قُلْتُ لَهُ بِمَ يُعْرَفُ اَلنَّاجِي قَالَ مَنْ كَانَ فِعْلُهُ لِقَوْلِهِ مُوَافِقاً فَأَثْبَتَ لَهُ اَلشَّهَادَةَ وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ فِعْلُهُ لِقَوْلِهِ مُوَافِقاً فَإِنَّمَا ذَلِكَ مُسْتَوْدَعٌ .
مفضل گوید: بامام صادق علیه السلام عرض کردم اهل نجات بچه علامت شناخته شود؟ فرمود آنکه کردارش موافق گفتارش باشد، گواهی بنجاتش حتمی است یا گواهی بنجاتش را منتشر کن و کسی که کردارش موافق گفتارش نباشد دینش متزلزل است.
مَنْ أَرَادَ اَلْحَدِيثَ لِمَنْفَعَةِ اَلدُّنْيَا لَمْ يَكُنْ لَهُ فِي اَلْآخِرَةِ نَصِيبٌ وَ مَنْ أَرَادَ بِهِ خَيْرَ اَلْآخِرَةِ أَعْطَاهُ اَللَّهُ خَيْرَ اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ .
امام صادق علیه السلام فرمود کسی که حدیث ما را برای سود دنیا خواهد در آخرت بهره یی ندارد و هر که آن را برای خیر آخرت جوید خداوند خیر دنیا و آخرت باو عطا فرماید.
مَنْ أَرَادَ اَلْحَدِيثَ لِمَنْفَعَةِ اَلدُّنْيَا لَمْ يَكُنْ لَهُ فِي اَلْآخِرَةِ نَصِيبٌ.
و فرمود: هر که حدیث را برای سود دنیا خواهد در آخرت بهره یی ندارد.
إِذَا رَأَيْتُمُ اَلْعَالِمَ مُحِبّاً لِدُنْيَاهُ فَاتَّهِمُوهُ عَلَى دِينِكُمْ فَإِنَّ كُلَّ مُحِبٍّ لِشَيْ ءٍ يَحُوطُ مَا أَحَبَّ وَ قَالَ ص أَوْحَى اَللَّهُ إِلَى دَاوُدَ ع لاَ تَجْعَلْ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ عَالِماً مَفْتُوناً بِالدُّنْيَا فَيَصُدَّكَ عَنْ طَرِيقِ مَحَبَّتِي فَإِنَّ أُولَئِكَ قُطَّاعُ طَرِيقِ عِبَادِيَ اَلْمُرِيدِينَ إِنَّ أَدْنَى مَا أَنَا صَانِعٌ بِهِمْ أَنْ أَنْزِعَ حَلاَوَةَ مُنَاجَاتِي عَنْ قُلُوبِهِمْ .
و فرمود: چون عالم را دنیا دوست دیدید او را نسبت بدینتان متهم دانید(بدانید دینداریش حقیقی نیست)زیرا دوست هر چیزی گرد محبوبش میگردد، و فرمود خدا بداود وحی فرمود که: میان من و خودت عالم فریفته دنیا را واسطه قرار مده که ترا از راه دوستیم بگرداند زیرا که ایشان راهزنان بندگان جویای منند، همانا کمتر کاری که با ایشان کنم اینست که شیرینی مناجاتم را از دلشان برکنم.
يَا حَفْصُ يُغْفَرُ لِلْجَاهِلِ سَبْعُونَ ذَنْباً قَبْلَ أَنْ يُغْفَرَ لِلْعَالِمِ ذَنْبٌ وَاحِدٌ .
امام صادق علیه السلام بحفص بن غیاث فرمود: ای حفص هفتاد گناه جاهل آمرزیده شود پیش از آنکه یک گناه عالم آمرزیده شود.
قَالَ عِيسَى اِبْنُ مَرْيَمَ عَلَى نَبِيِّنَا وَ آلِهِ وَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَيْلٌ لِلْعُلَمَاءِ اَلسَّوْءِ كَيْفَ تَلَظَّى عَلَيْهِمُ اَلنَّارُ .
و حضرت صادق علیه السلام فرمود: عیسی بن مریم علیه السلام-فرمود: وای بر علما بد که چگونه آتش دوزخ بر آنها زبانه کشد.
إِذَا بَلَغَتِ اَلنَّفْسُ هَاهُنَا وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى حَلْقِهِ لَمْ يَكُنْ لِلْعَالِمِ تَوْبَةٌ ثُمَّ قَرَأَ إِنَّمَا اَلتَّوْبَةُ عَلَى اَللّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ اَلسُّوءَ بِجَهالَةٍ .
و حضرت صادق علیه السلام فرمود، چون جان باینجا رسد-با دست بگلویش اشاره کرد-برای عالم توبه ای نیست سپس این آیه را قرایت فرمود(17 سوره 4)قبول توبه بر خدا فقط نسبت بکسانی است که از روی نادانی بدی میکنند.
فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَكُبْكِبُوا فِيها هُمْ وَ اَلْغاوُونَ َالَ هُمْ قَوْمٌ وَصَفُوا عَدْلاً بِأَلْسِنَتِهِمْ ثُمَّ خَالَفُوهُ إِلَى غَيْرِهِ .
امام باقر علیه السلام راجع بگفتار خدای عز و جل(94 سوره 26) گمراه کنندگان و گمراه شدگان بدوزخ سرنگون گردند میفرماید: ایشان گروهی باشند که عدالت را بزبان بستایند(ولی در مقام عمل) مخالفت نموده بستم گرایند عادل را ستایند و بظالم گرایند .
طَلَبَةُ اَلْعِلْمِ ثَلاَثَةٌ فَاعْرِفْهُمْ بِأَعْيَانِهِمْ وَ صِفَاتِهِمْ صِنْفٌ يَطْلُبُهُ لِلْجَهْلِ وَ اَلْمِرَاءِ وَ صِنْفٌ يَطْلُبُهُ لِلاِسْتِطَالَةِ وَ اَلْخَتْلِ وَ صِنْفٌ يَطْلُبُهُ لِلْفِقْهِ وَ اَلْعَقْلِ فَصَاحِبُ اَلْجَهْلِ وَ اَلْمِرَاءِ مُوذٍ مُمَارٍ مُتَعَرِّضٌ لِلْمَقَالِ فِي أَنْدِيَةِ اَلرِّجَالِ بِتَذَاكُرِ اَلْعِلْمِ وَ صِفَةِ اَلْحِلْمِ قَدْ تَسَرْبَلَ بِالْخُشُوعِ وَ تَخَلَّى مِنَ اَلْوَرَعِ فَدَقَّ اَللَّهُ مِنْ هَذَا خَيْشُومَهُ وَ قَطَعَ مِنْهُ حَيْزُومَهُ وَ صَاحِبُ اَلاِسْتِطَالَةِ وَ اَلْخَتْلِ ذُو خِبٍّ وَ مَلَقٍ يَسْتَطِيلُ عَلَى مِثْلِهِ مِنْ أَشْبَاهِهِ وَ…
امام صادق علیه السلام فرمود: دانشجویان سه دسته اند، ایشان را و صفاتشان را بشناسید: دسته ای دانش را برای نادانی و ستیزه جویند، و دسته ای برای بلندی جستن و فریفتن جویند، و دسته ای برای فهمیدن و خردورزیدن جویند، یار نادانی و ستیزه(اولی)مردم آزار و ستیزه گر است و در مجالس مردان سخنرانی میکند، از علم یاد میکند و حلم را میستاید بفروتنی تظاهر میکند ولی از پرهیزکاری تهی است خدا از این جهت بینیش را بکوبد و کمرش را جدا کند و یار بلندی جستن و فریفتن(دومی) نیرنگ باز و چاپلوس است و بر همدوشان خود گردن فرازی کند و برای ثروتمندان پست تر از خود کوچکی نماید، حلوای آنها را بخورد و دین خود را بشکند خدا او را بر این روش بی نام و نشان کند و اثرش را از میان آثار علما قطع نماید. و یار فهم و خرد(سومی)افسرده و غمگین…
إِنَّ رُوَاةَ اَلْكِتَابِ كَثِيرٌ وَ إِنَّ رُعَاتَهُ قَلِيلٌ وَ كَمْ مِنْ مُسْتَنْصِحٍ لِلْحَدِيثِ مُسْتَغِشُّ لِلْكِتَابِ فَالْعُلَمَاءُ يَحْزُنُهُمْ تَرْكُ اَلرِّعَايَةِ وَ اَلْجُهَّالُ يَحْزُنُهُمْ حِفْظُ اَلرِّوَايَةِ فَرَاعٍ يَرْعَى حَيَاتَهُ وَ رَاعٍ يَرْعَى هَلَكَتَهُ فَعِنْدَ ذَلِكَ اِخْتَلَفَ اَلرَّاعِيَانِ وَ تَغَايَرَ اَلْفَرِيقَانِ .
امام صادق علیه السلام فرمود: همانا روایت کنندگان قرآن بسیارند و رعایت کنندگانش کم چه بسا مردمی که نسبت بحدیث خیرخواه و نسبت بقرآن خیانتگرند، علما از رعایت نکردن غمگینند و جاهلان از حفظ روایت(از اینکه نتوانند روایت را حفظ کنند غمگینند)، یکی در پی حفظ حیات خود است و دیگری در پی هلاکت خویش، در اینجاست که دو دسته رعایت کننده اختلاف پیدا میکنند و از هم جدا میشوند(در صورتی که بحسب ظاهر و در نظر مردم جاهل هر دو دسته ستایش شوند).
مَنْ حَفِظَ مِنْ أَحَادِيثِنَا أَرْبَعِينَ حَدِيثاً بَعَثَهُ اَللَّهُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ عَالِماً فَقِيهاً .
و فرمود: کسی که چهل حدیث از احادیث ما را حفظ کند خدا او را روز قیامت عالم و فقیه مبعوث کند.
أَنَّهُ عَرَضَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع بَعْضَ خُطَبِ أَبِيهِ حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَوْضِعاً مِنْهَا قَالَ لَهُ كُفَّ وَ اُسْكُتْ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع لاَ يَسَعُكُمْ فِيمَا يَنْزِلُ بِكُمْ مِمَّا لاَ تَعْلَمُونَ إِلاَّ اَلْكَفُّ عَنْهُ وَ اَلتَّثَبُّتُ وَ اَلرَّدُّ إِلَى أَئِمَّةِ اَلْهُدَى حَتَّى يَحْمِلُوكُمْ فِيهِ عَلَى اَلْقَصْدِ وَ يَجْلُوا عَنْكُمْ فِيهِ اَلْعَمَى وَ يُعَرِّفُوكُمْ فِيهِ اَلْحَقَّ قَالَ اَللَّهُ تَعَالَى فَسْئَلُوا أَهْلَ اَلذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ .
ابن طیار بر حضرت صادق بعضی از سخنرانیهای پدرش علیهما السلام را عرضه کرد تا بجمله ای از آن رسید فرمود: بایست و ساکت باش. سپس فرمود: در اموری که با آن مواجه میشوید و حکمش را نمیدانید وظیفه ای جز بازایستادن و درنگ کردن و ارجاع دادن آن را بایمه هدی علیه السلام ندارید، تا ایشان شما را بر اعتدال راه راست یا هدفتان وادارند و گمراهی را از شما بردارند و حق را بشما بفهمانند خدای تعالی فرموده(42 سوره 16)اگر نمیدانید از اهل قرآن بپرسید.