وَ حَضَرَ ع يَوْماً مَجْلِسَ اَلْمَأْمُونِ وَ ذُو اَلرِّئَاسَتَيْنِ حَاضِرٌ فَتَذَاكَرُوا اَللَّيْلَ وَ اَلنَّهَارَ وَ أَيُّهُمَا خُلِقَ قَبْلَ صَاحِبِهِ فَسَأَلَ ذُو اَلرِّئَاسَتَيْنِ اَلرِّضَا ع عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ ع لَهُ تُحِبُّ أَنْ أُعْطِيَكَ اَلْجَوَابَ مِنْ كِتَابِ اَللَّهِ أَمْ حِسَابِكَ فَقَالَ أُرِيدُهُ أَوَّلاً مِنَ اَلْحِسَابِ فَقَالَ ع أَ لَيْسَ تَقُولُونَ إِنَّ طَالِعَ اَلدُّنْيَا اَلسَّرَطَانُ وَ إِنَّ اَلْكَوَاكِبَ كَانَتْ فِي أَشْرَافِهَا قَالَ نَعَمْ قَالَ فَزُحَلُ فِي اَلْمِيزَانِ وَ اَلْمُشْتَرِي فِي اَلسَّرَطَانِ وَ اَلْمِرِّيخُ فِي اَلْجَدْيِ وَ اَلزُّهَرَةُ فِي اَلْحُوتِ…
امام رضا علیه السلام روزی در مجلس مامون که ذو الریاستین هم بود، حضور یافت و در باره شب و روز و اینکه کدامین از آن دو پیشتر از دیگری آفریده شده، گفتگو به میان آمد و ذو الریاستین از امام رضا علیه السلام در این مورد پرسید. امام رضا علیه السلام فرمود: دوست داری که از قرآن جواب تو را بدهم یا از محاسبات خودت؟ عرض کرد: نخست می خواهم از حساب و اندازه گیری جوابم دهید. امام علیه السلام فرمود: آیا شما نمی گویید که طالع دنیا، سرطان است و حال آن که ستارگان در برج شرف خود بودند. عرض کرد: آری. امام علیه السلام فرمود: پس زحل در میزان، و مشتری در سرطان، و مریخ در جدی، و زهره در حوت، و قمر در ثور و خورشید در میان آسمان در حمل است و این نباشد جز در روز. عرض کرد: پس، از کتاب پرسش مرا جواب دهید . امام علیه…
دَخَلْنَا عَلَى اَلرِّضَا ع فَقُلْنَا إِنَّا كُنَّا فِي سَعَةٍ مِنَ اَلرِّزْقِ وَ غَضَارَةٍ مِنَ اَلْعَيْشِ فَتَغَيَّرَتِ اَلْحَالُ بَعْضَ اَلتَّغَيُّرِ فَادْعُ اَللَّهَ أَنْ يَرُدَّ ذَلِكَ إِلَيْنَا فَقَالَ ع أَيَّ شَيْ ءٍ تُرِيدُونَ تَكُونُونَ مُلُوكاً أَ يَسُرُّكُمْ أَنْ تَكُونُوا مِثْلَ طَاهِرٍ وَ هَرْثَمَةَ وَ إِنَّكُمْ عَلَى خِلاَفِ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ فَقُلْتُ لاَ وَ اَللَّهِ مَا سَرَّنِي أَنَّ لِيَ اَلدُّنْيَا بِمَا فِيهَا ذَهَباً وَ فِضَّةً وَ إِنِّي عَلَى خِلاَفِ مَا أَنَا عَلَيْهِ فَقَالَ ع إِنَّ اَللَّهَ يَقُولُ اِعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ اَلشَّكُورُ…
احمد بن عمر و حسین بن یزید گفتند: به حضور امام رضا علیه السلام رسیدیم و عرض کردیم: ما دارای روزی بسیار و رفاه و آسایش در زندگی بودیم ولی اینک حال ما کمی دگرگون شده است. از خدا درخواست نما که حال پیشین را به ما بازگرداند. امام علیه السلام فرمود: خواهان چه چیزی هستید؟ می خواهید سلطان باشید؟ آیا خرسند می شوید از اینکه مثل طاهر و هرثمه باشید و بر خلاف مذهبی که دارید باشید؟ عرض کردم: نه، به خدا سوگند که خرسند نیستم که دنیا با همه طلا و نقره اش از آن من باشد ولی مذهبی بر خلاف آنچه اینک دارم، داشته باشم. امام علیه السلام فرمود: همانا خداوند می فرماید: «ای خاندان داود سپاسگزار باشید و از بندگان من، اندکی سپاسگزارند». سبا ، آیه 13 . به خدا نیک گمان باش؛ چرا که هر کس گمانش را به خدا نیک دارد خداوند به…
كُنَّا مَعَ اَلرِّضَا ع بِمَرْوَ فَاجْتَمَعْنَا فِي اَلْجَامِعِ يَوْمَ اَلْجُمُعَةِ فِي بَدْءِ مَقْدَمِنَا فَأَدَارُوا أَمْرَ اَلْإِمَامَةِ وَ ذَكَرُوا كَثْرَةَ اِخْتِلاَفِ اَلنَّاسِ فِيهَا فَدَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي ع فَأَعْلَمْتُهُ خَوْضَ اَلنَّاسِ فِيهِ فَتَبَسَّمَ ع ثُمَّ قَالَ يَا عَبْدَ اَلْعَزِيزِ جَهِلَ اَلْقَوْمُ وَ خُدِعُوا عَنْ آرَائِهِمْ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَقْبِضْ نَبِيَّهُ ص حَتَّى أَكْمَلَ لَهُ اَلدِّينَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ اَلْقُرْآنَ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ ءٍ بَيَّنَ فِيهِ اَلْحَلاَلَ وَ اَلْحَرَامَ وَ اَلْحُدُودَ وَ اَلْأَحْكَامَ وَ جَمِيعَ مَا يَحْتَاجُ…
من پیشوای مردم پس از خود و رساننده از جانب پیش از خود(پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم)میباشم، کسی جز احمد(ص)بر من پیشی ندارد و من و او در یک روشیم، جز اینکه نبوت تنها بنام اوست، و بمن شش فضیلت عطا شده است 1-علم آجال و مرگها 2-علم بلاها 3-علم وصایا(آنچه اوصیا پیغمبران میدانند)4-فصل الخطاب(قرآن یا داوری میان حق و باطل و یا بیان و سخن واضح) 5-و من صاحب کرات(حمله های مشهور میدان جنگ یا عالم بحوادث و وقایع گذشته و آینده)و دولت حاکم بر همه دولتهایم 6-و من صاحب عصا و میسم و جنبنده ای که با مردم سخن گوید میباشم. -حضار مسجد موضوع امامت را مورد بحث قرار داده و اختلاف بسیار مردم را در آن زمینه بازگو میکردند، من خدمت آقایم رفتم و گفتگوی مردم را در بحث امامت بعرضش رسانیدم حضرت(ع)لبخندی زد و فرمود…
عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلاَّدٍ قَالَ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ عَلَيْكُمْ بِالتَّوَاضُعِ وَ اَلشُّكْرِ وَ اَلْحَمْدِ إِنَّهُ كَانَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ رَجُلٌ فَأَتَاهُ فِي مَنَامِهِ مَنْ قَالَ لَهُ إِنَّ لَكَ نِصْفَ عُمُرِكَ سَعَة فَاخْتَرْ أَيَّ اَلنِّصْفَيْنِ شِئْتَ فَقَالَ إِنَّ لِي شَرِيكا فَلَمَّا أَصْبَحَ اَلرَّجُلُ قَالَ لِزَوْجَتِهِ قَدْ أَتَانِي فِي هَذِهِ اَللَّيْلَةِ رَجُلٌ فَأَخْبَرَنِي أَنَّ نِصْفَ عُمُرِي لِي سَعَة فَاخْتَرْ أَيَّ اَلنِّصْفَيْنِ شِئْتَ فَقَالَتْ لَهُ زَوْجَتُهُ اِخْتَرِ اَلنِّصْفَ اَلْأَوَّلَ وَ تَعَجِّلِ الْعَافِيَةَ لَعَلَّ اللَّهَ…
امام رضا علیه السّلام فرمود:از خدا بپرهیزید و فروتن و شکرگزار و ستایش کننده باشید، همانا در قوم بنی اسرائیل مردی زندگی می کرد که شبی شخصی به خوابش آمد و به او گفت: نیمی از عمرت را در وسعت و راحتی خواهی گذراند، اینک هر کدام از نصف را که می خواهی انتخاب کن؛ آن مرد گفت:مرا شریکی است، پس چون صبح شد به همسرش گفت:امشب مردی به خواب من آمد و به من خبر داد که نصف عمرم در آسایش است، و گفت هر یک از دو نصف را که می خواهی انتخاب کن؛ همسرش گفت:نصف اول را اختیار کن، گفت:به خاطر تو همین کار را می کنم.در این هنگام دنیا به او روی آورد، دائما به او نعمت می رسید.همسرش به او گفت:فلان همسایه ات محتاج است به او برس، و می گفت:قوم و خویش تو فلانی است نیازش را بر آور. و به همین حالت بودند و هر چه نعمت به آنها عطا می…
عَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : مَرَّ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ بِرَجُلٍ وَ هُوَ يَدْعُو اَللَّهَ أَنْ يَرْزُقَهُ اَلصَّبْرَ فَقَالَ أَلاَ لاَ تَقُلْ هَذَا وَ لَكِنْ سَلِ اَللَّهَ اَلْعَافِيَةَ وَ اَلشُّكْرَ عَلَى اَلْعَافِيَةِ فَإِنَّ اَلشُّكْرَ عَلَى اَلْعَافِيَةِ خَيْرٌ مِنَ اَلصَّبْرِ عَلَى اَلْبَلاَءِ كَانَ دُعَاءُ اَلنَّبِيِّ اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ اَلْعَافِيَةَ وَ اَلشُّكْرَ عَلَى اَلْعَافِيَةِ فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ .
امام رضا علیه السّلام فرمود:حضرت سجاد علیه السّلام به مردی برخورد که دعا می کرد، خدا به او صبر دهد، حضرت فرمود:این گونه نگو، بلکه از خدا سلامتی و توفیق شکر بر سلامتی بخواه، زیرا شکر بر سلامت بهتر از صبر بر گرفتاری است، پیامبر خدا این گونه دعا می فرمود:«خدایا من از تو سلامت و شکر بر سلامت می طلبم، و سلامت کامل در دنیا و آخرت».
عَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ سُئِلَ عَنْ كَنْزِ اَلْيَتِيمِ مِمَّ كَانَ فَقَالَ كَانَ لَوْحا مِنْ ذَهَبٍ فِيهِ بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ : لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اَللَّهِ عَجِبْتُ لِمَنْ أَيْقَنَ بِالْمَوْتِ كَيْفَ يَفْرَحُ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَيْقَنَ بِالْقَدَرِ كَيْفَ يَحْزَنُ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ رَأَى اَلدُّنْيَا وَ تَقَلُّبَهَا بِأَهْلِهَا كَيْفَ يَرْكَنُ إِلَيْهَا وَ يَنْبَغِي لِمَنْ عَقَلَ عَنِ اَللَّهِ أَنْ لاَ يَسْتَبْطِئَهُ فِي رِزْقِهِ وَ لاَ يَتَّهِمَهُ فِي قَضَائِهِ .
از حضرت رضا علیه السّلام در مورد گنج یتیم که در قرآن آمده سؤال شد، حضرت فرمود:آن گنج لوحی از طلا بود که روی آن نوشته شده بود:«بنام خداوند بخشندۀ مهربان، هیچ خدایی جز اللّٰه نیست، و محمّد پیامبر خداست، در شگفتم از کسی که یقین به مرگ دارد چگونه خوشحالی می کند، و در شگفتم از کسی که یقین به مقدّرات دارد چگونه غمگین می شود، و در شگفتم از کسی که دنیا و دگرگونی آن را نسبت به مردم می بیند چگونه به آن دل بسته»، و سزاوار است کسانی که خدا را درک نموده اند در صورتی که روزی آنان اندکی به تأخیر افتاد ناراحت نشوند، و او را در حکمش متهم نسازند.
مِنْ كِتَابِ عُيُونِ اَلْأَخْبَارِ عَنِ اَلرِّضَا عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ : اَلدُّنْيَا كُلُّهَا جَهْلٌ إِلاَّ مَوَاضِعَ اَلْعِلْمِ وَ اَلْعِلْمُ كُلُّهُ حُجَّةٌ إِلاَّ مَا عُمِلَ بِهِ وَ اَلْعَمَلُ كُلُّهُ رِيَاءٌ إِلاَّ مَا كَانَ مُخْلَصا وَ اَلْإِخْلاَصُ عَلَى خَطَرٍ حَتَّى يَنْظُرَ اَلْعَبْدُ بِمَا يُخْتَمُ لَهُ.
امام رضا علیه السّلام از قول پدر و پدران بزرگوارش از امیر مؤمنان علیه السّلام نقل فرمود:تمامی دنیا به جهل آلوده است، مگر جاهایی که نور علم در آن باشد، و علم فقط یک راهنماست، مگر اینکه به آن عمل شود، و عمل تماما ریاست، مگر اینکه از روی اخلاص باشد، و اخلاص در معرض خطر است، تا آن هنگام که بنده پایان کارش را ببیند.
قَالَ أَحْمَدُ بْنُ عُمَرَ وَ الحُسَینُ بْنُ یزِیدَ: دَخَلْنَا عَلَی الرِّضَا علیه السلام فَقُلْنَا: إنَّا کنَّا فِی سِعَةٍ مَنَ الرِّزْقِ وَ غَضَارَةٍ مِنَ العَیشِ فَتَغَیرَتِ الحَالُ بَعْضَ التَغَیرِ فَادْعُ اللَّهَ أَنْ یرُدَّ ذَلِک إلَینَا؟ فَقَالَ علیه السلام: أی شَی ءٍ تُرِیدُونَ تَکونُونَ مُلُوکاً أیسُّرُکمْ أَنْ تَکونُوا مِثْلَ طَاهِرٍ وَ هَرْثَمَةٍ وَ إنَّکمْ عَلی خِلَافِ مَا أنْتُمْ عَلَیهِ؟ فَقُلْتُ: لاوَ اللَّهِ مَا سَرَّنِی أنَّ لِی الدُّنْیا بِمَا فِیهَا ذَهَباً وَ فِضَّةً وَ إنّی عَلی خِلَافِ مَا أنَا عَلَیهِ. فَقَالَ علیه السلام: إنَّ اللَّهَ یقُولُ: «اعْمَلُوا آلَ داوُود…
احمد بن عمرو حسین بن یزید (از یاران امام رضا علیه السلام) می گویند: خدمت آن حضرت رسیده و عرض کردیم: ما زندگانی وسیع، پر نعمت، شاداب و باطراوتی داشتیم، اوضاع دگرگون شده و کمی تغییر پیدا کرده است، از خدا بخواهید که آن زندگانی وسیع و پر نعمت به ما بازگردد، امام در پاسخ فرمود: چه می خواهید آیا می خواهید مانند ملوک باشید؟ آیا خوشحال می کند شما را این که مانند طاهر و هرثمه باشید در حالی که بر خلاف چیزی باشید که الان هستید (از نعمت ولایت خارج شوید)؟ در جواب گفتند: به خدا سوگند دوست ندارم که تمام دنیا را پر از طلا و نقره کنند و به من بدهند و نعمت ولایت را از من بگیرند. امام فرمود: خداوند می فرماید: «ای آل داوود! شکر (این همه نعمت را) به جا آورید ولی عدّه کمی از بندگان من شکرگزارند».
- طاهر یکی از فرماندهان سپاه مأمون و ظاهراً شیعه بوده که بغداد را فتح کرد و چون مأمون تظاهر به تشیّع میکرد، فرماندهانش را از شیعیان انتخاب میکرد و به او ذوالیمینین گفتهاند چون هر دو دستش قوی و مانند دست راست بود و در یکی از جنگها با دست چپش شخصی را به دو نیم کرد مأمون به او گفت که تو دو دستت دست راست است. هرثمه هم یکی از فرماندهان مأمون در خراسان بود، در مورد او هم گفته شده که شیعه بوده است.
- بحار الأنوار، ج 75، ص 343.
- سوره سبأ، آیه 13.