مَن رَضی عن الله تعالی بالقَلیل مِن الرّزق رضَی الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل؛
هر کـس به رزق و روزی کم از خدا راضی باشد، خداوند از عمل کم او راضی خواهد بود.
امام رضا (علیه السلام)
مَن رَضی عن الله تعالی بالقَلیل مِن الرّزق رضَی الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل؛
هر کـس به رزق و روزی کم از خدا راضی باشد، خداوند از عمل کم او راضی خواهد بود.
اِعْلَمْ عَلَّمَكَ اَللَّهُ اَلْخَيْرَ أَنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدِيمٌ وَ اَلْقِدَمُ صِفَتُهُ اَلَّتِي دَلَّتِ اَلْعَاقِلَ عَلَى أَنَّهُ لاَ شَيْ ءَ قَبْلَهُ وَ لاَ شَيْ ءَ مَعَهُ فِي دَيْمُومِيَّتِهِ فَقَدْ بَانَ لَنَا بِإِقْرَارِ اَلْعَامَّةِ مُعْجِزَةُ اَلصِّفَةِ أَنَّهُ لاَ شَيْ ءَ قَبْلَ اَللَّهِ وَ لاَ شَيْ ءَ مَعَ اَللَّهِ فِي بَقَائِهِ وَ بَطَلَ قَوْلُ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ كَانَ قَبْلَهُ أَوْ كَانَ مَعَهُ شَيْ ءٌ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ لَوْ كَانَ مَعَهُ شَيْ ءٌ فِي بَقَائِهِ لَمْ يَجُزْ أَنْ يَكُونَ خَالِقاً لَهُ لِأَنَّهُ لَمْ يَزَلْ مَعَهُ فَكَيْفَ يَكُونُ خَالِقاً لِمَنْ لَمْ…
حضرت امام رضا علیه السلام بیکی از اصحاب فرمود: بدان-خدایت خیر آموزد-خدای تبارک و تعالی قدیم است، و قدیم بودن صفتی است برای او که خردمند را رهبری میکند باینکه چیزی پیش از او نبوده و در همیشگی بودنش شریک ندارد، پس باعتراف داشتن عموم خردمندان این صفت معجزه را(یعنی قدیم بودنی که از درک آن عاجزند)برای ما روشن گشت که چیزی پیش از خدا نبوده و نسبت بدوامش هم چیزی با او نیست(همه چیز فانی شوند و او باقیست)و گفته آنکه معتقد است که پیش از او یا همراه او چیزی بوده باطل گشت زیرا اگر چیزی همیشه با او باشد خدا خالق او نخواهد بود چون که او همیشه با خدا بوده پس چگونه خدا خالق کسی باشد که همیشه با او بوده و اگر چیزی پیش از او باشد او اول خواهد بود نه این و آنکه اولست سزاوارتر است که خالق دیگری باشد، آنگاه خدای…
دَخَلْنَا عَلَى اَلرِّضَا ع فَقُلْنَا إِنَّا كُنَّا فِي سَعَةٍ مِنَ اَلرِّزْقِ وَ غَضَارَةٍ مِنَ اَلْعَيْشِ فَتَغَيَّرَتِ اَلْحَالُ بَعْضَ اَلتَّغَيُّرِ فَادْعُ اَللَّهَ أَنْ يَرُدَّ ذَلِكَ إِلَيْنَا فَقَالَ ع أَيَّ شَيْ ءٍ تُرِيدُونَ تَكُونُونَ مُلُوكاً أَ يَسُرُّكُمْ أَنْ تَكُونُوا مِثْلَ طَاهِرٍ وَ هَرْثَمَةَ وَ إِنَّكُمْ عَلَى خِلاَفِ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ فَقُلْتُ لاَ وَ اَللَّهِ مَا سَرَّنِي أَنَّ لِيَ اَلدُّنْيَا بِمَا فِيهَا ذَهَباً وَ فِضَّةً وَ إِنِّي عَلَى خِلاَفِ مَا أَنَا عَلَيْهِ فَقَالَ ع إِنَّ اَللَّهَ يَقُولُ اِعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ اَلشَّكُورُ…
احمد بن عمر و حسین بن یزید گفتند: به حضور امام رضا علیه السلام رسیدیم و عرض کردیم: ما دارای روزی بسیار و رفاه و آسایش در زندگی بودیم ولی اینک حال ما کمی دگرگون شده است. از خدا درخواست نما که حال پیشین را به ما بازگرداند. امام علیه السلام فرمود: خواهان چه چیزی هستید؟ می خواهید سلطان باشید؟ آیا خرسند می شوید از اینکه مثل طاهر و هرثمه باشید و بر خلاف مذهبی که دارید باشید؟ عرض کردم: نه، به خدا سوگند که خرسند نیستم که دنیا با همه طلا و نقره اش از آن من باشد ولی مذهبی بر خلاف آنچه اینک دارم، داشته باشم. امام علیه السلام فرمود: همانا خداوند می فرماید: «ای خاندان داود سپاسگزار باشید و از بندگان من، اندکی سپاسگزارند». سبا ، آیه 13 . به خدا نیک گمان باش؛ چرا که هر کس گمانش را به خدا نیک دارد خداوند به…
جَاءَتْ فَاطِمَةُ تَشْكُو إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص بَعْضَ أَمْرِهَا فَأَعْطَاهَا رَسُولُ اَللَّهِ ص كَرَبَةً وَ قَالَ تَعَلَّمِي مَا فِيهَا فَإِذَا فِيهَا مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْيَوْمِ اَلْآخِرِ فَلاَ يُؤْذِي جَارَهُ وَ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْيَوْمِ اَلْآخِرِ فَلْيُكْرِمْ ضَيْفَهُ وَ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْيَوْمِ اَلْآخِرِ فَلْيَقُلْ خَيْراً أَوْ لِيَسْكُتْ.
روزی فاطمه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفته و در باره بعضی مشکلات زندگی خود شکوه نمود، پس رسول خدا لوحی در اختیار دخترش قرار داد و گفت: آنچه را که در آن نوشته شده بیاموز. و در آن لوح نوشته شده بود: کسی که به خداوند و آخرت ایمان دارد همسایه خود را آزار نمی دهد، و کسی که به خداوند و آخرت ایمان دارد میهمان خویش را گرامی می دارد، و کسی که به خداوند و آخرت ایمان دارد یا سخن نیکو و شایسته می گوید و یا سکوت می کند.
عَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ سُئِلَ عَنْ كَنْزِ اَلْيَتِيمِ مِمَّ كَانَ فَقَالَ كَانَ لَوْحا مِنْ ذَهَبٍ فِيهِ بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ : لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اَللَّهِ عَجِبْتُ لِمَنْ أَيْقَنَ بِالْمَوْتِ كَيْفَ يَفْرَحُ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَيْقَنَ بِالْقَدَرِ كَيْفَ يَحْزَنُ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ رَأَى اَلدُّنْيَا وَ تَقَلُّبَهَا بِأَهْلِهَا كَيْفَ يَرْكَنُ إِلَيْهَا وَ يَنْبَغِي لِمَنْ عَقَلَ عَنِ اَللَّهِ أَنْ لاَ يَسْتَبْطِئَهُ فِي رِزْقِهِ وَ لاَ يَتَّهِمَهُ فِي قَضَائِهِ .
از حضرت رضا علیه السّلام در مورد گنج یتیم که در قرآن آمده سؤال شد، حضرت فرمود:آن گنج لوحی از طلا بود که روی آن نوشته شده بود:«بنام خداوند بخشندۀ مهربان، هیچ خدایی جز اللّٰه نیست، و محمّد پیامبر خداست، در شگفتم از کسی که یقین به مرگ دارد چگونه خوشحالی می کند، و در شگفتم از کسی که یقین به مقدّرات دارد چگونه غمگین می شود، و در شگفتم از کسی که دنیا و دگرگونی آن را نسبت به مردم می بیند چگونه به آن دل بسته»، و سزاوار است کسانی که خدا را درک نموده اند در صورتی که روزی آنان اندکی به تأخیر افتاد ناراحت نشوند، و او را در حکمش متهم نسازند.
مِنْ كِتَابِ اَلْكِفَايَةِ فِي اَلنُّصُوصِ عَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : لاَ دِينَ لِمَنْ لاَ وَرَعَ لَهُ وَ لاَ إِيمَانَ لِمَنْ لاَ تَقِيَّةَ لَهُ وَ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اَللّٰهِ : أَعْمَلُكُمْ بِالتَّقِيَّةِ فَقِيلَ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ إِلَى مَتَى قَالَ إِلىٰ يَوْمِ اَلْوَقْتِ اَلْمَعْلُومِ : وَ هُوَ يَوْمُ خُرُوجِ قَائِمِنَا فَمَنْ تَرَكَ اَلتَّقِيَّةَ قَبْلَ خُرُوجِ قَائِمِنَا فَلَيْسَ مِنَّا فَقِيلَ لَهُ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ وَ مَنِ اَلْقَائِمُ مِنْكُمْ أَهْلَ اَلْبَيْتِ قَالَ اَلرَّابِعُ مِنْ وُلْدِي اِبْنُ سَيِّدَةِ اَلْإِمَاءِ يُطَهِّرُ اَللَّهُ بِهِ…
امام رضا علیه السّلام فرمود:کسی که پرهیز از گناه ندارد دین ندارد و کسی که تقیه نداشته باشد ایمان ندارد، و گرامی ترین شما نزد خدا کسی است که بیشتر تقیه کند.پرسیدند:ای پسر رسول خدا تا چه زمان؟فرمود:تا روزی که زمان آن مشخص شده و آن روز، روز خروج قیام کننده ماست، هر کس قبل از خروج قائم ما تقیه را ترک کند از ما نیست.پرسیدند:ای پسر رسول خدا قائم شما اهل بیت کیست؟فرمود:چهارمین از اولاد من که فرزند سیدۀ کنیزان است، خداوند به وسیلۀ او زمین را از هر ستمی پاک می سازد. این مطلب را سید سعید جلال الدین ابو علی بن حمزه موسوی از اساتیدش از شخصی مورد اطمینان از پیغمبر صلّی اللّٰه علیه و آله و ائمه علیهم السّلام در کتابش روایت کرده.
عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلاَّدٍ عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : كَانَ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يُقَالُ لَهُ قَيْسٌ يُصَلِّي فَلَمَّا صَلَّى رَكْعَة تَطَوَّقَ أَسْوَدُ فِي مَوْضِعِ اَلسُّجُودِ فَلَمَّا ذَهَبَ يُصَلِّي اَلثَّانِيَةَ نَحَّى جَبِينَهُ عَنْهُ فَتَطَوَّقَ اَلْأَسْوَدُ فِي عُنُقِهِ ثُمَّ اِنْسَابَ فِي قَمِيصِهِ وَ إِنِّي أَقْبَلْتُ يَوْما مِنَ اَلْفُرْعِ فَحَضَرَتِ اَلصَّلاَةُ وَ أَنَا فِي بَعْضِ اَلطَّرِيقِ فَنَزَلْتُ فَصِرْتُ إِلَى ثُمَامَةٍ فَلَمَّا صَلَّيْتُ رَكْعَة أَقْبَلَ أَفْعَى مِنْ تَحْتِ اَلثُّمَامَةِ فَلَمَّا دَنَا…
امام رضا علیه السّلام فرمود:یکی از یاران علی علیه السّلام به نام قیس، در حال نماز خواندن بود که وقتی یک رکعت خواند مار سیاهی در محل سجودش آمد، چون خواست رکعت دوم را بخواند، پیشانیش را از طرف آن مار بطرف دیگر گرداند، آن مار به دور گردنش پیچید، سپس به داخل پیراهنش رفت.امام علیه السّلام فرمود:من روزی به مکانی که نام آن فرع بود و جایی بین مکه و مدینه بود رفتم، وقت نماز شد و من در بین راه بودم، از مرکب پیاده شدم و به طرف گیاهی که ثمامه نام داشت رفتم.چون یک رکعت نماز خواندم یک افعی از زیر ثمامه بطرف من آمد، وقتی نزدیک من رسید دوباره بطرف ثمامه برگشت و من شروع به نماز خواندن کردم و آن را کوتاه ننمودم و بعد شروع به دعا خواندن کردم و آن را هم کوتاه ننمودم، سپس به بعضی از کسانی که با من بودند…
کانَ اَبی اِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا یُری ضاحِکاً وَ کانَتِ الْکِاَّبَةُ تَغْلِبُ عَلَیْهِ حَتّی یَمْضِیَ مِنْهُ عَشْرَةُ اَیّامٍ، فَاِذا کانَ الْیَوْمُ العْاشِرُ کانَ ذلِکَ الْیَوْمُ یَوْمَ مُصیبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُکائِهِ و یَقُولُ هُوَ الیَومُ الَّذی قُتِلَ فیهِ الحُسَینُ صلی اللهُ علیه.
هر گاه ماه محرم فرا می رسید، پدرم (موسی بن جعفر) خندان دیده نمی شد و غم بر او غلبه می یافت تا آن که 10 روز از محرم می گذشت، پس هنگامی که روز دهم می رسید، آن روز، روز مصیبت، غم و گریه پدرم بود و می فرمود: این همان روزی است که حسین که درود خداوند بر او باد در آن روز کشته شد.