قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله:
وَ اَللَّهِ إِنِّي لَجَالِسٌ عِنْدَ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ وَ عِنْدَهُ وُلْدُهُ إِذْ جَاءَهُ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيُّ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِ أَبِي جَعْفَرٍ ع فَخَلاَ بِهِ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص أَخْبَرَنِي أَنِّي سَأُدْرِكُ رَجُلاً مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ يُقَالُ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ يُكَنَّى أَبَا جَعْفَرٍ فَإِذَا أَدْرَكْتَهُ فَأَقْرِئْهُ مِنِّي اَلسَّلاَمَ قَالَ وَ مَضَى جَابِرٌ وَ رَجَعَ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَجَلَسَ مَعَ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ ع وَ إِخْوَتِهِ فَلَمَّا صَلَّى اَلْمَغْرِبَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع أَيَّ شَيْ ءٍ قَالَ لَكَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيُّ فَقَالَ قَالَ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص قَالَ إِنَّكَ سَتُدْرِكُ رَجُلاً مِنْ أَهْلِ بَيْتِيَ اِسْمُهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ يُكَنَّى أَبَا جَعْفَرٍ فَأَقْرِئْهُ مِنِّي اَلسَّلاَمَ فَقَالَ لَهُ أَبُوهُ هَنِيئاً لَكَ يَا بُنَيَّ مَا خَصَّكَ اَللَّهُ بِهِ مِنْ رَسُولِهِ مِنْ بَيْنِ أَهْلِ بَيْتِكَ لاَ تُطْلِعْ إِخْوَتَكَ عَلَى هَذَا فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْداً كَمَا كَادُوا إِخْوَةُ يُوسُفَ لِيُوسُفَ ع .
شیبانی گوید: بخدا که من در خدمت علی بن الحسین بودم و فرزندانش هم حضور داشتند که جابر ابن عبد الله انصاری خدمت آن حضرت رسید و سلام کرد، سپس دست ابی جعفر(امام باقر)علیه السلام را گرفت و با او خلوت کرد و عرضکرد: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله بمن خبر داد که من مردی از اهل بیت او را که نامش محمد بن علی و کنیه اش ابا جعفر است درک میکنم، و فرمود: چون خدمتش رسیدی، او را از جانب من سلام برسان، شیبانی گوید: جابر برفت و ابو جعفر علیه السلام آمد و نزد پدرش علی بن الحسین علیه السلام با برادرانش نشست، و چون نماز مغرب را گزارد، علی بن الحسین به ابی جعفر علیهم السلام فرمود: جابر بن عبد الله انصاری بتو چه گفت؟ جوابداد: او گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: تو مردی از اهل بیت مرا که نامش محمد بن علی و کینه اش ابا جعفر است درک میکنی، سلام مرا باو برسان. پدرش باو فرمود: پسر جانم امتیاز و خصوصیتی را که خدا توسط پیغمبرش از میان اهل بیتش تنها بتو داده بر تو گوارا باد. برادرانت را از این مطلب آگاه مکن، مبادا در باره تو مکری اندیشند، چنان که برادران یوسف برای یوسف اندیشیدند.