فِي اَلْمَائِدَةِ اِثْنَتَا عَشْرَةَ خَصْلَةً يَجِبُ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ أَنْ يَعْرِفَهَا أَرْبَعٌ مِنْهَا فَرْضٌ وَ أَرْبَعٌ مِنْهَا سُنَّةٌ وَ أَرْبَعٌ مِنْهَا تَأْدِيبٌ فَأَمَّا اَلْفَرْضُ فَالْمَعْرِفَةُ وَ اَلرِّضَا وَ اَلتَّسْمِيَةُ وَ اَلشُّكْرُ وَ أَمَّا اَلسُّنَّةُ فَالْوُضُوءُ قَبْلَ اَلطَّعَامِ وَ اَلْجُلُوسُ عَلَى اَلْجَانِبِ اَلْأَيْسَرِ وَ اَلْأَكْلُ بِثَلاَثِ أَصَابِعَ وَ لَعْقُ اَلْأَصَابِعِ وَ أَمَّا اَلتَّأْدِيبُ فَالْأَكْلُ مِمَّا يَلِيكَ وَ تَصْغِيرُ اَللُّقْمَةِ وَ اَلْمَضْغُ اَلشَّدِيدُ وَ قِلَّةُ اَلنَّظَرِ فِي وُجُوهِ اَلنَّاسِ.
امام حسن علیه السلام فرمود: در سفره دوازده خاصیت است که بر هر فرد مسلمان لازم است که آنها را بشناسد شناسایی چهار خاصیت واجب است و چهار خاصیت مستحب و چهار دیگر از ادب اما واجب معرفت است(که نعمت دهنده را بشناسد)و راضی بودن به نعمتی که عطا فرموده است و بنام خدا شروع کردن و سپاسگزاری نمودن و اما مستحب پیش از خوراک دست شستن و بران چپ نشستن و با سه انگشت غذا خوردن و انگشتان را لیسیدن است و اما ادب سفره، خوردن از آنچه در جلو تو است (و بجای دیگر سفره دست درازی نکردن)و لقمه را کوچک برداشتن و لقمه را کاملا جویدن و بروی دیگران کمتر نگاه کردن.
إِنَّ مَلِكَ اَلرُّومِ سَأَلَهُ فِيمَا سَأَلَهُ عَنْ سَبْعَةِ أَشْيَاءَ خَلَقَهَا اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ تَخْرُجْ مِنْ رَحِمٍ فَقَالَ آدَمُ وَ حَوَّاءُ وَ كَبْشُ إِبْرَاهِيمَ وَ نَاقَةُ صَالِحٍ وَ حَيَّةُ اَلْجَنَّةِ وَ اَلْغُرَابُ اَلَّذِي بَعَثَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَبْحَثُ فِي اَلْأَرْضِ وَ إِبْلِيسُ لَعَنَهُ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى .
امام حسن(ع)ضمن حدیث مفصلی که امام حسن را با پادشاه روم است فرمود: از جمله سوالات اش از حضرت این بود که پرسید از هفت چیز(جاندار)یکه خدای عز و جل آنها را آفریده و از 202 - 3 شکم مادر بیرون نیامده اند فرمود: آنان آدم است و حوا و گوسفند قربانی حضرت ابراهیم و ناقه حضرت صالح و مار بهشت و کلاغی که خدای عز و جل فرستادش تا زمین را بکند(و دفن نمودن هابیل را بقابیل بیاموزد)و ابلیس لعین. (خداوند اسلام را بهفت سهم قرار داده است)
سَمِعْتُ اَلْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ ع يَقُولُ لِرَجُلٍ فِي دَارِهِ يَا أَبَا هَارُونَ مَنْ صَامَ عَشَرَةَ أَشْهُرِ رَمَضَانَ مُتَوَالِيَاتٍ دَخَلَ اَلْجَنَّةَ .
محمد بن حسین کرخی گوید: شنیدم امام حسن عسگری در خانه خود بمردی میفرمود: ای ابا هرون کسی که ده ماه رمضان پی در پی(ده سال)روزه بگیرد ببهشت میرود.
كُنَّا عِنْدَ مُعَاوِيَةَ أَنَا وَ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَيْنُ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ عَبَّاسٍ وَ عُمَرُ بْنُ أَبِي سَلَمَةَ وَ أُسَامَةُ بْنُ زَيْدٍ فَجَرَى بَيْنِي وَ بَيْنَ مُعَاوِيَةَ كَلاَمٌ فَقُلْتُ لِمُعَاوِيَةَ سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ ص يَقُولُ أَنَا أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ثُمَّ أَخِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طالب ع أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَإِذَا اُسْتُشْهِدَ عَلِيٌّ فَالْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ثُمَّ اِبْنُهُ اَلْحُسَيْنُ بَعْدُ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَإِذَا اُسْتُشْهِدَ فَابْنُهُ عَلِيُّ بْنُ…
سلیم بن قیس هلالی گوید: شنیدم عبد الله بن جعفر طیار میگفت من و حسن و حسین و عبد الله بن عباس و عمر بن ابی سلمه و اسامه بن زید در نزد معاویه بودیم میان من و معاویه گفتگویی درگرفت من بمعاویه گفتم از رسول خدا(ص)شنیدم که میفرمود من بمومنین از خودشان اولیترم سپس برادر من علی بن ابی طالب بمومنین از خود آنان سزاوارتر است و چون علی بدرجه شهادت برسد حسن بن علی بمومنین از خودشان اولیتر است. سپس فرزند علی: حسین پس از حسن بمومنین از خودشان اولیتر است و چون حسین شهید گردد فرزندش علی بن الحسین بزرگترین فرزند حسین بمومنین از خودشان اولی تر است سپس فرزند من محمد بن علی باقر بمومنین از خودشان اولی تر است ای حسین تو او را درک خواهی کرد سپس دوازده امام که نه نفر از فرزندان حسین میباشند امر امامت را کامل خواهند…
«طوبي لمن ادرک ايامه و سمع کلامه».
«خوشا به سعادت کسی که روزگار او (مهدی) را درک کند و اوامر او را گوش فرا دهد».
وَ اعْمَلْ لِدُنْیاكَ كَأنَّكَ تَعیشُ أبَداً، وَ اعْمَلْ لاِخِرَتِكَ كَأنّكَ تَمُوتُ غدَاً.
در دنیا ـ از نظر اقتصاد و صرفه جوئی و...ـ چنان برنامه ریزی کن مثل آن که می خواهی همیشه دوام داشته باشی، و نسبت به آخرت به نوعی حرکت و کار کن مثل این که فردا خواهی مُرد.
عَلَیْکُم بِالْفِکْرِ فَاِنَّهُ مَفاتیحُ اَبْوابِ الْحِکْمَةِ
بر شما لازم است که اندیشه کنید؛ زیرا فکر کلیدهای درهای حکمت است.
اُوصیکُمْ بِتَقْوَی اللّه و اِدامَةِ التَّفَکُّرِ، فَاِنَّ التَّفَکُّرَ اَبُو کُلِّ خَیْرٍ وَ اُمُّهُ؛
شما [شیعیانم] را به پروا پیشگی و اندیشیدن دائم سفارش می کنم؛ زیرا تفکّر پدر و مادر [و ریشه و اساس] تمامی خوبی ها است.
عَلِّمِ النّاسَ عِلْمَکَ وَ تَعَلَّمْ عِلْمَ غَیْرِکَ؛
دانش خود را به مردم بیاموز و دانش دیگران را یادگیر.
جَرَّبْنا وَ جَرَّبَ الْمُجَرِّبُونَ فَلَمْ نَرَ شَیْئا اَنْفَعُ وِجْدانا وَ لا اَضَرُّ فِقْدانا مِنَ الصَّبْرِ تُداوی بِهِ الاُمُورُ؛
تجربه ما و دیگران نشان می دهد که چیزی نافع تر از داشتن صبر، و زیان بارتر از فقدان بردباری دیده نشده است، صبری که به وسیله آن تمام [دردها و] امور درمان می شود.
ابْنَ آدْم! عَفِّ عَنِ مَحارِمِ اللّهِ تَکُنْ عابِداً، وَ ارْضِ بِما قَسَّمَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَکَ تَکُنْ غَنِیّاً، وَ أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَکَ تَکُنْ مُسْلِماً، وَ صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحبُّ أنْ یُصاحِبُوکَ بِهِ تَکُنْ عَدْلاً.
ای فرزند آدم! نسبت به محرّمات الهی عفیف و پاکدامن باش، تا عابد و بنده خدا باشی. راضی باش بر آنچه که خداوند سبحان برایت تقسیم و مقدّر نموده است، تا همیشه غنی و بی نیاز باشی. نسبت به همسایگان، دوستان و همنشینان خود نیکی و احسان نما، تا مسلمان محسوب شوی. با افراد (مختلف) آنچنان برخورد کن که انتظار داری دیگران همانگونه با تو بر خورد نمایند، تا عادل باشی
مَنْ طَلَبَ رِضَی اللّهِ بِسَخَطِ النّاسِ کَفاهُ اللّهُ اُمُورَ النّاسِ وَ مَنْ طَلَبَ رِضَی النّاسِ بِسَخَطِ اللّهِ وَکَّلَهُ اللّهُ اِلَی النّاسِ؛
هر کس رضایت خدا را بخواهد هر چند با خشم مردم همراه شود؛ خداوند او را از امور مردم کفایت می کند و هر کس که با به خشم آوردن خداوند دنبال رضایت مردم باشد، خدا او را به مردم وا می گذارد.