قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره خشم خدا از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

۶۹ حدیث · صفحه ۵ از ۶

مِنْ عَبْدِ اَللَّهِ عَلِيٍّ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ وَ أَهْلِ مِصْرَ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ وَصَلَ إِلَيَّ كِتَابُكَ وَ فَهِمْتُ مَا سَأَلْتَ عَنْهُ وَ أَعْجَبَنِي اِهْتِمَامُكَ بِمَا لاَ بُدَّ لَكَ مِنْهُ وَ مَا لاَ يُصْلِحُ اَلْمُسْلِمِينَ غَيْرُهُ وَ ظَنَنْتُ أَنَّ اَلَّذِي أَخْرَجَ ذَلِكَ مِنْكَ نِيَّةٌ صَالِحَةٌ وَ رَأْيٌ غَيْرُ مَدْخُولٍ أَمَّا بَعْدُ فَعَلَيْكَ بِتَقْوَى اَللَّهِ فِي مَقَامِكَ وَ مَقْعَدِكَ وَ سِرِّكَ وَ عَلاَنِيَتِكَ وَ إِذَا أَنْتَ قَضَيْتَ بَيْنَ اَلنَّاسِ فَاخْفِضْ لَهُمْ جَنَاحَكَ وَ لَيِّنَ لَهُمْ جَانِبَكَ وَ…

سپس بعد از اعزام او نامه ای به مردم مصر نوشت که ما آن را خلاصه نموده ایم -از بنده خدا، علی، امیر المومنین به محمد بن ابی بکر و مردم مصر. سلام علیکم. اما بعد، نامه ات را دریافت کردم و درخواستهای تو را دریافتم و خوشحال شدم از اینکه به وظایف خود آشنایی و به اموری توجه داری که اصلاح مسلمانان فقط در سایه آنها صورت می پذیرد و به نظر من آنچه تو را بر این کار واداشت نیت نیک و رای پاک توست. اما بعد؛ بر تو باد رعایت تقوای الهی در همه حالات خود در ایستادن و نشستن، در نهان و عیان و چون میان مردم به داوری پرداختی با آنان فروتن باش و نرمخوی و گشاده رو. نگاه و نگرش تو به همه آنان یکسان باشد تا بزرگان در تو طمع ستم بر ناتوانان نبندند و ناتوانان از عدالت تو مایوس نشوند و باید از مدعی، بینه خواهی و از…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 176

هَذَا مَا أَوْصَى بِهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ أَوْصَى اَلْمُؤْمِنِينَ بِشَهَادَةِ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ اَلْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى اَلدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ اَلْمُشْرِكُونَ وَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ سَلَّمَ ثُمَّ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلّهِ رَبِّ اَلْعالَمِينَ. لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ اَلْمُسْلِمِينَ ثُمَّ إِنِّي أُوصِيكَ يَا حَسَنُ وَ جَمِيعَ وُلْدِي وَ أَهْلَ بَيْتِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي مِنَ…

وصیت امیر المومنین علی علیه السلام به پسرش امام حسن در هنگام وفاتش آنچه در گنجایش این کتاب بود از آن برگرفتیم -این است آنچه علی بن ابی طالب علیه السلام بدان وصیت کرده: مومنان را سفارش نموده است به گواهی دادن به اینکه خدایی جز خداوند نیست، تنهاست و شریکی ندارد و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست، او را به رهبری و دین حق فرستاده تا بر تمامی ادیانش پیروزش نماید هر چند خوشایند مشرکان نباشد و خدا بر محمد درود و سلام فرستد. سپس: «نماز من و عبادتهای من و زندگانی من و مرگ من همه برای خدا، پروردگار جهانیان، است که او را انبازی نیست و مرا به این آیین فرمان داده اند و من نخستین مسلمانم» سوره انعام ، آیه 162 و 163 . -سپس ای حسن من، تو را و همه فرزندان و خانواده ام و هر یک از مومنان را که نامه ام به او رسد…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 197

مِنْ أَحَبِّ اَلسُّبُلِ إِلَى اَللَّهِ جُرْعَتَانِ جُرْعَةُ غَيْظٍ تَرُدُّهَا بِحِلْمٍ وَ جُرْعَةُ حُزْنٍ تَرُدُّهَا بِصَبْرٍ وَ مِنْ أَحَبِّ اَلسُّبُلِ إِلَى اَللَّهِ قَطْرَتَانِ قَطْرَةُ دُمُوعٍ فِي جَوْفِ اَللَّيْلِ وَ قَطْرَةُ دَمٍ فِي سَبِيلِ اَللَّهِ وَ مِنْ أَحَبِّ اَلسُّبُلِ إِلَى اَللَّهِ خُطْوَتَانِ خُطْوَةُ اِمْرِئٍ مُسْلِمٍ يَشُدُّ بِهَا صَفّاً فِي سَبِيلِ اَللَّهِ وَ خُطْوَةٌ فِي صِلَةِ اَلرَّحِمِ وَ هِيَ أَفْضَلُ مِنْ خُطْوَةٍ يَشُدُّ بِهَا صَفّاً فِي سَبِيلِ اَللَّهِ.

از محبوبترین راههای منتهی به خدا، نوشیدن دو جرعه است: یکی جرعه خشمی که با بردباری اش فرو خوری و دیگری جرعه غصه ای که با شکیبایی اش در خوری. و از محبوب ترین راههای منتهی به خدا، ریختن دو قطره است: یکی قطره اشکی در دل شب و دیگری قطره خونی در راه خدا. و از محبوبترین گام ها به سوی خدا، دو گام است: یکی گام برداشتن مرد مسلمانی که به وسیله آن صف مجاهدان راه خدا را محکم سازد و دیگری گامی است که برای صله رحم بر می دارد و این گام از گام اول بهتر و برتر است.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 219

وَ قَالَ لاِبْنِهِ اَلْحَسَنِ ع أُوصِيكَ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ إِقَامِ اَلصَّلاَةِ لِوَقْتِهَا وَ إِيتَاءِ اَلزَّكَاةِ عِنْدَ مَحَلِّهَا وَ أُوصِيكَ بِمَغْفِرَةِ اَلذَّنْبِ وَ كَظْمِ اَلْغَيْظِ وَ صِلَةِ اَلرَّحِمِ وَ اَلْحِلْمِ عِنْدَ اَلْجَاهِلِ وَ اَلتَّفَقُّهِ فِي اَلدِّينِ وَ اَلتَّثَبُّتِ فِي اَلْأَمْرِ وَ اَلتَّعَهُّدِ لِلْقُرْآنِ وَ حُسْنِ اَلْجِوَارِ وَ اَلْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْيِ عَنِ اَلْمُنْكَرِ وَ اِجْتِنَابِ اَلْفَوَاحِشِ كُلِّهَا فِي كُلِّ مَا عُصِيَ اَللَّهُ فِيهِ.

امیر المومنین علی علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام فرمود: تو را سفارش می کنم به تقوای الهی و بر پا داشتن نماز به وقت آن و دادن زکات در جای مناسب خود. و همچنین سفارش می کنم به گذشت از گناه و فرو خوردن خشم و به جای آوردن صله رحم، بردبار بودن در برابر نادان و آموختن علم دین و بررسی در کار و مواظبت بر قرآن و خوش همسایگی و امر به معروف و نهی از منکر و کناره جویی از تمام هرزگیها و از هر چیز که در آن نافرمانی از خدا باشد.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 222

اَلْإِيمَانُ عَلَى أَرْبَعَةِ أَرْكَانٍ اَلتَّوَكُّلِ عَلَى اَللَّهِ وَ اَلتَّفْوِيضِ إِلَى اَللَّهِ وَ اَلتَّسْلِيمِ لِأَمْرِ اَللَّهِ وَ اَلرِّضَا بِقَضَاءِ اَللَّهِ وَ أَرْكَانُ اَلْكُفْرِ أَرْبَعَةٌ اَلرَّغْبَةُ وَ اَلرَّهْبَةُ وَ اَلْغَضَبُ وَ اَلشَّهْوَةُ .

ایمان بر چهار پایه استوار است: توکل بر خدا، واگذاری امور به خدا، تسلیم شدن در برابر فرمان الهی و راضی بودن به قضای خدا. و پایه های کفر چهار چیز است: شیفتگی به دنیا ، هراس، خشم و شهوت.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 223

يَا عَلِيُّ لَيْسَ عَلَى اَلنِّسَاءِ جُمُعَةٌ وَ لاَ جَمَاعَةٌ وَ لاَ أَذَانٌ وَ لاَ إِقَامَةٌ وَ لاَ عِيَادَةُ مَرِيضٍ وَ لاَ اِتِّبَاعُ جَنَازَةٍ وَ لاَ هَرْوَلَةٌ بَيْنَ اَلصَّفَا وَ اَلْمَرْوَةِ وَ لاَ اِسْتِلاَمُ اَلْحَجَرِ وَ لاَ حَلْقٌ وَ لاَ تَوَلِّي اَلْقَضَاءِ وَ لاَ تُسْتَشَارُ وَ لاَ تَذْبَحُ إِلاَّ عِنْدَ اَلضَّرُورَةِ وَ لاَ تَجْهَرُ بِالتَّلْبِيَةِ وَ لاَ تُقِيمُ عِنْدَ قَبْرٍ وَ لاَ تَسْمَعُ اَلْخُطْبَةَ وَ لاَ تَتَوَلَّى اَلتَّزْوِيجَ وَ لاَ تَخْرُجُ مِنْ بَيْتِ زَوْجِهَا إِلاَّ بِإِذْنِهِ فَإِنْ خَرَجَتْ بِغَيْرِ إِذْنِهِ لَعَنَهَا اَللَّهُ وَ جَبْرَئِيلُ وَ مِيكَائِيلُ وَ…

رسول خدا(ص)ضمن وصیتی بامیر المومنین علیه السلام فرمود یا علی زنان را وظیفه نماز جمعه خواندن نیست و نه بنماز جماعت رفتن و نه اذان گفتن و نه اقامه گفتن و نه عیادت بیمار و نه دنبال جنازه رفتن و نه در میان صفا و مروه هروله کردن(دویدن)و نه حجر الاسود را لمس نمودن یا بوسیدن و نه سر تراشیدن و نه منصب قضاوت را متصدی شدن و نباید مورد مشورت قرار بگیرد و سر حیوانی را نباید ببرد مگر در حال ناچاری و لبیک های احرام را نباید بلند بگوید و نباید نزد قبری بایستد و نباید خطبه را بشنود و نه کار ازدواج بدست گیرد و نباید از خانه شوهرش بیرون رود مگر با اجازه شوهر و چنانچه بی اجازه شوهرش بیرون رفت خدا و جبرییل و میکاییل او را لعنت خواهند کرد و نباید از خانه شوهرش چیزی بکسی بدهد مگر با اجازه شوهر و شبی را سر ببالین…

الخصال، ج 3، ص 511

مَنْ خَافَ اَللَّهَ لَمْ يَشْفِ غَيْظُه

کسی که خدا ترس است، خشم او بر کسی ننشیند.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 245

اِحْذَرُوا مِنَ اَللَّهِ كُنْهَ مَا حَذَّرَكُمْ مِنْ نَفْسِهِ وَ اخشوهم وَ اِخْشَوْهُ خَشْيَة تَحْجُزُكُمْ عَمَّا يُسْخِطُه

از خدا چنانکه باید بترسید، ترسی که شما را از خشم او نگاه دارد.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 247

أَتَى رَأْسُ اَلْيَهُودِ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع عِنْدَ مُنْصَرَفِهِ عَنْ وَقْعَةِ اَلنَّهْرَوَانِ وَ هُوَ جَالِسٌ فِي مَسْجِدِ اَلْكُوفَةِ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ أَشْيَاءَ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ نَبِيٌّ أَوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ قَالَ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ يَا أَخَا اَلْيَهُودِ قَالَ إِنَّا نَجِدُ فِي اَلْكِتَابِ أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا بَعَثَ نَبِيّاً أَوْحَى إِلَيْهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ مَنْ يَقُومُ بِأَمْرِ أُمَّتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْ يَعْهَدَ إِلَيْهِمْ فِيهِ عَهْداً يَحْتَذِي عَلَيْهِ وَ يَعْمَلُ بِهِ فِي…

امام باقر(ع)فرمود: چون امیر المومنین از جنگ نهروان بازگشت در مسجد کوفه نشسته بود که رییس یهودیان بحضورش آمد و عرض کرد یا امیر المومنین خبرهایی را میخواهم از شما بپرسم که جز پیغمبر و یا وصی پیغمبر کسی نتواند پاسخ آنها را بدهد حال چنانچه اجازه میفرمایید بپرسم و گر نه صرف نظر نمایم. فرمود: برادر یهودی هر چه میخواهی بپرس عرض کرد: ما در کتاب خود چنین یافته ایم که خدای عز و جل چون پیغمبری برانگیزد باو وحی میفرماید که از میان افراد خاندان خود کسی را که بتواند پس از وی کار امت را بدست گیرد اختیار کند و از امت خود عهد و پیمان بگیرد که پس از او بر سر پیمان باشند و طبق عهدی که بسته اند رفتار کنند و خدای عز و جل جانشینان پیغمبر را در زمان حیات پیغمبران آزمایش میفرماید و پس از وفات پیغمبران نیز آزمایش…

الخصال، ج 3، ص 364

لَمَّا سِيرَ أَبُو ذَرٍّ رَحِمَهُ اَللَّهُ اِجْتَمَعَ هُوَ وَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع وَ اَلْمِقْدَادُ بْنُ اَلْأَسْوَدِ وَ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ وَ حُذَيْفَةُ بْنُ اَلْيَمَانِ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ مَسْعُودٍ فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ رَحِمَهُ اَللَّهُ حَدِّثُوا حَدِيثاً نَذْكُرُ بِهِ رَسُولَ اَللَّهِ ص وَ نَشْهَدُ لَهُ وَ نَدْعُو لَهُ وَ نُصَدِّقُهُ بِالتَّوْحِيدِ فَقَالَ عَلِيٌّ ع مَا هَذَا زَمَانَ حَدِيثِي قَالُوا صَدَقْتَ فَقَالَ حَدِّثْنَا يَا حُذَيْفَةُ فَقَالَ لَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنِّي سَأَلْتُ اَلْمُعْضِلاَتِ وَ خُبِّرْتُهُنَّ لَمْ أُسْأَلْ عَنْ غَيْرِهَا قَالَ حَدِّثْنَا يَا اِبْنَ…

مالک بن حمزه رواسی گوید: هنگام تبعید ابو ذر(خدای رحمتش کند)او و علی بن ابی طالب علیه السلام و مقداد بن اسود و عمار بن یاسر و حذیفه بن یمان و عبد الله بن مسعود گرد هم آمدند ابو ذر گفت: حدیثی بگویید که بیاد رسول خدا باشیم و برسالتش گواهی دهیم و دعایش کنیم و بیگانگی خداوند تصدیقش نماییم. علی علیه السلام فرمود: هنگام حدیث گفتن من که نیست همه گفتند: راست میگویی بحذیفه گفت: تو از برای ما حدیث بگو گفت: شما میدانید که من همواره از کارهای پیچیده و مشکل پرسش شده ام و خبر داده ام و بجز آنها را نباید از من پرسید بابن مسعود گفت: تو برای ما حدیث بگو گفت: میدانید که من قاری قرآنم و جز آن را نباید از من پرسید اصحاب حدیث شما هستید گفتند: راست گفتی گفت: مقداد تو حدیث بگو گفت: شما میدانید که من شمشیر زن هستم و…

الخصال، ج 3، ص 457

اِحْذَرُوا اَلذُّنُوبَ اَلْمُوَرِّطَةَ وَ اَلْعُيُوبَ اَلْمُسْخِطَة

از نافرمانیها بپرهیزید که به هلاکت اندازند و از بدیها که به خشم می آورند.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 237
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه