قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره ید واحد از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

۴۱ حدیث · صفحه ۲ از ۴

قُلْتُ لِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِنِّي سَمِعْتُ مِنْ سَلْمَانَ وَ اَلْمِقْدَادِ وَ أَبِي ذَرٍّ شَيْئاً مِنْ تَفْسِيرِ اَلْقُرْآنِ وَ أَحَادِيثَ عَنْ نَبِيِّ اَللَّهِ ص غَيْرَ مَا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ ثُمَّ سَمِعْتُ مِنْكَ تَصْدِيقَ مَا سَمِعْتُ مِنْهُمْ وَ رَأَيْتُ فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ أَشْيَاءَ كَثِيرَةً مِنْ تَفْسِيرِ اَلْقُرْآنِ وَ مِنَ اَلْأَحَادِيثِ عَنْ نَبِيِّ اَللَّهِ ص أَنْتُمْ تُخَالِفُونَهُمْ فِيهَا وَ تَزْعُمُونَ أَنَّ ذَلِكَ كُلَّهُ بَاطِلٌ أَ فَتَرَى اَلنَّاسَ يَكْذِبُونَ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص مُتَعَمِّدِينَ وَ يُفَسِّرُونَ اَلْقُرْآنَ…

سلیم بن قیس هلالی گوید: بامیر المومنین عرض کردم یا امیر المومنین من از سلمان و ابی ذر و مقداد کمی از تفسیر قرآن و حدیثهایی از پیغمبر شنیده ام که بجز آن مطالبی است که در دست مردم است و آنچه را که از این سه نفر شنیده ام شما نیز تصدیق فرمودید ولی در دست مردم از تفسیر قرآن و احادیث پیغمبر خدا مطالب فراوانی است که شماها با آنان در آن گونه مطالب مخالفید و معتقدید که همه آن مطالب باطل و نادرست است آیا بنظر شما مردم عمدا برسول خدا دروغ می بندند و قرآن را از پیش خود تفسیر میکنند؟ راوی گوید: علی(ع)روی بمن کرده فرمود: پرسیدی اکنون در پاسخش نیکو دقت کن همانا مطالبی که در دست مردم است آمیخته است درست و نادرست و راست و دروغ و ناسخ و منسوخ و عام و خاص و صریح و مجمل و محفوظ و مغلوط و در زمان حیات رسول خدا…

الخصال، ج 2، ص 255

فَأَمَّا اَلْمُسْتَهْزِءُونَ فَقَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ إِنّا كَفَيْناكَ اَلْمُسْتَهْزِئِينَ فَقَتَلَ اَللَّهُ خَمْسَتَهُمْ قَدْ قَتَلَ كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ بِغَيْرِ قِتْلَةِ صَاحِبِهِ فِي يَوْمٍ وَاحِدٍ أَمَّا اَلْوَلِيدُ بْنُ اَلْمُغِيرَةِ فَإِنَّهُ مَرَّ بِنَبْلٍ لِرَجُلٍ مِنْ بَنِي خُزَاعَةَ قَدْ رَاشَهُ فِي اَلطَّرِيقِ فَأَصَابَتْهُ شَظِيَّةٌ مِنْهُ فَانْقَطَعَ أَكْحَلُهُ حَتَّى أَدْمَاهُ فَمَاتَ وَ هُوَ يَقُولُ قَتَلَنِي رَبُّ مُحَمَّدٍ وَ أَمَّا اَلْعَاصُ بْنُ وَائِلٍ اَلسَّهْمِيُّ فَإِنَّهُ خَرَجَ فِي حَاجَةٍ لَهُ إِلَى كَدَاءَ فَتَدَهْدَهَ تَحْتَهُ حَجَرٌ فَسَقَطَ…

حسین بن علی علیه السلام فرمود: یکی از دانشمندان یهودیان شام از امیر المومنین پرسشهایی نمود حضرت در پاسخ یکی از سوالات او فرمود: اما آنان که مسخره کردند خداوند در این باره به پیغمبر فرمود: (ما بجای تو از مسخرهکنندگان دفاع کافی نمودیم)خداوند هر پنج نفرشان را در یک روز کشت و کشتن هر یک بطور مخصوص بخودش انجام گرفت. اما ولید بن مغیره جریانش چنین بود که مردی از قبیله خزاعه را در کنار راه دید که برای تیرهای خود پره میساخت یکی از پره های تیر برک دست ولید(که ظاهرا با آن مرد همکاری میکرد)سخت برخورد بطوری که رگ اصلی آن را برید و آن قدر خون از رگش رفت تا مرد و او همی میگفت: پروردگار محمد مرا کشت. و اما عاص بن وایل سهمی: برای انجام کاری به کدا(که کوهی است در ارتفاعات مکه)رفت سنگی که روی آن نشسته بود از…

الخصال، ج 2، ص 279

مِنَ اَلْوَالِدِ اَلْفَانِ اَلْمُقِرِّ لِلزَّمَانِ اَلْمُدْبِرِ اَلْعُمُرِ اَلْمُسْتَسْلِمِ لِلدَّهْرِ اَلذَّامِّ لِلدُّنْيَا اَلسَّاكِنِ مَسَاكِنَ اَلْمَوْتَى اَلظَّاعِنِ عَنْهَا إِلَيْهِمْ غَداً إِلَى اَلْمَوْلُودِ اَلْمُؤَمِّلِ مَا لاَ يُدْرِكُ اَلسَّالِكِ سَبِيلَ مَنْ قَدْ هَلَكَ غَرَضِ اَلْأَسْقَامِ وَ رَهِينَةِ اَلْأَيَّامِ وَ رَمِيَّةِ اَلْمَصَائِبِ وَ عَبْدِ اَلدُّنْيَا وَ تَاجِرِ اَلْغُرُورِ وَ غَرِيمِ اَلْمَنَايَا وَ أَسِيرِ اَلْمَوْتِ وَ حَلِيفِ اَلْهُمُومِ وَ قَرِينِ اَلْأَحْزَانِ وَ نُصُبِ اَلْآفَاتِ وَ صَرِيعِ اَلشَّهَوَاتِ وَ خَلِيفَةِ اَلْأَمْوَاتِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ فِيمَا…

نامه امیر المومنین علی علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام -از پدری که در آستانه فناست و چیرگی زمان را پذیراست، زندگی را پشت سر نهاده، تسلیم گردش روزگار شده، نکوهش کننده این جهان است، آرمنده در جایگاه مردگان که فردا به نزد آنان روان است. به فرزندی که آرزومند چیزی است که به دست نیاید، راهرو راه کسانی است که به هلاکت رسیده اند. فرزندی که آماج بیماریهاست و گروگان گذشت روزگاران. پسری که تیر مصیبتها به سوی او روان است و بنده گوش به فرمان دنیاست. سوداگر فریب و وامدار مرگ و اسیر نیستی است. هم پیمان اندوه ها و همنشین غمهاست. آماج آفات و زمین خورده شهوات و جانشین مردگان است. اما بعد؛ همانا من از پشت کردن دنیا به خود و سرکشی روزگار بر خود و روی آوردن آخرت به خویش، دریافتم که باید در اندیشه خویش…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 68

يَا بُنَيَّ أُوصِيكَ بِتَقْوَى اَللَّهِ فِي اَلْغِنَى وَ اَلْفَقْرِ وَ كَلِمَةِ اَلْحَقِّ فِي اَلرِّضَا وَ اَلْغَضَبِ وَ اَلْقَصْدِ فِي اَلْغِنَى وَ اَلْفَقْرِ وَ بِالْعَدْلِ عَلَى اَلصَّدِيقِ وَ اَلْعَدُوِّ وَ بِالْعَمَلِ فِي اَلنَّشَاطِ وَ اَلْكَسَلِ وَ اَلرِّضَا عَنِ اَللَّهِ فِي اَلشِّدَّةِ وَ اَلرَّخَاءِ أَيْ بُنَيَّ مَا شَرٌّ بَعْدَهُ اَلْجَنَّةُ بِشَرٍّ وَ لاَ خَيْرٌ بَعْدَهُ اَلنَّارُ بِخَيْرٍ وَ كُلُّ نَعِيمٍ دُونَ اَلْجَنَّةِ مَحْقُورٌ وَ كُلُّ بَلاَءٍ دُونَ اَلنَّارِ عَافِيَةٌ وَ اِعْلَمْ أَيْ بُنَيَّ أَنَّهُ مَنْ أَبْصَرَ عَيْبَ نَفْسِهِ شُغِلَ عَنْ عَيْبِ غَيْرِهِ وَ مَنْ تَعَرَّى…

سفارش امیر المومنین علی علیه السلام به فرزندش امام حسین علیه السلام -پسر جانم تو را سفارش می کنم به رعایت تقوای الهی در حال توانگری و تهیدستی، و گفتار حق در حال خشنودی و خشم، میانه روی هنگام دولتمندی و تنگدستی، رفتار عادلانه نسبت به دوست و دشمن، کار کردن در حال شادابی و سست حالی و خشنودی از خدا در سختی و خوشی. پسر جانم هر شری که به دنبالش بهشت باشد، نتوان آن را شر دانست و آن خیری که آتش دوزخ در پی بود، نتوان آن را خیر به حساب آورد. هر نعمتی در برابر بهشت، ناچیز است و هر بلایی در قیاس با آتش دوزخ، سلامتی است. پسر جانم بدان هر کس عیب خود را ببیند، از پرداختن به عیب دیگران باز ماند. هر کس جامه تقوی بر تن نکرد هیچ جامه ای عیبهای او را نپوشاند. آن کس که به قسمت خدا خرسند باشد، بر آنچه از دستش…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 88

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي أَعْدَمَ اَلْأَوْهَامَ أَنْ تَنَالَ إِلاَّ وُجُودَهُ وَ حَجَبَ اَلْعُقُولَ أَنْ تَخَالَ ذَاتَهُ لاِمْتِنَاعِهَا مِنَ اَلشَّبَهِ وَ اَلتَّشَاكُلِ بَلْ هُوَ اَلَّذِي لاَ يَتَفَاوَتُ ذَاتُهُ وَ لاَ يَتَبَعَّضُ بِتَجْزِئَةِ اَلْعَدَدِ فِي كَمَالِهِ فَارَقَ اَلْأَشْيَاءَ لاَ بِاخْتِلاَفِ اَلْأَمَاكِنِ وَ يَكُونُ فِيهَا لاَ عَلَى اَلْمُمَازَجَةِ وَ عَلِمَهَا لاَ بِأَدَاةٍ لاَ يَكُونُ اَلْعِلْمُ إِلاَّ بِهَا وَ لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مَعْلُومِهِ عِلْمُ غَيْرِهِ كَانَ عَالِماً لِمَعْلُومِهِ إِنْ قِيلَ كَانَ فَعَلَى تَأْوِيلِ أَزَلِيَّةِ اَلْوُجُودِ وَ إِنْ قِيلَ لَمْ…

سخنرانی امیر المومنین علی علیه السلام معروف به«خطبه وسیله» -(آنچه از این سخنرانی مناسب این کتاب بود ذکر کردیم نه بیشتر) سپاس خدایی را که پندارها را از اینکه به چیزی جز وجود او دست یابند در بند کرده و همه خردها را از اینکه در باره ذات او خیال پردازی نمایند در پرده نگهداشته است؛ زیرا از همانندی و هم شکلی بر فراز است؛ بلکه او همان هستی محض است که در حقیقت ذاتش تفاوتی نیست و در صفات کمالش به جز جز شدن بخش پذیر نیست. از همه چیز جداست نه به وسیله فاصله مکانی و در همه چیز اندر است نه بر وجه آمیختگی با آنها. دانش او به ابزار نیست، دانش او به خود ذات است. میان او و معلوم او، واسطه ای وجود ندارد که به وسیله آن به معلوم خود دانا شده باشد. اگر گفته شود«بوده»به این معنی است که وجودش ازلی است و اگر گفته…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 92

اَلْحِجَامَةُ تُصِحُّ اَلْبَدَنَ وَ تَشُدُّ اَلْعَقْلَ أَخْذُ اَلشَّارِبِ مِنَ اَلنَّظَافَةِ وَ هُوَ مِنَ اَلسُّنَّةِ اَلطِّيبُ فِي اَلشَّارِبِ كَرَامَةٌ لِلْكَاتِبَيْنِ وَ هُوَ مِنَ اَلسُّنَّةِ اَلدُّهْنُ يُلَيِّنُ اَلْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي اَلدِّمَاغِ وَ اَلْعَقْلِ وَ يُسَهِّلُ مَوْضِعَ اَلطَّهُورِ وَ يَذْهَبُ بِالشَّعَثِ وَ يُصَفِّي اَللَّوْنَ اَلسِّوَاكُ مَرْضَاةٌ لِلرَّبِّ وَ مَطْيَبَةٌ لِلْفَمِ وَ هُوَ مِنَ اَلسُّنَّةِ غَسْلُ اَلرَّأْسِ بِالْخِطْمِيِّ يَذْهَبُ بِالدَّرَنِ وَ يُنَقِّي اَلْأَقْذَارَ اَلْمَضْمَضَةُ وَ اَلاِسْتِنْشَاقُ بِالْمَاءِ عِنْدَ اَلطَّهُورِ طَهُورٌ لِلْفَمِ وَ…

آدابی که امیر المومنین علی علیه السلام به اصحاب خود آموخت -که عبارت از چهار صد دستور عمل برای دین و دنیاست حجامت تن را سالم سازد و عقل را محکم نماید. چیدن شارب از نظافت است و هم از سنت. استعمال بوی خوش برای شارب گرامی داشت نویسندگان اعمال است و هم از سنت است. روغن مالیدن پوست را نرم کند و مغز و عقل را زیاد نماید و محل وضو و غسل را هموار سازد و ژولیدگی را ببرد و رنگ را صفا بخشد. مسواک زدن موجب خرسندی خدا و خوشبویی دهان می شود و سنت نیز می باشد. شستشوی سر با گل ختمی چرک را بزداید و کثافت ها را پاک کند. شستشوی دهان و بینی هنگام وضو، پاک کننده دهان و بینی است. استعمال انفیه سر را سالم کند و تن را درمان نماید و همه دردهای سر را بهبود بخشد. -نوره بدن را نیرومند و پاکسازی می کند. چیدن ناخن از…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 100

بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اَللَّهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ مَالِكَ بْنَ اَلْحَارِثِ اَلْأَشْتَرَ فِي عَهْدِهِ إِلَيْهِ حِينَ وَلاَّهُ مِصْرَ جِبَايَةَ خَرَاجِهَا وَ مُجَاهَدَةَ عَدُوِّهَا وَ اِسْتِصْلاَحَ أَهْلِهَا وَ عِمَارَةَ بِلاَدِهَا أَمَرَهُ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ إِيثَارِ طَاعَتِهِ وَ اِتِّبَاعِ مَا أَمَرَ اَللَّهُ بِهِ فِي كِتَابِهِ مِنْ فَرَائِضِهِ وَ سُنَنِهِ اَلَّتِي لاَ يَسْعَدُ أَحَدٌ إِلاَّ بِاتِّبَاعِهَا وَ لاَ يَشْقَى إِلاَّ مَعَ جُحُودِهَا وَ إِضَاعَتِهَا وَ أَنْ يَنْصُرَ اَللَّهَ بِيَدِهِ وَ قَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ فَإِنَّهُ قَدْ…

فرمان امیر المومنین علی علیه السلام به مالک اشتر -هنگامی که او را به فرمانروایی مصر و توابع آن گماشت به نام خداوند رحمتگر مهربان این فرمانی است از بنده خدا، علی امیر مومنان به مالک اشتر پسر حارث در پیمانی که با او می گذارد، هنگامی که او را به فرمانروایی مصر می گمارد تا خراج آنجا را فراهم آورد و با دشمن پیکار نماید و کار مردم را سامان دهد و شهرهای آن را آباد سازد. او را امر می نماید به تقوای الهی و مقدم داشتن طاعت خدا بر دیگر کارها و پیروی از هر چه خدا در کتاب خود بدانها امر فرموده، از واجبات و سنتهایی که کسی به نیک بختی دست نیابد مگر با پیروی از آنها و به بدبختی نیفتد مگر به انکار و تباه ساختن آنها. و باید که خدای سبحان را با دست و دل و زبانش یاری نماید؛ زیرا او ضامن گشته که یاوران خود را…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 126

مِنْ عَبْدِ اَللَّهِ عَلِيٍّ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ وَ أَهْلِ مِصْرَ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ وَصَلَ إِلَيَّ كِتَابُكَ وَ فَهِمْتُ مَا سَأَلْتَ عَنْهُ وَ أَعْجَبَنِي اِهْتِمَامُكَ بِمَا لاَ بُدَّ لَكَ مِنْهُ وَ مَا لاَ يُصْلِحُ اَلْمُسْلِمِينَ غَيْرُهُ وَ ظَنَنْتُ أَنَّ اَلَّذِي أَخْرَجَ ذَلِكَ مِنْكَ نِيَّةٌ صَالِحَةٌ وَ رَأْيٌ غَيْرُ مَدْخُولٍ أَمَّا بَعْدُ فَعَلَيْكَ بِتَقْوَى اَللَّهِ فِي مَقَامِكَ وَ مَقْعَدِكَ وَ سِرِّكَ وَ عَلاَنِيَتِكَ وَ إِذَا أَنْتَ قَضَيْتَ بَيْنَ اَلنَّاسِ فَاخْفِضْ لَهُمْ جَنَاحَكَ وَ لَيِّنَ لَهُمْ جَانِبَكَ وَ…

سپس بعد از اعزام او نامه ای به مردم مصر نوشت که ما آن را خلاصه نموده ایم -از بنده خدا، علی، امیر المومنین به محمد بن ابی بکر و مردم مصر. سلام علیکم. اما بعد، نامه ات را دریافت کردم و درخواستهای تو را دریافتم و خوشحال شدم از اینکه به وظایف خود آشنایی و به اموری توجه داری که اصلاح مسلمانان فقط در سایه آنها صورت می پذیرد و به نظر من آنچه تو را بر این کار واداشت نیت نیک و رای پاک توست. اما بعد؛ بر تو باد رعایت تقوای الهی در همه حالات خود در ایستادن و نشستن، در نهان و عیان و چون میان مردم به داوری پرداختی با آنان فروتن باش و نرمخوی و گشاده رو. نگاه و نگرش تو به همه آنان یکسان باشد تا بزرگان در تو طمع ستم بر ناتوانان نبندند و ناتوانان از عدالت تو مایوس نشوند و باید از مدعی، بینه خواهی و از…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 176

اِتَّقِ اَللَّهَ فِي كُلَّ مُمْسًى وَ مُصْبَحٍ وَ خَفْ عَلَى نَفْسِكَ اَلْغَرُورَ وَ لاَ تَأْمَنْهَا عَلَى حَالٍ مِنَ اَلْبَلاَءِ وَ اِعْلَمْ أَنَّكَ إِنْ لَمْ تَزَعْ نَفْسَكَ عَنْ كَثِيرٍ مِمَّا تُحِبُّ مَخَافَةَ مَكْرُوهِهِ سَمَتْ بِكَ اَلْأَهْوَاءُ إِلَى كَثِيرٍ مِنَ اَلضُّرِّ حَتَّى تَظْعَنَ فَكُنْ لِنَفْسِكَ مَانِعاً وَازِعاً عَنِ اَلظُّلْمِ وَ اَلْغَيِّ وَ اَلْبَغْيِ وَ اَلْعُدْوَانِ قَدْ وَلَّيْتُكَ هَذَا اَلْجُنْدَ فَلاَ تَسْتَذِلَّنَّهُمْ وَ لاَ تَسْتَطِلْ عَلَيْهِمْ فَإِنَّ خَيْرَكُمْ أَتْقَاكُمْ تَعَلَّمْ مِنْ عَالِمِهِمْ وَ عَلِّمْ جَاهِلَهُمْ وَ اُحْلُمْ عَنْ سَفِيهِهِمْ فَإِنَّكَ…

از سفارش امیر المومنین علی علیه السلام به زیاد بن نضر هنگامی که او را در سفر صفین امیر دسته خط مقدم لشکر خود قرار داد -در هر صبح و شام از خدا بترس و بر خود از فریب بترس و نفس را در هیچ حال از بلا ایمن مشمار و بدان که اگر نفس خویش را از بسیاری از آنچه دوست می داری به خاطر ترس از عواقب آن باز نداری، هوا و هوس تو را در زیان فراوان افکند تا مجبور شوی از آن دست برداری؛ پس همواره زمام نفس خویش را فرو گیر و از ستم و گمراهی و تجاوز و عدوان باز دار. من تو را به فرماندهی این لشکر گماشتم؛ پس آنان را زبون مشمار و بر آنان گردن فرازی منما؛ -زیرا بهترین شما، با تقواترین شماست. از عالم آنها بیاموز و به جاهل آنان آموزش ده و بر سفیه ایشان شکیبایی کن؛ زیرا تو با کسب دانش و خودداری از آزار و جهالت، به خیر دست…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 191

إِنَّ اَلْخُيَلاَءَ مِنَ اَلتَّجَبُّرِ وَ اَلتَّجَبُّرَ مِنَ اَلنَّخْوَةِ وَ اَلنَّخْوَةَ مِنَ اَلتَّكَبُّرِ وَ إِنَّ اَلشَّيْطَانَ عَدُوٌّ حَاضِرٌ يَعِدُكُمُ اَلْبَاطِلَ إِنَّ اَلْمُسْلِمَ أَخُ اَلْمُسْلِمِ فَلاَ تَخَاذَلُوا وَ لا تَنابَزُوا فَإِنَّ شَرَائِعَ اَلدِّينِ وَاحِدَةٌ وَ سُبُلَهُ قَاصِدَةٌ فَمَنْ أَخَذَ بِهَا لَحِقَ وَ مَنْ فَارَقَهَا مَحَقَ وَ مَنْ تَرَكَهَا مَرَقَ لَيْسَ اَلْمُسْلِمُ بِالْكَذُوبِ إِذَا نَطَقَ وَ لاَ بِالْمُخْلِفِ إِذَا وَعَدَ وَ لاَ بِالْخَائِنِ إِذَا اُؤْتُمِنَ.

خود بزرگ بینی از قدرت نمایی سرچشمه می گیرد و قدرت نمایی از نازفروشی و نازفروشی از تکبر، همانا شیطان دشمنی است آماده و حاضر که به شما وعده های بیهوده دهد. به راستی، مسلمان برادر مسلمان است؛ پس یک دیگر را وامگذارید و نام زشت بر هم ننهید؛ زیرا احکام دین یکی است و راههای آن هموار و مقصد رسان است؛ پس هر که به آن عمل نماید به مقصود رسد و هر که از آن کناره گیرد نابود شود و هر که آن را ترک نماید از دین خارج شود. مسلمان چون سخن گوید دروغ پردازی ننماید و چون وعده دهد تخلف نکند و اگر چیزی به او سپارند خیانت نورزد.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 203

فَمِنْهُمُ اَلْمُنْكِرُ لِلْمُنْكَرِ بِيَدِهِ وَ لِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ فَذَلِكَ اَلْمُسْتَكْمِلُ لِخِصَالِ اَلْخَيْرِ وَ مِنْهُمُ اَلْمُنْكِرُ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ وَ اَلتَّارِكُ بِيَدِهِ فَذَلِكَ اَلْمُتَمَسِّكُ بِخَصْلَتَيْنِ مِنْ خِصَالِ اَلْخَيْرِ وَ مُضَيِّعُ خَصْلَةٍ وَ مِنْهُمُ اَلْمُنْكِرُ بِقَلْبِهِ وَ اَلتَّارِكُ بِلِسَانِهِ وَ يَدِهِ فَذَلِكَ مُضَيِّعٌ أَشْرَفَ اَلْخَصْلَتَيْنِ مِنَ اَلثَّلاَثِ وَ مُتَمَسِّكٌ بِوَاحِدَةٍ وَ مِنْهُمْ تَارِكٌ لِإِنْكَارِ اَلْمُنْكَرِ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ وَ يَدِهِ فَذَلِكَ مَيِّتُ اَلْأَحْيَاء

برخی از شما با دست و زبان و قلب خود نهی از منکر می کند پس او تمام خصلتهای خوب را کامل کرده است.و برخی با زبان و قلب به انکار منکر می پردازد، او دو خصلت از خوبیها را دریافته و یکی را تباه ساخته است.و برخی از شما فقط با قلب منکر بدیهاست و از دست و زبان خود در این راه بهره نمی برد، پس او دو خصلت از برترین خصلتهای سه گانه را تباه ساخته و یکی از آن برگرفته است.و برخی از شما برای جلوگیری از بدیها نه از دست و نه زبان و نه قلب خود استفاده می کند، که او مرده ای در میان زندگان است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 443

أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع اِسْتَنْهَضَ اَلنَّاسَ فِي حَرْبِ مُعَاوِيَةَ فِي اَلْمَرَّةِ اَلثَّانِيَةِ فَلَمَّا حَشَدَ اَلنَّاسُ قَامَ خَطِيباً فَقَالَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلْوَاحِدِ اَلْأَحَدِ اَلصَّمَدِ اَلْمُتَفَرِّدِ اَلَّذِي لاَ مِنْ شَيْ ءٍ كَانَ وَ لاَ مِنْ شَيْ ءٍ خَلَقَ مَا كَانَ قُدْرَةٌ بَانَ بِهَا مِنَ اَلْأَشْيَاءِ وَ بَانَتِ اَلْأَشْيَاءُ مِنْهُ فَلَيْسَتْ لَهُ صِفَةٌ تُنَالُ وَ لاَ حَدٌّ تُضْرَبُ لَهُ فِيهِ اَلْأَمْثَالُ كَلَّ دُونَ صِفَاتِهِ تَحْبِيرُ اَللُّغَاتِ وَ ضَلَّ هُنَاكَ تَصَارِيفُ اَلصِّفَاتِ وَ حَارَ فِي مَلَكُوتِهِ عَمِيقَاتُ مَذَاهِبِ اَلتَّفْكِيرِ وَ…

امام صادق(ع)فرمود: امیر المومنین(ع)برای مرتبه دوم مردم را بجنگ معاویه برانگیخت چون مردم انجمن گشتند بسخنرانی برخاست و فرمود: ستایش خدای راست که یگانه و یکتا و بی نیاز و تنهاست، بود او از چیزی نیست و آفرینشش از چیزی نبوده، تنها با قدرتی آفریده که بسبب آن از همه چیز جدا شده و همه چیز از او جدا گشته است، برای او صفتی که بدان توان رسید نباشد و حدی که برای آن مثل آورند نیست آرایش لغتها از توصیف او ناتوان و ستودنهای گوناگون در آنجا گم گشته و حیران است: راههای عمیق اندیشه نسبت بملکوت او سرگردان و تفاسیر جامع از نفوذ در علمش بریده گشته، پرده های ناپیدا نزد کنه پنهانش حایل شده و خردهای تند رو نسبت بمطالب دقیق در نزدیکترین درجاتش گم گشته، پر برکت باد خدایی که دوربینی همتها باو نرسد و زیرکیهای عمیق او…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 134
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه