كُنْ جَمِيلَ اَلْعَفْوِ إِذَا قَدَرْتَ عَامِلا بِالْعَدْلِ إِذَا مَلَكْت
هنگام توانایی، به زیبایی گذشت نما و هنگام مالکیت، به عدالت رفتار کن.
امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)
كُنْ جَمِيلَ اَلْعَفْوِ إِذَا قَدَرْتَ عَامِلا بِالْعَدْلِ إِذَا مَلَكْت
هنگام توانایی، به زیبایی گذشت نما و هنگام مالکیت، به عدالت رفتار کن.
خُذْ بِالْعَدْلِ وَ أَعْطِ بِالْفَضْلِ تَحُزِ اَلْمَنْقَبَتَيْن
به عدالت گیر و به زیاده ده، تا دو خصلت نیکو را فراهم آوری.
أَنْصِفِ اَلنَّاسَ مِنْ نَفْسِكَ وَ أَهْلِكَ وَ خَاصَّتِكَ وَ مَنْ لَكَ فِيهِ هَو ى وَ اِعْدِلْ فِي اَلْعَدُوِّ وَ اَلصَّدِيق
با مردم به انصاف رفتار کن در برابر خودت و خانواده ات و نزدیکانت و هر کسی را دوست داری، و در دشمن و دوست به عدالت رفتار نما.
لَمَّا كَانَ مِنْ أَمْرِ أَبِي بَكْرٍ وَ بَيْعَةِ اَلنَّاسِ لَهُ وَ فِعْلِهِمْ بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع مَا كَانَ لَمْ يَزَلْ أَبُو بَكْرٍ يُظْهِرُ لَهُ اَلاِنْبِسَاطَ وَ يَرَى مِنْهُ اِنْقِبَاضاً فَكَبُرَ ذَلِكَ عَلَى أَبِي بَكْرٍ فَأَحَبَّ لِقَاءَهُ وَ اِسْتِخْرَاجَ مَا عِنْدَهُ وَ اَلْمَعْذِرَةَ إِلَيْهِ لِمَا اِجْتَمَعَ اَلنَّاسُ عَلَيْهِ وَ تَقْلِيدِهِمْ إِيَّاهُ أَمْرَ اَلْأُمَّةِ وَ قِلَّةِ رَغْبَتِهِ فِي ذَلِكَ وَ زُهْدِهِ فِيهِ أَتَاهُ فِي وَقْتِ غَفْلَةٍ وَ طَلَبَ مِنْهُ اَلْخَلْوَةَ وَ قَالَ لَهُ وَ اَللَّهِ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ مَا كَانَ هَذَا اَلْأَمْرُ مُوَاطَاةً مِنِّي وَ…
امام صادق علیه السلام از پدرش و او از جدش نقل میفرماید: چون در کار ابی بکر و بیعت مردم بر او و کاری که با علی بن ابی طالب کردند آنچه شدنی بود انجام گرفت ابو بکر همواره بعلی علیه السلام روی خوش نشان می داد ولی از علی علیه السلام گرفتگی مشاهده می نمود و این موضوع بر ابی بکر سنگین بود. لذا علاقه پیدا کرد که علی را ملاقات کند و از نظر او اطلاع حاصل نماید و در اینکه مردم جمع شدند و کار امت را بر گردن او انداختند عذر خواهی کند و کم علاقگی و بی اعتنایی خود را بخلافت ابراز نماید. لذا بی خبر بخدمت آن حضرت آمد و اجازه ملاقات خصوصی خواست و پس از شرفیابی عرض کرد یا ابا الحسن بخدا قسم که برای این کارها از طرف من زمینه سازی نشده بود و من بکاری که گرفتار آن شدم مایل نبودم و حرصی بآن نداشتم -و اطمینانی بخود…
اُذْكُرْ عِنْدَ اَلظُّلْمِ عَدْلَ اَللَّهِ فِيكَ وَ عِنْدَ اَلْقُدْرَةِ قُدْرَةَ اَللَّهِ عَلَيْك
هنگام ستم، عدالت خداوند را به یادآور و هنگام توانایی، توانایی خداوند را بر تو.
ابذِل لِصَديقِكَ نَفسَكَ وَ مالَكَ، وَ لِمَعرِفَتِكَ رِفدَكَ وَ مَحضَرَكَ، وَ لِلعامَّةِ بِشرَكَ وَ مَحَبَّتَكَ، وَ لِعَدُوِّكَ عَدلَكَ وَ إنصافَكَ؛
جان و مالت را بر دوستت، عطا و حضورت را بر آشنایانت، گشاده رویی و دوستی ات را بر عموم مردم، و عدالت و انصافت را بر دشمنت، نثار کن.
لِيَكُنْ أَحَبُّ اَلْأُمُورِ إِلَيْكَ أَعَمُّهَا فِي اَلْعَدْلِ وَ أَقْسَطُهَا بِالْحَق
باید برای تو دوست داشتنی ترین کار آن باشد که در عدالت عامتر و از حق بیشتر بهره برده باشد.
غَايَةُ اَلْعَدْلِ أَنْ يَعْدِلَ اَلْمَرْءُ فِي نَفْسِه
نهایت عدالت آن است که مرد دربارۀ خود عدالت ورزد.
اَلْمَوْتُ أَوَّلُ عَدْلِ اَلْآخِرَة
مرگ ابتدای عدالت آخرت است.
ثلاث من كنّ فيه فقد أكمل الإيمان:العدل في الغضب و الرّضا و القصد في الفقر و الغنا و اعتدال الخوف و الرّجاء
سه صفت در هر کس باشد ایمان خود را کامل کرده است:عدالت در هنگام خشم و خشنودی، میانه روی در هنگام نیازمندی و بی نیازی، و اعتدال در بیم و امید.
إِنَّ اَلْعَدْلَ مِيزَانُ اَللَّهِ سُبْحَانَهُ اَلَّذِي وَضَعَهُ فِي اَلْخَلْقِ وَ نَصَبَهُ لِإِقَامَةِ اَلْحَقِّ فَلاَ تُخَالِفْهُ فِي مِيزَانِهِ وَ لاَ تُعَارِضْهُ فِي سُلْطَانِه
همانا عدالت ترازوی خداوند است که در میان بندگان خود قرار داده و برای اقامه حق آن را بر پا داشته است.پس با ترازوی او مخالفت نکن و در پادشاهی او برابری منما.
جَعَلَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ اَلْعَدْلَ قَوَاما لِلْأَنَامِ وَ تَنْزِيها مِنَ اَلْمَظَالِمِ وَ اَلْآثَامِ وَ تَسْنِيَة لِلْإِسْلاَم
خداوند، عدالت را بر پا دارندۀ خلق، و وسیله ای برای پاکیزگی از ستمها و گناهان و گشایشی برای اسلام قرار داده است.