إذا أرادَ أَحَدُکم أَن یستَجابَ لَهُ فَلیطَیب کسبَهُ وَلیخرُج مِن مَظالِمِ النّاسِ، وَ إِنَّ اللّه لا یرفَعُ إِلَیهِ دُعاء عَبدٍ وَ فی بَطنِهِ حَرامٌ أَو عِندَهُ مَظلَمَةٌ لأِحَدٍ مِن خَلقِهِ
هر کس بخواهد دعایش مستجاب شود، باید کسب خود را حلال کند و حق مردم را بپردازد. دعای هیچ بنده ای که مال حرام در شکمش باشد یا حق کسی بر گردنش باشد، به درگاه خدا بالا نمی رود.
لَستُ اُحِبُّ أن أریَ الشّابَّ مِنکُم إلّا غادِیاً فی حالَینِ: إمّا عالِماً أو مُتَعَلِّماًی
دوست ندارم جوانی از شما را جز بر دو گونه ببینم: دانشمند یا دانشجوی
إِحْذِرُوا أَهْوَائَکمْ کمَا تَحْذَرُونَ أَعْدَائَکمْ فَلَیسَ شَی ءٌ أَعْدَی لِلرِّجَالِ مِنْ اتّبَاعِ أَهْوَائِهِمْ وَ حَصَائِدِ أَلْسِنَتِهِمْ
از هوای نفس بپرهیزید همان گونه که از دشمنانتان می پرهیزید، چیزی برای افراد با شخصیت دشمن تراز پیروی هوای نفس و درو شده های زبان نیست.
- بحار الأنوار، ج 67، ص 82.
ثَلَاثَةٌ تَدُلُّ عَلَی کرَمِ الْمَرْءِ: حُسْنُ الْخُلْقِ وَ کظْمُ الغَیظِ وَ غَضُّ البَصَرِ
سه چیز نشانه شخصیت انسان است: حسن خلق، فرو بردن خشم و چشم پوشی کردن.
- بحار الأنوار، ج 75، ص 232.
أرْبَعٌ مَنْ کنَّ فِیهِ کانَ مُؤمِناً وَ إنْ کانَ مَنْ قَرْنِهِ إلی قَدَمِهِ ذُنُوباً: الصِّدْقُ وَالْحَیاءُ وَ حُسْنُ الخُلْقِ وَ الشُّکرُ
چهار چیز است که اگر در هر کس باشد مؤمن است اگر چه از فرق سر تا پاها غرق در گناه باشد: راستگویی، حیا، حسن خلق و شکر.
- بحار الأنوار، ج 75، ص 253.
إنَّ أحَقَّ النَّاسِ بِالْوَرَعِ آلُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ شِیعَتُهُمْ کی تَقْتَدِی الرَّعِیةُ بِهِمْ.
سزاوارترین مردم به ورع و تقوا، آل پیامبر صلی الله علیه و آله و شیعیان آنها هستند، تا سایر مردم به آنها اقتدا کنند.
- بحارالأنوار، ج 65، ص 166.
... عَنْ مُحَمَّدِ بنِ سُلَیمَان، عَنْ أَبِیهِ قَالَ: کنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: إِذَا دَخَلَ عَلَیهِ أَبُوبَصِیرٍ... فَقَالَ: یا أَبَامُحَمَّدٍ لَقَدْ ذَکرَکمُ اللَّهُ فِی کتَابِهِ فَقَالَ: «انَّ عِبَادِی لَیسَ لَک عَلَیهِمْ سُلْطَانٌ» وَاللَّهِ مَا أرَادَ بِهَذَا إِلَّا الأَئِمَّةَ علیهم السلام وَشِیعَتَهُمْ، فَهَلْ سَرَرْتُک یا أَبَامُحَمَّدٍ؟ قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاک زِدْنِی...
محمّد بن سلیمان از پدرش نقل می کند که گفت: نزد امام صادق علیه السلام بودم که ابوبصیر وارد مجلس شد (در حالی که نفس نفس می زد نشست. امام رو به او کرد و فرمود:
ناراحتی؟ عرض کرد پیر و ناتوان شده ام و تنفّس برای من سخت شده و در آستانه رفتن هستم، ولی از همه بدتر نگران بعد از مرگ هستم و نمی دانم سرنوشت من چیست؟ امام فرمود: چرا این حرف را می زنی که افتخار تشیع هستی، سپس امام فضایل و افتخارات شیعه را بیان کردند و هر فصلی را که امام می فرمود، می گفت: آیا این مطلب تو را خوشحال کرد و ابوبصیر می گفت: بله قربانت گردم بازهم برایم بگو...)
حضرت فرمود: ای ابوبصیر خداوند در قرآن به شما شیعیان اشاره کرده و فرموده «شیطان نمی تواند سلطه ای بر بندگان من پیدا کند»، به خدا قسم که خداوند اراده نکرده از بندگان مگر…
- سوره حجر، آیه 42.
- بحارالأنوار، ج 65، ص 51.
...عَنْ سُلَیمانِ بنِ مَهْرانَ قالَ: دَخَلْتُ عَلَی الصادِقِ جَعْفَرِبْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ مِنَ الشِّیعَةِ وَ هُوَ یقُولُ: مَعَاشِرَ الشِّیعَةِ کونُوا لَنَا زَیناً وَلَا تَکونُوا عَلَینَا شَیناً قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَکمْ وَ کفُّوهَا عَنِ الفُضُولِ وَ قُبْحِ القُولِ
سلیمان بن مهران می گوید: بر امام صادق علیه السلام وارد شدم و عدّه ای از شیعیان نزد او بودند و او در حال گفتن این مطلب بود: ای شیعیان ما آبرو و زینت ما باشید و باعث ننگ و بی آبرویی ما نباشید، با مردم خوب صحبت کنید، زبانتان را حفظ کنید و از حرف های اضافی و زشت بپرهیزید.
- بحارالأنوار، ج 65، ص 151.
إِمْتَحِنُوا شِیعَتَنَا عِنْدَ مَوَاقِیتِ الصَّلاةِ کیفَ مُحَافَظَتُهُمْ عَلَیهَا و إِلَی أَسْرَارِنا کیفَ حِفْظُهُمْ لَهَا عِنْدَ عَدُوِّنَا وَإِلَی أَمْوَالِهِمْ کیفَ مُوَاسَاتُهُمْ لِإِخْوَانِهِمْ فِیها
شیعیانِ ما را به اوقات نماز امتحان کنید که چگونه به آن اهمیت می دهند، و این که چگونه اسرار و مقامات ما را در نزد دشمنان بازگو نمی کنند و همچنین با اموالشان امتحان کنید که چگونه به دیگر برادرانشان کمک می کنند. [i]
- [i] بحار الأنوار، ج 65، ص 149.
اَلبَرَکةُ مِن قَبرِ الحُسَینِ بنِ عَلی علیه السلام عَشَرَةُ اَمیالٍ؛
تا ده میل اطراف قبر حسین بن علی علیه السلام برکت است.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ أَنَّهُ قَالَ فِي حَدِيثٍ: أَنَّ سَبْعِينَ رَجُلًا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ رَفَضُوا فِرْعَوْنَ وَ قَوْمَهُ، فَلَحِقُوا بِمُوسَى فَسُمُّوا فِي عَسْكَرِ فِرْعَوْنَ الرَّافِضَةَ، لِأَنَّهُمْ رَفَضُوا فِرْعَوْنَ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى أَنْ أَثْبِتْ لَهُمْ هَذَا الِاسْمَ فِي التَّوْرَاةِ فَإِنِّي قَدْ سَمَّيْتُهُمْ بِهِ، وَ نَحَلْتُهُمْ إِيَّاهُ، ثُمَّ ذَخَرَ اللَّهُ لَكُمْ هَذَا الِاسْمَ حَتَّى نَحَلَكُمُوهُ.
امام صادق علیه السلام ضمن بیان حدیثی فرمود: هفتاد نفر از بنی اسرائیل که در ارتش فرعون خدمت می کردند، فرعون و ارتشش را ترک کرده به حضرت موسی ملحق شدند. در ارتش فرعون نام آنها را رافضی گذارند (یعنی طرد شده). پس خداوند به موسی وحی فرمود: تو همین نام را در تورات برای این عده ضبط کن. چون من هم آنها را به این نام نامیدم (یعنی آنها فرعون را از خدایی طرد نمودند) و خداوند این نام را برای آن هفتاد نفر یادگار گذاشت.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ قَالَ الْمَشْطُ فَإِنَّ الْمَشْطَ يَجْلِبُ الرِّزْقَ وَ يُحَسِّنُ الشَّعْرَ وَ يُنْجِزُ الْحَاجَةَ وَ يَزِيدُ فِي مَاءِ الصُّلْبِ وَ يَقْطَعُ الْبَلْغَمَ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُسَرِّحُ تَحْتَ لِحْيَتِهِ أَرْبَعِينَ مَرَّةً وَ مِنْ فَوْقِهَا سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ يَقُولُ إِنَّهُ يَزِيدُ فِي الذِّهْنِ وَ يَقْطَعُ الْبَلْغَمَ.
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه « خُذُوا زِینَتَکمْ عِنْدَ کلِّ مَسْجِدٍ » فرمود: «مراد، شانه زدن است؛ شانه زدن جلب روزی می کند و موی را نیکو می سازد و حاجت را روا می دارد، و بر قوت مردانگی می افزاید و بلغم را بر طرف می سازد. رسول خدا صلی الله علیه و آله محاسن خود را از طرف پایین چهل بار شانه می زد و از بالا هفت بار و می فرمود: شانه زدن هوش انسان را زیاد می کند و بلغم را از بین می برد»