قال الإمام الرضاء عليه السلام

احادیث درباره امید به خدا از امام رضا (ع)

امام رضا (علیه السلام)

اِعْلَمْ عَلَّمَكَ اَللَّهُ اَلْخَيْرَ أَنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدِيمٌ وَ اَلْقِدَمُ صِفَتُهُ اَلَّتِي دَلَّتِ اَلْعَاقِلَ عَلَى أَنَّهُ لاَ شَيْ ءَ قَبْلَهُ وَ لاَ شَيْ ءَ مَعَهُ فِي دَيْمُومِيَّتِهِ فَقَدْ بَانَ لَنَا بِإِقْرَارِ اَلْعَامَّةِ مُعْجِزَةُ اَلصِّفَةِ أَنَّهُ لاَ شَيْ ءَ قَبْلَ اَللَّهِ وَ لاَ شَيْ ءَ مَعَ اَللَّهِ فِي بَقَائِهِ وَ بَطَلَ قَوْلُ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ كَانَ قَبْلَهُ أَوْ كَانَ مَعَهُ شَيْ ءٌ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ لَوْ كَانَ مَعَهُ شَيْ ءٌ فِي بَقَائِهِ لَمْ يَجُزْ أَنْ يَكُونَ خَالِقاً لَهُ لِأَنَّهُ لَمْ يَزَلْ مَعَهُ فَكَيْفَ يَكُونُ خَالِقاً لِمَنْ لَمْ…

حضرت امام رضا علیه السلام بیکی از اصحاب فرمود: بدان-خدایت خیر آموزد-خدای تبارک و تعالی قدیم است، و قدیم بودن صفتی است برای او که خردمند را رهبری میکند باینکه چیزی پیش از او نبوده و در همیشگی بودنش شریک ندارد، پس باعتراف داشتن عموم خردمندان این صفت معجزه را(یعنی قدیم بودنی که از درک آن عاجزند)برای ما روشن گشت که چیزی پیش از خدا نبوده و نسبت بدوامش هم چیزی با او نیست(همه چیز فانی شوند و او باقیست)و گفته آنکه معتقد است که پیش از او یا همراه او چیزی بوده باطل گشت زیرا اگر چیزی همیشه با او باشد خدا خالق او نخواهد بود چون که او همیشه با خدا بوده پس چگونه خدا خالق کسی باشد که همیشه با او بوده و اگر چیزی پیش از او باشد او اول خواهد بود نه این و آنکه اولست سزاوارتر است که خالق دیگری باشد، آنگاه خدای…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 120

أَوْحَى اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِهِ إِذَا أَصْبَحْتَ فَأَوَّلُ شَيْ ءٍ يَسْتَقْبِلُكَ فَكُلْهُ وَ اَلثَّانِي فَاكْتُمْهُ وَ اَلثَّالِثُ فَاقْبَلْهُ وَ اَلرَّابِعُ فَلاَ تُؤْيِسْهُ وَ اَلْخَامِسُ فَاهْرُبْ مِنْهُ قَالَ فَلَمَّا أَصْبَحَ مَضَى فَاسْتَقْبَلَهُ جَبَلٌ أَسْوَدُ عَظِيمٌ فَوَقَفَ فَقَالَ أَمَرَنِي رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ آكُلَ هَذَا وَ بَقِيَ مُتَحَيِّراً ثُمَّ رَجَعَ إِلَى نَفْسِهِ فَقَالَ إِنَّ رَبِّي جَلَّ جَلاَلُهُ لاَ يَأْمُرُنِي إِلاَّ بِمَا أُطِيقُ فَمَشَى إِلَيْهِ لِيَأْكُلَهُ فَلَمَّا دَنَا مِنْهُ صَغُرَ حَتَّى اِنْتَهَى إِلَيْهِ فَوَجَدَهُ…

ابو الصلت هروی گوید: شنیدم از امام رضا علیه السلام که میفرمود خداوند بیکی از پیغمبرانش وحی کرد که چون بامداد شود اول چیزی را که پیشت آمد بخور و دومی را پنهان کن و سومی را بپذیر و چهارمی را ناامید مکن و از پنجمی بگریز حضرت فرمود چون صبح شد پیغمبر بدنبال کار خود رفت کوه سیاه بزرگی پیش اش آمد ایستاده و با خود گفت پروردگار من عز و جل فرمود که این کوه را بخورم و به حیرت فرورفت سپس بخود آمده و گفت پروردگار من جل جلاله جز بر چیزی که تواناییش را داشته باشم فرمانم ندهد پس سوی آن کوه روان شد تا آن را بخورد هر چه نزدیکتر میشد کوچکتر مینمود تا بپای کوه رسید آن را لقمه غذایی یافت و خورد لذیذترین غذایی بود که در عمرش خورده بود سپس از آنجا گذشت و طشتی از طلا یافت با خود گفت پروردگار من عز و جل دستورم داده…

الخصال، ج 2، ص 267

أَنَّ اَلْمَأْمُونَ بَعَثَ اَلْفَضْلَ بْنَ سَهْلٍ ذَا اَلرِّئَاسَتَيْنِ إِلَى اَلرِّضَا ع فَقَالَ لَهُ إِنِّي أُحِبُّ أَنْ تَجْمَعَ لِي مِنَ اَلْحَلاَلِ وَ اَلْحَرَامِ وَ اَلْفَرَائِضِ وَ اَلسُّنَنِ فَإِنَّكَ حُجَّةُ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ مَعْدِنُ اَلْعِلْمِ فَدَعَا اَلرِّضَا ع بِدَوَاةٍ وَ قِرْطَاسٍ وَ قَالَ ع لِلْفَضْلِ اُكْتُبْ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ حَسْبُنَا شَهَادَةُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ أَحَداً صَمَداً لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً قَيُّوماً سَمِيعاً بَصِيراً قَوِيّاً قَائِماً بَاقِياً نُوراً عَالِماً لاَ يَجْهَلُ قَادِراً لاَ يَعْجِزُ غَنِيّاً…

از امام همام ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام در تفصیل این معانی(حکمت و پند و غیره)روایت شده است - «پاسخ امام رضا علیه السلام به مامون در کلیات شریعت آنگاه که مامون گردآوری آنها را از امام علیه السلام خواستار شد». -روایت شده است که مامون، فضل بن سهل، ذو الریاستین صاحب دو مقام صدارت و فرمانده سپاه را به جانب امام رضا علیه السلام فرستاد و به امام علیه السلام گفت: من دوست دارم که کلیاتی از حلال و حرام و واجبات و سنت ها را برایم گردآوری؛ چرا که تو حجت خدا بر آفریدگانش و منبع دانشی. امام رضا علیه السلام دوات و کاغذی خواست و به فضل فرمود: بنویس: / بسم الله الرحمن الرحیم / ، شهادت به اینکه خدایی جز خداوند نیست ما را بس باشد، یگانه و بی نیاز است، همسر و فرزندی نگرفته است، پاینده، بسیار شنوا…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 415

سَأَلَهُ عِمْرَانُ اَلصَّابِي فِي مَجْلِسٍ كَبِيرٍ جَمَعَ لَهُ اَلْمَأْمُونُ فِيهِ مُتَكَلِّمِي اَلْمِلَلِ كُلَّهُمُ اَلْمُخَالِفِينَ لِلْإِسْلاَمِ فَخَصَمَ جَمِيعَهُمْ وَ اَلْخَبَرُ طَوِيلٌ وَ اَلْمَجْلِسُ مَشْهُورٌ ذَكَرْنَا مِنْهُ مَا اِقْتَضَاهُ اَلْكِتَابُ قَالَ لَهُ عِمْرَانُ اَلصَّابِي أَخْبِرْنِي نُوَحِّدُ اَللَّهَ بِحَقِيقَةٍ أَمْ نُوَحِّدُهُ بِوَصْفٍ فَقَالَ لَهُ اَلرِّضَا ع إِنَّ اَلنُّورَ اَلْبَدِي ءَ اَلْوَاحِدَ اَلْكَوْنَ اَلْأَوَّلَ وَاحِدٌ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ لاَ شَيْ ءَ مَعَهُ فَرْدٌ لاَ ثَانِيَ مَعَهُ و لاَ مَعْلُومٌ وَ لاَ مَجْهُولٌ وَ لاَ مُحْكَمٌ وَ لاَ مُتَشَابِهٌ وَ لاَ…

از گفتار امام رضا علیه السلام در یکتاپرستی -در مجلس بزرگی که مامون تمام دانشمندان علم کلام آیین های مخالف اسلام را در آن جمع کرده بود، و امام رضا علیه السلام در آن مناظره بر همه آنان چیره شده بود، عمران صابی از امام علیه السلام سوالاتی پرسید و این روایت طولانی و آن مجلس مشهور است، از آن روایت به قدر اقتضای کتاب ذکر کردیم. عمران صابی به امام علیه السلام عرض کرد: به من بگویید که آیا ما با حقیقت، خداوند را یکتا می دانیم و یا با وصف، او را یکتا می شماریم؟ امام رضا علیه السلام به او فرمود: همانا آن نور آغازگر یکتا، آن هستی اولین یگانه است، شریکی ندارد و چیزی با او نیست، یکی است و دومی ندارد، نه معلوم است و نه مجهول، نه محکم است و نه متشابه، نه در یاد باشد و نه از یاد رفته و«چیز» نیست که نام چیزی…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 423

لَمَّا حَضَرَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى ع مَجْلِسَ اَلْمَأْمُونِ وَ قَدِ اِجْتَمَعَ فِيهِ جَمَاعَةُ عُلَمَاءِ أَهْلِ اَلْعِرَاقِ وَ خُرَاسَانَ فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ أَخْبِرُونِي عَنْ مَعْنَى هَذِهِ اَلْآيَةِ ثُمَّ أَوْرَثْنَا اَلْكِتابَ اَلَّذِينَ اِصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا اَلْآيَةَ فَقَالَتِ اَلْعُلَمَاءُ أَرَادَ اَللَّهُ اَلْأُمَّةَ كُلَّهَا فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ مَا تَقُولُ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ فَقَالَ اَلرِّضَا ع لاَ أَقُولُ كَمَا قَالُوا وَ لَكِنْ أَقُولُ أَرَادَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِذَلِكَ اَلْعِتْرَةَ اَلطَّاهِرَةَ ع فَقَالَ اَلْمَأْمُونُ وَ كَيْفَ عَنَى اَلْعِتْرَةَ دُونَ…

و از گفتار امام رضا علیه السلام در برگزیدگی -چون امام علی بن موسی علیهما السلام در مجلس مامون که در آن گروهی از علمای عراق و خراسان گرد هم آمده بودند، حضور یافت، مامون گفت: معنی این آیه را به من بفرمایید: «سپس این کتاب را به آن بندگان خود که آنان را برگزیده بودیم، به میراث دادیم. . . تا پایان آیه». فاطر ، آیه 32 علما گفتند: منظور خداوند همه امت است. مامون گفت: ای ابا الحسن، تو چه می گویی؟ امام رضا علیه السلام فرمود: آن گونه که آنان گفتند نمی گویم ولی می گویم: منظور خداوند تبارک و تعالی از این برگزیدگان عترت پاک رسول خدا علیهم السلام است. مامون گفت: چگونه منظور خداوند عترت است، نه ما بقی امت؟ امام رضا علیه السلام فرمود: اگر خداوند همه امت را قصد کرده بود می بایست همه امت در بهشت باشند، بخاطر…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 425

لاَ يَتِمُّ عَقْلُ اِمْرِئٍ مُسْلِمٍ حَتَّى تَكُونَ فِيهِ عَشْرُ خِصَالٍ اَلْخَيْرُ مِنْهُ مَأْمُولٌ وَ اَلشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ يَسْتَكْثِرُ قَلِيلَ اَلْخَيْرِ مِنْ غَيْرِهِ وَ يَسْتَقِلُّ كَثِيرَ اَلْخَيْرِ مِنْ نَفْسِهِ لاَ يَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ اَلْحَوَائِجِ إِلَيْهِ وَ لاَ يَمَلُّ مِنْ طَلَبِ اَلْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ اَلْفَقْرُ فِي اَللَّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ اَلْغِنَى وَ اَلذُّلُّ فِي اَللَّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ اَلْعِزِّ فِي عَدُوِّهِ وَ اَلْخُمُولُ أَشْهَى إِلَيْهِ مِنَ اَلشُّهْرَةِ ثُمَّ قَالَ ع اَلْعَاشِرَةُ وَ مَا اَلْعَاشِرَةُ قِيلَ لَهُ مَا هِيَ قَالَ ع لاَ يَرَى أَحَداً…

خرد مرد مسلمان کامل نشود تا آنگاه که ده ویژگی در او باشد: به نیکی او امید رود و از بدی او آسودگی باشد و نیکی اندک دیگری را بسیار شمارد و نیکی بسیار خویش را ناچیز داند، از نیاز خواهی دیگران از او دلگیر نمی شود و از علم جویی در طول عمرش دلخسته نمی شود و تهیدستی در راه خدا را بیشتر از توانگری دوست می دارد و خواری در راه خدا را از بزرگمندی در نزد دشمن خدا خوشتر دارد. و گمنامی برای او رغبت انگیزتر از بلندآوازگی است. سپس امام فرمود، دهمی و چه دهمی؟ از امام علیه السلام پرسیده شد: آن چیست؟ امام علیه السلام فرمود: کسی را نبیند مگر آن که گوید: او از من بهتر و پارساتر است، به راستی جز این نباشد که مردم دو گونه اند: مردی بهتر و پارساتر از او و مردی بدتر و فرومایه تر از او. پس آن هنگام که بدتر و فرومایه…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 443

إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَقُومَ إِلَی الصَّلَاةِ فَلَا تَقُومُ إِلَیهَا مُتَکاسِلًا وَ لَا مُتَنَاعِساً وَ لَا مُسْتَعْجِلًا وَ لَا مُتَلَاهِیاً وَ لَکنْ تَأْتِیهَا (عَلَی السُّکونِ) وَ الْوَقَارِ وَ التُّؤَدَةِ وَ عَلَیک الْخُشُوعُ وَ الْخُضُوعُ مُتَوَاضِعاً لِلَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ مُتَخَاشِعاً عَلَیک خَشْیةٌ وَ سِیمَاءُ الْخَوْفِ رَاجِیاً خَائِفاً بِالطُّمَأْنِینَةِ عَلَی الْوَجَلِ وَ الْحَذَرِ فَقِفْ بَینَ یدَیهِ کالْعَبْدِ الْآبِقِ الْمُذْنِبِ بَینَ یدَی مَوْلَاهُ فَصُفَّ قَدَمَیک وَ انْصِبْ نَفْسَک وَ لَا تَلْتَفِتْ یمِیناً وَ شِمَالًا وَ تَحْسَبُ کأَنَّک تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَکنْ تَرَاهُ…

اگر برای نماز ایستادی، تلاش کن با حالت کسالت و خواب آلودگی و سستی و تنبلی نباشد. بلکه با آرامش و وقار نماز را به جای آور و بر تو باد که در نماز خاشع و خاضع باشی و برای خدا تواضع کنی و خشوع و خوف را بر خود هموارسازی. در آن حال که بین بیم و امید ایستاده ای و پیوسته با طمأنینه و نگران هستی، همانند بنده گریخته و گنهکار که در محضر مولایش ایستاده، در پیشگاه خدای عالمیان بایست. پاهای خود را کنار هم بگذار و قامت را راست نگه دار و به راست و چپ توجه نکن! و چنان باش که گویی خدا را می بینی که اگر تو او را نمی بینی، او تو را می بیند.

الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا علیه السلام، ص: 101

سَأَلْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع عَنِ اَلاِسْتِطَاعَةِ فَقَالَ يَسْتَطِيعُ اَلْعَبْدُ بَعْدَ أَرْبَعِ خِصَالٍ أَنْ يَكُونَ مُخَلَّى اَلسَّرْبِ صَحِيحَ اَلْجِسْمِ سَلِيمَ اَلْجَوَارِحِ لَهُ سَبَبٌ وَارِدٌ مِنَ اَللَّهِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَسِّرْ لِي هَذَا قَالَ أَنْ يَكُونَ اَلْعَبْدُ مُخَلَّى اَلسَّرْبِ صَحِيحَ اَلْجِسْمِ سَلِيمَ اَلْجَوَارِحِ يُرِيدُ أَنْ يَزْنِيَ فَلاَ يَجِدُ اِمْرَأَةً ثُمَّ يَجِدُهَا فَإِمَّا أَنْ يَعْصِمَ نَفْسَهُ فَيَمْتَنِعَ كَمَا اِمْتَنَعَ يُوسُفُ ع أَوْ يُخَلِّيَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ إِرَادَتِهِ فَيَزْنِيَ فَيُسَمَّى زَانِياً وَ لَمْ يُطِعِ اَللَّهَ…

علی بن اسباط گوید: از حضرت رضا علیه السلام راجع باستطاعت پرسیدم، فرمود؛ استطاعت بنده پس از چهار خصلت حاصل می شود: 1-اینکه راهش باز باشد 2-تندرست باشد 3-اعضایش سالم باشد 4-برای او سببی از جانب خدا برسد. گفتم: قربانت گردم: سبب از جانب خدا را برایم توضیح دهید، فرمود: بعد از آنکه بنده راهش باز باشد، تندرست باشد، اعضایش سالم باشد، میخواهد زنا کند زنی را پیدا نمیکند و سپس پیدا میکند، آنگاه یا خود را نگه میدارد و سرباز میزند چنان که حضرت یوسف(ع)سرباز زد یا خود را تسلیم خواست و اراده اش میکند و زنا میکند و زانی نامیده می شود: نه(آنکه سر باز زند) خدا را بزور اطاعت کرده و نه(آنکه زنا کند)با نافرمانی خود بر او چیره گشته است.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 160

مِنْ كِتَابِ عُيُونِ اَلْأَخْبَارِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : أَوْحَى اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِهِ إِذَا أَصْبَحْتَ فَأَوَّلُ شَيْءٍ يَسْتَقْبِلُكَ فَكُلْهُ وَ اَلثَّانِي فَاكْتُمْهُ وَ اَلثَّالِثُ فَاقْبَلْهُ وَ اَلرَّابِعُ فَلاَ تُؤْيِسْهُ وَ اَلْخَامِسُ فَاهْرُبْ مِنْهُ قَالَ فَلَمَّا أَصْبَحَ مَضَى فَاسْتَقْبَلَهُ جَبَلٌ أَسْوَدُ عَظِيمٌ فَوَقَفَ وَ قَالَ أَمَرَنِي رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ آكُلَ هَذَا وَ بَقِيَ مُتَحَيِّرا ثُمَّ رَجَعَ إِلَى نَفْسِهِ فَقَالَ إِنَّ رَبِّي جَلَّ جَلاَلُهُ لاَ يَأْمُرُنِي إِلاَّ بِمَا أُطِيقُ…

امام رضا علیه السّلام فرمود:خدای عزّ و جلّ به پیامبری از پیامبرانش وحی فرمود:هنگامی که صبح از خانه بیرون آمدی نخستین چیزی را که با آن روبرو شدی بخور، و دومین آن را مخفی بدار، و سومی را قبول کن، و چهارمی را ناامید نکن، و از پنجمی بگریز. آن پیامبر هنگام صبح که بیرون آمد با کوه بزرگ و سیاهی روبرو شد، ایستاد و گفت: پروردگارم به من فرمان داده که این را بخورم، او سرگردان ماند، سپس با خود گفت: پروردگارم مرا به کاری که طاقتش را ندارم فرمان ندهد، او به طرف کوه حرکت کرد تا آن را بخورد، هر چه به آن نزدیکتر می شد کوه کوچکتر می گردید، تا وقتی که به آن رسید به اندازۀ لقمه ای شده بود، آن را خورد و بسیار خوشمزه یافت، سپس به راه خود ادامه داد، و در راه طشتی از طلا پیدا کرد، و گفت:پروردگارم به من فرموده که آن…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 653

مَنْ صَامَ مِنْ شَعْبَانَ يَوْماً وَاحِداً اِبْتِغَاءَ ثَوَابِ اَللَّهِ دَخَلَ اَلْجَنَّةَ وَ مَنِ اِسْتَغْفَرَ فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ شَعْبَانَ سَبْعِينَ مَرَّةً حُشِرَ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ فِي زُمْرَةِ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ وَجَبَتْ لَهُ مِنَ اَللَّهِ اَلْكَرَامَةُ وَ مَنْ تَصَدَّقَ فِي شَعْبَانَ بِصَدَقَةٍ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ حَرَّمَ اَللَّهُ جَسَدَهُ عَلَى اَلنَّارِ وَ مَنْ صَامَ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ مِنْ شَعْبَانَ وَ وَصَلَهَا مِنْ صِيَامِ شَهْرِ رَمَضَانَ كَتَبَ اَللَّهُ لَهُ صَوْمَ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ

عباس بن هلال گوید: شنیدم از امام رضا که میفرمود کسی که یک روز از شعبان را بامید پاداش الهی روزه بدارد ببهشت داخل می شود و کسی که در هر روز از شعبان هفتاد مرتبه استغفار کند در روز قیامت در گروه رسول خدا محشور می شود و از طرف خداوند بزرگداشت او واجب میگردد و کسی که در شعبان صدقه ای بدهد اگر چه نیمی از خرما باشد خداوند تن او را بر آتش حرام میکند و کسی که سه روز از شعبان را روزه بدارد و بماه رمضان پیوست نماید خداوند برای او روزه دو ماه پی در پی مینویسد.

الخصال، ج 3، ص 582

قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع إِنِّي أَرْجُو أَنْ تَكُونَ صَاحِبَ هَذَا اَلْأَمْرِ وَ أَنْ يَسُوقَهُ اَللَّهُ إِلَيْكَ بِغَيْرِ سَيْفٍ فَقَدْ بُويِعَ لَكَ وَ ضُرِبَتِ اَلدَّرَاهِمُ بِاسْمِكَ فَقَالَ مَا مِنَّا أَحَدٌ اِخْتَلَفَتْ إِلَيْهِ اَلْكُتُبُ وَ أُشِيرَ إِلَيْهِ بِالْأَصَابِعِ وَ سُئِلَ عَنِ اَلْمَسَائِلِ وَ حُمِلَتْ إِلَيْهِ اَلْأَمْوَالُ إِلاَّ اُغْتِيلَ أَوْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ حَتَّى يَبْعَثَ اَللَّهُ لِهَذَا اَلْأَمْرِ غُلاَماً مِنَّا خَفِيَّ اَلْوِلاَدَةِ وَ اَلْمَنْشَإِ غَيْرَ خَفِيٍّ فِي نَسَبِهِ .

ایوب بن نوح گوید بحضرت رضا علیه السلام عرضکردم: من امیدوارم که شما صاحب الامر باشید، و خدا امر امامت را بدون شمشیر و خونریزی بشما رساند، زیرا برای شما(بولایت عهدی مامون) بیعت گرفته شده و بنام شما سکه زده اند، حضرت فرمود: هیچ کس از ما خاندان نیست که مکاتبات داشته باشد و با انگشت بسویش اشاره کنند و از او مساله بپرسند و اموال برایش برند، جز اینکه یا ترور شود و یا در بستر خود بمیرد(یا با شمشیر کشته شود و یا با زهر)تا زمانی که خدا برای این امر(امامت) کودکی را از ما خاندان مبعوث کند که ولادت و وطن او نهانست ولی نسبت و دودمانش نهان نیست.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 341

قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ عَرَفْتَ اِنْقِطَاعِي إِلَى أَبِيكَ ثُمَّ إِلَيْكَ ثُمَّ حَلَفْتُ لَهُ وَ حَقِّ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ حَقِّ فُلاَنٍ وَ فُلاَنٍ حَتَّى اِنْتَهَيْتُ إِلَيْهِ بِأَنَّهُ لاَ يَخْرُجُ مِنِّي مَا تُخْبِرُنِي بِهِ إِلَى أَحَدٍ مِنَ اَلنَّاسِ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ أَبِيهِ أَ حَيٌّ هُوَ أَوْ مَيِّتٌ فَقَالَ قَدْ وَ اَللَّهِ مَاتَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ شِيعَتَكَ يَرْوُونَ أَنَّ فِيهِ سُنَّةَ أَرْبَعَةِ أَنْبِيَاءَ قَالَ قَدْ وَ اَللَّهِ اَلَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ هَلَكَ قُلْتُ هَلاَكَ غَيْبَةٍ أَوْ هَلاَكَ مَوْتٍ قَالَ هَلاَكَ مَوْتٍ فَقُلْتُ…

ابو جریر قمی گوید: بحضرت ابو الحسن(امام رضا)علیه السلام عرضکردم: قربانت: شما دانسته اید که من از همه بریده و تنها بپدرت و سپس بخودت گرویده ایم، آنگاه برایش سوگند یاد کردم و گفتم: -بحق رسول خدا صلی الله علیه و آله و حق فلان و فلان(علی و حسن و حسین)تا بخودش رسیدم-که آنچه بمن خبر دهی باحدی از مردم نمیگویم و از او در باره پدرش پرسیدم که آیا زنده است یا وفات کرده؟ فرمود: بخدا وفات کرده است، عرضکردم: قربانت، شیعیان شما روایت میکنند که سنت چهار پیغمبر در باره اوست. فرمود: سوگند بخدایی که جز او شایسته پرستشی نیست، پدرم هلاک یافت، عرضکردم: هلاک غیبت یا هلاک مرگ؟ فرمود: هلاک مرگ، عرضکردم: شاید از من تقیه میکنی؟ فرمود: سبحان الله عرضکردم: بشما وصیت کرده است؟ فرمود: آری، عرضکردم: کسی را با شما در وصیت…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 380
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه