قال ع في حقّ من أثنى عليهم: هجم بهم العلم على حقيقة الإيمان و باشروا روح اليقين فاستسهلوا ما استوعر المترفون و أنسوا بما استوحش منه الجاهلون و صحبوا الدّنيا بأبدان أرواحها معلّقة بالمحلّ الأعلى أولئك خلفاء اللّه في أرضه و الدّعاة إلى دينه.آه آه شوقا إلى رؤيتهم
در حقّ افرادی را که می ستود، فرمود:ایشان را دانش، به حقیقت ایمان رسانیده و جان یقین را دربرگرفته اند.آنچه را پولداران عیّاش سخت یافته اند، آسان شمرده اند و به آنچه نادانان از آن رمیده اند، خو گرفته اند.با دنیا با بدنهایی همدم شده اند که روح آنها به جایگاه اعلی آویخته شده است.ایشان جانشینان خداوند در زمین، و دعوت کنندگان به دین خداوند هستند.آه، آه، چقدر مشتاق دیدن آنها هستم.
أَيْضا مِنَ اَلْمَحَاسِنِ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَلْإِيمَانُ لَهُ أَرْكَانٌ أَرْبَعَةٌ اَلتَّوَكُّلُ عَلَى اَللَّهِ وَ تَفْوِيضُ اَلْأَمْرِ إِلَى اَللَّهِ وَ اَلرِّضَا بِقَضَاءِ اَللَّهِ وَ اَلتَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اَللَّهِ.
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود:ایمان دارای چهار رکن است:توکّل بر خدا، واگذار نمودن کارها به خدا، راضی بودن به قضا و قدر خدا، تسلیم شدن به امر خدا.
اَلْإِيمَانُ وَ اَلْإِخْلاَصُ وَ اَلْيَقِينُ وَ اَلْوَرَعُ اَلصَّبْرُ وَ اَلرِّضَا بِمَا يَأْتِي بِهِ اَلْقَدَر
ایمان، اخلاص، یقین و پارسایی، شکیبایی و خشنودی به آنچه اندازه گیری شده قدر است، می باشد.
كُلَّمَا اِزْدَادَ عَقْلُ اَلرَّجُلِ قَوِيَ إِيمَانُهُ بِالْقَدَرِ وَ اِسْتَخَفَّ بِالْغِيَر
هرگاه خرد مرد فزونی یابد، ایمانش به تقدیر محکم گردد و حوادث را سبک شمارد.
بَلاَءُ اَلرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ إِيمَانِهِ وَ دِينِه
مصیبت مرد به اندازۀ ایمان و دین اوست.
بَلاَءُ اَلرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ إِيمَانِهِ وَ دِينِه
مصیبت مرد به اندازۀ ایمان و دین اوست.
قال ع في حقّ من أثنى عليهم: هجم بهم العلم على حقيقة الإيمان و باشروا روح اليقين فاستسهلوا ما استوعر المترفون و أنسوا بما استوحش منه الجاهلون و صحبوا الدّنيا بأبدان أرواحها معلّقة بالمحلّ الأعلى أولئك خلفاء اللّه في أرضه و الدّعاة إلى دينه.آه آه شوقا إلى رؤيتهم
در حقّ افرادی را که می ستود، فرمود:ایشان را دانش، به حقیقت ایمان رسانیده و جان یقین را دربرگرفته اند.آنچه را پولداران عیّاش سخت یافته اند، آسان شمرده اند و به آنچه نادانان از آن رمیده اند، خو گرفته اند.با دنیا با بدنهایی همدم شده اند که روح آنها به جایگاه اعلی آویخته شده است.ایشان جانشینان خداوند در زمین، و دعوت کنندگان به دین خداوند هستند.آه، آه، چقدر مشتاق دیدن آنها هستم.
قُلْتُ لِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِنِّي سَمِعْتُ مِنْ سَلْمَانَ وَ اَلْمِقْدَادِ وَ أَبِي ذَرٍّ شَيْئاً مِنْ تَفْسِيرِ اَلْقُرْآنِ وَ أَحَادِيثَ عَنْ نَبِيِّ اَللَّهِ ص غَيْرَ مَا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ ثُمَّ سَمِعْتُ مِنْكَ تَصْدِيقَ مَا سَمِعْتُ مِنْهُمْ وَ رَأَيْتُ فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ أَشْيَاءَ كَثِيرَةً مِنْ تَفْسِيرِ اَلْقُرْآنِ وَ مِنَ اَلْأَحَادِيثِ عَنْ نَبِيِّ اَللَّهِ ص أَنْتُمْ تُخَالِفُونَهُمْ فِيهَا وَ تَزْعُمُونَ أَنَّ ذَلِكَ كُلَّهُ بَاطِلٌ أَ فَتَرَى اَلنَّاسَ يَكْذِبُونَ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص مُتَعَمِّدِينَ وَ يُفَسِّرُونَ اَلْقُرْآنَ…
سلیم بن قیس هلالی گوید: بامیر المومنین عرض کردم یا امیر المومنین من از سلمان و ابی ذر و مقداد کمی از تفسیر قرآن و حدیثهایی از پیغمبر شنیده ام که بجز آن مطالبی است که در دست مردم است و آنچه را که از این سه نفر شنیده ام شما نیز تصدیق فرمودید ولی در دست مردم از تفسیر قرآن و احادیث پیغمبر خدا مطالب فراوانی است که شماها با آنان در آن گونه مطالب مخالفید و معتقدید که همه آن مطالب باطل و نادرست است آیا بنظر شما مردم عمدا برسول خدا دروغ می بندند و قرآن را از پیش خود تفسیر میکنند؟ راوی گوید: علی(ع)روی بمن کرده فرمود: پرسیدی اکنون در پاسخش نیکو دقت کن همانا مطالبی که در دست مردم است آمیخته است درست و نادرست و راست و دروغ و ناسخ و منسوخ و عام و خاص و صریح و مجمل و محفوظ و مغلوط و در زمان حیات رسول خدا…
خَمْسٌ لَوْ رَحَلْتُمْ فِيهِنَّ مَا قَدَرْتُمْ عَلَى مِثْلِهِنَّ لاَ يَخَافُ عَبْدٌ إِلاَّ ذَنْبَهُ وَ لاَ يَرْجُوَ إِلاَّ رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لاَ يَسْتَحْيِي اَلْجَاهِلُ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لاَ يَعْلَمُ أَنْ يَتَعَلَّمَ وَ لاَ يَسْتَحْيِي أَحَدُكُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لاَ يَعْلَمُ أَنْ يَقُولَ لاَ أَعْلَمُ وَ اَلصَّبْرُ مِنَ اَلْإِيمَانِ بِمَنْزِلَةِ اَلرَّأْسِ مِنَ اَلْجَسَدِ وَ لاَ إِيمَانَ لِمَنْ لاَ صَبْرَ لَهُ.
علی(ع)فرمود: پنج موعظه است که اگر در طلب آن از دیار خود کوچ کنید مانند آنها را نیابید بنده بجز از گناه خویش نترسد و جز به پروردگار خویش امید نه بندد و چیزی را که از نادان می پرسند و نمیداند بدون خجالت آن را فرا بگیرد و شکیبایی برای پیکره ایمان همچون سر است برای بدن و کسی که شکیبایی ندارد ایمانش نیست.
إِنَّ أَوَّلَ عِبَادَةِ اَللَّهِ مَعْرِفَتُهُ وَ أَصْلَ مَعْرِفَتِهِ تَوْحِيدُهُ وَ نِظَامَ تَوْحِيدِهِ نَفْيُ اَلصِّفَاتِ عَنْهُ لِشَهَادَةِ اَلْعُقُولِ أَنَّ كُلَّ صِفَةٍ وَ مَوْصُوفٍ مَخْلُوقٌ وَ شَهَادَةِ كُلِّ مَخْلُوقٍ أَنَّ لَهُ خَالِقاً لَيْسَ بِصِفَةٍ وَ لاَ مَوْصُوفٍ وَ شَهَادَةِ كُلِّ صِفَةٍ وَ مَوْصُوفٍ بِالاِقْتِرَانِ وَ شَهَادَةِ اَلاِقْتِرَانِ بِالْحَدَثِ وَ شَهَادَةِ اَلْحَدَثِ بِالاِمْتِنَاعِ مِنَ اَلْأَزَلِ اَلْمُمْتَنِعِ مِنْ حَدَثِهِ فَلَيْسَ اَللَّهَ عَرَفَ مَنْ عَرَفَ ذَاتَهُ وَ لاَ لَهُ وَحَّدَ مَنْ نَهَّاهُ وَ لاَ بِهِ صَدَّقَ مَنْ مَثَّلَهُ وَ لاَ حَقِيقَتَهُ أَصَابَ…
خطبه امام علی علیه السلام در اخلاص توحید -همانا سرآغاز خداپرستی، خداشناسی است و اساس خداشناسی، یگانه انگاشتن اوست و شیوه یگانه انگاشتن، زدودن صفتها از اوست؛ چه همه خردها گواه این مطلب اند که هر صفت و موصوفی، مخلوق است و هر مخلوقی گواه آن است که خالقی دارد که نه صفت است و نه موصوف و هر صفت و موصوف گواه ترکیب است و ترکیب نیز گواه حدوث است -و حدوث گواه امتناع ازلی بودن است که خود ممتنع از حدوث است. پس هر کس گمان کند که ذات خدا را شناخته، خدا را به درستی نشناخته است و هر کس نهایتی برای او پندارد، خدا را یگانه ندانسته است و هر کس مانندی برای او فرض کرده، خدا را باور ننموده است و هر کس شبیهی برایش آورده، به حقیقت او پی نبرده و هر کس در وهمش گنجانیده، او مورد نظرش نبوده و هر کس کنه خدا را بجوید، او…
يَا بُنَيَّ أُوصِيكَ بِتَقْوَى اَللَّهِ فِي اَلْغِنَى وَ اَلْفَقْرِ وَ كَلِمَةِ اَلْحَقِّ فِي اَلرِّضَا وَ اَلْغَضَبِ وَ اَلْقَصْدِ فِي اَلْغِنَى وَ اَلْفَقْرِ وَ بِالْعَدْلِ عَلَى اَلصَّدِيقِ وَ اَلْعَدُوِّ وَ بِالْعَمَلِ فِي اَلنَّشَاطِ وَ اَلْكَسَلِ وَ اَلرِّضَا عَنِ اَللَّهِ فِي اَلشِّدَّةِ وَ اَلرَّخَاءِ أَيْ بُنَيَّ مَا شَرٌّ بَعْدَهُ اَلْجَنَّةُ بِشَرٍّ وَ لاَ خَيْرٌ بَعْدَهُ اَلنَّارُ بِخَيْرٍ وَ كُلُّ نَعِيمٍ دُونَ اَلْجَنَّةِ مَحْقُورٌ وَ كُلُّ بَلاَءٍ دُونَ اَلنَّارِ عَافِيَةٌ وَ اِعْلَمْ أَيْ بُنَيَّ أَنَّهُ مَنْ أَبْصَرَ عَيْبَ نَفْسِهِ شُغِلَ عَنْ عَيْبِ غَيْرِهِ وَ مَنْ تَعَرَّى…
سفارش امیر المومنین علی علیه السلام به فرزندش امام حسین علیه السلام -پسر جانم تو را سفارش می کنم به رعایت تقوای الهی در حال توانگری و تهیدستی، و گفتار حق در حال خشنودی و خشم، میانه روی هنگام دولتمندی و تنگدستی، رفتار عادلانه نسبت به دوست و دشمن، کار کردن در حال شادابی و سست حالی و خشنودی از خدا در سختی و خوشی. پسر جانم هر شری که به دنبالش بهشت باشد، نتوان آن را شر دانست و آن خیری که آتش دوزخ در پی بود، نتوان آن را خیر به حساب آورد. هر نعمتی در برابر بهشت، ناچیز است و هر بلایی در قیاس با آتش دوزخ، سلامتی است. پسر جانم بدان هر کس عیب خود را ببیند، از پرداختن به عیب دیگران باز ماند. هر کس جامه تقوی بر تن نکرد هیچ جامه ای عیبهای او را نپوشاند. آن کس که به قسمت خدا خرسند باشد، بر آنچه از دستش…
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي أَعْدَمَ اَلْأَوْهَامَ أَنْ تَنَالَ إِلاَّ وُجُودَهُ وَ حَجَبَ اَلْعُقُولَ أَنْ تَخَالَ ذَاتَهُ لاِمْتِنَاعِهَا مِنَ اَلشَّبَهِ وَ اَلتَّشَاكُلِ بَلْ هُوَ اَلَّذِي لاَ يَتَفَاوَتُ ذَاتُهُ وَ لاَ يَتَبَعَّضُ بِتَجْزِئَةِ اَلْعَدَدِ فِي كَمَالِهِ فَارَقَ اَلْأَشْيَاءَ لاَ بِاخْتِلاَفِ اَلْأَمَاكِنِ وَ يَكُونُ فِيهَا لاَ عَلَى اَلْمُمَازَجَةِ وَ عَلِمَهَا لاَ بِأَدَاةٍ لاَ يَكُونُ اَلْعِلْمُ إِلاَّ بِهَا وَ لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مَعْلُومِهِ عِلْمُ غَيْرِهِ كَانَ عَالِماً لِمَعْلُومِهِ إِنْ قِيلَ كَانَ فَعَلَى تَأْوِيلِ أَزَلِيَّةِ اَلْوُجُودِ وَ إِنْ قِيلَ لَمْ…
سخنرانی امیر المومنین علی علیه السلام معروف به«خطبه وسیله» -(آنچه از این سخنرانی مناسب این کتاب بود ذکر کردیم نه بیشتر) سپاس خدایی را که پندارها را از اینکه به چیزی جز وجود او دست یابند در بند کرده و همه خردها را از اینکه در باره ذات او خیال پردازی نمایند در پرده نگهداشته است؛ زیرا از همانندی و هم شکلی بر فراز است؛ بلکه او همان هستی محض است که در حقیقت ذاتش تفاوتی نیست و در صفات کمالش به جز جز شدن بخش پذیر نیست. از همه چیز جداست نه به وسیله فاصله مکانی و در همه چیز اندر است نه بر وجه آمیختگی با آنها. دانش او به ابزار نیست، دانش او به خود ذات است. میان او و معلوم او، واسطه ای وجود ندارد که به وسیله آن به معلوم خود دانا شده باشد. اگر گفته شود«بوده»به این معنی است که وجودش ازلی است و اگر گفته…