قال رسول الله صلى الله عليه و آله

جستجوی «نماز»

کلام نورانی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با متن عربی، ترجمه فارسی و منبع.

۵۹۹ حدیث · صفحه ۴۷ از ۵۰

معاشر النّاس إنّ النّساء نواقص الإيمان، نواقص العقول،نواقص الحظوظ،فأمّا نقص ايمانهنّ فقعودهنّ في أيّام الحيض عن الصّلوة و الصّيام.و أمّا نقصان حظوظهنّ فمواريثهنّ على نصف مواريث الرّجال، و أمّا نقصان عقولهنّ فشهادة امرأتين كشهادة رجل،فاتّقوا شرار النّساء و كونوا من خيارهنّ على حذر.

ای مردم:همانا زنان، کم ایمان و کم خرد و کم بهره اند.کمی ایمان آنها از آن جهت است که در ایّام حیض از نماز و روزه بازنشسته اند.و امّا کمی بهره آنها به آن دلیل که ارث آنها نصف مردان است.و امّا کم خردی آنها به این دلیل که گواهی دو زن همانند یک مرد است، پس از زنان بد بپرهیزید و از خوبان آنها دوری کنید.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 534

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَطِيعُوا اَللّهَ وَ أَطِيعُوا اَلرَّسُولَ وَ أُولِي اَلْأَمْرِ مِنْكُمْ فَقَالَ نَزَلَتْ فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَيْنِ ع فَقُلْتُ لَهُ إِنَّ اَلنَّاسَ يَقُولُونَ فَمَا لَهُ لَمْ يُسَمِّ عَلِيّاً وَ أَهْلَ بَيْتِهِ ع فِي كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ فَقَالَ قُولُوا لَهُمْ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص نَزَلَتْ عَلَيْهِ اَلصَّلاَةُ وَ لَمْ يُسَمِّ اَللَّهُ لَهُمْ ثَلاَثاً وَ لاَ أَرْبَعاً حَتَّى كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ ص هُوَ اَلَّذِي فَسَّرَ ذَلِكَ لَهُمْ وَ نَزَلَتْ عَلَيْهِ اَلزَّكَاةُ وَ…

ابو بصیر گوید: از امام صادق در باره قول خدای عز و جل«خدا را فرمان برید و پیغمبر و کارداران خود را فرمان برید-59 نسا »پرسیدم، فرمود: در باره علی بن ابی طالب و حسن و حسین علیهم السلام نازل شده است(زیرا در آن زمان همان سه نفر از ایمه حاضر بودند)، بحضرت عرضکردم: مردم میگویند: چرا نام علی و خانواده اش در کتاب خدای عز و جل برده نشده؟ فرمود: بآنها بگو: آیه 205 - 3 نماز، بر پیغمبر صلی الله علیه و آله نازل شد -و سه رکعتی و چهار رکعتی آن نامبرده نشد تا اینکه پیغمبر صلی الله علیه و آله خود برای مردم بیان کرد و آیه زکاه بر آن حضرت نازل شد و نامبرده نشد که زکاه از هر چهل درهم یکدرهم است، تا اینکه خود پیغمبر آن را برای مردم شرح داد و امر بحج نازل شد و بمردم نگفت هفت دور طواف کنید تا اینکه خود پیغمبر صلی…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 286

فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّما وَلِيُّكُمُ اَللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَلَّذِينَ آمَنُوا قَالَ إِنَّمَا يَعْنِي أَوْلَى بِكُمْ أَيْ أَحَقُّ بِكُمْ وَ بِأُمُورِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ وَ أَمْوَالِكُمُ اَللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَلَّذِينَ آمَنُوا يَعْنِي عَلِيّاً وَ أَوْلاَدَهُ اَلْأَئِمَّةَ ع إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ ثُمَّ وَصَفَهُمُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ اَلَّذِينَ يُقِيمُونَ اَلصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ اَلزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ وَ كَانَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فِي صَلاَةِ اَلظُّهْرِ وَ قَدْ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ هُوَ رَاكِعٌ وَ عَلَيْهِ حُلَّةٌ قِيمَتُهَا أَلْفُ دِينَارٍ وَ…

امام صادق علیه السلام راجع بقول خدای عز و جل«همانا ولی شما خداست و رسولش و کسانی که ایمان آورده اند»فرمود: یعنی اولی بشما و سزاوارتر بشما و کارهای شما و جان و مال شما خداست و رسولش و کسانی که ایمان آورده اند، یعنی علی و اولادش که ایمه علیهم السلام هستند تا روز قیامت، سپس خدای عز و جل ایشان را وصف کرد و فرمود: «کسانی که نماز میخوانند و در حال رکوع زکاه میدهند». امیر المومنین مشغول نماز ظهر بود، بعد از آنکه دو رکعت را خوانده و در رکوع بود، در حالی که حله ایکه هزار دینار قیمت داشت، در برش بود و آن حله را نجاشی بپیغمبر(ص)هدیه کرده و او بامیر المومنین پوشانیده بود، مرد سایلی آمد و گفت: سلام بر تو ای ولی خدا و ای کسی که نسبت بمومنین از خودشان سزاوارتری بفقیر صدقه ای ده، علی علیه السلام آن حله را…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 288

أَمَرَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رَسُولَهُ بِوَلاَيَةِ عَلِيٍّ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ إِنَّما وَلِيُّكُمُ اَللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَلَّذِينَ آمَنُوا اَلَّذِينَ يُقِيمُونَ اَلصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ اَلزَّكاة وَ فَرَضَ وَلاَيَةَ أُولِي اَلْأَمْرِ فَلَمْ يَدْرُوا مَا هِيَ فَأَمَرَ اَللَّهُ مُحَمَّداً ص أَنْ يُفَسِّرَ لَهُمُ اَلْوَلاَيَةَ كَمَا فَسَّرَ لَهُمُ اَلصَّلاَةَ وَ اَلزَّكَاةَ وَ اَلصَّوْمَ وَ اَلْحَجَّ فَلَمَّا أَتَاهُ ذَلِكَ مِنَ اَللَّهِ ضَاقَ بِذَلِكَ صَدْرُ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ تَخَوَّفَ أَنْ يَرْتَدُّوا عَنْ دِينِهِمْ وَ أَنْ يُكَذِّبُوهُ فَضَاقَ صَدْرُهُ وَ رَاجَعَ رَبَّهُ عَزَّ وَ…

عمر بن اذینه از زراره و فضیل و بکیر و ابن مسلم و برید و ابی الجارود، همگی از امام باقر علیه السلام روایت کنند که فرمود: خدای عز و جل رسولش را بولایت علی علیه السلام امر کرد و آیه «سرپرست شما تنها خداست و رسولش و کسانی که ایمان آورده، نماز بپا دارند و زکاه دهند-55 سوره مایده-»را بر او نازل فرمود و ولایت اولو الامر(کار داران)را واجب ساخت، مردم ندانستند مقصود از ولایت چیست، خدا بمحمد صلی الله علیه و آله امر فرمود تا ولایت را برای آنها توضیح دهد، چنان که نماز و زکاه و روزه و حج را توضیح داد، و چون امر بولایت از جانب خدا بپیغمبر رسید حضرتش دلتنگ شد و ترسید مردم از دین برگردند و او را تکذیب کنند، از این جهت دلتنگ شد و بپروردگارش مراجعه کرد، خدای عز و جل باو وحی فرستاد«ای پیغمبر آنچه از پروردگارت…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 289

كُنْتُ عِنْدَهُ جَالِساً فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ حَدِّثْنِي عَنْ وَلاَيَةِ عَلِيٍّ أَ مِنَ اَللَّهِ أَوْ مِنْ رَسُولِهِ فَغَضِبَ ثُمَّ قَالَ وَيْحَكَ كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ ص أَخْوَفَ لِلَّهِ مِنْ أَنْ يَقُولَ مَا لَمْ يَأْمُرْهُ بِهِ اَللَّهُ بَلِ اِفْتَرَضَهُ كَمَا اِفْتَرَضَ اَللَّهُ اَلصَّلاَةَ وَ اَلزَّكَاةَ وَ اَلصَّوْمَ وَ اَلْحَجَّ .

ابو بصیر گوید: خدمت امام باقر علیه السلام نشسته بودم که مردی بآن حضرت عرضکرد: مرا از ولایت علی خبر ده، که آن از جانب خدا هست یا از جانب پیغمبر؟ حضرت خشمگین شد و فرمود: وای بر تو پیغمبر از خدا بیمناکتر از آنست که چیزی را که خدا دستورش داده بگوید، بلکه ولایت علی را خدا واجب ساخت. چنان که نماز و زکاه و روزه و حج را واجب ساخت.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 289

فَرَضَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى اَلْعِبَادِ خَمْساً أَخَذُوا أَرْبَعاً وَ تَرَكُوا وَاحِداً قُلْتُ أَ تُسَمِّيهِنَّ لِي جُعِلْتُ فِدَاكَ فَقَالَ اَلصَّلاَةُ وَ كَانَ اَلنَّاسُ لاَ يَدْرُونَ كَيْفَ يُصَلُّونَ فَنَزَلَ جَبْرَئِيلُ ع فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ أَخْبِرْهُمْ بِمَوَاقِيتِ صَلاَتِهِمْ ثُمَّ نَزَلَتِ اَلزَّكَاةُ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ أَخْبِرْهُمْ مِنْ زَكَاتِهِمْ مَا أَخْبَرْتَهُمْ مِنْ صَلاَتِهِمْ ثُمَّ نَزَلَ اَلصَّوْمُ فَكَانَ رَسُولُ اَللَّهِ ص إِذَا كَانَ يَوْمُ عَاشُورَاءَ بَعَثَ إِلَى مَا حَوْلَهُ مِنَ اَلْقُرَى فَصَامُوا ذَلِكَ اَلْيَوْمَ فَنَزَلَ شَهْرُ رَمَضَانَ بَيْنَ…

ابی الجارود گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام میفرمود: خدای عز و جل پنج چیز بر بندگان واجب ساخت و آنها چهار چیزش را گرفتند و یکی را رها کردند، عرضکردم: قربانت گردم: آنها را برای من نام میبری؟ فرمود: 1-نماز، و مردم نمیدانستند چگونه نماز گزارند تا جبرییل علیه السلام فرود آمد و گفت: ای محمد وقتهای نماز را بمردم خبر ده 2-زکاه پس از نماز نازل شد، جبرییل گفت: ای محمد راجع بزکاه آنها را خبر ده چنان که راجع بنماز خبر دادی. 3-روزه بعد از زکاه نازل شد، چون روز عاشورا می آمد، پیغمبر صلی الله علیه و آله بدهات اطراف خود کس میفرستاد تا آن روز را روزه بدارند، سپس روزه ماه رمضان، میان شعبان و شوال نازل شد. 4-سپس امر بحج رسید، و جبرییل علیه السلام فرود آمد و گفت: چنان که در باره نماز و زکاه و روزه بمردم خبر…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 290

لَمَّا حَضَرَ اَلْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ ع اَلْوَفَاةُ قَالَ لِلْحُسَيْنِ ع يَا أَخِي إِنِّي أُوصِيكَ بِوَصِيَّةٍ فَاحْفَظْهَا إِذَا أَنَا مِتُّ فَهَيِّئْنِي ثُمَّ وَجِّهْنِي إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص لِأُحْدِثَ بِهِ عَهْداً ثُمَّ اِصْرِفْنِي إِلَى أُمِّي ع ثُمَّ رُدَّنِي فَادْفِنِّي بِالْبَقِيعِ وَ اِعْلَمْ أَنَّهُ سَيُصِيبُنِي مِنْ عَائِشَةَ مَا يَعْلَمُ اَللَّهُ وَ اَلنَّاسُ صَنِيعُهَا وَ عَدَاوَتُهَا لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ عَدَاوَتُهَا لَنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ فَلَمَّا قُبِضَ اَلْحَسَنُ ع وَ وُضِعَ عَلَى اَلسَّرِيرِ ثُمَّ اِنْطَلَقُوا بِهِ إِلَى مُصَلَّى رَسُولِ اَللَّهِ ص اَلَّذِي كَانَ…

محمد بن مسلم گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام می فرمود: چون وفات حسن بن علی علیهما السلام نزدیک شد، بحسین علیه السلام فرمود: برادرم بتو وصیتی می کنم، آن را حفظ کن، چون من مردم، جنازه ام را(با غسل و کفن و حنوط)آماده دفن کن، سپس مرا بر سر قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله ببر تا با او تجدید عهد کنم، آنگاه مرا بطرف قبر مادرم علیها السلام برگردان، سپس مرا در بقیع دفن کن. و بدان که از عایشه بمن مصیبتی رسد و منشاش آنست که خدا و مردم زشتکاری و دشمنی او را با خدا و پیغمبر و ما خانواده می دانند. چون امام حسن علیه السلام وفات یافت و در همان جا روی تابوتش گذاشتند، او را بمحل مصلای پیغمبر صلی الله علیه و آله که بر جنازه ها نماز می خواند بردند، امام حسین علیه السلام بر جنازه نماز خواند و سپس برداشتند و…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 300

لَمَّا اُحْتُضِرَ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع قَالَ لِلْحُسَيْنِ يَا أَخِي إِنِّي أُوصِيكَ بِوَصِيَّةٍ فَاحْفَظْهَا فَإِذَا أَنَا مِتُّ فَهَيِّئْنِي ثُمَّ وَجِّهْنِي إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص لِأُحْدِثَ بِهِ عَهْداً ثُمَّ اِصْرِفْنِي إِلَى أُمِّي فَاطِمَةَ ع ثُمَّ رُدَّنِي فَادْفِنِّي بِالْبَقِيعِ وَ اِعْلَمْ أَنَّهُ سَيُصِيبُنِي مِنَ اَلْحُمَيْرَاءِ مَا يَعْلَمُ اَلنَّاسُ مِنْ صَنِيعِهَا وَ عَدَاوَتِهَا لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ ص وَ عَدَاوَتِهَا لَنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ فَلَمَّا قُبِضَ اَلْحَسَنُ ع وَ وُضِعَ عَلَى سَرِيرِهِ فَانْطَلَقُوا بِهِ إِلَى مُصَلَّى رَسُولِ اَللَّهِ ص اَلَّذِي كَانَ…

محمد بن مسلم گوید شنیدم امام باقر علیه السلام می فرمود: چون حسن بن علی علیه السلام بحالت احتضار درآمد، بحسین فرمود، برادرم بتو وصیتی میکنم، آن را حفظ کن، چون من مردم، جنازه ام را آماده دفن کن سپس مرا بسوی رسول خدا صلی الله علیه و آله بر تا با او تجدید عهدی کنم، آنگاه مرا بجانب مادرم فاطمه علیها السلام برگردان، سپس مرا ببر و در بقیع دفن کن و بدان که از طرف حمیرا، (عایشه)که مردم از زشتکاری و دشمن او با خدا و پیغمبر و ما خاندان آگاهند، مصیبتی بمن میرسد، پس چون امام حسن علیه السلام وفات کرد و روی تابوتش گذاردند، او را بمحلی که پیغمبر صلی الله علیه و آله بر جنازه ها نماز میخواند بردند، امام حسین بر جنازه نماز گذارد و چون نمازش تمام شد داخل مسجدش بردند، چون بر سر قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 302

وَ اَللَّهِ إِنِّي لَجَالِسٌ عِنْدَ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ وَ عِنْدَهُ وُلْدُهُ إِذْ جَاءَهُ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيُّ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِ أَبِي جَعْفَرٍ ع فَخَلاَ بِهِ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص أَخْبَرَنِي أَنِّي سَأُدْرِكُ رَجُلاً مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ يُقَالُ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ يُكَنَّى أَبَا جَعْفَرٍ فَإِذَا أَدْرَكْتَهُ فَأَقْرِئْهُ مِنِّي اَلسَّلاَمَ قَالَ وَ مَضَى جَابِرٌ وَ رَجَعَ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَجَلَسَ مَعَ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ ع وَ إِخْوَتِهِ فَلَمَّا صَلَّى اَلْمَغْرِبَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ لِأَبِي…

شیبانی گوید: بخدا که من در خدمت علی بن الحسین بودم و فرزندانش هم حضور داشتند که جابر ابن عبد الله انصاری خدمت آن حضرت رسید و سلام کرد، سپس دست ابی جعفر(امام باقر)علیه السلام را گرفت و با او خلوت کرد و عرضکرد: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله بمن خبر داد که من مردی از اهل بیت او را که نامش محمد بن علی و کنیه اش ابا جعفر است درک میکنم، و فرمود: چون خدمتش رسیدی، او را از جانب من سلام برسان، شیبانی گوید: جابر برفت و ابو جعفر علیه السلام آمد و نزد پدرش علی بن الحسین علیه السلام با برادرانش نشست، و چون نماز مغرب را گزارد، علی بن الحسین به ابی جعفر علیهم السلام فرمود: جابر بن عبد الله انصاری بتو چه گفت؟ جوابداد: او گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: تو مردی از اهل بیت مرا که نامش محمد بن…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 304

إِنَّ أَبِي ع اِسْتَوْدَعَنِي مَا هُنَاكَ فَلَمَّا حَضَرَتْهُ اَلْوَفَاةُ قَالَ اُدْعُ لِي شُهُوداً فَدَعَوْتُ لَهُ أَرْبَعَةً مِنْ قُرَيْشٍ فِيهِمْ نَافِعٌ مَوْلَى عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ عُمَرَ فَقَالَ اُكْتُبْ هَذَا مَا أَوْصَى بِهِ يَعْقُوبُ بَنِيهِ يا بَنِيَّ إِنَّ اَللّهَ اِصْطَفى لَكُمُ اَلدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ َ أَوْصَى مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ إِلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَمَرَهُ أَنْ يُكَفِّنَهُ فِي بُرْدِهِ اَلَّذِي كَانَ يُصَلِّي فِيهِ اَلْجُمُعَةَ وَ أَنْ يُعَمِّمَهُ بِعِمَامَتِهِ وَ أَنْ يُرَبِّعَ قَبْرَهُ وَ يَرْفَعَهُ أَرْبَعَ أَصَابِعَ وَ أَنْ…

عبد الاعلی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پدرم آنچه در آنجا بود(از کتب و؟ ؟ ؟ و نشانه های امامت)بمن سپرد و چون وفاتش نزدیک شد، فرمود: گواهانی نزد من آور، من چهار تن از قریش را که نافع-غلام عبد الله بن عمر-در میان آنها بود حاضر کردم، پس فرمود بنویس: اینست آنچه یعقوب بپسرانش وصیت کرد. «پسرانم خدا برای شما این دین را برگزید، پس نمیرید جز اینکه مسلمان باشید-132 سوره 2-»و محمد بن علی بجعفر بن محمد وصیت کرد و باو امر فرمود که او را در بردی که نماز جمعه را با آن میخواند کفن پوشد، و با عمامه خودش او را عمامه پوشد و قبرش را چهار گوش سازد و بمقدار چهار انگشت بالا آورد و هنگام دفن بندهای کفن او را بگشاید: سپس بگواهان فرمود برگردید خدا شما را رحمت کند-بعد از آنکه رفتند-گفتم: ای پدر در این وصیت چه…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 307

سَأَلْتُ عَبْدَ اَلرَّحْمَنِ فِي اَلسَّنَةِ اَلَّتِي أُخِذَ فِيهَا أَبُو اَلْحَسَنِ اَلْمَاضِي ع فَقُلْتُ لَهُ إِنَّ هَذَا اَلرَّجُلَ قَدْ صَارَ فِي يَدِ هَذَا وَ مَا نَدْرِي إِلَى مَا يَصِيرُ فَهَلْ بَلَغَكَ عَنْهُ فِي أَحَدٍ مِنْ وُلْدِهِ شَيْ ءٌ فَقَالَ لِي مَا ظَنَنْتُ أَنَّ أَحَداً يَسْأَلُنِي عَنْ هَذِهِ اَلْمَسْأَلَةِ دَخَلْتُ عَلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ فِي مَنْزِلِهِ فَإِذَا هُوَ فِي بَيْتٍ كَذَا فِي دَارِهِ فِي مَسْجِدٍ لَهُ وَ هُوَ يَدْعُو وَ عَلَى يَمِينِهِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع يُؤَمِّنُ عَلَى دُعَائِهِ فَقُلْتُ لَهُ جَعَلَنِيَ اَللَّهُ فِدَاكَ قَدْ عَرَفْتَ اِنْقِطَاعِي…

ابن حجاج گوید: در سالی که ابو الحسن ماضی(امام هفتم)علیه السلام را گرفتند، بعبد الرحمن گفتم: این مرد(امام هفتم علیه السلام)بدست این مرد(هارون)افتاد و نمیدانم عاقبت کارش بکجا انجامد آیا نسبت بیکی از اولادش بتو خبری رسیده است؟ بمن گفت: من گمان نمیکردم کسی این مساله را از من بپرسد، من بمنزل جعفر بن محمد رفتم، او در فلان اتاق خانه در محل نمازش بود و دعا میکرد و موسی بن جعفر طرف راستش بود و آمین میگفت، بحضرت عرضکردم: خدا مرا قربانت کند: میدانید که من تنها بشما گرویده ام و در خدمت شما بوده ام، بفرمایید صاحب اختیار مردم بعد از شما کیست؟ فرمود: موسی آن زره را پوشید و بقامتش راست آمد، بحضرت عرض کردم: بعد از این دیگر بچیزی احتیاج ندارم(همین سخن مرا کافیست).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 308

لَقِيتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ ع وَ نَحْنُ نُرِيدُ اَلْعُمْرَةَ فِي بَعْضِ اَلطَّرِيقِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَلْ تُثْبِتُ هَذَا اَلْمَوْضِعَ اَلَّذِي نَحْنُ فِيهِ قَالَ نَعَمْ فَهَلْ تُثْبِتُهُ أَنْتَ قُلْتُ نَعَمْ إِنِّي أَنَا وَ أَبِي لَقِينَاكَ هَاهُنَا وَ أَنْتَ مَعَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ مَعَهُ إِخْوَتُكَ فَقَالَ لَهُ أَبِي بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي أَنْتُمْ كُلُّكُمْ أَئِمَّةٌ مُطَهَّرُونَ وَ اَلْمَوْتُ لاَ يَعْرَى مِنْهُ أَحَدٌ فَأَحْدِثْ إِلَيَّ شَيْئاً أُحَدِّثُ بِهِ مَنْ يَخْلُفُنِي مِنْ بَعْدِي فَلاَ يَضِلَّ قَالَ نَعَمْ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ هَؤُلاَءِ وُلْدِي وَ هَذَا…

یزید بن سلیط زیدی(که کنیه اش ابا عماره است)گوید: در بین راهی که بعمره میرفتیم بموسی بن جعفر علیه السلام برخوردم و عرضکردم: قربانت گردم، این مکان را که ما در آن هستیم بیاد می آورید؟ فرمود: آری، تو هم یادت می آید؟ عرضکردم: آری، من و پدرم شما را در اینجا ملاقات کردیم و امام صادق علیه السلام و برادران شما هم بودند. پدرم بامام صادق علیه السلام عرضکرد: پدر و مادرم بقربانت، شما همه امامان پاک هستید -ولی کسی از مرگ بر کنار نمیماند. بمن مطلبی بفرمایید که بجانشین خود باز گویم تا گمراه نشود. فرمود آری ای ابا عبد الله؛ (کنیه پدر زید است)اینان پسران منند و این سرور آنهاست-و بشما اشاره کرد-اوست که حکم(قضاوت یا حکمت)و فهم و سخاوت و شناسایی احتیاجات و اختلافات مردم را در امر دین و دنیاشان میداند و اخلاق و…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 313
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه