قال رسول الله صلى الله عليه و آله

احادیث درباره حق امام بر رعیت

کلام نورانی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با متن عربی، ترجمه فارسی و منبع.

جَاءَ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَسَلٌ وَ تِينٌ مِنْ هَمْدَانَ وَ حُلْوَانَ فَأَمَرَ اَلْعُرَفَاءَ أَنْ يَأْتُوا بِالْيَتَامَى فَأَمْكَنَهُمْ مِنْ رُءُوسِ اَلْأَزْقَاقِ يَلْعَقُونَهَا وَ هُوَ يَقْسِمُهَا لِلنَّاسِ قَدَحاً قَدَحاً فَقِيلَ لَهُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ مَا لَهُمْ يَلْعَقُونَهَا فَقَالَ إِنَّ اَلْإِمَامَ أَبُو اَلْيَتَامَى وَ إِنَّمَا أَلْعَقْتُهُمْ هَذَا بِرِعَايَةِ اَلْآبَاءِ .

حبیب بن ابی ثابت گوید: از همدان و حلوان(شهریست نزدیک بغداد)برای امیر المومنین علیه السلام عسل و انجیر آوردند، حضرت بنقیبان و روسا اصحابش دستور داد تا یتیمان را حاضر کنند، سپس سر مشکهای عسل را در اختیار آنها گذاشت تا بلیسند و خود عسلها را قدح، قدح، بمردم تقسیم میکرد. بحضرت عرض شد: ای امیر مومنان چرا باید یتیمان سر مشکها را بلیسند؟ فرمود: زیرا امام پدر یتیمانست و من بحساب پدرها لیسیدن آنها را بایشان واگذاشتم.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 406

أَنَا أَوْلَى بِكُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ عَلِيٌّ أَوْلَى بِهِ مِنْ بَعْدِي فَقِيلَ لَهُ مَا مَعْنَى ذَلِكَ فَقَالَ قَوْلُ اَلنَّبِيِّ ص مَنْ تَرَكَ دَيْناً أَوْ ضَيَاعاً فَعَلَيَّ وَ مَنْ تَرَكَ مَالاً فَلِوَرَثَتِهِ فَالرَّجُلُ لَيْسَتْ لَهُ عَلَى نَفْسِهِ وِلاَيَةٌ إِذَا لَمْ يَكُنْ لَهُ مَالٌ وَ لَيْسَ لَهُ عَلَى عِيَالِهِ أَمْرٌ وَ لاَ نَهْيٌ إِذَا لَمْ يُجْرِ عَلَيْهِمُ اَلنَّفَقَةَ وَ اَلنَّبِيُّ وَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع وَ مَنْ بَعْدَهُمَا أَلْزَمَهُمْ هَذَا فَمِنْ هُنَاكَ صَارُوا أَوْلَى بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مَا كَانَ سَبَبُ إِسْلاَمِ عَامَّةِ اَلْيَهُودِ إِلاَّ مِنْ…

امام صادق علیه السلام فرماید: پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: من از هر مومنی بخود او سزاوارترم و اولویت دارم و پس از من این سزاواری را علی دارد، بحضرت عرض شد: معنی این سخن چیست؟ فرمود: فرمایش خود پیغمبر است که: هر که بمیرد و از خود بدهی یا باز ماندگانی بی سرپرست بجا گذارد بر عهده من است(که دینش را ادا کنم و از بازماندگانش سرپرستی نمایم)و هر که بمیرد و مالی از خود بجا گذارد، از آن ورثه اوست، پس هر گاه مردی مالی نداشته باشد، بر خود ولایت ندارد و چون مخارج عیال خود را نپردازد، بر آنها حق امر و نهی ندارد، و پیغمبر و امیر المومنین علیهما السلام و امامان بعد از ایشان بدان ملزم هستند(که مخارج آنها را بپردازند)از این رو ایشان نسبت بخود مردم اولویت دارند. و تنها چیزی که موجب شد همه یهود اسلام…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 406

أَيُّمَا مُؤْمِنٍ أَوْ مُسْلِمٍ مَاتَ وَ تَرَكَ دَيْناً لَمْ يَكُنْ فِي فَسَادٍ وَ لاَ إِسْرَافٍ فَعَلَى اَلْإِمَامِ أَنْ يَقْضِيَهُ فَإِنْ لَمْ يَقْضِهِ فَعَلَيْهِ إِثْمُ ذَلِكَ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ إِنَّمَا اَلصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ اَلْمَساكِينِ َلْآيَةَ فَهُوَ مِنَ اَلْغَارِمِينَ وَ لَهُ سَهْمٌ عِنْدَ اَلْإِمَامِ فَإِنْ حَبَسَهُ فَإِثْمُهُ عَلَيْهِ.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر مومن و یا مسلمانی که بمیرد و بدهی داشته باشد که از بابت فساد و اسراف نباشد، بر امامست که آن را بپردازد و اگر نپردازد، گناهش بگردن او است، همانا خدای تبارک و تعالی می فرماید: «صدقات از آن فقیران و بی چیزانست-تا آخر آیه 60 سوره 9-»و او از قرضدارانست و نزد امام سهمی دارد(که بعد از فقیران و بی چیزان در آیه شریفه ذکر شده است)و اگر امام آن را نگهدارد گناهش بر اوست.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 407

لاَ تَصْلُحُ اَلْإِمَامَةُ إِلاَّ لِرَجُلٍ فِيهِ ثَلاَثُ خِصَالٍ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اَللَّهِ وَ حِلْمٌ يَمْلِكُ بِهِ غَضَبَهُ وَ حُسْنُ اَلْوِلاَيَةِ عَلَى مَنْ يَلِي حَتَّى يَكُونَ لَهُمْ كَالْوَالِدِ اَلرَّحِيمِ.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: امامت شایسته نیست، جز برای مردیکه دارای سه خصلت باشد: 1-تقوی و ورعی که او را از نافرمانی خدا باز دارد، 2-خویشتن داری که خشمش را آن کنترل کند. 3-نیکو حکومت کردن بر افراد زیر فرمانش، تا آنجا که نسبت به ایشان مانند پدری مهربان باشد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 407

اَلْمُغْرَمُ إِذَا تَدَيَّنَ أَوِ اِسْتَدَانَ فِي حَقٍّ اَلْوَهْمُ مِنْ مُعَاوِيَةَ أُجِّلَ سَنَةً فَإِنِ اِتَّسَعَ وَ إِلاَّ قَضَى عَنْهُ اَلْإِمَامُ مِنْ بَيْتِ اَلْمَالِ .

سهل بن زیاد از معاویه بن حکیم نقل کند، و او از محمد بن اسلم، و او از مردی طبرستانی بنام محمد-معاویه گوید: سپس خودم هم محمد طبری را دیدم و او بمن خبر داد که-شنیدم علی بن موسی الرضا علیه السلام میفرمود: هر گاه بدهکاری برای راه حقی قرض کرده باشد، تا یک سال مهلتش دهند، اگر برایش گشایشی شد، خودش میپردازد و گر نه باید امام از جانب او از بیت المال بپردازد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 407

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع مَا حَقُّ اَلْإِمَامِ عَلَى اَلنَّاسِ قَالَ حَقُّهُ عَلَيْهِمْ أَنْ يَسْمَعُوا لَهُ وَ يُطِيعُوا قُلْتُ فَمَا حَقُّهُمْ عَلَيْهِمْ قَالَ يَقْسِمَ بَيْنَهُمْ بِالسَّوِيَّةِ وَ يَعْدِلَ فِي اَلرَّعِيَّةِ فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ فِي اَلنَّاسِ فَلاَ يُبَالِي مَنْ أَخَذَ هَاهُنَا وَ هَاهُنَا .

ابو حمزه گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: حق امام بر مردم چیست؟ فرمود: حق او بر آنها اینست که: سخنش را بشنوند و فرمانش برند. عرضکردم: حق مردم بر امام چیست؟ فرمود: اینکه (بیت المال را)میان آنها برابر تقسیم کند و با رعیت بعدالت رفتار کند، و چون این دو اصل در میان مردم عملی گشت. امام باک ندارد از آنکه کسی این سو و آن سو زند. (چنان که امیر المومنین علیه السلام این دو اصل را در میان رعیتش جاری نمود و از سرکشی مانند طلحه و زبیر پروا نکرد، زیرا خدا آنها را کیفر بخشید و بعضی گفته اند: معنی جمله اخیر روایت اینست امامی که بوظیفه خود عمل کند، و آن دو اصل را جاری سازد، احتیاجی بموافقت مردم ندارد، هر کس بهر راه خواهد برود، امام در برابر خدا مسیولیت دیگری ندارد).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 405

مِثْلَهُ إِلاَّ أَنَّهُ قَالَ هَكَذَا وَ هَكَذَا وَ هَكَذَا وَ هَكَذَا يَعْنِي مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ خَلْفِهِ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ.

(در روایت دیگری که بعضی از رواتش غیر از روات آنست)ابو حمزه همین گونه از امام باقر علیه السلام نقل کرده است جز اینکه(بجای این سو و آن سو)گفته است: گفته است: این چنین و این چنین و این چنین و این چنین یعنی پیش رو و پشت سر و طرف راست و سمت چپ، (ولی پیداست که از لحاظ معنی فرق ندارد و مقصود از این اطراف و جوانب هم، جدا شدن از امام و احداث عقاید مختلف است).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 405

لاَ تَخْتَانُوا وُلاَتَكُمْ وَ لاَ تَغُشُّوا هُدَاتَكُمْ وَ لاَ تَجْهَلُوا أَئِمَّتَكُمْ وَ لاَ تَصَدَّعُوا عَنْ حَبْلِكُمْ فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَ عَلَى هَذَا فَلْيَكُنْ تَأْسِيسُ أُمُورِكُمْ وَ اِلْزَمُوا هَذِهِ اَلطَّرِيقَةَ فَإِنَّكُمْ لَوْ عَايَنْتُمْ مَا عَايَنَ مَنْ قَدْ مَاتَ مِنْكُمْ مِمَّنْ خَالَفَ مَا قَدْ تُدْعَوْنَ إِلَيْهِ لَبَدَرْتُمْ وَ خَرَجْتُمْ وَ لَسَمِعْتُمْ وَ لَكِنْ مَحْجُوبٌ عَنْكُمْ مَا قَدْ عَايَنُوا وَ قَرِيباً مَا يُطْرَحُ اَلْحِجَابُ .

امیر المومنین علیه السلام فرمود: با والیان خود خیانت نورزید و با رهبران خود دغلی نکنید و پیشوایان خود را نادان نخوانید و از رشته پیوند خود(جماعت مسلمین)پراکنده مشوید که سست شوید و شوکت و دولت شما برود. پایه کارهای شما باید روی این مبنی باشد، و ملازم این روش باشید، زیرا اگر شما مشاهده میکردید آنچه را مردگان از شما که مخالف دعوت شما بودند، مشاهده کردند، شما هم شتاب میکردید و بیرون می آمدید و فرمان می بردید(یعنی مردم پیش از شما را بجهاد و اطاعت دعوت کردم، ولی آنها مخالفت کردند و اکنون عذاب خدا را مشاهده میکنند، شما هم اگر مشاهده کنید، بسوی جهاد می شتابید و فرمان می برید)ولی آنچه را آنها مشاهده کردند، از شما پوشیده شده و بزودی پرده برداشته شود(و شما هم عذاب را مشاهده کنید).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 405

نُعِيَتْ إِلَى اَلنَّبِيِّ ص نَفْسُهُ وَ هُوَ صَحِيحٌ لَيْسَ بِهِ وَجَعٌ قَالَ نَزَلَ بِهِ اَلرُّوحُ اَلْأَمِينُ قَالَ فَنَادَى ص اَلصَّلاَةَ جَامِعَةً وَ أَمَرَ اَلْمُهَاجِرِينَ وَ اَلْأَنْصَارَ بِالسِّلاَحِ وَ اِجْتَمَعَ اَلنَّاسُ فَصَعِدَ اَلنَّبِيُّ ص اَلْمِنْبَرَ فَنَعَى إِلَيْهِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ قَالَ أُذَكِّرُ اَللَّهَ اَلْوَالِيَ مِنْ بَعْدِي عَلَى أُمَّتِي أَلاَّ يَرْحَمُ عَلَى جَمَاعَةِ اَلْمُسْلِمِينَ فَأَجَلَّ كَبِيرَهُمْ وَ رَحِمَ ضَعِيفَهُمْ وَ وَقَّرَ عَالِمَهُمْ وَ لَمْ يُضِرَّ بِهِمْ فَيُذِلَّهُمْ وَ لَمْ يُفْقِرْهُمْ فَيُكْفِرَهُمْ وَ لَمْ يُغْلِقْ بَابَهُ دُونَهُمْ…

سدیر صیرفی گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: بپیغمبر صلی الله علیه و آله خبر وفاتش داده شد، در صورتی که تن درست بود و دردی نداشت-این خبر را جبرییل آورد-حضرت برای نماز همگانی جار زد و مهاجر و انصار را دستور داد تا سلاح برگیرند، مردم جمع شدند و پیغمبر صلی الله علیه و آله بر منبر برآمد و خبر وفات خود را بآنها داد و سپس فرمود: «خدا را بوالی بعد از خود بیاد می آورم، از اینکه مبادا بر جماعت مسلمین رحم نکند، باید بزرگشان را احترام کند و بضعیفشان رحم کند و عالمشان را بزرگ شمرد و بآنها زیان نرساند تا خوارشان کند و نیازمندشان نسازد تا از دینشان بدر برد و در خانه خود را بروی آنها نبندد(و از حال آنها بی خبر نماند)تا توانای آنها ناتوانشان را بخورد و در لشکر کشی آنها سختی روا ندارد همه را در…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 406
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه