قَالَ إِنَّ اَلْأَنْبِيَاءَ وَ أَوْلاَدَ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ أَتْبَاعَ اَلْأَنْبِيَاءِ خُصُّوا بِثَلاَثِ خِصَالٍ اَلسُّقْمِ فِي اَلْأَبْدَانِ وَ خَوْفِ اَلسُّلْطَانِ وَ اَلْفَقْرِ.
موسی بن جعفر(ع)فرمود: براستی که پیغمبران و فرزندانشان و پیروانشان بسه چیز اختصاص یافتند: بیماری جسمی و ترس از حکومت وقت و فقر و تهی دستی.
قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَخْبِرْنِي عَنِ اَلنَّبِيِّ ص وَرِثَ اَلنَّبِيِّينَ كُلَّهُمْ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ مِنْ لَدُنْ آدَمَ حَتَّى اِنْتَهَى إِلَى نَفْسِهِ قَالَ مَا بَعَثَ اَللَّهُ نَبِيّاً إِلاَّ وَ مُحَمَّدٌ ص أَعْلَمُ مِنْهُ قَالَ قُلْتُ إِنَّ عِيسَى اِبْنَ مَرْيَمَ كَانَ يُحْيِي اَلْمَوْتَى بِإِذْنِ اَللَّهِ قَالَ صَدَقْتَ وَ سُلَيْمَانَ بْنَ دَاوُدَ كَانَ يَفْهَمُ مَنْطِقَ اَلطَّيْرِ وَ كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ ص يَقْدِرُ عَلَى هَذِهِ اَلْمَنَازِلِ قَالَ فَقَالَ إِنَّ سُلَيْمَانَ بْنَ دَاوُدَ قَالَ لِلْهُدْهُدِ حِينَ فَقَدَهُ وَ شَكَّ فِي أَمْرِهِ فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى اَلْهُدْهُدَ…
ابراهیم گوید: پدرم گفت: بامام کاظم علیه السلام عرضکردم: قربانت گردم، بمن بفرمایید که: آیا پیغمبر ما صلی الله علیه و آله وارث تمام پیغمبران است؟ فرمود: آری، عرضکردم: از زمان آدم تا بخود آن حضرت برسد؟ -فرمود: خدا هیچ پیغمبری را مبعوث نفرمود، جز اینکه محمد صلی الله علیه و آله از او اعلم بود، عرضکردم: عیسی بن مریم مردگان را باذن خدا زنده میکرد، فرمود: راست گفتی و سلیمان هم نطق پرندگان را میفهمید و پیغمبر صلی الله علیه و آله هم بر این مراتب توانایی داشت، سپس فرمود: چون سلیمان شانه سر را حاضر نیافت و در امر او بشک افتاد، گفت: (20 سوره 27)«چرا شانه سر را نمی بینم مگر او غایب است؟ «پس بر او خشمگین شد و گفت، «او را عذابی سخت میکنم و یا سرش را میبرم و یا باید دلیل روشنی پیشم آرد»و خشم سلیمان بر شانه…
أَنَّهُ لَمَّا جَاءَ مَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَلَقِيَ أَبَا اَلْحَسَنِ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ ع فَحَكَى لَهُ هِشَامٌ اَلْحِكَايَةَ فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ ع لِبُرَيْهٍ يَا بُرَيْهُ كَيْفَ عِلْمُكَ بِكِتَابِكَ قَالَ أَنَا بِهِ عَالِمٌ ثُمَّ قَالَ كَيْفَ ثِقَتُكَ بِتَأْوِيلِهِ قَالَ مَا أَوْثَقَنِي بِعِلْمِي فِيهِ قَالَ فَابْتَدَأَ أَبُو اَلْحَسَنِ ع يَقْرَأُ اَلْإِنْجِيلَ فَقَالَ بُرَيْهٌ إِيَّاكَ كُنْتُ أَطْلُبُ مُنْذُ خَمْسِينَ سَنَةً أَوْ مِثْلَكَ قَالَ فَآمَنَ بُرَيْهٌ وَ حَسُنَ إِيمَانُهُ وَ آمَنَتِ اَلْمَرْأَةُ اَلَّتِي كَانَتْ مَعَهُ فَدَخَلَ هِشَامٌ وَ بُرَيْهٌ…
چون هشام بن حکم با بریه خدمت امام صادق آمد، بحضرت موسی بن جعفر برخوردند، هشام داستان بریه را برای آن حضرت نقل کرد، چون پایان یافت، حضرت ابو الحسن علیه السلام به بریه فرمود: ای بریه: علمت بکتاب دینت تا چه حد است؟ گفت: آن را میدانم فرمود: تا چه حد اطمینان داری که معنیش را بدانی؟ گفت، آن را خوب میدانم و بسیار اطمینان دارم، سپس امام علیه السلام بخواندن انجیل شروع فرمود، بریه گفت: پنجاه سال است که من ترا یا مانند ترا میجستم، پس او به خدا ایمان آورد و خوب هم ایمان آورد و زنی هم که با او بود، ایمان آورد، سپس هشام و بریه و آن زن، خدمت امام صادق علیه السلام آمدند، هشام گفتگوی میان حضرت ابو الحسن و بریه را نقل کرد، امام صادق (آیه 34 سوره 3)«نژاد ابراهیم و عمران بعض آن از بعض دیگر است و خدا شنوا و…
إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَشَّرَ أَهْلَ اَلْعَقْلِ وَ اَلْفَهْمِ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ فَبَشِّرْ عِبادِ اَلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ اَلَّذِينَ هَداهُمُ اَللّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا اَلْأَلْبابِ يَا هِشَامَ بْنَ اَلْحَكَمِ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَكْمَلَ لِلنَّاسِ اَلْحُجَجَ بِالْعُقُولِ وَ أَفْضَى إِلَيْهِمْ بِالْبَيَانِ وَ دَلَّهُمْ عَلَى رُبُوبِيَّتِهِ بِالْأَدِلاَّءِ فَقَالَ وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ اَلرَّحْمنُ اَلرَّحِيمُ إِنَّ فِي خَلْقِ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اِخْتِلافِ اَللَّيْلِ وَ اَلنَّهارِ…
از امام کاظم امین، ابو ابراهیم که کنیه اش ابو الحسن نیز است موسی فرزند جعفر علیهما السلام مطالبی طولانی در باره پند و حکمت و غیره روایت شده است. - سفارش امام کاظم علیه السلام به هشام و توصیف او از خرد -همانا خداوند تبارک و تعالی خردمندان و فهمیدگان را در کتابش بشارت داده و فرموده است: «پس بشارت ده به آن بندگان من که: به سخن گوش فرا می دهند و بهترین آن را پیروی می کنند اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان». زمر، آیه 17 و 18. ای هشام بن حکم به راستی خداوند عزیز و جلیل به وسیله خردها حجت ها را بر مردم تمام کرد و بیان حجت ها را به آنان رسانید و با برهان، آنان را به پروردگاری خویش راهنمایی کرد و فرمود: «و معبود شما، معبودی یگانه است که جز او هیچ معبودی نیست راستی که در آفرینش…
اَلْإِيمَانُ اَلْكُفْرُ اَلتَّصْدِيقُ اَلتَّكْذِيبُ اَلْإِخْلاَصُ اَلنِّفَاقُ اَلرَّجَاءُ اَلْقُنُوطُ اَلْعَدْلُ اَلْجَوْرُ اَلرِّضَا اَلسُّخْطُ اَلشُّكْرُ اَلْكُفْرَانُ اَلْيَأْسُ اَلطَّمَعُ اَلتَّوَكُّلُ اَلْحِرْصُ اَلرَّأْفَةُ اَلْغِلْظَةُ اَلْعِلْمُ اَلْجَهْلُ اَلْعِفَّةُ اَلتَّهَتُّكُ اَلزُّهْدُ اَلرَّغْبَةُ اَلرِّفْقُ اَلْخُرْقُ اَلرَّهْبَةُ اَلْجُرْأَةُ اَلتَّوَاضُعُ اَلْكِبْرُ اَلتُّؤَدَةُ اَلْعَجَلَةُ اَلْحِلْمُ اَلسَّفَهُ اَلصَّمْتُ اَلْهَذَرُ اَلاِسْتِسْلاَمُ اَلاِسْتِكْبَارُ اَلتَّسْلِيمُ اَلتَّجَبُّرُ اَلْعَفْوُ اَلْحِقْدُ اَلرَّحْمَةُ اَلْقَسْوَةُ اَلْيَقِينُ اَلشَّكُّ اَلصَّبْرُ…
لشکریان خرد و نادانی -ایمان، کفر؛ باور داری، ناباوری؛ پاکدلی، دورویی؛ امیدواری، ناامیدی؛ دادگری، بیدادگری؛ خرسندی، ناخرسندی؛ سپاسداری، ناسپاسی؛ امید گسستن از مردم ، چشم داشت از مردم ؛ توکل، آز؛ -نرم رفتاری، تندی؛ دانش، نادانی؛ پاکدامنی، پرده دری؛ پارسایی، شوق به دنیا؛ مدارا، تندخویی؛ بیم، گستاخی؛ فروتنی، بزرگی؛ آهسته کاری، شتابزدگی؛ بردباری، نابردباری؛ سکوت، پرگویی؛ پذیرفتن، گردن فرازی؛ فرمانبری، گردنکشی؛ گذشت، کینه توزی؛ نرم دلی، سنگدلی؛ یقین، شک؛ شکیبایی، بی قراری؛ بخشش، انتقام؛ بی نیازی، نیازمندی؛ اندیشه کردن، غفلت ورزی؛ به خاطر سپاری، فراموشی؛ به هم پیوستن، از هم گسستن؛ قناعت، شکم پرستی؛ گشاده دستی، مضایقه؛ دوستی، دشمنی؛ وفاداری، خیانت؛ فرمانبری، نافرمانی؛ فروتنی، گردنفرازی؛ سلامتی…
قَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ اَلْأَوَّلُ مَا بَقِيَ مِنْ أَمْثَالِ اَلْأَنْبِيَاءِ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ إِلاَّ كَلِمَةٌ إِذَا لَمْ تَسْتَحْيِ فَاعْمَلْ مَا شِئْتَ وَ قَالَ أَمَا إِنَّهَا فِي بَنِي أُمَيَّةَ .
امام کاظم علیه السّلام فرمود:از مثلهای پیامبران علیهم السّلام فقط یک کلمه مانده، و آن اینکه:هر زمان حیا نداشتی هر کاری خواستی بکن، و فرمود:این کلمه در مورد بنی امیّه است.
عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ قَالَ : مَا بَعَثَ اَللَّهُ نَبِيّا قَطُّ إِلاَّ عَاقِلا وَ بَعْضُ اَلنَّبِيِّينَ أَرْجَحُ مِنْ بَعْضٍ وَ مَا اِسْتَخْلَفَ دَاوُدُ سُلَيْمَانَ حَتَّى اِخْتَبَرَ عَقْلَهُ وَ اِسْتَخْلَفَ دَاوُدُ سُلَيْمَانَ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ وَ هُوَ اِبْنُ ثَلاَثَ عَشْرَةَ سَنَة وَ مَكَثَ فِي مُلْكِهِ أَرْبَعِينَ سَنَة .
امام کاظم علیه السّلام فرمود:خداوند هیچ پیغمبری را نفرستاد مگر اینکه عاقل بود، و بعضی از پیامبران بر بعضی برتری داشتند، حضرت داود تا عقل سلیمان را نیازمود، او را جانشین خود نساخت، و داود در سن سیزده سالگی سلیمان را جانشین خود کرد، و او چهل سال حکومت نمود.
قَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ مُوسَى عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّ اَلْأَنْبِيَاءَ وَ أَوْلاَدَ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ أَتْبَاعَ اَلْأَنْبِيَاءِ خُصُّوا بِثَلاَثِ خِصَالٍ اَلسُّقْمِ فِي اَلْأَبْدَانِ وَ خَوْفِ اَلسُّلْطَانِ وَ اَلْفَقْرِ.
امام موسی بن جعفر علیه السّلام فرمود:پیامبران و فرزندان پیامبران و پیروان پیامبران به سه خصلت مختص گردانیده شدند:بیماری در بدنها، ترس از پادشاهان و فقر.