قال الإمام الکاظم عليه السلام

احادیث درباره ایام الله از امام کاظم (ع)

امام موسی کاظم (علیه السلام)

لَمَّا أُقْدِمَ بِأَبِي اَلْحَسَنِ مُوسَى ع عَلَى اَلْمَهْدِيِّ اَلْقُدْمَةَ اَلْأُولَى نَزَلَ زُبَالَةَ فَكُنْتُ أُحَدِّثُهُ فَرَآنِي مَغْمُوماً فَقَالَ لِي يَا أَبَا خَالِدٍ مَا لِي أَرَاكَ مَغْمُوماً فَقُلْتُ وَ كَيْفَ لاَ أَغْتَمُّ وَ أَنْتَ تُحْمَلُ إِلَى هَذِهِ اَلطَّاغِيَةِ وَ لاَ أَدْرِي مَا يُحْدِثُ فِيكَ فَقَالَ لَيْسَ عَلَيَّ بَأْسٌ إِذَا كَانَ شَهْرُ كَذَا وَ كَذَا وَ يَوْمُ كَذَا فَوَافِنِي فِي أَوَّلِ اَلْمِيلِ فَمَا كَانَ لِي هَمٌّ إِلاَّ إِحْصَاءَ اَلشُّهُورِ وَ اَلْأَيَّامِ حَتَّى كَانَ ذَلِكَ اَلْيَوْمُ فَوَافَيْتُ اَلْمِيلَ فَمَا زِلْتُ عِنْدَهُ حَتَّى كَادَتِ اَلشَّمْسُ…

ابو خالد زبالی گوید: چون موسی بن جعفر علیه السلام را در نخستین بار نزد مهدی عباسی میبردند در زباله منزل کرد، من با او سخن می گفتم. حضرت مرا اندوهگین دید. فرمود: ای ابا خالد چرا ترا اندوهگین می بینم؟ گفتم: چگونه اندوهگین نباشم، در صورتی که شما را بسوی این طغیانگر میبرند و نمیدانم چه بسرت می آید. فرمود: مرا باکی نیست، چون فلان ماه و فلان روز رسد، در سر یک میلی خود را بمن برسان، پس از آن، من کاری جز شمردن ماهها و روزها نداشتم تا آن روز(که امام فرموده بود)فرا رسید. خود را بسر یک میلی رسانیدم و آنجا بودم تا نزدیک بود خورشید غروب کند، شیطان در دلم وسوسه کرد و ترسیدم در آنچه امام فرموده شک کنم. که ناگاه یک سیاهی را دیدم از طرف عراق پیش می آید، من به پیشوازشان رفتم. دیدم حضرت ابو الحسن(موسی بن…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 477

اَلْخُمُسُ مِنْ خَمْسَةِ أَشْيَاءَ مِنَ اَلْغَنَائِمِ وَ اَلْغَوْصِ وَ مِنَ اَلْكُنُوزِ وَ مِنَ اَلْمَعَادِنِ وَ اَلْمَلاَّحَةِ يُؤْخَذُ مِنْ كُلِّ هَذِهِ اَلصُّنُوفِ اَلْخُمُسُ فَيُجْعَلُ لِمَنْ جَعَلَهُ اَللَّهُ تَعَالَى لَهُ وَ يُقْسَمُ اَلْأَرْبَعَةُ اَلْأَخْمَاسِ بَيْنَ مَنْ قَاتَلَ عَلَيْهِ وَ وَلِيَ ذَلِكَ وَ يُقْسَمُ بَيْنَهُمُ اَلْخُمُسُ عَلَى سِتَّةِ أَسْهُمٍ سَهْمٌ لِلَّهِ وَ سَهْمٌ لِرَسُولِ اَللَّهِ وَ سَهْمٌ لِذِي اَلْقُرْبَى وَ سَهْمٌ لِلْيَتَامَى وَ سَهْمٌ لِلْمَسَاكِينِ وَ سَهْمٌ لِأَبْنَاءِ اَلسَّبِيلِ فَسَهْمُ اَللَّهِ وَ سَهْمُ رَسُولِ اَللَّهِ لِأُولِي اَلْأَمْرِ مِنْ…

موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: خمس از پنج چیز باید داده شود: 1-غنیمتها، 2-غواصی (منافع دریا)3-گنجها 4-معادن 5-نمکزارها(که معدن مخصوصی است)از تمام این انواع دریافت می شود و بکسانی که خدای تعالی مقرر فرموده داده می شود و چهار پنجم آن(یعنی غنایم)میان جنگجویان متصدیان جنگ تقسیم می شود، و خمس میان آنها(که خدا مقرر فرموده)به شش سهم تقسیم می شود: 1-سهم خدا، 2-سهم پیغمبر، 3-سهم خویشان پیغمبر، 4-سهم یتیمان، 5-سهم تهیدستان، 6-سهم در راه ماندگان. سهم خدا و سهم پیغمبر پس از وفات پیغمبر از نظر وراثت بوالیان امر(ایمه معصومین)تعلق دارد، پس برای امام سه سهم است: دو سهم از نظر وراثت و یکسهم بهره خود او است از جانب خدا، بنا بر این نصف کامل خمس از اوست(که در این زمان بسهم امام معروفست)و نصف دیگر میان خاندانش…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 539

رَجَبٌ شَهْرٌ عَظِيمٌ يُضَاعِفُ اَللَّهُ فِيهِ اَلْحَسَنَاتِ وَ يَمْحُو فِيهِ اَلسَّيِّئَاتِ مَنْ صَامَ يَوْماً مِنْ رَجَبٍ تَبَاعَدَتْ عَنْهُ اَلنَّارُ مَسِيرَةَ مِائَةِ سَنَةٍ وَ مَنْ صَامَ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ وَجَبَتْ لَهُ اَلْجَنَّةُ .

امام کاظم علیه السلام فرمود: رجب ماه بزرگی است که خداوند در آن ماه پاداش ها را دو چندان کند و گناهان را پاک سازد. هر که روزی از ماه رجب را روزه بدارد، دوزخ به اندازه مسافت صد سال از او دوری گزیند و هر که سه روز از ماه رجب را روزه بدارد بهشت بر او واجب آید.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 53

سَأَلْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ ع عَنِ اَلصِّيَامِ فِي اَلشَّهْرِ كَيْفَ هُوَ فَقَالَ ثَلاَثَةُ أَيَّامٍ فِي اَلشَّهْرِ فِي كُلِّ عَشَرَةِ أَيَّامٍ يَوْماً إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها َلاَثَةُ أَيَّامٍ فِي اَلشَّهْرِ صَوْمُ اَلدَّهْرِ .

احمد بن محمد بن ابی نصر از ابی بصیر گوید: از امام کاظم علیه السلام در باره روزه هر ماه پرسیدم که چگونه است. امام علیه السلام فرمود: در هر ماه سه روز است که در هر دهه یک روز باشد؛ زیرا خدای گرامی و بزرگ در کتابش می فرماید: «هر که کار نیکی فرا رو آورد، ده برابر آن پاداش خواهد داشت» انعام ، آیه 160 ، پس سه روز روزه در هر ماه روزه دهر(روزگار)است.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 80

إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَشَّرَ أَهْلَ اَلْعَقْلِ وَ اَلْفَهْمِ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ فَبَشِّرْ عِبادِ اَلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ اَلَّذِينَ هَداهُمُ اَللّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا اَلْأَلْبابِ يَا هِشَامَ بْنَ اَلْحَكَمِ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَكْمَلَ لِلنَّاسِ اَلْحُجَجَ بِالْعُقُولِ وَ أَفْضَى إِلَيْهِمْ بِالْبَيَانِ وَ دَلَّهُمْ عَلَى رُبُوبِيَّتِهِ بِالْأَدِلاَّءِ فَقَالَ وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ اَلرَّحْمنُ اَلرَّحِيمُ إِنَّ فِي خَلْقِ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اِخْتِلافِ اَللَّيْلِ وَ اَلنَّهارِ…

از امام کاظم امین، ابو ابراهیم که کنیه اش ابو الحسن نیز است موسی فرزند جعفر علیهما السلام مطالبی طولانی در باره پند و حکمت و غیره روایت شده است. - سفارش امام کاظم علیه السلام به هشام و توصیف او از خرد -همانا خداوند تبارک و تعالی خردمندان و فهمیدگان را در کتابش بشارت داده و فرموده است: «پس بشارت ده به آن بندگان من که: به سخن گوش فرا می دهند و بهترین آن را پیروی می کنند اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان». زمر، آیه 17 و 18. ای هشام بن حکم به راستی خداوند عزیز و جلیل به وسیله خردها حجت ها را بر مردم تمام کرد و بیان حجت ها را به آنان رسانید و با برهان، آنان را به پروردگاری خویش راهنمایی کرد و فرمود: «و معبود شما، معبودی یگانه است که جز او هیچ معبودی نیست راستی که در آفرینش…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 383

عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي لَيْلَى عَمَّنْ حَدَّثَهُ أَنَّهُ قَالَ : كُنْتُ مَعَ أَبِي اَلْحَسَنِ أَيَّامَ حَبْسِهِ بِبَغْدَادَ وَ كَانَ لِي شَعْرٌ فَقَالَ جُزَّ شَعْرَكَ ثُمَّ قَالَ ثَلاَثُ خِصَالٍ مَنْ كُنَّ فِيهِ فَتَرَكَهُنَّ لَمْ يَعُدْ إِلَيْهِنَّ أَبَدا مَنْ كَانَ لَهُ شَعْرٌ فَطَمَّهُ لَمْ يَعُدْ يُوَفِّرُ شَعْرَهُ أَبَدا لِمَا يُصِيبُ مِنَ اَللَّذَّةِ وَ اَلرَّاحَةِ وَ مَنْ كَانَ يَلْبَسُ ثَوْبا طَوِيلا فَشَمَّرَ لَمْ يَعُدْ يَلْبَسُ ثَوْبا طَوِيلا لِمَا يَجِدُ مِنَ اَلرَّاحَةِ وَ مَنْ كَانَتْ عِنْدَهُ حُرَّةٌ فَطَلَّقَهَا وَ اِتَّخَذَ اَلْإِمَاءَ لَمْ يَعُدْ إِلَى حُرَّةٍ…

عبد الرحمن بن ابی لیلی گوید:با امام کاظم علیه السّلام در زندان بودم، مویم بلند بود، فرمود: مویت را کوتاه کن، سپس فرمود:سه خصلت است که اگر در کسی باشد و آنها را ترک کند، دیگر به سراغشان نرود:کسی که موی بلند داشته و آن را کوتاه کند، دیگر موهای خود را بلند نکند به خاطر لذّت و راحتی که در موی کوتاه هست ، و هر کس لباس بلندی بپوشد، بعد پایین آن را کوتاه کند، هرگز لباس بلند نخواهد پوشید، به دلیل راحتی، و هر که زن آزادش را طلاق دهد و کنیزی بگیرد، دیگر آن زن آزاد را نخواهد گرفت، و این به خاطر کم خرج بودن کنیزها و پیروی کردنشان در همه حال می باشد. حضرت فرمود:خداوند عزّ و جلّ به پیامبرش صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود: و لباست را پاکیزه گردان در حالی که لباس ایشان طاهر بود، و فقط ایشان را امر به کوتاه…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 555

عَنِ اَلْكَاظِمِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : دَخَلَ رَسُولُ اَللَّهِ اَلْمَسْجِدَ فَإِذَا جَمَاعَةٌ قَدْ أَطَافُوا بِرَجُلٍ فَقَالَ مَا هَذَا قَالُوا عَلاَّمَةٌ قَالَ وَ مَا اَلْعَلاَّمَةُ قَالُوا أَعْلَمُ اَلنَّاسِ بِأَنْسَابِ اَلْعَرَبِ وَ وَقَائِعِهَا وَ أَيَّامِ اَلْجَاهِلِيَّةِ وَ بِالْأَشْعَارِ اَلْعَرَبِيَّةِ فَقَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ذَاكَ عِلْمٌ لاَ يَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ وَ لاَ يَنْفَعُ مَنْ عَلِمَهُ .

امام کاظم علیه السّلام فرمود:رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله وارد مسجد شد، ناگهان جماعتی را دید که گرد مردی را گرفته اند، فرمود:چه خبر است؟گفتند:علاّمه ای است، فرمود:علاّمه یعنی چه؟گفتند:داناترین مردم به دودمان عرب و حوادث ایشان و به روزگار جاهلیت و اشعار عرب است، پیامبر صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:اینها علمی است که زیانی به نادانش نرساند، و سودی به عالمش نبخشد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 271

كَانَ لِيَ اِبْنُ عَمٍّ يُقَالُ لَهُ اَلْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ كَانَ زَاهِداً وَ كَانَ مِنْ أَعْبَدِ أَهْلِ زَمَانِهِ وَ كَانَ يَتَّقِيهِ اَلسُّلْطَانُ لِجِدِّهِ فِي اَلدِّينِ وَ اِجْتِهَادِهِ وَ رُبَّمَا اِسْتَقْبَلَ اَلسُّلْطَانَ بِكَلاَمٍ صَعْبٍ يَعِظُهُ وَ يَأْمُرُهُ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَاهُ عَنِ اَلْمُنْكَرِ وَ كَانَ اَلسُّلْطَانُ يَحْتَمِلُهُ لِصَلاَحِهِ وَ لَمْ تَزَلْ هَذِهِ حَالَتَهُ حَتَّى كَانَ يَوْمٌ مِنَ اَلْأَيَّامِ إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ أَبُو اَلْحَسَنِ مُوسَى ع وَ هُوَ فِي اَلْمَسْجِدِ فَرَآهُ فَأَوْمَأَإِلَيْهِ فَأَتَاهُ فَقَالَ لَهُ يَا أَبَا عَلِيٍّ مَا أَحَبَّ…

محمد بن فلان واقفی گوید: من پسر عمویی داشتم که نامش حسن بن عبد الله بود، مردی بود زاهد و عابدترین مردم زمان خود. و بواسطه جدی بودن و کوشش او در امر دین سلطان از او پروا میکرد و بسا در پیش روی سلطان سخن درشت و دشواری بعنوان موعظه میگفت و او را امر بمعروف و نهی از منکر مینمود سلطان هم بواسطه شایستگی و نیکوکاریش از او تحمل میکرد، حال او پیوسته چنین بود تا آنکه روزی در مسجد حضرت ابو الحسن موسی بن جعفر علیه السلام بر او وارد شد. -چون او را دید، اشاره کرد، او هم نزد حضرت آمد، امام باو فرمود: ای ابا علی من روش ترا بسیار دوست دارم و خوشم می آید ولی تو معرفت نداری، برو و معرفت بجو، عرضکرد: قربانت، معرفت چیست؟ فرمود: برو بفهم و کسب حدیث کن. عرضکرد: از که کسب کنم؟ فرمود: از فقها اهل مدینه، سپس آن…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 352

أَمَرَ أَبُو إِبْرَاهِيمَ ع حِينَ أُخْرِجَ بِهِ أَبَا اَلْحَسَنِ ع أَنْ يَنَامَ عَلَى بَابِهِ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ أَبَداً مَا كَانَ حَيّاً إِلَى أَنْ يَأْتِيَهُ خَبَرُهُ قَالَ فَكُنَّا فِي كُلِّ لَيْلَةٍ نَفْرُشُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ فِي اَلدِّهْلِيزِ ثُمَّ يَأْتِي بَعْدَ اَلْعِشَاءِ فَيَنَامُ فَإِذَا أَصْبَحَ اِنْصَرَفَ إِلَى مَنْزِلِهِ قَالَ فَمَكَثَ عَلَى هَذِهِ اَلْحَالِ أَرْبَعَ سِنِينَ فَلَمَّا كَانَ لَيْلَةٌ مِنَ اَللَّيَالِي أَبْطَأَ عَنَّا وَ فُرِشَ لَهُ فَلَمْ يَأْتِ كَمَا كَانَ يَأْتِي فَاسْتَوْحَشَ اَلْعِيَالُ وَ ذُعِرُوا وَ دَخَلَنَا أَمْرٌ عَظِيمٌ مِنْ إِبْطَائِهِ فَلَمَّا كَانَ…

مسافر گوید: هنگامی که ابو ابراهیم(موسی بن جعفر)علیه السلام را(بسوی بغداد)میبردند بامام رضا علیه السلام دستور داد که همیشه تا وقتی که خودش زنده است، هر شب در منزل آن حضرت بخوابد تا خبرش باو برسد، مسافر گوید: ما هر شب بستر امام رضا را در دهلیز خانه میانداختیم، و آن حضرت بعد از شام می آمد و میخوابید -و صبح بمنزل خویش میرفت، تا چهار سال بدین منوال گذشت، شبی از شبها بستر حضرت را انداختند ولی او دیر کرد و بالاخره هم نیامد، اهل خانه نگران و هراسان شدند و ما را از نیامدنش دهشتی گرفت. چون فردا شد، آن حضرت بمنزل آمد و نزد اهل خانه رفت و متوجه ام احمد شد و باو فرمود: آنچه را پدرم بتو سپرده بیاور، ناگاه ام احمد فریاد کشید و سیلی برخسارش زد و گریبانش را درید و گفت: بخدا آقایم مرد، حضرت او را جلو گرفت و…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 381
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه