لِلصَّائِمِ فَرْحَتَانِ فَرْحَةٌ عِنْدَ إِفْطَارِهِ وَ فَرْحَةٌ عِنْدَ لِقَاءِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
امام صادق فرمود: روزه دار را دو شادی است یکی موقع افطار و دیگری بهنگام ملاقات خدای عز و جل.
امام جعفر صادق (علیه السلام)
لِلصَّائِمِ فَرْحَتَانِ فَرْحَةٌ عِنْدَ إِفْطَارِهِ وَ فَرْحَةٌ عِنْدَ لِقَاءِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
امام صادق فرمود: روزه دار را دو شادی است یکی موقع افطار و دیگری بهنگام ملاقات خدای عز و جل.
لا تَطیبُ السُّکنى إلّا بِثَلاثٍ: الهَواءِ الطَّیِّبِ، وَالماءِ الغَزیرِ العَذبِ، وَالأَرضِ الخَوّارَةِ؛
سکونت کردن [در جایی] جز با وجود سه ویژگی، خوش نخواهد بود: هوای خوش و پاک، آب فراوان گوارا و زمین پُربار.
زُورُوا الْحُسَيْنَ ع وَ لَوْ كُلَّ سَنَةٍ فَإِنَّ كُلَّ مَنْ أَتَاهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ غَيْرَ جَاحِدٍ لَمْ يَكُنْ لَهُ عِوَضٌ غَيْرُ الْجَنَّةِ وَ رُزِقَ رِزْقاً وَاسِعاً وَ آتَاهُ اللَّهُ مَنْ قِبَلَهُ بِفَرَحٍ عَاجِل.
حسین(ع) را زیارت کنید اگر چه سالی یکبار؛ زیرا هر کس به زیارتش رود در حالی که حق آن حضرت را بشناسد و منکر نباشد(یعنی قبول امامت و واجب الطاعة بودن)، عوضی کمتر از بهشت ندارد، و روزی و رزقش وسعت پیدا می کند، و در همین عالم خداوند متعال در ازای زیارتش به او در دنیا فرح و سرور می دهد.
یفرَحُ بِخُرُوجِهِ المُؤمِنُونَ وَ اَهلُ السَّمواتِ وَ لا یبقی کافِرٌ وَ لا مُشرِک اِلّا کرِهَ خُرُوجَهُ
تمام مؤمنین و اهل آسمان ها از قدوم مبارکش خوشحال می شوند ولی هیچ کافر و مشرکی نمی ماند مگر این که ناراحت و غمگین می شود.
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي مَنْصُورٍ اَلْمُتَطَبِّبِ فَقَالَ أَخْبَرَنِي رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِي قَالَ كُنْتُ أَنَا وَ اِبْنُ أَبِي اَلْعَوْجَاءِ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ اَلْمُقَفَّعِ فِي اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرَامِ فَقَالَ اِبْنُ اَلْمُقَفَّعِ تَرَوْنَ هَذَا اَلْخَلْقَ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى مَوْضِعِ اَلطَّوَافِ مَا مِنْهُمْ أَحَدٌ أُوجِبُ لَهُ اِسْمَ اَلْإِنْسَانِيَّةِ إِلاَّ ذَلِكَ اَلشَّيْخُ اَلْجَالِسُ يَعْنِي أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع فَأَمَّا اَلْبَاقُونَ فَرَعَاعٌ وَ بَهَائِمُ فَقَالَ لَهُ اِبْنُ أَبِي اَلْعَوْجَاءِ وَ كَيْفَ أَوْجَبْتَ هَذَا اَلاِسْمَ لِهَذَا اَلشَّيْخِ…
مردی گوید: من و ابن ابی العوجا و ابن مقفع در مسجد الحرام بودیم، ابن مقفع با دست اشاره بمحل طواف کرد و گفت: این مردم را که میبینی کسی از ایشان را شایسته نام انسانیت نمیدانم مگر آن شیخ نشسته-مقصودش امام صادق(ع)بود-اما دیگران ناکسانند و چهارپایان؛ ابن ابی العوجا گفت: چگونه این نام را تنها شایان این شیخ دانی گفت: برای اینکه آنچه را نزد او دیدم از علم و کیاست نزد آنها نیافتم ابن ابی العوجا گفت: لازمست گفته ات را در باره او بیازمایم، ابن مقفع گفت: این کار مکن که میترسم عقیده ات را فاسد کند -گفت: نظر تو این نیست بلکه میترسی نظرت نسبت بمقام شامخی که برای او توصیف کردی نزد من سست شود، ابن مقفع گفت: چون چنین گمانی بمن بری برخیز و نزد او برو و تا توانی خود را از لغزش نگهدار و مهار از دست مده که ترا در…
إِذَا بُعِثَ اَلْمُؤْمِنُ مِنْ قَبْرِهِ خَرَجَ مَعَهُ مِثَالٌ مِنْ قَبْرِهِ يَقْدُمُهُ أَمَامَهُ وَ كُلَّمَا رَأَى اَلْمُؤْمِنُ هَوْلاً مِنْ أَهْوَالِ يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ قَالَ لَهُ اَلْمِثَالُ لاَ تَحْزَنْ وَ لاَ تَفْزَعْ وَ أَبْشِرْ بِالسُّرُورِ وَ اَلْكَرَامَةِ مِنَ اَللَّهِ فَلاَ يَزَالُ يُبَشِّرُهُ بِالسُّرُورِ وَ اَلْكَرَامَةِ مِنَ اَللَّهِ حَتَّى يَقِفَ بَيْنَ يَدَيِ اَللَّهِ جَلَّ جَلاَلُهُ فَيُحَاسِبُهُ حِسَاباً يَسِيراً وَ يَأْمُرُ بِهِ إِلَى اَلْجَنَّةِ وَ اَلْمِثَالُ أَمَامَهُ فَيَقُولُ لَهُ اَلْمُؤْمِنُ رَحِمَكَ اَللَّهُ نِعْمَ اَلْخَارِجُ كُنْتَ مَعِي مِنْ قَبْرِي وَ مَا زِلْتَ…
چون خداوند مومن را از گورش در آورد پیکری با او خارج شود که در پیش رویش گام بردارد و هر گاه که آن مومن هراسی از هراس های روز رستاخیز را بیند آن پیکر او را گوید: اندوهگین مباش و مترس و تو را به شادی و بزرگداشت از سوی خداوند بشارت باد، پس پیوسته او را به شادی و بزرگداشت از سوی خداوند مژده دهد تا در پیشگاه خدای شکوهمند باز ایستد و خداوند حسابرسی او را آسان گیرد و دستور دهد که به بهشت در آید و آن پیکر در پیش روی او گام بردارد و مومن به او گوید: خدا تو را رحمت کند چه نیکو همراهی بودی که همراه من از گور در آمدی و پیوسته مرا به شادی و بزرگداشت از سوی خدا مژده دادی تا آنچه را که مژده می دادی دیدم؛ پس بگو که تو کیستی؟ آن پیکر گوید: من شادی ای هستم که بر دل برادر مومن خویش نشاندی. خداوند مرا از آن شادی…
رَنَّ إِبْلِيسُ أَرْبَعَ رَنَّاتٍ أَوَّلُهُنَّ يَوْمَ لُعِنَ وَ حِينَ أُهْبِطَ إِلَى اَلْأَرْضِ وَ حِينَ بُعِثَ مُحَمَّدٌ ص عَلَى حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ اَلرُّسُلِ َ حِينَ أُنْزِلَتْ أُمُّ اَلْكِتَابِ وَ نَخَرَ نَخْرَتَيْنِ حِينَ أَكَلَ آدَمُ مِنَ اَلشَّجَرَةِ وَ حِينَ أُهْبِطَ مِنَ اَلْجَنَّةِ .
امام صادق(ع)فرمود: ابلیس چهار بار ناله کرد اولین ناله اش روزی بود که از رحمت خدا دور شد 2-هنگامی که بزمین فرود شد 3-وقتی که محمد(ص)بهنگام خاموشی چراغ هدایت پیغمبران به پیغمبری مبعوث گردید 4-موقعی که سوره فاتحه بر پیغمبر(ص)فرود آمد و دو بار از شادی باد در بینی انداخت 1-هنگامی که آدم بار درخت خورد 2-هنگامی که آدم از بهشت فرود آمد.
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَذَكَرُوا عِنْدَهُ اَلْمُؤْمِنَ فَالْتَفَتَ إِلَيَّ فَقَالَ يَا أَبَا اَلْفَضْلِ أَ لاَ أُحَدِّثُكَ بِحَالِ اَلْمُؤْمِنِ عِنْدَ اَللَّهِ قُلْتُ بَلَى فَحَدِّثْنِي قَالَ إِذَا قَبَضَ اَللَّهُ رُوحَ اَلْمُؤْمِنِ صَعِدَ مَلَكَاهُ إِلَى اَلسَّمَاءِ فَقَالاَ رَبَّنَا عَبْدُكَ فُلاَنٌ وَ نِعْمَ اَلْعَبْدُ كَانَ لَكَ سَرِيعاً فِي طَاعَتِكَ بَطِيئاً فِي مَعْصِيَتِكَ وَ قَدْ قَبَضْتَهُ إِلَيْكَ فَمَا ذَا تَأْمُرُنَا مِنْ بَعْدِهِ قَالَ فَيَقُولُ اَللَّهُ لَهُمَا اِهْبِطَا إِلَى اَلدُّنْيَا وَ كُونَا عِنْدَ قَبْرِ عَبْدِي فَاحْمَدَانِي وَ سَبِّحَانِي وَ هَلِّلاَنِي…
سدیر صیرفی گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم که در نزد ایشان سخن از مومن به میان آوردند، پس امام علیه السلام به من رو کرده و فرمود: ای ابو الفضل آیا نمی خواهی که حال مومن را در پیشگاه خدا برایت باز گویم؟ عرض کردم: آری، برایم بازگوی. فرمود: چون خداوند روح مومن را ستاند دو فرشته نویسنده اعمالش به آسمان بالا روند و عرض دارند: پروردگارا فلان بنده تو چه نیکو بنده ای بود در فرمانپذیری تو شتابناک و در نافرمانی تو کند بود. همانا جانش را ستاندی و به سوی خویش کشاندی. ما را از این پس چه دستور می دهی؟ خداوند آن دو را فرماید: به سوی دنیا فرود آیید و بر سر گور بنده ام باشید و مرا حمد و تسبیح و تهلیل و تکبیر گویید و آن را برای بنده ام بنویسید تا آنگاه که او را از گور برانگیزانم، سپس امام صادق علیه…
دَخَلْتُ عَلَى اَلصَّادِقِ ع فَقُلْتُ لَهُ أَوْصِنِي بِوَصِيَّةٍ أَحْفَظُهَا مِنْ بَعْدِكَ قَالَ ع وَ تَحْفَظُ يَا سُفْيَانُ قُلْتُ أَجَلْ يَا اِبْنَ بِنْتِ رَسُولِ اَللَّهِ قَالَ ع يَا سُفْيَانُ لاَ مُرُوَّةَ لِكَذُوبٍ وَ لاَ رَاحَةَ لِحَسُودٍ وَ لاَ إِخَاءَ لِمُلُوكٍ وَ لاَ خُلَّةَ لِمُخْتَالٍ وَ لاَ سُؤْدُدَ لِسَيِّئِ اَلْخُلُقِ ثُمَّ أَمْسَكَ ع فَقُلْتُ يَا اِبْنَ بِنْتِ رَسُولِ اَللَّهِ زِدْنِي فَقَالَ ع يَا سُفْيَانُ ثِقْ بِاللَّهِ تَكُنْ عَارِفاً وَ اِرْضَ بِمَا قَسَمَهُ لَكَ تَكُنْ غَنِيّاً صَاحِبْ بِمِثْلِ مَا يُصَاحِبُونَكَ بِهِ تَزْدَدْ إِيمَاناً وَ لاَ تُصَاحِبِ اَلْفَاجِرَ…
سفیان ثوری گفت: به خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم و عرض کردم: مرا سفارشی نما که پس از شما نگهش دارم. امام علیه السلام فرمود: ای سفیان آیا نگه می داری؟ عرض کردم: آری، ای زاده دختر پیامبر خدا. پس امام علیه السلام فرمود: دروغزن را جوانمردی و حسدورز را آسودگی و پادشاه را برادری و فریبکار را دوستی و بدخوی را بزرگی و سروری نباشد. آنگاه امام علیه السلام سکوت کرد. عرض کردم: ای زاده دختر پیامبر خدا سفارشت را بر من بیفزای. پس امام علیه السلام فرمود: ای سفیان بر خدا اطمینان نما تا عارف گردی. و به سهم خویش از جانب خدا خشنود باش تا بی نیاز شوی. همان گونه که با تو دوستی می کنند با دیگری دوستی نما تا ایمانت فزون گردد و با بدکار دوستی نکن که در این صورت از بدی هایش به تو می آموزد و در کارت از بیمناکان از…
مَنْ أَدْخَلَ عَلَى مُؤْمِنٍ سُرُوراً خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ [مِنْ ذَلِكَ السُّرُورِ] خَلْقاً، فَيَلْقَاهُ عِنْدَ مَوْتِهِ، فَيَقُولُ لَهُ: أَبْشِرْ يَا وَلِيَّ اللَّهِ! بِكَرَامَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوَانٍ مِنْهُ، ثُمَّ لَا يَزَالُ مَعَهُ حَتَّى يَدْخُلَ قَبْرَهُ، فَيَقُولُ لَهُ مِثْلَ ذَلِكَ، [فَإِذَا بُعِثَ تَلَقَّاهُ فَيَقُولُ لَهُ مِثْلَ ذَلِكَ]، فَلَا يَزَالُ مَعَهُ فِي كُلِّ هَوْلٍ يُبَشِّرُهُ وَ يَقُولُ لَهُ [مِثْلَ ذَلِكَ]، وَ يَقُولُ لَهُ: مَنْ أَنْتَ يَرْحَمُكَ اللَّهُ؟! فَيَقُولُ: أَنَا السُّرُورُ الَّذِي أَدْخَلْتَ عَلَى فُلَان
کسی که برای مؤمنی وسیله شادی و خوشحالی فراهم نماید، خداوند عزّ و جلّ در پرتو آن، وجودی میآفریند که هنگام مرگ به دیدار او آید و گوید: ای دوست خدا! تو را به رضوان و کرامتهای الهی بشارت باد. و مرتّب همراه او هست تا وارد قبر شود؛ و همین سخن را بازگو میکند؛ و چون محشور گردد نیز او را ملاقات نموده و در هر مرحلهای از مواقف، همان سخن را تکرار نماید. پس بنده خدا گوید: رحمت خدا بر تو باد، تو کیستی؟ جواب گوید: من همان سُرور و شادیی هستم که برای فلانی مهیّا ساختی.
قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَلْقِيَامَةُ عُرْسُ اَلْمُتَّقِينَ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:روز قیامت روز شادی متقین است.
عَنْ صَفْوَانَ اَلْجَمَّالِ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمَّا اَلْجِدٰارُ فَكٰانَ لِغُلاٰمَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي اَلْمَدِينَةِ وَ كٰانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُمٰا : فَقَالَ أَمَا إِنَّهُ مَا كَانَ ذَهَبا وَ لاَ فِضَّة وَ إِنَّمَا كَانَ أَرْبَعَ كَلِمَاتٍ أَنَا اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنَا : مَنْ أَيْقَنَ بِالْمَوْتِ لَمْ يَضْحَكْ سِنُّهُ وَ مَنْ أَيْقَنَ بِالْحِسَابِ لَمْ يَفْرَحْ قَلْبُهُ وَ مَنْ أَيْقَنَ بِالْقَدَرِ لَمْ يَخْشَ إِلاَّ اَللَّهَ .
صفوان جمّال گفت:از امام صادق علیه السّلام در مورد قول خداوند متعال پرسیدم، ترجمۀ آیۀ گفتگوی موسی و خضر: و امّا دیوار؛ پس مربوط به دو پسر بچۀ یتیم در شهر بود که زیر آن گنجی پنهان بود که به آن دو می رسید فرمود:بدان که مقصود از آن گنج؛ طلا و نقره نبود، بلکه چهار کلمه بود:من خدا هستم، معبودی غیر از من نیست، هر کس یقین به مرگ داشته باشد دندانهایش هنگام شادی نمایان نمی شود و هر کس یقین به حساب داشته باشد دلش شادمان نمی شود، و هر کس یقین به قضا و قدر داشته باشد فقط از خدا می ترسد.