فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنّا عَرَضْنَا اَلْأَمانَةَ عَلَى اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اَلْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا اَلْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولاً َالَ هِيَ وَلاَيَةُ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع .
مردی گوید: امام صادق علیه السلام راجع بقول خدای عز و جل: «ما امانت را بآسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، آنها از برداشتنش سرباز زدند و از آن بترسیدند، و انسان آن را برداشت، همانا انسان ستم پیشه و نادانست-72 سوره 33-»فرمود: آن امانت ولایت امیر المومنین علیه السلام است،
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ مَا مَعْنَى اَلسَّلاَمِ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمَّا خَلَقَ نَبِيَّهُ وَ وَصِيَّهُ وَ اِبْنَتَهُ وَ اِبْنَيْهِ وَ جَمِيعَ اَلْأَئِمَّةِ وَ خَلَقَ شِيعَتَهُمْ أَخَذَ عَلَيْهِمُ اَلْمِيثَاقَ وَ أَنْ يَصْبِرُوا وَ يُصَابِرُوا وَ يُرَابِطُوا وَ أَنْ يَتَّقُوا اَللَّهَ وَ وَعَدَهُمْ أَنْ يُسَلِّمَ لَهُمُ اَلْأَرْضَ اَلْمُبَارَكَةَ وَ اَلْحَرَمَ اَلْآمِنَ وَ أَنْ يُنَزِّلَ لَهُمُ اَلْبَيْتَ اَلْمَعْمُورَ وَ يُظْهِرَ لَهُمُ اَلسَّقْفَ اَلْمَرْفُوعَ وَ يُرِيحَهُمْ مِنْ عَدُوِّهِمْ وَ اَلْأَرْضِ اَلَّتِي يُبَدِّلُهَا اَللَّهُ…
داود بن کثیر رقی گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: معنی سلام بر رسول خدا چیست؟ فرمود: چون خدای تبارک و تعالی(در عالم ارواح)پیغمبرش را و وصی او و دختر و دو پسرش و امامان دیگر و همه شیعیان را خلق فرمود، از آنها پیمان گرفت که(در بلاها)صبر کنند و(در برابر دشمنان خدا و هوای نفس)پایداری کنند و(جان خود و اسبان خویش را)در مرزها و سرحدها به بندند و از خدا پروا کنند. و خدا(در مقابل این امور)بآنها وعده فرمود که زمین مبارک(مدینه یا بیت المقدس)و حرم امن(مکه) را تسلیمشان کند و بیت المعمور(فرشتگان یا خاندان ایمه)را برایشان بیاورد و سقف افراشته(تمام آسمانها و عرش یا برکات آسمان)را بآنها بنمایاند و ایشان را از دشمنشان آسوده کند و هم از آفات زمین که خدا بجهت سلامتی آنها از شرور تبدیل فرموده و زمینی را که…
إِذَا بَلَغَ اَلْمَرْءُ أَرْبَعِينَ سَنَةً آمَنَهُ اَللَّهُ مِنَ اَلْأَدْوَاءِ اَلثَّلاَثَةِ اَلْجُنُونِ وَ اَلْجُذَامِ وَ اَلْبَرَصِ فَإِذَا بَلَغَ اَلْخَمْسِينَ خَفَّفَ اَللَّهُ حِسَابَهُ فَإِذَا بَلَغَ اَلسِّتِّينَ رَزَقَهُ اَللَّهُ اَلْإِنَابَةَ إِلَيْهِ فَإِذَا بَلَغَ اَلسَّبْعِينَ أَحَبَّهُ أَهْلُ اَلسَّمَاءِ فَإِذَا بَلَغَ اَلثَّمَانِينَ أَمَرَ اَللَّهُ بِإِثْبَاتِ حَسَنَاتِهِ وَ إِلْقَاءِ سَيِّئَاتِهِ فَإِذَا بَلَغَ اَلتِّسْعِينَ غَفَرَ اَللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ كُتِبَ أَسِيرَ اَللَّهِ فِي أَرْضِهِ.
هنگامی که مرد به چهل سالگی رسد خداوند او را از سه بیماری: دیوانگی، جذام و پیسی در امان دارد و چون به پنجاه سالگی رسد خداوند حسابش را آسان گیرد و آنگاه که به شصت سالگی رسد خداوند توبه و رویگردانی از کارهای ناشایست را روزی او گرداند و آن هنگام که به هفتاد سالگی رسد آسمانیان او را دوست بدارند و چون به هشتاد سالگی رسد خداوند به ثبت نیکی هایش و وارهاندن گناهانش فرمان دهد و آنگاه که به نود سالگی رسد خداوند گناهان پیشین و پسین او را از ابتدا تا انتها بیامرزد و اسیر خدا در زمین به شمار آید.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِيَأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّي مَنْ آذَى عَبْدِيَ اَلْمُؤْمِنَ وَ لْيَأْمَنْ غَضَبِي مَنْ أَكْرَمَ عَبْدِيَ اَلْمُؤْمِنَ وَ لَوْ لَمْ يَكُنْ مِنْ خَلْقِي فِي اَلْأَرْضِ مَا بَيْنَ اَلْمَشْرِقِ وَ اَلْمَغْرِبِ إِلاَّ مُؤْمِنٌ وَاحِدٌ مَعَ إِمَامٍ عَادِلٍ لاَسْتَغْنَيْتُ بِهِمَا عَنْ جَمِيعِ مَا خَلَقْتُ فِي أَرْضِي وَ لَقَامَتْ سَبْعُ سَمَاوَاتٍ وَ أَرَضِينَ بِهِمَا وَ جَعَلْتُ لَهُمَا مِنْ إِيمَانِهِمَا أُنْسا لاَ يَحْتَاجَانِ إِلَى أُنْسٍ سِوَاهُمَا.
امام صادق علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله روایت کند که فرمود:خداوند متعال می فرماید:باید به من اعلان جنگ دهد آن کسی که بندۀ مؤمنم را اذیت کرده است، و از غضبم در امان خواهد بود آن کس که بندۀ مؤمنم را گرامی داشت، اگر از مخلوقاتم در زمین بین مشرق و مغرب فقط یک مؤمن به همراه امامی عادل باشد، از تمامی آنچه روی زمین خلق نموده ام بی نیاز می شوم، و به وسیلۀ همین دو نفر آسمانها و زمین به پای داشته می شود، و از ایمانشان برای آنان انسی قرار دهم که به آنسی غیر از آن نیازمند نگردند.
يَا عَبْدَ اَللَّهِ لَقَدْ نَصَبَ إِبْلِيسُ حَبَائِلَهُ فِي دَارِ اَلْغُرُورِ فَمَا يَقْصِدُ فِيهَا إِلاَّ أَوْلِيَاءَنَا وَ لَقَدْ جَلَّتِ اَلْآخِرَةُ فِي أَعْيُنِهِمْ حَتَّى مَا يُرِيدُونَ بِهَا بَدَلاً ثُمَّ قَالَ آهِ آهِ عَلَى قُلُوبٍ حُشِيَتْ نُوراً وَ إِنَّمَا كَانَتِ اَلدُّنْيَا عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ اَلشُّجَاعِ اَلْأَرْقَمِ وَ اَلْعَدُوِّ اَلْأَعْجَمِ أَنِسُوا بِاللَّهِ وَ اِسْتَوْحَشُوا مِمَّا بِهِ اِسْتَأْنَسَ اَلْمُتْرَفُونَ أُولَئِكَ أَوْلِيَائِي حَقّاً وَ بِهِمْ تُكْشَفُ كُلُّ فِتْنَةٍ وَ تُرْفَعُ كُلُّ بَلِيَّةٍ يَا اِبْنَ جُنْدَبٍ حَقٌّ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ يَعْرِفُنَا أَنْ…
سخنان امام صادق علیه السلام از ابو عبد الله جعفر بن محمد صلی الله علیه و آله به طور مفصل در خصوص این معانی (پند و اندرز و غیره)روایت شده است. - سفارش امام صادق علیه السلام به عبد الله بن جندب -روایت شده که امام صادق علیه السلام فرمود: ای عبد الله به طور قطع، ابلیس دامهای خود را در این سرای فریب گسترده و هدفش از آن جز دستیابی به دوستان ما نیست، ولی سرای دیگر به دیده آنان چنان پرجلال است که هیچ چیزی را جایگزین آن نسازند. وه، وه بر دلهایی که سرشار از روشنایی است و به راستی، دنیا از دیدگاه آنان چون مار گزنده خوش خط و خال و دشمنی بی زبان است. آنان با خدا انس دارند و از آنچه خوشگذران ها به آن عادت کرده اند، گریزانند. به یقین، اینان دوستان من اند که به خاطر آنها هر فتنه ای ریشه کن شود و هر بلایی…
فِي قَوْلِ اَللَّهِ تَعَالَى اَللّهُ نُورُ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فَاطِمَةُ ع فِيها مِصْباحٌ اَلْحَسَنُ اَلْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ اَلْحُسَيْنُ اَلزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ فَاطِمَةُ كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ بَيْنَ نِسَاءِ أَهْلِ اَلدُّنْيَا يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ إِبْرَاهِيمُ ع زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ لاَ يَهُودِيَّةٍ وَ لاَ نَصْرَانِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضِي ءُ يَكَادُ اَلْعِلْمُ يَنْفَجِرُ بِهَا وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ إِمَامٌ مِنْهَا بَعْدَ إِمَامٍ يَهْدِي اَللّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ يَهْدِي اَللَّهُ…
صالح بن سهل همدانی گوید امام صادق علیه السلام راجع بقول خدای تعالی(آیه 80 سوره نور که بآیه نور معروفست در تاویل آن چنین فرمود)«خدا نور آسمانها و زمین است، حکایت نور او چون فانوسی است»آن فانوس فاطمه علیها السلام است«که در آن فانوس چراغیست»آن چراغ حسن است«چراغ در آبگینه است»آبگینه حسین است«آبگینه مانند اختر درخشانی است»آن اختر درخشان فاطمه است در میان زنان جهان«از درخت پر برکتی برافروزد»آن درخت حضرت ابراهیم(ع)است«درخت زیتونی است نه خاوری و نه باختری»نه یهودی و نه نصرانی«که نزدیکست روغنش برافروزد»نزدیکست علم از آن بجوشد«اگر چه آتشی باو نرسد، نوریست روی نوری»از فاطمه امامی پس از امامی آید«خدا هر که را خواهد بنور خود رهبری کند»هر که را خدا خواهد بامامان رهبری کند«و خدا برای مردم مثلها…
إِذَا بَلَغَ اَلْمَرْءُ أَرْبَعِينَ سَنَةً آمَنَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ اَلْأَدْوَاءِ اَلثَّلاَثَةِ اَلْجُنُونِ وَ اَلْجُذَامِ وَ اَلْبَرَصِ فَإِذَا بَلَغَ اَلْخَمْسِينَ خَفَّفَ اَللَّهُ حِسَابَهُ فَإِذَا بَلَغَ اَلسِّتِّينَ رَزَقَهُ اَلْإِنَابَةَ إِلَيْهِ فَإِذَا بَلَغَ اَلسَّبْعِينَ أَحَبَّهُ أَهْلُ اَلسَّمَاءِ فَإِذَا بَلَغَ اَلثَّمَانِينَ أَمَرَ اَللَّهُ بِإِثْبَاتِ حَسَنَاتِهِ وَ إِلْقَاءِ سَيِّئَاتِهِ فَإِذَا بَلَغَ اَلتِّسْعِينَ غَفَرَ اَللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ كُتِبَ أَسِيرَ اَللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ فَإِذَا بَلَغَ…
علی بن مغیره گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود هنگامی که مردم به چهل سالگی میرسد خدایش از سه بیماری امانش دهد دیوانگی و خوره و پیسی و چون به پنجاه رسید خداوند حسابش را سبک گیرد و چون بشصت رسید خداوند بازگشت بسوی خدا را روزیش فرماید چون بر هفتاد رسید اهل آسمان او را دوست میدارند و چون به هشتاد رسید خداوند دستور میدهد تا کارهای نیکش را ثبت کنند و کارهای بدش را از قلم بیندازند و چون به نود رسید خداوند گناهان پیشین و پسین او را بیامرزد و نامش در شمار اسیران خدا در زمین نوشته شود و در روایت دیگر است که چون بصد برسد به پست ترین مراحل سن رسیده است و روایت شده است که پست ترین مراحل عمر این است که عقلش همچو عقل کودک هفت ساله باشد.
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنَّ قَوْماً يَزْعُمُونَ أَنَّكُمْ آلِهَةٌ يَتْلُونَ بِذَلِكَ عَلَيْنَا قُرْآناً وَ هُوَ اَلَّذِي فِي اَلسَّماءِ إِلهٌ وَ فِي اَلْأَرْضِ إِلهٌ فَقَالَ يَا سَدِيرُ سَمْعِي وَ بَصَرِي وَ بَشَرِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي وَ شَعْرِي مِنْ هَؤُلاَءِ بِرَاءٌ وَ بَرِئَ اَللَّهُ مِنْهُمْ مَا هَؤُلاَءِ عَلَى دِينِي وَ لاَ عَلَى دِينِ آبَائِي وَ اَللَّهِ لاَ يَجْمَعُنِي اَللَّهُ وَ إِيَّاهُمْ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ إِلاَّ وَ هُوَ سَاخِطٌ عَلَيْهِمْ قَالَ قُلْتُ وَ عِنْدَنَا قَوْمٌ يَزْعُمُونَ أَنَّكُمْ رُسُلٌ يَقْرَءُونَ عَلَيْنَا بِذَلِكَ قُرْآناً يا أَيُّهَا اَلرُّسُلُ كُلُوا…
سدیر گوید، بامام صادق علیه السلام عرضکردم: مردمی عقیده دارند که شما خدا و معبودید و برای دلیل عقیده خود این آیه قرآن را میخوانند: «اوست که در آسمان معبود است و در زمین معبود است -84 سوره 43-»(اینها گمان میکنند که معبود زمین امامانند)امام فرمود: ای سدیر شنوایی و بیناییم، پوست و گوشتم، خون و مویم از اینان بیزار است و خدا از ایشان بیزار باشد، اینان دین من و دین پدران مرا ندارند. خدا در روز قیامت، مرا با آنها گرد هم نیاورد، جز آنکه بر آنها خشمگین باشد. عرضکردم: مردمی نزد ما هستند که عقیده دارند شما پیغمبرید و این آیه قرآن را برای دلیل سخن خود قرایت میکنند: «ای رسولان از چیزهای پاکیزه بخورید و کار شایسته کنید که من بکردار شما دانایم -51 سوره 23-»امام فرمود: ای سدیر شنوایی و بیناییم، مو و پوستم…
وَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنّٰا عَرَضْنَا اَلْأَمٰانَةَ : اَلْآيَةَ مَا اَلَّذِي عَرَضَ عَلَيْهِنَّ وَ مَا اَلَّذِي حَمَلَ اَلْإِنْسَانُ وَ مَا كَانَ هُوَ قَالَ فَقَالَ عَرَضَ عَلَيْهِنَّ اَلْأَمَانَةَ بَيْنَ اَلنَّاسِ وَ ذَلِكَ حِينَ خَلَقَ اَلْخَلْقَ .
از امام صادق علیه السّلام در مورد قول خداوند متعال سؤال شد: ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوههای عالم عرضه داشتیم چه چیزی بر آنها عرضه شد؟و چه چیزی را انسان حمل نمود؟و آن چیز چیست؟ فرمود:امانت در بین مردم عرضه شد و این هنگامی بود که خداوند مخلوقاتش را خلق نمود.
حَجَجْنَا مَعَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فِي اَلسَّنَةِ اَلَّتِي وُلِدَ فِيهَا اِبْنُهُ مُوسَى ع فَلَمَّا نَزَلْنَا اَلْأَبْوَاءَ وَضَعَ لَنَا اَلْغَدَاءَ وَ كَانَ إِذَا وَضَعَ اَلطَّعَامَ لِأَصْحَابِهِ أَكْثَرَ وَ أَطَابَ قَالَ فَبَيْنَا نَحْنُ نَأْكُلُ إِذْ أَتَاهُ رَسُولُ حَمِيدَةَ فَقَالَ لَهُ إِنَّ حَمِيدَةَ تَقُولُ قَدْ أَنْكَرْتُ نَفْسِي وَ قَدْ وَجَدْتُ مَا كُنْتُ أَجِدُ إِذَا حَضَرَتْ وِلاَدَتِي وَ قَدْ أَمَرْتَنِي أَنْ لاَ أَسْتَبِقَكَ بِابْنِكَ هَذَا فَقَامَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع فَانْطَلَقَ مَعَ اَلرَّسُولِ فَلَمَّا اِنْصَرَفَ قَالَ لَهُ أَصْحَابُهُ سَرَّكَ اَللَّهُ وَ جَعَلَنَا…
ابو بصیر گوید: همراه امام صادق علیه السلام حج گزاردیم در سالی که پسرش موسی متولد شد. چون در ابوا (منزلی در میان مکه و مدینه)فرود آمدیم، برای ما صبحانه آوردند، و چون آن حضرت باصحابش غذا میداد، زیاد و خوب تهیه میکرد -ما مشغول خوردن بودیم که فرستاده حمیده(همسر امام صادق علیه السلام)آمد و گفت: حمیده میگوید من خود را از دست داده ام و درد زاییدن در خود احساس میکنم و شما بمن دستور داده اید که نسبت باین پسرت پیش از شما اقدامی نکنم. حضرت صادق علیه السلام برخاست و با فرستاده برفت. چون برگشت، اصحابش عرضکردند: خدایت مسرور کند و ما را قربانت نماید، با حمیده چه کردی؟ فرمود: خدا سلامتش داشت و بمن پسری عطا فرمود که در میان مخلوقش از همه بهتر است و حمیده از آن مولود بمن مطلبی گفت که گمان کرد من آن را…