وُكِّلَ اَلرِّزْقُ بِالْحُمْقِ وَ وُكِّلَ اَلْحِرْمَانُ بِالْعَقْلِ وَ وُكِّلَ اَلْبَلاَءُ بِالصَّبْرِ.
رزق و روزی به کودنی سپرده شده و بی رزق و روزی ماندن به عقل و بلا و گرفتاری به شکیبایی.
امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)
وُكِّلَ اَلرِّزْقُ بِالْحُمْقِ وَ وُكِّلَ اَلْحِرْمَانُ بِالْعَقْلِ وَ وُكِّلَ اَلْبَلاَءُ بِالصَّبْرِ.
رزق و روزی به کودنی سپرده شده و بی رزق و روزی ماندن به عقل و بلا و گرفتاری به شکیبایی.
وَ قَالَ ع لِلْأَشْعَثِ يُعَزِّيهِ بِأَخِيهِ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ إِنْ جَزِعْتَ فَحَقَّ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ وَفَيْتَ وَ إِنْ صَبَرْتَ فَحَقَّ اَللَّهِ أَدَّيْتَ عَلَى أَنَّكَ إِنْ صَبَرْتَ جَرَى عَلَيْكَ اَلْقَضَاءُ وَ أَنْتَ مَحْمُودٌ وَ إِنْ جَزِعْتَ جَرَى عَلَيْكَ اَلْقَضَاءُ وَ أَنْتَ مَذْمُومٌ فَقَالَ اَلْأَشْعَثُ إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُون فَقَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع أَ تَدْرِي مَا تَأْوِيلُهَا فَقَالَ اَلْأَشْعَثُ لَأَنْتَ غَايَةُ اَلْعِلْمِ وَ مُنْتَهَاهُ فَقَالَ ع أَمَّا قَوْلُكَ إِنّا لِلّهِ فَإِقْرَارٌ مِنْكَ بِالْمُلْكِ وَ أَمَّا قَوْلُكَ وَ إِنّا إِلَيْهِ…
امیر المومنین علی علیه السلام در تسلیت به اشعث بن قیس که برادرش عبد الرحمن مرده بود چنین فرمود: اگر بیتابی نمایی حق عبد الرحمن است که ادا کرده ای و اگر شکیبایی ورزی حق الهی است که ادا کرده ای؛ پس اگر در این مصیبت شکیبایی پیش گیری قضای الهی بر تو رفته و تو قابل ستایشی و اگر بیتابی کنی قضای الهی بر تو جاری گشته و تو قابل سرزنشی. اشعث گفت: « / انا لله و انا الیه راجعون / ». امیر المومنین علیه السلام فرمود: می دانی تاویل این آیه چیست؟ اشعث گفت: تو پایان دانش و نهایت آنی حضرت فرمود: اما اینکه گفتی: «انا لله» اعتراف به ملک خداست و اینکه گفتی: « / و انا الیه راجعون / »اعتراف به مرگ و نابودی خود است.
وَ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ اَلسُّنَّةِ وَ اَلْبِدْعَةِ وَ اَلْفُرْقَةِ وَ اَلْجَمَاعَةِ فَقَالَ ع أَمَّا اَلسُّنَّةُ فَسُنَّةُ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ أَمَّا اَلْبِدْعَةُ فَمَا خَالَفَهَا وَ أَمَّا اَلْفُرْقَةُ فَأَهْلُ اَلْبَاطِلِ وَ إِنْ كَثُرُوا وَ أَمَّا اَلْجَمَاعَةُ فَأَهْلُ اَلْحَقِّ وَ إِنْ قَلُّوا وَ قَالَ ص لاَ يَرْجُو اَلْعَبْدُ إِلاَّ رَبَّهُ وَ لاَ يَخَافُ إِلاَّ ذَنْبَهُ وَ لاَ يَسْتَحِي اَلْعَالِمُ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لاَ يَعْلَمُ أَنْ يَقُولَ اَللَّهُ أَعْلَمُ وَ اَلصَّبْرُ مِنَ اَلْإِيمَانِ بِمَنْزِلَةِ اَلرَّأْسِ مِنَ اَلْجَسَدِ .
مردی از امیر المومنین علی علیه السلام در باره سنت، بدعت، فرقت و جماعت پرسید. حضرت در پاسخ فرمود: اما سنت، همان روش رسول خدا صلی الله علیه و آله است. و اما بدعت، هر چیزی است که بر خلاف آن روش پیامبر باشد. و اما فرقت، اهل باطل اند گرچه بسیار باشند. و اما جماعت، اهل حق اند گرچه اندک باشند. و فرمود: صلی الله علیه و آله در متن چنین است : بنده فقط به پروردگارش امید می بندد و فقط از گناه خود ترسان می شود و هر گاه از دانشمندی سوال کنند و او پاسخ آن را نداند شرمش نمی آید که بگوید: «خدا داناترست». جایگاه شکیبایی نسبت به ایمان، چون جایگاه سر نسبت به پیکر است.
إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ إِذَا نَظَرَ اِعْتَبَرَ وَ إِذَا سَكَتَ تَفَكَّرَ وَ إِذَا تَكَلَّمَ ذَكَرَ وَ إِذَا اِسْتَغْنَى شَكَرَ وَ إِذَا أَصَابَتْهُ شِدَّةٌ صَبَرَ فَهُوَ قَرِيبُ اَلرِّضَا بَعِيدُ اَلسَّخَطِ يُرْضِيهِ عَنِ اَللَّهِ اَلْيَسِيرُ وَ لاَ يُسْخِطُهُ اَلْكَثِيرُ وَ لاَ يَبْلُغُ بِنِيَّتِهِ إِرَادَتُهُ فِي اَلْخَيْرِ يَنْوِي كَثِيراً مِنَ اَلْخَيْرِ وَ يَعْمَلُ بِطَائِفَةٍ مِنْهُ وَ يَتَلَهَّفُ عَلَى مَا فَاتَهُ مِنَ اَلْخَيْرِ كَيْفَ لَمْ يَعْمَلْ بِهِ وَ اَلْمُنَافِقُ إِذَا نَظَرَ لَهَا وَ إِذَا سَكَتَ سَهَا وَ إِذَا تَكَلَّمَ لَغَا وَ إِذَا اِسْتَغْنَى طَغَا وَ إِذَا أَصَابَتْهُ…
همانا، مومن چون بنگرد عبرت گیرد و چون لب فرو بندد به اندیشه فرورود و چون سخن گوید ذکر نماید و چون توانگر شود سپاس گوید و چون در سختی افتد شکیبایی پیشه سازد، او زود خشنود و دیر خشم است، اندک نعمت الهی او را خشنود نماید و بسیار آن او را به طغیان و خشم نیارد، با اراده خیر به تمام نیت های خیرخواهانه خود دست نیابد، قصد خیر بسیار دارد ولی فقط به پاره ای از آنها جامه عمل پوشاند و بر آن امور خیری که عملی نشده افسوس می خورد که چرا آنها را عملی نساخته است. و منافق چون بنگرد برای سرگرمی است و چون لب فرو بندد در غفلت فرو رود و چون سخن گوید یاوه سرایی کند و چون توانگر شود سر به طغیان گذارد و چون به سختی افتد ذلت و خواری پیشه نماید، زود خشم و دیر خشنود است، اندک نعمت الهی او را به خشم آورد و بسیار آن او…
مَنْ خَافَ اَلْوَعِيدَ قَرُبَ عَلَيْهِ اَلْبَعِيدُ وَ مَنْ كَانَ مِنْ قُوتِ اَلدُّنْيَا لاَ يَشْبَعُ لَمْ يَكْفِهِ مِنْهَا مَا يَجْمَعُ وَ مَنْ سَعَى لِلدُّنْيَا فَاتَتْهُ وَ مَنْ قَعَدَ عَنْهَا أَتَتْهُ إِنَّمَا اَلدُّنْيَا ظِلٌّ مَمْدُودٌ إِلَى أَجَلٍ مَعْدُودٍ رَحِمَ اَللَّهُ عَبْداً سَمِعَ حُكْماً فَوَعَى وَ دُعِيَ إِلَى اَلرَّشَادِ فَدَنَا وَ أَخَذَ بِحُجْزَةِ نَاجٍ هَادٍ فَنَجَا قَدَّمَ خَالِصاً وَ عَمِلَ صَالِحاً قَدَّمَ مَذْخُوراً وَ اِجْتَنَبَ مَحْذُوراً رَمَى غَرَضاً وَ أَحْرَزَ عِوَضاً كَابَرَ هَوَاهُ وَ كَذَّبَ مُنَاهُ جَعَلَ اَلصَّبْرَ مَطِيَّةَ نَجَاتِهِ وَ اَلتَّقْوَى عُدَّةَ…
هر که از وعید تهدید الهی بترسد، دور پاداش الهی به او نزدیک شود و هر که از خوراک دنیا سیر نشود هر چه فراهم نماید او را کفایت نکند و هر که برای دنیا بکوشد آن از دستش برود و هر که از آن دست بردارد خود به سراغش آید. به راستی، دنیا سایه ای است که تا مدتی معین گسترده است. رحمت خدا نصیب بنده ای باد که چون سخن حکیمانه ای را بشنود نیک به خاطر سپارد و چون به رستگاری دعوت شود به آن روی آورد. دست به دامن رهبری نجات بخش زند تا رهایی یابد. بی پیرایه ره سپارد و کردار نیک پیشه سازد و برای آخرت خود توشه ای از پیش فرستد. از آنچه بر حذرش داشته اند دوری نماید و تیری بر هدف زند و به جایزه نایل شود . با هوا و هوس مبارزه کند و به آرزوهای خود دلبستگی نیابد. بر مرکب شکیبایی نشیند تا رهایی یابد. تقوی را ره توشه سفر…
وَ قَالَ ع لِرَجُلٍ كَيْفَ أَنْتُمْ فَقَالَ نَرْجُو وَ نَخَافُ فَقَالَ ع مَنْ رَجَا شَيْئاً طَلَبَهُ وَ مَنْ خَافَ شَيْئاً هَرَبَ مِنْهُ مَا أَدْرِي مَا خَوْفُ رَجُلٍ عَرَضَتْ لَهُ شَهْوَةٌ فَلَمْ يَدَعْهَا لِمَا خَافَ مِنْهُ وَ مَا أَدْرِي مَا رَجَاءُ رَجُلٍ نَزَلَ بِهِ بَلاَءٌ فَلَمْ يَصْبِرْ عَلَيْهِ لِمَا يَرْجُو .
امیر المومنین علی علیه السلام به مردی فرمود: شما چگونه اید؟ گفت: امیدواریم و بیمناک. حضرت فرمود: کسی که به چیزی امید بسته در جستجویش برآید و کسی که از چیزی بیم دارد از آن بگریزد. من نمی دانم ترس و بیم مردی که با شهوتی مواجه شود و در اثر ترس و بیم از آن دست نکشد چه مفهومی تواند داشت و نمی دانم امید مردی که بلایی بر او نازل شود و او در اثر امید بر آن شکیبایی نکند چگونه امیدی است
اَلصَّبْرُ جُنَّةٌ مِنَ اَلْفَاقَةِ وَ اَلْحِرْصُ عَلاَمَةُ اَلْفَقْرِ وَ اَلتَّجَمُّلُ اِجْتِنَابُ اَلْمَسْكَنَةِ وَ اَلْمَوْعِظَةُ كَهْفٌ لِمَنْ لَجَأَ إِلَيْهَا.
شکیبایی سپر ناداری است و حرص نشانه نیازمندی است. خودآرایی اجتناب از زبونی است. پند پناهگاه هر کسی است که به آن پناهنده شود.
اَلصَّبْرُ صَبْرَانِ صَبْرٌ عِنْدَ اَلْمُصِيبَةِ حَسَنٌ جَمِيلٌ وَ أَحْسَنُ مِنْ ذَلِكَ اَلصَّبْرُ عِنْدَ مَا حَرَّمَ اَللَّهُ عَلَيْكَ وَ اَلذِّكْرُ ذِكْرَانِ ذِكْرٌ عِنْدَ اَلْمُصِيبَةِ حَسَنٌ جَمِيلٌ وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ ذِكْرُ اَللَّهِ عِنْدَ مَا حَرَّمَ اَللَّهُ عَلَيْكَ فَيَكُونُ ذَلِكَ حَاجِزاً.
صبر دو گونه است: صبر هنگام مصیبت که نیکو و زیبا است و بهتر از آن صبر در برابر محرمات الهی است. و ذکر دو گونه است: یاد خدا هنگام وقوع مصیبت که نیکو و زیباست و برتر از آن یاد خدا در برابر محرمات الهی است تا مانع انجام آن شود.
لم يتّصف بالمروّة من لم يرع ذمّة أوليائه، و ينصف أعدائه
کسی که مردانگی ندارد، اراده و عزم قوی ندارد. من صبر علی شهوته تناهی فی المروّة هر که بر خواهشهای نفسانی خود صبر کند، مردانگی را به نهایت رسانیده است.
مَنْ صَبَرَ عَلَى شَهْوَتِهِ تَنَاهَى فِي اَلْمُرُوَّة
هر که بر خواهشهای نفسانی خود صبر کند، مردانگی را به نهایت رسانیده است.
اَللِّئَامُ أَصْبَرُ أَجْسَادا
فرومایگان، بدنهای مقاومتری دارند.
اَلْجَزَعُ أَتْعَبُ مِنَ اَلصَّبْر
رنج ناشکیبایی بیشتر از شکیبایی است.