُولَئِكَ اَلْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ اَلْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اَللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ قَدْراً اَلْمُتَّبِعُونَ لِقَادَةِ اَلدِّينِ اَلْأَئِمَّةِ اَلْهَادِينَ اَلَّذِينَ يَتَأَدَّبُونَ بِآدَابِهِمْ وَ يَنْهَجُونَ نَهْجَهُمْ فَعِنْدَ ذَلِكَ يَهْجُمُ بِهِمُ اَلْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ…
ابی اسحاق گوید: جمعی از موثقین اصحاب امیر المومنین علیه السلام نقل کردند که شنیدیم امیر المومنین علیه السلام در یکی از خطبه هایش چنین میفرمود: بار خدایا من میدانم که بساط علم و دانش برچیده نمیشود و مابه هایش از میان نمیرود(یعنی هیچ گاه روی زمین را کفر و ضلالت محض فرا نمیگیرد و همیشه کم و بیش آثاری از توحید و هدایت یافت می شود)و میدانم که تو روی زمینت را از حجتی بر خلق خالی نسازی که او یا آشکار باشد و فرمانش نبرند(مانند امیر المومنین و امام حسن علیه السلام در دوران خلافت خود)و یا ترسان و پنهان(مانند امام زمان علیه السلام)تا حجت تو باطل نگردد(و مردم بر تو حجت نداشته باشند)و دوستانت بعد از آنکه هدایتشان فرمودی گمراه نشوند، ولی آنها کجایند و چقدر؟ ایشان از لحاظ شماره بسیار اندک و از لحاظ ارزش…
أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع تَكَلَّمَ بِهَذَا اَلْكَلاَمِ وَ حُفِظَ عَنْهُ وَ خَطَبَ بِهِ عَلَى مِنْبَرِ اَلْكُوفَةِ اَللَّهُمَّ إِنَّهُ لاَ بُدَّ لَكَ مِنْ حُجَجٍ فِي أَرْضِكَ حُجَّةٍ بَعْدَ حُجَّةٍ عَلَى خَلْقِكَ يَهْدُونَهُمْ إِلَى دِينِكَ وَ يُعَلِّمُونَهُمْ عِلْمَكَ كَيْلاَ يَتَفَرَّقَ أَتْبَاعُ أَوْلِيَائِكَ ظَاهِرٍ غَيْرِ مُطَاعٍ أَوْ مُكْتَتَمٍ يُتَرَقَّبُ إِنْ غَابَ عَنِ اَلنَّاسِ شَخْصُهُمْ فِي حَالِ هُدْنَتِهِمْ فَلَمْ يَغِبْ عَنْهُمْ قَدِيمُ مَبْثُوثِ عِلْمِهِمْ وَ آدَابُهُمْ فِي قُلُوبِ اَلْمُؤْمِنِينَ مُثْبَتَةٌ فَهُمْ بِهَا عَامِلُونَ وَ يَقُولُ ع فِي هَذِهِ اَلْخُطْبَةِ فِي…
یکی از اصحاب امیر المومنین علیه السلام که مورد اطمینانست گوید: این سخن را امیر المومنین علیه السلام روی منبر مسجد کوفه فرموده و از او بیاد مانده است: بار خدایا همانا ناچار حجتهایی از جانب تو روی زمینت لازمست، که یکی پس از دیگری برای(راهنمایی)خلقت بیایند و ایشان را بدینت رهبری کنند و علم ترا بآنها بیاموزند، تا پیروان اولیا تو پراکنده نشوند. آن حجت یا ظاهر است و فرمانروایی نمیکند فرمانش نمیبرند و یا پنهانست و انتظارش را میکشند، اگر در حال صلح(متارکه جنگ میان مسلمین و کفار)پیکر و شخص آن حجج از مردم نهان باشد، دانش دیرین و ثابت منتشر ایشان از مردم نهان نیست، و آدابشان در دلهای مومنین پا برجاست و طبق آن عمل کنند. و در جای دیگر از همین خطبه میفرماید: ولی این(عمل بآداب ایشان)در چه کسانست (یعنی چقدر…
نِظَامُ اَلْمُرُوَّةِ حُسْنُ اَلْأُخُوَّةِ وَ نِظَامُ اَلدِّينِ حُسْنُ اَلْيَقِين
نظام جوانمردی، برادری نیکوست و نظام دین، یقین نیکوست.