قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع لِسَلَمَةَ بْنِ كُهَيْلٍ وَ اَلْحَكَمِ بْنِ عُتَيْبَةَ شَرِّقَا وَ غَرِّبَا فَلاَ تَجِدَانِ عِلْماً صَحِيحاً إِلاَّ شَيْئاً خَرَجَ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ .
امام باقر علیه السلام بسلمه بن کهیل و حکم بن عتیبه(که هر دو زیدی مذهب و ملعون امام بودند) فرمود: بمشرق روید و بمغرب روید، علم درستی جز آنچه از ما خانواده تراوش کند، پیدا نکنید.
قَالَ لِي إِنَّ اَلْحَكَمَ بْنَ عُتَيْبَةَ مِمَّنْ قَالَ اَللَّهُ وَ مِنَ اَلنّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنّا بِاللّهِ وَ بِالْيَوْمِ اَلْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ فَلْيُشَرِّقِ اَلْحَكَمُ وَ لْيُغَرِّبْ أَمَا وَ اَللَّهِ لاَ يُصِيبُ اَلْعِلْمَ إِلاَّ مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ نَزَلَ عَلَيْهِمْ جَبْرَئِيلُ .
ابو بصیر گوید: (امام باقر علیه السلام)بمن فرمود: حکم بن عتیبه از کسانیست که خدا فرموده «بعضی از مردم می گویند: بخدا و روز قیامت ایمان آوردیم، در صورتی که مومن نیستند-8 سوره 2-» حکم بمشرق رود و بمغرب رود، بخدا که علم را جز از خاندانی که جبرییل علیه السلام بر آنها نازل شده بدست نیاورد.
سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ شَهَادَةِ وَلَدِ اَلزِّنَا تَجُوزُ فَقَالَ لاَ فَقُلْتُ إِنَّ اَلْحَكَمَ بْنَ عُتَيْبَةَ يَزْعُمُ أَنَّهَا تَجُوزُ فَقَالَ اَللَّهُمَّ لاَ تَغْفِرْ ذَنْبَهُ مَا قَالَ اَللَّهُ لِلْحَكَمِ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ َلْيَذْهَبِ اَلْحَكَمُ يَمِيناً وَ شِمَالاً فَوَ اَللَّهِ لاَ يُؤْخَذُ اَلْعِلْمُ إِلاَّ مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ نَزَلَ عَلَيْهِمْ جَبْرَئِيلُ ع .
ابو بصیر گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: شهادت زنازاده نافذ است؟ فرمود: نه، عرضکردم: حکم بن عتیبه عقیده دارد که پذیرفته و نافذ است، فرمود: خدایا گناهش را نیامرز، خدا به حکم نفرموده«قرآن برای تو و قومت یادآور است-44 سوره 43-»(بلکه نسبت بجد ما فرموده است)پس حکم براست رود و بچپ رود(بهر در بزند)بخدا دانش جز از خاندانی که جبرییل علیه السلام بر آنها نازل شده بدست نیاید.
بَيْنَا أَنَا جَالِسٌ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ عَبَّادُ بْنُ كَثِيرٍ عَابِدُ أَهْلِ اَلْبَصْرَةِ وَ اِبْنُ شُرَيْحٍ فَقِيهُ أَهْلِ مَكَّةَ وَ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع مَيْمُونٌ اَلْقَدَّاحُ مَوْلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع فَسَأَلَهُ عَبَّادُ بْنُ كَثِيرٍ فَقَالَ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ فِي كَمْ ثَوْبٍ كُفِّنَ رَسُولُ اَللَّهِ ص قَالَ فِي ثَلاَثَةِ أَثْوَابٍ ثَوْبَيْنِ صُحَارِيَّيْنِ وَ ثَوْبٍ حِبَرَةٍ وَ كَانَ فِي اَلْبُرْدِ قِلَّةٌ فَكَأَنَّمَا اِزْوَرَّ عَبَّادُ بْنُ كَثِيرٍ مِنْ ذَلِكَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنَّ نَخْلَةَ مَرْيَمَ ع إِنَّمَا كَانَتْ…
مخزومی گوید: خدمت امام صادق علیه السلام نشسته بودیم که عباد بن کثیر خداپرست بصریان و ابن شریح فقیه اهل مکه وارد شدند، و میمون قداح غلام امام باقر علیه السلام هم خدمتش بود. عباد بن کثیر از امام پرسید و عرضکرد: ای ابا عبد الله رسول خدا صلی الله علیه و آله در چند پارچه کفن شد؟ فرمود: در سه پارچه: دو پارچه صحاری(صحار قریه ایست در یمن)و یک پارچه حبره(که نوعی از برد یمنی است)و برد کمیاب بود(از این جهت دو پارچه دیگر را صحاری کردند) عباد بن کثیر از این سخن روی در هم کشید(گویا کمیاب بودن برد را انکار داشت)امام صادق علیه السلام فرمود: درخت خرمای مریم علیها السلام(که پس از زاییدن عیسی مامور بخوردن از آن شد)خرمای عجوه(بهترین نوع خرما)بود و از آسمان فرود آمد، پس هر چه از ریشه آن رویید، عجوه شد و آنچه…
ذُكِرَتِ اَلتَّقِيَّةُ يَوْماً عِنْدَ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ ع فَقَالَ وَ اَللَّهِ لَوْ عَلِمَ أَبُو ذَرٍّ مَا فِي قَلْبِ سَلْمَانَ لَقَتَلَهُ وَ لَقَدْ آخَى رَسُولُ اَللَّهِ ص بَيْنَهُمَا فَمَا ظَنُّكُمْ بِسَائِرِ اَلْخَلْقِ إِنَّ عِلْمَ اَلْعُلَمَاءِ صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لاَ يَحْتَمِلُهُ إِلاَّ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ أَوْ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ اِمْتَحَنَ اَللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ فَقَالَ وَ إِنَّمَا صَارَ سَلْمَانُ مِنَ اَلْعُلَمَاءِ لِأَنَّهُ اِمْرُؤٌ مِنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ فَلِذَلِكَ نَسَبْتُهُ إِلَى اَلْعُلَمَاءِ .
امام صادق علیه السلام فرمود: روزی نزد علی بن الحسین علیهما السلام سخن از تقیه پیش آمد آن حضرت فرمود: بخدا اگر ابو ذر می دانست آنچه در دل سلمان بود. او را میکشت، در صورتی که پیغمبر صلی الله علیه و آله میان آن دو برادری برقرار کرد، پس در باره مردم دیگر چه گمان دارید؟ همانا علم علما صعب و مستصعب است، جز پیغمبر مرسل یا فرشته مقرب یا بنده مومنی که خدا دلش را بایمان آزموده طاقت تحمل آن را ندارد، سپس فرمود: و سلمان از این رو از جمله علما شد که او مردیست از ما خانواده و از این جهت او را در ردیف علما آوردم.
يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ عِنْدَنَا وَ اَللَّهِ سِرّاً مِنْ سِرِّ اَللَّهِ وَ عِلْماً مِنْ عِلْمِ اَللَّهِ وَ اَللَّهِ مَا يَحْتَمِلُهُ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لاَ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ وَ لاَ مُؤْمِنٌ اِمْتَحَنَ اَللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ وَ اَللَّهِ مَا كَلَّفَ اَللَّهُ ذَلِكَ أَحَداً غَيْرَنَا وَ لاَ اِسْتَعْبَدَ بِذَلِكَ أَحَداً غَيْرَنَا وَ إِنَّ عِنْدَنَا سِرّاً مِنْ سِرِّ اَللَّهِ وَ عِلْماً مِنْ عِلْمِ اَللَّهِ أَمَرَنَا اَللَّهُ بِتَبْلِيغِهِ فَبَلَّغْنَا عَنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا أَمَرَنَا بِتَبْلِيغِهِ فَلَمْ نَجِدْ لَهُ مَوْضِعاً وَ لاَ أَهْلاً وَ لاَ حَمَّالَةً يَحْتَمِلُونَهُ…
ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: ای ابا محمد همانا بخدا که سری از سر خدا و علمی از علم خدا نزد ماست -که بخدا هیچ فرشته مقرب و پیغمبر مرسل و مومنی که دلش را بایمان آزموده آن را تحمل نکند، بخدا سوگند که خدا آن را باحدی جز ما تکلیف نفرموده و عبادت با آن را از هیچ کس جز ما نخواسته (مانند وظایف خاصی که پیغمبر صلی الله علیه و آله برای امیر المومنین و حسنین علیهم السلام با وصیت تعیین کرد). و نیز نزد ما سریست از سر خدا و علمی است از علم خدا که ما را بتبلیغش مامور فرموده و ما آن را از جانب خدای عز و جل تبلیغ کردیم و برایش محلی و اهلی و پذیرنده یی نیافتیم تا آنکه خدا برای پذیرش آن مرد؟ ؟ را از همان طینت و نوری که محمد و آل و ذریه او را آفرید، خلق کرد و آنها را از فضل و رحمت خود ساخت چنان که…
أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص خَطَبَ اَلنَّاسَ فِي مَسْجِدِ اَلْخَيْفِ فَقَالَ نَضَّرَ اَللَّهُ عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِي فَوَعَاهَا وَ حَفِظَهَا وَ بَلَّغَهَا مَنْ لَمْ يَسْمَعْهَا فَرُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ غَيْرُ فَقِيهٍ وَ رُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ إِلَى مَنْ هُوَ أَفْقَهُ مِنْهُ ثَلاَثٌ لاَ يُغِلُّ عَلَيْهِنَّ قَلْبُ اِمْرِئٍ مُسْلِمٍ إِخْلاَصُ اَلْعَمَلِ لِلَّهِ وَ اَلنَّصِيحَةُ لِأَئِمَّةِ اَلْمُسْلِمِينَ وَ اَللُّزُومُ لِجَمَاعَتِهِمْ فَإِنَّ دَعْوَتَهُمْ مُحِيطَةٌ مِنْ وَرَائِهِمْ اَلْمُسْلِمُونَ إِخْوَةٌ تَتَكَافَأُ دِمَاؤُهُمْ وَ يَسْعَى بِذِمَّتِهِمْ أَدْنَاهُمْ .
امام صادق علیه السلام فرمود: پیغمبر صلی الله علیه و آله در مسجد خیف برای مردم سخنرانی کرد و فرمود، خدا یاری کند شاد و خرم کند بنده یی را که سخن مرا بشنود و در گوش گیرد و حفظ کند و بکسانی که نشنیده اند برساند، چه بسا حامل(رساننده)علمی که خود دانا نیست و چه بسا حامل علمی که بداناتر از خود رساند(یعنی بسا شنوندگانی پیدا شوند که معنی سخن مرا از رساننده و مبلغ آن سخن بهتر درک کنند). سه خصلت است که دل هیچ فرد مسلمانی با آن خیانت کینه توزی، بدخواهی نکند: 1-خالص نمودن عمل برای خدا(عبادت کردن بدون ریا و غرض دنیوی). 2-خیرخواهی پیشوایان مسلمین(باطاعت و فرمانبری از آنها). 3-همراه بودن با جماعت مسلمین(و جدا نشدن و اختلاف و پراکندگی ایجاد نکردن)زیرا دعوت مسلمین افراد پشت سرشان را هم شامل می شود(پس هر که…
قَالَ سُفْيَانُ اَلثَّوْرِيُّ اِذْهَبْ بِنَا إِلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ فَذَهَبْتُ مَعَهُ إِلَيْهِ فَوَجَدْنَاهُ قَدْ رَكِبَ دَابَّتَهُ فَقَالَ لَهُ سُفْيَانُ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ حَدِّثْنَا بِحَدِيثِ خُطْبَةِ رَسُولِ اَللَّهِ ص فِي مَسْجِدِ اَلْخَيْفِ قَالَ دَعْنِي حَتَّى أَذْهَبَ فِي حَاجَتِي فَإِنِّي قَدْ رَكِبْتُ فَإِذَا جِئْتُ حَدَّثْتُكَ فَقَالَ أَسْأَلُكَ بِقَرَابَتِكَ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص لَمَّا حَدَّثْتَنِي قَالَ فَنَزَلَ فَقَالَ لَهُ سُفْيَانُ مُرْ لِي بِدَوَاةٍ وَ قِرْطَاسٍ حَتَّى أُثْبِتَهُ فَدَعَا بِهِ ثُمَّ قَالَ اُكْتُبْ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ…
سفیان ثوری بمردی قرشی از اهل مکه گفت: ما را نزد جعفر بن محمد(امام صادق علیه السلام) ببر -آن مرد گوید: او را خدمتش بردم هنگامی که آن حضرت بر مرکب خویش سوار شده بود. سفیان باو عرضکرد: ای ابا عبد الله حدیث سخنرانی پیغمبر صلی الله علیه و آله را در مسجد خیف برای ما باز گو، فرمود: اکنون که سوار شده ام، بگذار دنبال کارم بروم، وقتی آمدم برایت میگویم، عرضکرد: تقاضا میکنم بحق قرابتی که با پیغمبر صلی الله علیه و آله داری، برایم بازگو، حضرت پیاده شد، سفیان عرضکرد: امر بفرمایید برایم دوات و کاغذی بیاورند کیست که برای من دوات و کاغذی بیاورد؟ تا آن را بنویسم، حضرت دوات و کاغذ خواست و سپس فرمود بنویس. / بسم الله الرحمن الرحیم / -«خدا خرم و شادان کند(بلند قدر و نیکو مرتبه سازد)بنده یی را که سخنم بشنود و در…
مَن کَفلَ لَنا یَتیما قَطَعَتهُ عَنّا مَحَبَّتُنا باستِتارِنا، فَواساهُ مِن عُلومِنا الّتی سَقَطَت إلَیهِ حتّی أرشَدَهُ و هَداهُ، قالَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ: أیُّها العَبدُ الکَریمُ المُواسِی، أنا أولی بِالکَرَمِ مِنکَ، اِجعَلوا لَهُ یا مَلائکتی فی الجِنانِ بِعَدَدِ کُلِّ حَرفٍ عَلَّمَهُ ألفَ ألفِ قَصرٍ، و ضُمُّوا إلَیها ما یَلیقُ بِها مِن سائرِ النِّعَمِ.
هر کس یتیمی از ما را که به سببِ در خفا و استتار بودن ما، به ما دسترسی ندارد سرپرستی کند و از علوم ما که نصیب او شده است در اختیار وی بگذارد و او را راهنمایی و هدایت کند، خداوند عزّ و جلّ فرماید: ای بنده کریم و غم خوار! من به کرم و بخشندگی از تو سزاوارترم. ای فرشتگان من! به تعداد هر حرفی که به او آموخته است، هزار هزار قصر در بهشت ها برایش بسازید و از دیگر نعمت هایی که در خور این قصرهاست به آنها اضافه کنید.
انّ من وقّت لمهدینا وقتا فقد شارک اللّه تعالی فی علمه، و ادّعی أنّه ظهر علی سرّه.
هرکه برای ظهور مهدی ما، وقت معین کند خود را در علم و دانش پروردگارش شریک دانسته و مدّعی آگاهی و غلبه بر علم پنهان او شده است.
الإمام المهدیّ علیه السلام فی صِفَةِ الأَوصِیاءِ: أحیی بِهِم دینَهُ، وأتَمَّ بِهِم نورَهُ، وجَعَلَ بَینَهُم وبَینَ إخوانِهِم وبَنی عَمِّهِم والأَدنَینَ فَالأَدنَینَ مِن ذَوی أرحامِهِم فُرقانًا بَیِّنًا، یُعرَفُ بِهِ الحُجَّةُ مِنَ المَحجوجِ، والإِمامُ مِنَ المَأمومِ، بِأَن عَصَمَهُم مِنَ الذُّنوبِ، وبَرَّأَهُم مِنَ العُیوبِ، وطَهَّرَهُم مِنَ الدَّنَسِ، ونَزَّهَهُم مِنَ اللَّبسِ، وجَعَلَهُم خُزّانَ عِلمِهِ، ومُستَودَعَ حِکمَتِهِ، ومَوضِعَ سِرِّهِ، وأیَّدَهُم بِالدَّلائِلِ، ولَولا ذلِکَ لَکانَ النّاسُ عَلی سَواءٍ، ولاَدَّعی أمرَ اللّه ِ عَزَّوجَلَّ کُلُّ أحَدٍ، ولَما عُرِفَ الحَقُّ مِنَ…
امام زمان حضرت مهدی علیهالسلام -در توصیف اوصیا-: خداوند، دین خود را با آنها احیا کرده و با آنها نورش را به کمال رسانده و میان آنها و برادرانشان و پسرعموهاشان و خویشان نزدیک و نزدیکترشان فرقانی آشکار قرار داده است که با آن حجّت از آنکه حجّت برای او آورده شده و امام از مأموم شناسایی میشود. و این از آن روست که خداوند آنها را از هر گونه پلشتی مصون داشته و از عیوب مبرّایشان کرده و از ناپاکی پاکشان گردانده و از درهم شدگی منزّه شأن داشته است و آنها را گنجوران علم خود و مخزن حکمتش و جایگاه سرّش قرار داده است. خداوند آنها را با دلایل خود تأیید کرده و اگر چنین نمیبود مردم همه یکسان بودند و هر کس مدّعی امر [منصوب شدن از سوی] خداوند عزّوجل میشد و دیگر حقّ از باطل و دانا از نادان شناخته نمیشد.
إنّ الدّنیا حلوة خضرة و إنّ اللَّه مستخلفکم فیها فناظر کیف تعلمون.
دنیا خرّم و شیرین است و خدای تعالی شما را از پس یک دیگر در آن می نشاند و داناست که شما چه خواهید کردن.
- یکی میرود دیگر آید بجای جهان را نمانند بی کدخدای