قال الإمام عليّ عليه السلام:
جَاءَ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَسَلٌ وَ تِينٌ مِنْ هَمْدَانَ وَ حُلْوَانَ فَأَمَرَ اَلْعُرَفَاءَ أَنْ يَأْتُوا بِالْيَتَامَى فَأَمْكَنَهُمْ مِنْ رُءُوسِ اَلْأَزْقَاقِ يَلْعَقُونَهَا وَ هُوَ يَقْسِمُهَا لِلنَّاسِ قَدَحاً قَدَحاً فَقِيلَ لَهُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ مَا لَهُمْ يَلْعَقُونَهَا فَقَالَ إِنَّ اَلْإِمَامَ أَبُو اَلْيَتَامَى وَ إِنَّمَا أَلْعَقْتُهُمْ هَذَا بِرِعَايَةِ اَلْآبَاءِ .
حبیب بن ابی ثابت گوید: از همدان و حلوان(شهریست نزدیک بغداد)برای امیر المومنین علیه السلام عسل و انجیر آوردند، حضرت بنقیبان و روسا اصحابش دستور داد تا یتیمان را حاضر کنند، سپس سر مشکهای عسل را در اختیار آنها گذاشت تا بلیسند و خود عسلها را قدح، قدح، بمردم تقسیم میکرد. بحضرت عرض شد: ای امیر مومنان چرا باید یتیمان سر مشکها را بلیسند؟ فرمود: زیرا امام پدر یتیمانست و من بحساب پدرها لیسیدن آنها را بایشان واگذاشتم.