قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

۲٬۹۴۴ حدیث · صفحه ۶ از ۲۴۶

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ ص سَيِّدَ وُلْدِ آدَمَ فَقَالَ كَانَ وَ اَللَّهِ سَيِّدَ مَنْ خَلَقَ اَللَّهُ وَ مَا بَرَأَ اَللَّهُ بَرِيَّةً خَيْراً مِنْ مُحَمَّدٍ ص .

حسین بن عبد الله گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: رسول خدا صلی الله علیه و آله سرور فرزندان آدم بود؟ فرمود بخدا او سرور مخلوق خدا بود، و خدا هیچ مخلوقی را بهتر از محمد صلی الله- علیه و آله نیافریده.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 440

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع كَيْفَ كُنْتُمْ حَيْثُ كُنْتُمْ فِي اَلْأَظِلَّةِ فَقَالَ يَا مُفَضَّلُ كُنَّا عِنْدَ رَبِّنَا لَيْسَ عِنْدَهُ أَحَدٌ غَيْرُنَا فِي ظُلَّةٍ خَضْرَاءَ نُسَبِّحُهُ وَ نُقَدِّسُهُ وَ نُهَلِّلُهُ وَ نُمَجِّدُهُ وَ مَا مِنْ مَلَكٍ مُقَرَّبٍ وَ لاَ ذِي رُوحٍ غَيْرُنَا حَتَّى بَدَا لَهُ فِي خَلْقِ اَلْأَشْيَاءِ فَخَلَقَ مَا شَاءَ كَيْفَ شَاءَ مِنَ اَلْمَلاَئِكَةِ وَ غَيْرِهِمْ ثُمَّ أَنْهَى عِلْمَ ذَلِكَ إِلَيْنَا .

مفضل گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: آنگاه که در اظله(عالم ارواح یا عالم مثال یا عالم ذر)بودید بچه کیفیت بودید؟ فرمود: نزد پروردگار خود بودیم، کسی جز ما نزد او نبود در سایه سبزی بودیم. و خدا را تسبیح و تقدیس و تهلیل و تمجید میگفتیم، و هیچ فرشته مقرب و جانداری غیر ما نبود، تا آنکه خدا آفرینش چیزها را اراده کرد، پس آنچه خواست، چنان که خواست از ملایکه و غیر آنها آفرید، و سپس علم آن را بما رسانید.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 441

إِنَّا أَوَّلُ أَهْلِ بَيْتٍ نَوَّهَ اَللَّهُ بِأَسْمَائِنَا إِنَّهُ لَمَّا خَلَقَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضَ أَمَرَ مُنَادِياً فَنَادَى أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ ثَلاَثاً أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اَللَّهِ ثَلاَثاً أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ حَقّاً ثَلاَثاً.

امام صادق علیه السلام میفرمود: ما نخستین خاندانی هستیم که خدا نام ما را بلند ساخت، چون خدا آسمانها و زمین را آفرید بمنادیی دستور داد تا فریاد زد: گواهی دهم که شایسته پرستشی جز خدا نیست-سه بار-گواهی دهم که محمد صلی الله علیه و آله رسول خداست-سه بار-گواهی دهم که علی از روی حق امیر مومنانست-سه بار-.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 441

إِنَّ اَللَّهَ كَانَ إِذْ لاَ كَانَ فَخَلَقَ اَلْكَانَ وَ اَلْمَكَانَ وَ خَلَقَ نُورَ اَلْأَنْوَارِ اَلَّذِي نُوِّرَتْ مِنْهُ اَلْأَنْوَارُ وَ أَجْرَى فِيهِ مِنْ نُورِهِ اَلَّذِي نُوِّرَتْ مِنْهُ اَلْأَنْوَارُ وَ هُوَ اَلنُّورُ اَلَّذِي خَلَقَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ عَلِيّاً فَلَمْ يَزَالاَ نُورَيْنِ أَوَّلَيْنِ إِذْ لاَ شَيْ ءَ كُوِّنَ قَبْلَهُمَا فَلَمْ يَزَالاَ يَجْرِيَانِ طَاهِرَيْنِ مُطَهَّرَيْنِ فِي اَلْأَصْلاَبِ اَلطَّاهِرَةِ حَتَّى اِفْتَرَقَا فِي أَطْهَرِ طَاهِرِينَ فِي عَبْدِ اَللَّهِ وَ أَبِي طَالِبٍ ع .

و فرمود: همانا خدا بود و هیچ پدیده یی نبود، سپس پدیده و مکان را آفرید و نور الانوار را آفرید که همه نورها از او نور گرفت و از نور خود که همه نورها از آن نور یافت در آن(نور الانوار)جاری ساخت و آن نوریست که محمد و علی را از آن آفرید، پس محمد و علی دو نور نخستین بودند زیرا پیش از آنها چیزی پدید نیامده بود، و آن دو همواره پاک و پاکیزه در صلبهای پاک جاری بودند تا آنکه در پاکترین آنها یعنی عبد الله و ابو طالب از یک دیگر جدا گشتند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 441

سَأَلَ أَبُو بَصِيرٍ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ أَنَا حَاضِرٌ فَقَالَ جُعِلْتُ فِدَاكَ كَمْ عُرِجَ بِرَسُولِ اَللَّهِ ص فَقَالَ مَرَّتَيْنِ فَأَوْقَفَهُ جَبْرَئِيلُ مَوْقِفاً فَقَالَ لَهُ مَكَانَكَ يَا مُحَمَّدُ فَلَقَدْ وَقَفْتَ مَوْقِفاً مَا وَقَفَهُ مَلَكٌ قَطُّ وَ لاَ نَبِيٌّ إِنَّ رَبَّكَ يُصَلِّي فَقَالَ يَا جَبْرَئِيلُ وَ كَيْفَ يُصَلِّي قَالَ يَقُولُ سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ أَنَا رَبُّ اَلْمَلاَئِكَةِ وَ اَلرُّوحِ سَبَقَتْ رَحْمَتِي غَضَبِي فَقَالَ اَللَّهُمَّ عَفْوَكَ عَفْوَكَ قَالَ وَ كَانَ كَمَا قَالَ اَللَّهُ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى فَقَالَ لَهُ أَبُو بَصِيرٍ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا…

علی بن ابی حمزه گوید: ابو بصیر از امام صادق علیه السلام پرسید و من حاضر بودم عرضکرد: قربانت، پیغمبر صلی الله علیه و آله را چند مرتبه بمعراج بردند؟ فرمود: دو مرتبه، و جبرییل او را در مقامی نگه داشت و گفت: در جایت بایست ای محمد زیرا در جایی ایستاده یی که هرگز هیچ فرشته و پیغمبری در آنجا نایستاده است، همانا پروردگارت در نماز است، فرمود: ای جبرییل چگونه نمازی؟ گفت: میفرماید: سبوح، قدوس، منم پروردگار ملایکه و روح که رحمتم بر غضبم پیشی دارد، پیغمبر(ص) فرمود: بار خدایا در گذشتت را خواهم، در گذشتت را خواهم، امام فرمود: و همچنان بود که خدا فرماید پیغمبر بمقام« / قاب قوسین او ادنی / »رسید-9 سوره 53-. ابو بصیر بحضرت عرضکرد: قربانت، / قاب قوسین او ادنی / چیست؟ فرمود: بمقدار فاصله میان هلالی کمان تا سرش…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 442

فِي خُطْبَةٍ لَهُ خَاصَّةً يَذْكُرُ فِيهَا حَالَ اَلنَّبِيِّ وَ اَلْأَئِمَّةِ ع وَ صِفَاتِهِمْ فَلَمْ يَمْنَعْ رَبَّنَا لِحِلْمِهِ وَ أَنَاتِهِ وَ عَطْفِهِ مَا كَانَ مِنْ عَظِيمِ جُرْمِهِمْ وَ قَبِيحِ أَفْعَالِهِمْ أَنِ اِنْتَجَبَ لَهُمْ أَحَبَّ أَنْبِيَائِهِ إِلَيْهِ وَ أَكْرَمَهُمْ عَلَيْهِ مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اَللَّهِ ع فِي حَوْمَةِ اَلْعِزِّ مَوْلِدُهُ وَ فِي دَوْمَةِ اَلْكَرَمِ مَحْتِدُهُ غَيْرَ مَشُوبٍ حَسَبُهُ وَ لاَ مَمْزُوجٍ نَسَبُهُ وَ لاَ مَجْهُولٍ عِنْدَ أَهْلِ اَلْعِلْمِ صِفَتُهُ بَشَّرَتْ بِهِ اَلْأَنْبِيَاءُ فِي كُتُبِهَا وَ نَطَقَتْ بِهِ اَلْعُلَمَاءُ بِنَعْتِهَا وَ…

امام صادق علیه السلام در خطبه ای که بذکر حال و صفات پیغمبر و ایمه علیهم السلام اختصاص داده میفرماید: آن بردباری و وقار و مهربانی که خدا داشت، گناهان بزرگ و کارهای زشت مردم، او را مانع نشد که برای آنها برگزیند دوست ترین و شریفترین پیغمبرانش را، یعنی محمد بن عبد الله(ص)را که در حریم عرت تولد یافته، و در خاندان شرافت اقامت گزیده، حسبش ناآمیخته و نسبش آلوده نگشته بود، صفاتش بر دانشمندان نامعلوم نبود، پیغمبران در کتب خود بوجودش مژده داده، و صفاتش را دانشمندان بیان کرده و حکیمان در وصفش اندیشیده بودند، پاکیزه اخلاقی بود بی نظیر، هاشمی نسبی بی مانند، مکی وطنی بی همطراز. حیا صفت او بود و سخاوت طبیعتش، بر متانت ها و اخلاق نبوت سرشته شده و اوصاف و خویشتن داری های رسالت بر او مهر شده بود. تا آنگاه که…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 444

كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ ص إِذَا رُئِيَ فِي اَللَّيْلَةِ اَلظَّلْمَاءِ رُئِيَ لَهُ نُورٌ كَأَنَّهُ شِقَّةُ قَمَرٍ .

امام صادق علیه السلام فرمود: هر گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله در شب تار دیدار میشد نوری مانند پاره ماه از او بچشم میخورد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 446

نَزَلَ جَبْرَئِيلُ ع عَلَى اَلنَّبِيِّ ص فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ رَبَّكَ يُقْرِئُكَ اَلسَّلاَمَ وَ يَقُولُ إِنِّي قَدْ حَرَّمْتُ اَلنَّارَ عَلَى صُلْبٍ أَنْزَلَكَ وَ بَطْنٍ حَمَلَكَ وَ حَجْرٍ كَفَلَكَ فَالصُّلْبُ صُلْبُ أَبِيكَ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ وَ اَلْبَطْنُ اَلَّذِي حَمَلَكَ فَآمِنَةُ بِنْتُ وَهْبٍ وَ أَمَّا حَجْرٌ كَفَلَكَ فَحَجْرُ أَبِي طَالِبٍ .

و فرمود: جبرییل علیه السلام بر پیغمبر نازل شد و گفت: ای محمد پروردگارت بتو سلام میرساند و میفرماید: من آتش دوزخ را حرام کردم بر پشتی که ترا فرود آورد، و شکمی که بتو آبستن شد، و دامانی که ترا پرورید: آن پشت، پشت عبد الله بن عبد المطلب است، و شکمی که بتو آبستن شد، آمنه بنت وهب، و اما دامانی که ترا پرورید، دامان ابی طالب-

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 446

يُحْشَرُ عَبْدُ اَلْمُطَّلِبِ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ أُمَّةً وَاحِدَةً عَلَيْهِ سِيمَاءُ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ هَيْبَةُ اَلْمُلُوكِ.

و فرمود: عبد المطلب روز قیامت بعنوان یک امت محشور شود و سیمای پیغمبران و هیبت سلاطین داشته باشد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 446

إِنَّ عَبْدَ اَلْمُطَّلِبِ أَوَّلُ مَنْ قَالَ بِالْبَدَاءِ يُبْعَثُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ أُمَّةً وَحْدَهُ عَلَيْهِ بَهَاءُ اَلْمُلُوكِ وَ سِيمَاءُ اَلْأَنْبِيَاءِ.

و فرمود: عبد المطلب نخستین کسی است که(از میان فرزندان اسماعیل)ببدا معتقد بود، او روز قیامت بعنوان یک امت مبعوث شود و رونق سلاطین و سیمای پیغمبران داشته باشد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 447

يُبْعَثُ عَبْدُ اَلْمُطَّلِبِ أُمَّةً وَحْدَهُ عَلَيْهِ بَهَاءُ اَلْمُلُوكِ وَ سِيمَاءُ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ أَوَّلُ مَنْ قَالَ بِالْبَدَاءِ قَالَ وَ كَانَ عَبْدُ اَلْمُطَّلِبِ أَرْسَلَ رَسُولَ اَللَّهِ ص إِلَى رُعَاتِهِ فِي إِبِلٍ قَدْ نَدَّتْ لَهُ فَجَمَعَهَا فَأَبْطَأَ عَلَيْهِ فَأَخَذَ بِحَلْقَةِ بَابِ اَلْكَعْبَةِ وَ جَعَلَ يَقُولُ يَا رَبِّ أَ تُهْلِكُ آلَكَ إِنْ تَفْعَلْ فَأَمْرٌ مَا بَدَا لَكَ فَجَاءَ رَسُولُ اَللَّهِ ص بِالْإِبِلِ وَ قَدْ وَجَّهَ عَبْدُ اَلْمُطَّلِبِ فِي كُلِّ طَرِيقٍ وَ فِي كُلِّ شِعْبٍ فِي طَلَبِهِ وَ جَعَلَ يَصِيحُ يَا رَبِّ أَ تُهْلِكُ آلَكَ إِنْ…

و فرمود: عبد المطلب بتنهایی یک امت مبعوث شود، و رونق سلاطین و هییت پیغمبران داشته باشد، و این بجهت آنست که او نخستین معتقد ببدا بود. و فرمود: عبد المطلب رسول خدا صلی الله علیه و آله را بسوی ساربانانش فرستاد تا شتران فرار کرده را گرد آورد. حضرت دیر کرد، عبد المطلب حلقه در خانه کعبه را گرفت و میگفت: «پروردگارا اهل خود را هلاک میکنی؟ اگر چنین کنی امری از جانب تو ظاهر گشته است»(زیرا من در کتب و اخبار پیغمبران گذشته خوانده ام که این نوه من پیغمبر خواهد شد، اگر در کودکی بمیرد، معلوم می شود برای خدا بدا حاصل شده است)سپس پیغمبر صلی الله علیه و آله شترها را آورد و عبد المطلب در هر جاده و دره یی کسی را بجستجوی پیغمبر فرستاد و فریاد میزد: «پروردگارا اهل خود را هلاک میکنی؟ اگر چنین کنی برای تو بدا حاصل…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 447

لَمَّا أَنْ وَجَّهَ صَاحِبُ اَلْحَبَشَةِ بِالْخَيْلِ وَ مَعَهُمُ اَلْفِيلُ لِيَهْدِمَ اَلْبَيْتَ مَرُّوا بِإِبِلٍ لِعَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ فَسَاقُوهَا فَبَلَغَ ذَلِكَ عَبْدَ اَلْمُطَّلِبِ فَأَتَى صَاحِبَ اَلْحَبَشَةِ فَدَخَلَ اَلْآذِنُ فَقَالَ هَذَا عَبْدُ اَلْمُطَّلِبِ بْنُ هَاشِمٍ قَالَ وَ مَا يَشَاءُ قَالَ اَلتَّرْجُمَانُ جَاءَ فِي إِبِلٍ لَهُ سَاقُوهَا يَسْأَلُكَ رَدَّهَا فَقَالَ مَلِكُ اَلْحَبَشَةِ لِأَصْحَابِهِ هَذَا رَئِيسُ قَوْمٍ وَ زَعِيمُهُمْ جِئْتُ إِلَى بَيْتِهِ اَلَّذِي يَعْبُدُهُ لِأَهْدِمَهُ وَ هُوَ يَسْأَلُنِي إِطْلاَقَ إِبِلِهِ أَمَا لَوْ سَأَلَنِيَ اَلْإِمْسَاكَ عَنْ هَدْمِهِ…

امام صادق علیه السلام فرمود: چون امیر حبشه لشکر خود را همراه پیلان بسوی مکه فرستاد تا خانه کعبه را خراب کند، بشتران عبد المطلب برخوردند و آنها را پیش راندند، این خبر بعبد المطلب رسید. او نزد امیر حبشه آمد. دربان امیر در آمد و گفت: این عبد المطلب بن هاشم است، گفت: چه میخواهد؟ مترجم گفت: آمده است و تقاضا دارد که شترانی را که لشکر تو برده اند باو برگردانی، پادشاه حبشه باصحابش گفت: -این مرد رییس و پیشوای قومی است که من برای خراب کردن خانه ای که عبادتش میکنند آمده ام، و او رها کردن شترانش را از من میخواهد، اگر او دست بازداشتن از خراب کردن کعبه را از من میخواست. میپذیرفتم، شترانش را باو برگردانید، عبد المطلب بمترجمش گفت: سلطان بتو چه گفت؟ مترجم باو گزارش داد، عبد المطلب گفت: من صاحب شتر هستم و…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 447
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه