دَخَلَ رَجُلٌ مِنَ اَلزَّنَادِقَةِ عَلَى أَبِي اَلْحَسَنِ ع وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ فَقَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ ع أَيُّهَا اَلرَّجُلُ أَ رَأَيْتَ إِنْ كَانَ اَلْقَوْلُ قَوْلَكُمْ وَ لَيْسَ هُوَ كَمَا تَقُولُونَ أَ لَسْنَا وَ إِيَّاكُمْ شَرَعاً سَوَاءً لاَ يَضُرُّنَا مَا صَلَّيْنَا وَ صُمْنَا وَ زَكَّيْنَا وَ أَقْرَرْنَا فَسَكَتَ اَلرَّجُلُ ثُمَّ قَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ ع وَ إِنْ كَانَ اَلْقَوْلُ قَوْلَنَا وَ هُوَ قَوْلُنَا أَ لَسْتُمْ قَدْ هَلَكْتُمْ وَ نَجَوْنَا فَقَالَ رَحِمَكَ اَللَّهُ أَوْجِدْنِي كَيْفَ هُوَ وَ أَيْنَ هُوَ فَقَالَ وَيْلَكَ إِنَّ اَلَّذِي ذَهَبْتَ إِلَيْهِ غَلَطٌ هُوَ أَيَّنَ…
خادم حضرت رضا(ع)گوید: مردی از زنادقه خدمت امام آمد وقتی که جمعی حضورش بودند امام(ع)فرمود: بمن بگو اگر قول حق گفته شما باشد-با اینکه چنان نیست-مگر نه اینست که ما و شما همانند و برابریم، آنچه نماز گزاردیم و روزه گرفتیم و زکاه دادیم و ایمان آوردیم که بما زیانی نداد، آن مرد خاموش بود، سپس امام(ع)فرمود: و اگر قول حق گفته ما باشد. با آنکه گفته ماست مگر نه اینست که شما هلاک شدید و ما نجات یافتیم، گفت خدایت رحمت کند، بمن بفهمان که خدا چگونه و در کجاست، فرمود، وای بر تو این راه که رفته ای غلط است، او مکان را مکان قرار داد بدون اینکه برای او مکانی باشد و چگونگی را چگونگی قرار داد بدون اینکه برای خود او چگونگی باشد(آن زمان که خدا بود هیچ چیز دیگر نبود-کلمه آن زمان هم از باب ضیق تعبیر و تنگی قافیه…
سَأَلْتُ اَلرِّضَا ع عَنِ اَلتَّوْحِيدِ فَقَالَ كُلُّ مَنْ قَرَأَ قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ وَ آمَنَ بِهَا فَقَدْ عَرَفَ اَلتَّوْحِيدَ قُلْتُ كَيْفَ يَقْرَأُهَا قَالَ كَمَا يَقْرَأُهَا اَلنَّاسُ وَ زَادَ فِيهِ كَذَلِكَ اَللَّهُ رَبِّي كَذَلِكَ اَللَّهُ رَبِّي .
عبد العزیز گوید از حضرت رضا(ع)راجع بتوحید پرسیدم، فرمود: هر که« / قل هو الله احد / » را بخواند و بآن ایمان آورد توحید را شناخته است، عرض کردم: این سوره را چگونه بخواند؟ فرمود چنان که مردم میخوانند، و خود حضرت این جمله را افزود: چنین است پروردگارم چنین است پروردگارم (افزودن این جمله پس از پایان سوره مستحب است و مانند گفتن«صدق الله العلی العظیم»پس از پایان قرآن و گفتن«لبیک»بعد از« / یا ایها الذین آمنوا / »میباشد.
سَأَلَنِي أَبُو قُرَّةَ اَلْمُحَدِّثُ أَنْ أُدْخِلَهُ عَلَى أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع فَاسْتَأْذَنْتُهُ فَأَذِنَ لِي فَدَخَلَ فَسَأَلَهُ عَنِ اَلْحَلاَلِ وَ اَلْحَرَامِ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَ فَتُقِرُّ أَنَّ اَللَّهَ مَحْمُولٌ فَقَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ ع كُلُّ مَحْمُولٍ مَفْعُولٌ بِهِ مُضَافٌ إِلَى غَيْرِهِ مُحْتَاجٌ وَ اَلْمَحْمُولُ اِسْمُ نَقْصٍ فِي اَللَّفْظِ وَ اَلْحَامِلُ فَاعِلٌ وَ هُوَ فِي اَللَّفْظِ مِدْحَةٌ وَ كَذَلِكَ قَوْلُ اَلْقَائِلِ فَوْقَ وَ تَحْتَ وَ أَعْلَى وَ أَسْفَلَ وَ قَدْ قَالَ اَللَّهُ وَ لِلّهِ اَلْأَسْماءُ اَلْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها وَ لَمْ يَقُلْ فِي كُتُبِهِ إِنَّهُ…
ابو قره محدث بر حضرت امام رضا(ع)وارد شد و از مسایل حلال و حرام پرسید، سپس عرضکرد: شما قبول دارید که خدا محمولست؟ حضرت فرمود: هر محمولی فعلی بر او واقع شده که بدیگری نسبت دارد(و آن فعل حمل است که بحامل نسبت دارد)و«محمول»اسمی است که در تعبیر دلالت بر نقص دارد و«حامل»فاعل است و در تعبیر دلالت بر مدح دارد و همچنین است قول آنکه گوید: زبر، زیر، بالا، پایین(که زبر و بالا دلالت بر مدح دارد و زیر و پایین دلالت بر نقص)و خدا فرموده است(110 سوره 17)«خدا را نامهای نیکوست، او را بآنها بخوانید»و در هیچ یک از کتب آسمانی خود نفرموده است که او محمولست بلکه گفته است او حامل است در خشکی و دریا(فرزندان آدم را در آیه 70 سوره 18)و نگهدار آسمانها و زمین است از افتادن(در آیه 41 سوره 35)و غیر خدا محمولست و هیچ گاه از…
أَنَّ اَلْمَأْمُونَ بَعَثَ اَلْفَضْلَ بْنَ سَهْلٍ ذَا اَلرِّئَاسَتَيْنِ إِلَى اَلرِّضَا ع فَقَالَ لَهُ إِنِّي أُحِبُّ أَنْ تَجْمَعَ لِي مِنَ اَلْحَلاَلِ وَ اَلْحَرَامِ وَ اَلْفَرَائِضِ وَ اَلسُّنَنِ فَإِنَّكَ حُجَّةُ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ مَعْدِنُ اَلْعِلْمِ فَدَعَا اَلرِّضَا ع بِدَوَاةٍ وَ قِرْطَاسٍ وَ قَالَ ع لِلْفَضْلِ اُكْتُبْ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ حَسْبُنَا شَهَادَةُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ أَحَداً صَمَداً لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً قَيُّوماً سَمِيعاً بَصِيراً قَوِيّاً قَائِماً بَاقِياً نُوراً عَالِماً لاَ يَجْهَلُ قَادِراً لاَ يَعْجِزُ غَنِيّاً…
از امام همام ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام در تفصیل این معانی(حکمت و پند و غیره)روایت شده است - «پاسخ امام رضا علیه السلام به مامون در کلیات شریعت آنگاه که مامون گردآوری آنها را از امام علیه السلام خواستار شد». -روایت شده است که مامون، فضل بن سهل، ذو الریاستین صاحب دو مقام صدارت و فرمانده سپاه را به جانب امام رضا علیه السلام فرستاد و به امام علیه السلام گفت: من دوست دارم که کلیاتی از حلال و حرام و واجبات و سنت ها را برایم گردآوری؛ چرا که تو حجت خدا بر آفریدگانش و منبع دانشی. امام رضا علیه السلام دوات و کاغذی خواست و به فضل فرمود: بنویس: / بسم الله الرحمن الرحیم / ، شهادت به اینکه خدایی جز خداوند نیست ما را بس باشد، یگانه و بی نیاز است، همسر و فرزندی نگرفته است، پاینده، بسیار شنوا…
لَمَّا حَضَرَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى ع مَجْلِسَ اَلْمَأْمُونِ وَ قَدِ اِجْتَمَعَ فِيهِ جَمَاعَةُ عُلَمَاءِ أَهْلِ اَلْعِرَاقِ وَ خُرَاسَانَ فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ أَخْبِرُونِي عَنْ مَعْنَى هَذِهِ اَلْآيَةِ ثُمَّ أَوْرَثْنَا اَلْكِتابَ اَلَّذِينَ اِصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا اَلْآيَةَ فَقَالَتِ اَلْعُلَمَاءُ أَرَادَ اَللَّهُ اَلْأُمَّةَ كُلَّهَا فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ مَا تَقُولُ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ فَقَالَ اَلرِّضَا ع لاَ أَقُولُ كَمَا قَالُوا وَ لَكِنْ أَقُولُ أَرَادَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِذَلِكَ اَلْعِتْرَةَ اَلطَّاهِرَةَ ع فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ وَ كَيْفَ عَنَى اَلْعِتْرَةَ دُونَ…
و از گفتار امام رضا علیه السلام در برگزیدگی -چون امام علی بن موسی علیهما السلام در مجلس مامون که در آن گروهی از علمای عراق و خراسان گرد هم آمده بودند، حضور یافت، مامون گفت: معنی این آیه را به من بفرمایید: «سپس این کتاب را به آن بندگان خود که آنان را برگزیده بودیم، به میراث دادیم. . . تا پایان آیه». فاطر ، آیه 32 علما گفتند: منظور خداوند همه امت است. مامون گفت: ای ابا الحسن، تو چه می گویی؟ امام رضا علیه السلام فرمود: آن گونه که آنان گفتند نمی گویم ولی می گویم: منظور خداوند تبارک و تعالی از این برگزیدگان عترت پاک رسول خدا علیهم السلام است. مامون گفت: چگونه منظور خداوند عترت است، نه ما بقی امت؟ امام رضا علیه السلام فرمود: اگر خداوند همه امت را قصد کرده بود می بایست همه امت در بهشت باشند، بخاطر…
كُنَّا مَعَ اَلرِّضَا ع بِمَرْوَ فَاجْتَمَعْنَا فِي اَلْمَسْجِدِ اَلْجَامِعِ بِهَا فَأَدَارَ اَلنَّاسُ بَيْنَهُمْ أَمْرَ اَلْإِمَامَةِ فَذَكَرُوا كَثْرَةَ اَلاِخْتِلاَفِ فِيهَا فَدَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ اَلرِّضَا ع فَأَعْلَمْتُهُ بِمَا خَاضَ اَلنَّاسُ فِيهِ فَتَبَسَّمَ ع ثُمَّ قَالَ ع يَا عَبْدَ اَلْعَزِيزِ جَهِلَ اَلْقَوْمُ وَ خُدِعُوا عَنْ أَدْيَانِهِمْ إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ لَمْ يَقْبِضْ نَبِيَّهُ ص حَتَّى أَكْمَلَ لَهُ اَلدِّينَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ اَلْقُرْآنَ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ ءٍ وَ بَيَّنَ فِيهِ اَلْحَلاَلَ وَ اَلْحَرَامَ وَ اَلْحُدُودَ وَ اَلْأَحْكَامَ وَ…
وصف نمودن امام رضا علیه السلام از امامت و امام و جایگاه آن -عبد العزیز بن مسلم گفت: همراه امام رضا علیه السلام در مرو بودیم و در مسجد جامع آن شهر جمع شدیم و مردم در موضوع امامت بحث و گفتگو می کردند و اختلاف عقیده بسیاری را ذکر کردند، پس من به خدمت سرور و مولایم امام رضا علیه السلام رسیدم و او را از سخنان مردم آگاه نمودم. امام رضا علیه السلام لبخندی زد، آنگاه فرمود: ای عبد العزیز، این طایفه ندانستند و در دین خویش فریفته شدند. به درستی که خداوند جلیل و عزیز، جان پیامبرش صلی الله علیه و آله را نستاند تا آن هنگام که دین را بر او کامل ساخت و قرآن را بر او فرو فرستاد که آشکارکننده هر چیزی بود -و حلال و حرام و احکام و همه نیازهای مردم را در آن، بطور کامل بیان نموده بود و فرمود: «ما هیچ چیز را در…
وَ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اَللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ َقَالَ ع اَلتَّوَكُّلُ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ تَثِقَ بِهِ فِي أَمْرِكَ كُلِّهِ فِيمَا فَعَلَ بِكَ فَمَا فَعَلَ بِكَ كُنْتَ رَاضِياً وَ تَعْلَمَ أَنَّهُ لَمْ يَأْلُكَ خَيْراً وَ نَظَراً وَ تَعْلَمَ أَنَّ اَلْحُكْمَ فِي ذَلِكَ لَهُ فَتَتَوَكَّلَ عَلَيْهِ بِتَفْوِيضِ ذَلِكَ إِلَيْهِ وَ مِنْ ذَلِكَ اَلْإِيمَانُ بِغُيُوبِ اَللَّهِ اَلَّتِي لَمْ يُحِطْ عِلْمُكَ بِهَا فَوَكَلْتَ عِلْمَهَا إِلَيْهِ وَ إِلَى أُمَنَائِهِ عَلَيْهَا وَ وَثِقْتَ بِهِ فِيهَا وَ فِي غَيْرِهَا .
مردی از امام رضا علیه السلام در باره این سخن خداوند پرسید که: «و هر که بر خدا اعتماد کند او برای وی بس است». طلاق ، آیه 3 . امام علیه السلام فرمود: توکل را مراتبی باشد: یکی از مراتب این است که در همه کار خویش در آنچه با تو کند به او اطمینان کنی و هر کاری که انجام دهد خرسند باشی و بدانی که او در نیکی و رعایت حال تو کوتاهی نفرموده و بدانی که دستور دهی در این کار، از آن اوست، پس با وانهادن همه کارهایت به خداوند، به وی توکل نمایی و یکی دیگر از مراتب این باشد که به امور غیبی خداوند که دانش تو آن امور را در برنگیرد باور داشته باشی، پس آگاهی از امور غیبی را به خداوند و امنا او وانهی و به خداوند در آن و در غیر آن اعتماد داشته باشی.
وَ سَأَلَهُ أَحْمَدُ بْنُ نَجْمٍ عَنِ اَلْعُجْبِ اَلَّذِي يُفْسِدُ اَلْعَمَلَ فَقَالَ ع اَلْعُجْبُ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ يُزَيَّنَ لِلْعَبْدِ سُوءُ عَمَلِهِ فَيَرَاهُ حَسَناً فَيُعْجِبُهُ وَ يَحْسَبُ أَنَّهُ يُحْسِنُ صُنْعاً وَ مِنْهَا أَنْ يُؤْمِنَ اَلْعَبْدُ بِرَبِّهِ فَيَمُنُّ عَلَى اَللَّهِ وَ لِلَّهِ اَلْمِنَّةُ عَلَيْهِ فِيهِ .
احمد بن نجم از امام علیه السلام در باره خود بزرگ بینی تباه کننده کردار پرسید. امام علیه السلام فرمود: خود بزرگ بینی را مراتبی باشد: از آن مراتب این است که زشت کرداری بنده را در نگاهش آراسته می کند، پس کردارش را نیکو می پندارد و کردارش را بزرگ می شمارد و گمان می کند که کار نیکویی کرده است و از دیگر مراتب این است که بنده به پروردگارش ایمان آورد، پس آنگاه بر خدا منت نهد و حال آن که در این مورد منت نهادن از آن خداست.
سَأَلْتُ اَلرِّضَا ع عَنْ أَفَاعِيلِ اَلْعِبَادِ مَخْلُوقَةٌ هِيَ أَمْ غَيْرُ مَخْلُوقَةٍ قَالَ ع هِيَ وَ اَللَّهِ مَخْلُوقَةٌ أَرَادَ خَلْقَ تَقْدِيرٍ لاَ خَلْقَ تَكْوِينٍ ثُمَّ قَالَ ع إِنَّ اَلْإِيمَانَ أَفْضَلُ مِنَ اَلْإِسْلاَمِ بِدَرَجَةٍ وَ اَلتَّقْوَى أَفْضَلُ مِنَ اَلْإِيمَانِ بِدَرَجَةٍ وَ لَمْ يُعْطَ بَنُو آدَمَ أَفْضَلَ مِنَ اَلْيَقِينِ .
فضیل بن یسار گفت: از امام رضا علیه السلام پرسیدم که آیا کارهای بندگان آفریده باشد یا ناآفریده؟ امام علیه السلام فرمود: به خدا سوگند که کارها آفریده شده است-آفرینش به تقدیر را قصد فرمود نه آفرینش به تکوین را-آنگاه امام علیه السلام فرمود: همانا ایمان یک مرتبه از اسلام بالاتر است و پارسایی یک مرتبه را ایمان بالاتر است و به آدمیزاده چیزی برتر از یقین بخشیده نشده است.
اَلْإِيمَانُ أَرْبَعَةُ أَرْكَانٍ اَلتَّوَكُّلُ عَلَى اَللَّهِ وَ اَلرِّضَا بِقَضَاءِ اَللَّهِ وَ اَلتَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اَللَّهِ وَ اَلتَّفْوِيضُ إِلَى اَللَّهِ قَالَ اَلْعَبْدُ اَلصَّالِحُ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اَللّهِ فَوَقاهُ اَللّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا
ایمان چهار ستون و پایه است: توکل بر خدا و خشنودی به قضای الهی و مطیع فرمان خدا شدن و وانهادن همه کارها به خدا. آن بنده درستکار گفت: «و کارم را به خدا می سپارم؛ خداست که به حال بندگان خود بیناست پس خدا او را از عواقب سو آنچه نیرنگ می کردند، حمایت فرمود». مومن غافر ، آیه 44 و 45 .
لاَ يَسْتَكْمِلُ عَبْدٌ حَقِيقَةَ اَلْإِيمَانِ حَتَّى تَكُونَ فِيهِ خِصَالٌ ثَلاَثٌ اَلتَّفَقُّهُ فِي اَلدِّينِ وَ حُسْنُ اَلتَّقْدِيرِ فِي اَلْمَعِيشَةِ وَ اَلصَّبْرُ عَلَى اَلرَّزَايَا.
بنده تا سه ویژگی را دارا نباشد حقیقت ایمان را کامل درنیابد. عمیق نگری در دین و نیک اندازه گیری مخارج زندگی و شکیب بر بلاها و ناگواری ها.
جَاءَتْ فَاطِمَةُ تَشْكُو إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص بَعْضَ أَمْرِهَا فَأَعْطَاهَا رَسُولُ اَللَّهِ ص كَرَبَةً وَ قَالَ تَعَلَّمِي مَا فِيهَا فَإِذَا فِيهَا مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْيَوْمِ اَلْآخِرِ فَلاَ يُؤْذِي جَارَهُ وَ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْيَوْمِ اَلْآخِرِ فَلْيُكْرِمْ ضَيْفَهُ وَ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْيَوْمِ اَلْآخِرِ فَلْيَقُلْ خَيْراً أَوْ لِيَسْكُتْ.
روزی فاطمه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفته و در باره بعضی مشکلات زندگی خود شکوه نمود، پس رسول خدا لوحی در اختیار دخترش قرار داد و گفت: آنچه را که در آن نوشته شده بیاموز. و در آن لوح نوشته شده بود: کسی که به خداوند و آخرت ایمان دارد همسایه خود را آزار نمی دهد، و کسی که به خداوند و آخرت ایمان دارد میهمان خویش را گرامی می دارد، و کسی که به خداوند و آخرت ایمان دارد یا سخن نیکو و شایسته می گوید و یا سکوت می کند.