قال رسول الله صلى الله عليه و آله

جستجوی «دنیا»

کلام نورانی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با متن عربی، ترجمه فارسی و منبع.

۱٬۸۱۰ حدیث · صفحه ۱۴۶ از ۱۵۱

قال رسول الله صلی الله علیه وآله: أنْتَ خَیرُ امَّتی فی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ.

رسول خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود: تو بهترین امتم در هر دو سرا می باشی.

  1. مناقب سیدنا علی علیه السلام، 28 به نقل از ابن مردویه. مناقب ابن مردویه، 111/ 129.
پرتوی از فضائل امیر مؤمنان، علی علیه السلام، ص: 162

عن سعد، سمعت رسول الله صلی الله علیه وآله یقول لعلی علیه السلام ثلاث خصال لأن یکون لی واحدة منها أحب إلی من الدنیا و ما فیها، سمعته یقول: أنْتَ مِنّی بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسی إلّا أنَّهُ لا نَبِی بَعْدِی وَ سَمِعْتُهُ یقُولُ: لَاعْطِینَّ الرایةَ غَداً رَجُلًا یحِبُّ اللهَ وَالرَّسُولَ وَ یحِبُّهُ اللهُ وَ رَسُولُهُ لَیسَ بِفَرّارٍ. وَ سَمِعْتُهُ یقُولُ: مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِی مَوْلاهُ.

از سعد نقل است که گفت: سه جمله (خصلت) است که اگر یکی از آنها در من بود از دنیا و آنچه در آن است بیشترش ارج می نهادم. شنیدم پیامبر صلی الله علیه وآله به علی می گوید: منزلت تو به من همان منزلت هارون به موسی است با این تفاوت که دیگر بعد از من نبوت نیست. و شنیدم در روز فتح خیبر درباره او فرمود: فردا بیرق جنگ را به کسی خواهم سپرد که خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند و هیچ گاه به دشمن پشت نمی کند و نمی گریزد. و شنیدم فرمود: هرکس که من مولای اویم علی مولای اوست.

  1. کنز العمال 13، ح 36595 به نقل از ابن جریر. نیز رجوع فرمایید به ح 36493 و 36496. می گویم: «این احادیث از روایات متواتر و قطعی الصدور است.»
پرتوی از فضائل امیر مؤمنان، علی علیه السلام، ص: 151

عن عبدالله بن عمر. قال رسول الله صلی الله علیه وآله: عَلِی أخی فِی الدُّنْیا وَ الآخِرَةِ.

از عبدالله بن عمر روایت است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: علی برادر من است در این جهان و سرای دیگر.

  1. ترمذی درسنن، 636: 5/ 7320 از ابن عمر روایت می کند که رسول خدا صلی الله علیه وآله میان اصحابش پیمان برادری بست (علی در این موقع تنها ماند) در این لحظه با دیدگان اشک آلود حضور پیامبر صلی الله علیه وآله رسید و گفت: «یا نبی الله! بین ملازمان و همراهانتان پیوند اخوت ایجاد کردی ولی میان من و کسی پیوند برادری برقرار نفرمودی.» حضرت فرمود: «تو برادر من در این جهان و سرای دیگر هستی.» حاکم در مستدرک، 14: 3 و سیوطی در الجامع الصغیر، ح 5589. و در کتاب مناقب سیدنا علی علیه السلام از زید بن ارقم نقل است که رسول خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود: «تو برادر و رفیق منی.» و در فردوس الاخبار، 15: 3/ 4182 از آن سرور صلی الله علیه وآله نقل است که فرمود: «علی برادر و عموزاده من است». ابن عساکر از عباس روایت آورده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «بهترین برادرانم علی، بهترین عموهایم حمزه است.» تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام) 138: 1 و رجوع شود به مجمع الزوائد، 9/ 111 باب منزلته و مؤاخاته. گفتنی است که حدیث مؤاخات از احادیث مشهور بین فریقین است. و ایجاد پیوند برادری بیش از یک نوبت انجام شده است. در حدیث دیگر از مسند زید بن ابی اوفی در باب مؤاخات چنین آمده است: وقتی علی علیه السلام از تأخیر پیوند برادری اش شِکوه کرد، نبی مکرّم صلی الله علیه وآله فرمود: «قسم به خدایی که مرا به حق مبعوث فرمود [پیمان ] تو را به عقب نینداختم مگر برای این که تو را برادر خود کنم. تو برادر منی و نسبت به من چون هارون نسبت به موسایی با این فرق که پس از من پیامبری نخواهد بود و تو برادر و وارث من هستی.» علی گفت: «از تو چه چیزی به ارث می برم یا رسول الله؟» فرمود: «آنچه را پیامبران پیش از من ارث گذاشتند.» پرسید: «انبیای پیشین چه چیزی به ارث گذاشتند؟» فرمود: «کتاب خدا و سنت پیامبرانشان و تو با منی در قصرم در بهشت با دخترم فاطمه و تو برادر و رفیق منی.» این حدیث را احمد در کتاب مناقب علی آورده. کنز العمال، 106 105: 13 ح 36345. می گویم: چه قدر شایسته است که دوستدار علی علیه السلام به هنگام ذکر احادیث «پیوند برادری» که روایاتش متواتر است به ترنم این اشعار که منسوب به امیر مؤمنان علیه السلام است بپردازد. ترجمه اشعار طبق نقل کنز العمال، 112: 13 چنین است: «رسول خدا صلی الله علیه وآله برادر و پدر خانم من است و حمزه سید الشهدا عمویم می باشد.» و جعفر طیار که (در بهشت) بامداد و شامگاه همراه فرشتگان پرواز می کند برادر من است. و فاطمه دخت محمد صلی الله علیه وآله همسر و آرام جان من است که گوشتش با گوشت و خونم در آمیخته است. و نواده های پیامبر صلی الله علیه وآله (حسنین علیهما السلام) دو فرزند من از فاطمه اند، چه کسی از شما را نصیبی همچون نصیب من هست؟ بر تمام شما در ایمان به خدا و پیامبر پیشتازم در حالی که هنوز خُرد بودم و به مرز بلوغ جسمی نرسیده بودم.
پرتوی از فضائل امیر مؤمنان، علی علیه السلام، ص: 114

عن عمّار بن یاسر: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: یا عَلِی، إنَّ اللهَ تَعالی قَدْ زَینَک بِزِینَةٍ لَمْ تُزَینُ العِبادُ بِزینَةٍ أحَبُّ إلَی اللهِ تَعالی مِنْها، هِی زینَةُ الأبْرارِ عِنْدَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ: الزُّهْدُ فِی الدُّنْیا، فَجَعَلَک لا تَزْرَا مِنَ الدُّنْیا شَیئاً وَ لاتَزْرَا الدُّنْیا مِنْک شَیئاً وَ وَهَبَ لَک حُبَّ المَساکینَ، فَجَعَلَک تَرْضی بِهِمْ أتباعاً، وَ یرْضُونَ بِک إماماً.

از عمّار بن یاسر روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: ای علی! خدای متعال تو را به زینتی آراسته است که هیچ بنده ای به زیوری چنین مزین نگشته و خدا آن را بیش از هر زینت دیگری دوست دارد و آن زهد در دنیاست که زینت نیکوکاران در نزد خدای با عزت و جلال است. پس تو را طوری قرار داده که نه ازدنیا دست تو را می گیرد و نه دنیا چیزی از تو به دست می آورد. خدا در وجود تو علاقه به مساکین را عطا کرد، پس تو را طوری قرار داده که راضی شدی که رهبر آنها باشی و آنان نیز به پیشوایی چون تو خشنودند.

  1. حلیة الاولیاء، 71: 1؛ تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام) 212: 2/ 715؛ مناقب امیرالمؤمنین علی علیه السلام، 105/ 148 و دراسد الغابة 13: 4 مانند آن ثبت شده است. و نزدیک به این مضمون در الفردوس، 319: 5/ 8311 و جمع الجوامع، 968: 1 آمده است. طبرانی در المعجم الاوسط (90 89: 3/ 2178) از عمّار بن یاسر نقل کرده که گفت: از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله شنیدم به علی علیه السلام فرمود: «خداوند متعال تو را به زیوری آراسته است که هیچ یک از بندگان را به زیوری مانند آن، نیاراسته. خداوند متعال دوستی بینوایان و در کنار آنان بودن را مورد علاقه تو قرار داده و تو را به پیشوایی آنان برگزیده که تو به آنان خشنودی و برایت پیروانی در نظر گرفته که آنان به پیشوایی تو خرسندند. پس خوشا بر آنان که تو را دوست بدارند و تو را می پذیرند و وای بر آنهایی که با تو دشمنی ورزند.» و خوارزمی در المناقب (117/ 128) از عمر بن عبد العزیز نقل کرده که گفت: «بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله در میان امت آن حضرت کسی را زاهدتر از علی بن ابی طالب سراغ نداریم.» نیز نک: تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام) 252: 3/ 1269. و در خصوص مصادیق زهد ایشان نک: همان کتاب، 239: 3/ 256 و 232/ 142 و 230/ 1238 و سایر کتاب ها.
پرتوی از فضائل امیر مؤمنان، علی علیه السلام، ص: 109

عن جابر، قال: قالوا: یا رسول الله! مَنْ یحْمِلُ رایتَک یوْمَ القِیامَة؟ قالَ: مَنْ یحْسُنُ أنْ یحْمِلَها إلّا مَنْ حَمَلَها فِی الدُّنْیا؟: عَلِی بْنَ أبی طالِبٍ.

از جابر روایت است که گفت: اصحاب از رسول خدا صلی الله علیه وآله پرسیدند: آن کس که پرچم شما را در روز قیامت حمل خواهد کرد کیست؟ حضرت فرمود: چه فردی جز همان که آن را در دنیا در دست داشت، شایستگی حمل آن را خواهد داشت؟ (علی بن ابی طالب)

  1. المعجم الکبیر طبرانی، ج 2، ح 2036؛ تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام) ج 1، ح 209؛ جواهر المطالب، 1، 182. از انس نقل است که رسول خدا صلی الله علیه وآله مکتوب برائت از مشرکان مکه را در اختیار ابوبکر گذاشت و او را به طرف مکه اعزام کرد. چندی بعد او را باز خواند و فرمود: «شایسته نیست این نامه را برساند مگر مردی از وابستگان نزدیک من.» آن گاه علی را فرا خواند و نامه یاد شده را به او سپرد تا به مکه ببرد. الدر المنثور، 209: 3؛ فتح القدیر 334: 2. و نزدیک به این مضمون در کنز العمال، 422: 2 و از ابن عباس نقل شد، که گفت: «علی حامل عَلَم رسول خدا صلی الله علیه وآله در جنگ بدر و کلیه نبردها بود.» جواهر المطالب، 189: 1. نیز نک: الطبقات ابن سعد، 14: 3. و از ابن عباس نقل است که گفت: دست علی در نبرد احد، آسیب دید و پرچم از دستش به زمین افتاد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «بیرق را در دست چپ او بگذارید زیرا او در هر دو جهان پرچمدار من است.» الریاض النضره، 138: 2؛ جواهر المطالب، 190: 1.
پرتوی از فضائل امیر مؤمنان، علی علیه السلام، ص: 105

عن معاویة بن حیدة: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: مَنْ ماتَ وَ فی قَلْبِهِ بُغْضُ عَلِی بْنِ أبی طالِبٍ فَلْیمُتْ یهودیاً أو نَصرانِیاً.

از معاویه بن حیده روایت است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: هر که بدرود حیات گوید و در دلش دشمنی علی بن ابی طالب باشد پس بایست یهودی یا نصرانی از دنیا رخت بربندد.

  1. الفردوس، 508: 3/ 5579 و 321: 5/ 8316. از جابر و او از رسول اکرم صلی الله علیه و آله روایت کرده که حضرت فرمود: «ای علی! چنانکه امتم با تو دشمنی ورزید، خداوند آنان را با نوک بینی شان در آتش می اندازد.» تنزیه الشریعه: 360. اللآلی المصنوعة، 1/ 190. و در کتاب الفردوس، 330: 5/ 8339 و زهر الفردوس، 312: 4 به صورت مسند از بهز بن حکیم از رسول خدا صلی الله علیه وآله روایت کرده که فرمود: «ای علی! باکی ندارم هر کس با دشمنی تو دنیا را ترک گوید، یهودی بمیرد یا نصرانی.» این حدیث را ابن مغازلی در المناقب ( (50/ 74) از معاویة بن حیده نقل کرده است. و از ابن هارون نقل شده که گفت: با ابن عمر در جایی نشسته بودیم که نافع بن ارزق به ما نزدیک شد و بالای سر ابن عمر ایستاد و سوگند یاد کرد و گفت: به خدا سوگند که بغض علی را در دل نهفته دارم. روای گوید: ابن عمر سربلند کرد و گفت: خدایت دشمن بدارد، بغض شخصیتی را در دل می گیری که یکی از سوابقش ازدنیا و هر چه در آن است برتر و بهتر است. المصنف، ابن ابی شیبة، 160: 6؛ شواهد التنزیل، 20: 1/ 12.
پرتوی از فضائل امیر مؤمنان، علی علیه السلام، ص: 83

عن عائشة: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و هو فی بیتی لما حضره الموت: ادْعُوا لِی حَبیبی. فَدَعَوتُ أبابَکرٍ، فَنَظَرَ إلَیهِ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وآله ثُمَّ وَضَعَ رَأسَهُ، ثُمَّ قَالَ: ادْعُوا لِی حَبیبی. فَقُلْتُ: وَیلَکم ادْعُوا لَهُ عَلِی بْنَ ابِی طالِبٍ، فَوَاللهِ مَا یریدُهُ غَیرَه، فَلَمّا رَآهُ أسْتَوی جالِساً، وَ خَرَجَ الثَّوبَ الَّذِی کان عَلَیهِ، ثُمَّ أدْخَلَهُ فیهِ، فَلَمْ یزَلْ یحْتَضِنُهُ حَتّی قُبِضَ وَ یدُه عَلَیهِ.

از عایشه نقل است که رسول خدا صلی الله علیه وآله در مرضی که بدان وفات یافت در بیت من بود که فرمود: حبیب مرا به نزدم بیاورید. من (پدرم) ابوبکر را دعوت کردم. پیامبر صلی الله علیه وآله بدو نگریست و آن گاه سر خود را بر بالین نهاد و همان سخن را تکرار کرده فرمود: «حبیبِ مرا به نزدم بیاورید». به حاضران گفتم: وای بر شما علی بن ابی طالب را نزد او آورید که به خدا سوگند جز او کسی را نمی طلبد! چون علی را مشاهده کرد از بستر جدا شد و پوششی را که بر رویش بود عقب زد و علی را در زیر آن برد و همچنان او را در آغوش داشت تا از دنیا رحلت کرد در حالی که دستش بر بدن علی بود. [i]

  1. [i] المناقب خوارزمی، 68/ 41. این حدیث را ابن مردویه طبق آنچه شهاب الدین ایجی شافعی در توضیح الدلائل 178 آورده، نقل نموده است. و نیز محب الدین طبری در ذخائر العقبی، ص 72 از عائشه نقل می کند که چون رحلت رسول خدا صلی الله علیه وآله نزدیک شد فرمود: «حبیب مرا به نزدم بیاورید.» ابوبکر را حاضر کردند حضرت به او نگریست دوباره سر خود را بر بالین نهاد، و بار دیگر همان را تکرار فرمود. عمر را فرا خواندند. همین که رسول خدا صلی الله علیه وآله او را مشاهده کرده سر بر زمین نهاد و باز فرمود: حبیب مرا بگویید بیاید. علی را دعوت کردند. چون رسول خدا صلی الله علیه وآله او را دید همراه با خود او را داخل پارچه ای کرد که رویش انداخته بودند، همچنان او را در آغوش داشت تا جان به جان آفرین تسلیم کرد. و نیزاین حدیث در تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام) 3/ 17/ 1036؛ جواهرالمطالب، 1/ 175 نقل شده است. از عبدالله بن عمر روایت است که رسول اکرم صلی الله علیه وآله هنگام بیماریش فرمود: «برادرم را نزد من فرا خوانید.» ابوبکر را گفتند، حضرت از او روی برگرداند آن گاه فرمود: «بگویید برادرم بیاید.» عمر را گفتند آمد. رسول خدا صلی الله علیه وآله از او نیز روی گردانیده آن گاه فرمود: «برادرم را بگویید بیاید.» عثمان را گفتند آمد پس حضرت از او نیز روی برگرداند. پس علی را فراخواندند پیامبر پارچه ای رویش بود برداشت و علی را در زیر آن پارچه داخل نمود، هنگامی که علی از حضور پیامبر خارج شد. از ایشان سؤال شد رسول خدا چه چیزی در زیر پارچه به تو فرمود؟ گفتند: رسول خدا مرا هزار باب آموخت که از هر بابی هزار باب گشوده می شود. مسند ابی یعلی موصلی؛ سیر اعلام النبلاء، 22: 8؛ تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام) 483: 2/ 1012؛ کفایة الطالب، 133.
پرتوی از فضائل امیر مؤمنان، علی علیه السلام، ص: 44

إِنَّ لِلْمَوْتِ لَغَمَرَاتٍ هِيَ أَفْظَعُ مِنْ أَنْ تُسْتَغْرَقَ بِصِفَةٍ أَوْ تَعْتَدِلَ عَلَى عُقُولِ أَهْلِ اَلدُّنْيَا

همانا از برای مرگ سختیهایی است زشتتر از آن که بتوان بتمامه آن را وصف نمود و یا با خردهای اهل دنیا آن را درک کرد.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 212

لِطَالِبِ اَلْعِلْمِ عِزُّ اَلدُّنْيَا وَ فَوْزُ اَلْآخِرَة

جویندۀ دانش را عزّت دنیا و رستگاری آخرت است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 51

اَلْعَاقِلُ مَنْ زَهِدَ فِي دُنْيَا فَانِيَةٍ دَنِيَّةٍ دَنِيَّةٍ فَانِيَةٍ وَ رَغِبَ فِي جَنَّةٍ سَنِيَّةٍ خَالِدَةٍ عَالِيَةٍ عَلِيَّة

خردمند کسی است که به دنیای پست نابود شدنی، بی میل باشد و به بهشت بلند جاوید و بلند مرتبه میل کند.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 68

إِيَّاكَ أَنْ يَنْزِلَ بِكَ اَلْمَوْتُ وَ أَنْتَ آبِقٌ عَنْ رَبِّكَ فِي طَلَبِ اَلدُّنْيَا

بپرهیز از این که مرگ بر تو فرود آید و تو در جستجوی دنیا از پروردگار خود فراری باشی.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 214

رُبَّ نَاصِحٍ مِنَ اَلدُّنْيَا عِنْدَكَ مُتَّهَم

بسا پند دهندۀ از دوری دنیا که در نظر تو به دنیا داری متّهم است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 288
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه