حدیث امام صادق (ع) درباره موالید ائمه

موالید ائمه
شماره ۱۸۳۹۹ امام صادق (ع)

قال الإمام الصادق عليه السلام:

حَجَجْنَا مَعَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فِي اَلسَّنَةِ اَلَّتِي وُلِدَ فِيهَا اِبْنُهُ مُوسَى ع فَلَمَّا نَزَلْنَا اَلْأَبْوَاءَ وَضَعَ لَنَا اَلْغَدَاءَ وَ كَانَ إِذَا وَضَعَ اَلطَّعَامَ لِأَصْحَابِهِ أَكْثَرَ وَ أَطَابَ قَالَ فَبَيْنَا نَحْنُ نَأْكُلُ إِذْ أَتَاهُ رَسُولُ حَمِيدَةَ فَقَالَ لَهُ إِنَّ حَمِيدَةَ تَقُولُ قَدْ أَنْكَرْتُ نَفْسِي وَ قَدْ وَجَدْتُ مَا كُنْتُ أَجِدُ إِذَا حَضَرَتْ وِلاَدَتِي وَ قَدْ أَمَرْتَنِي أَنْ لاَ أَسْتَبِقَكَ بِابْنِكَ هَذَا فَقَامَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع فَانْطَلَقَ مَعَ اَلرَّسُولِ فَلَمَّا اِنْصَرَفَ قَالَ لَهُ أَصْحَابُهُ سَرَّكَ اَللَّهُ وَ جَعَلَنَا فِدَاكَ فَمَا أَنْتَ صَنَعْتَ مِنْ حَمِيدَةَ قَالَ سَلَّمَهَا اَللَّهُ وَ قَدْ وَهَبَ لِي غُلاَماً وَ هُوَ خَيْرُ مَنْ بَرَأَ اَللَّهُ فِي خَلْقِهِ وَ لَقَدْ أَخْبَرَتْنِي حَمِيدَةُ عَنْهُ بِأَمْرٍ ظَنَّتْ أَنِّي لاَ أَعْرِفُهُ وَ لَقَدْ كُنْتُ أَعْلَمَ بِهِ مِنْهَا فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ مَا اَلَّذِي أَخْبَرَتْكَ بِهِ حَمِيدَةُ عَنْهُ قَالَ ذَكَرَتْ أَنَّهُ سَقَطَ مِنْ بَطْنِهَا حِينَ سَقَطَ وَاضِعاً يَدَيْهِ عَلَى اَلْأَرْضِ رَافِعاً رَأْسَهُ إِلَى اَلسَّمَاءِ فَأَخْبَرْتُهَا أَنَّ ذَلِكَ أَمَارَةُ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ أَمَارَةُ اَلْوَصِيِّ مِنْ بَعْدِهِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ مَا هَذَا مِنْ أَمَارَةِ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ أَمَارَةِ اَلْوَصِيِّ مِنْ بَعْدِهِ فَقَالَ لِي إِنَّهُ لَمَّا كَانَتِ اَللَّيْلَةُ اَلَّتِي عُلِقَ فِيهَا بِجَدِّي أَتَى آتٍ جَدَّ أَبِي بِكَأْسٍ فِيهِ شَرْبَةٌ أَرَقُّ مِنَ اَلْمَاءِ وَ أَلْيَنُ مِنَ اَلزُّبْدِ وَ أَحْلَى مِنَ اَلشَّهْدِ وَ أَبْرَدُ مِنَ اَلثَّلْجِ وَ أَبْيَضُ مِنَ اَللَّبَنِ فَسَقَاهُ إِيَّاهُ وَ أَمَرَهُ بِالْجِمَاعِ فَقَامَ فَجَامَعَ فَعُلِقَ بِجَدِّي وَ لَمَّا أَنْ كَانَتِ اَللَّيْلَةُ اَلَّتِي عُلِقَ فِيهَا بِأَبِي أَتَى آتٍ جَدِّي فَسَقَاهُ كَمَا سَقَى جَدَّ أَبِي وَ أَمَرَهُ بِمِثْلِ اَلَّذِي أَمَرَهُ فَقَامَ فَجَامَعَ فَعُلِقَ بِأَبِي وَ لَمَّا أَنْ كَانَتِ اَللَّيْلَةُ اَلَّتِي عُلِقَ فِيهَا بِي أَتَى آتٍ أَبِي فَسَقَاهُ بِمَا سَقَاهُمْ وَ أَمَرَهُ بِالَّذِي أَمَرَهُمْ بِهِ فَقَامَ فَجَامَعَ فَعُلِقَ بِي وَ لَمَّا أَنْ كَانَتِ اَللَّيْلَةُ اَلَّتِي عُلِقَ فِيهَا بِابْنِي أَتَانِي آتٍ كَمَا أَتَاهُمْ فَفَعَلَ بِي كَمَا فَعَلَ بِهِمْ فَقُمْتُ بِعِلْمِ اَللَّهِ وَ إِنِّي مَسْرُورٌ بِمَا يَهَبُ اَللَّهُ لِي فَجَامَعْتُ فَعُلِقَ بِابْنِي هَذَا اَلْمَوْلُودِ فَدُونَكُمْ فَهُوَ وَ اَللَّهِ صَاحِبُكُمْ مِنْ بَعْدِي إِنَّ نُطْفَةَ اَلْإِمَامِ مِمَّا أَخْبَرْتُكَ وَ إِذَا سَكَنَتِ اَلنُّطْفَةُ فِي اَلرَّحِمِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ أُنْشِئَ فِيهَا اَلرُّوحُ بَعَثَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَلَكاً يُقَالُ لَهُ حَيَوَانُ فَكَتَبَ عَلَى عَضُدِهِ اَلْأَيْمَنِ وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ اَلسَّمِيعُ اَلْعَلِيمُ وَ إِذَا وَقَعَ مِنْ بَطْنِ أُمِّهِ وَقَعَ وَاضِعاً يَدَيْهِ عَلَى اَلْأَرْضِ رَافِعاً رَأْسَهُ إِلَى اَلسَّمَاءِ فَأَمَّا وَضْعُهُ يَدَيْهِ عَلَى اَلْأَرْضِ فَإِنَّهُ يَقْبِضُ كُلَّ عِلْمٍ لِلَّهِ أَنْزَلَهُ مِنَ اَلسَّمَاءِ إِلَى اَلْأَرْضِ وَ أَمَّا رَفْعُهُ رَأْسَهُ إِلَى اَلسَّمَاءِ فَإِنَّ مُنَادِياً يُنَادِي بِهِ مِنْ بُطْنَانِ اَلْعَرْشِ مِنْ قِبَلِ رَبِّ اَلْعِزَّةِ مِنَ اَلْأُفُقِ اَلْأَعْلَى بِاسْمِهِ وَ اِسْمِ أَبِيهِ يَقُولُ يَا فُلاَنَ بْنَ فُلاَنٍ اُثْبُتْ تُثْبَتْ فَلِعَظِيمٍ مَا خَلَقْتُكَ أَنْتَ صَفْوَتِي مِنْ خَلْقِي وَ مَوْضِعُ سِرِّي وَ عَيْبَةُ عِلْمِي وَ أَمِينِي عَلَى وَحْيِي وَ خَلِيفَتِي فِي أَرْضِي لَكَ وَ لِمَنْ تَوَلاَّكَ أَوْجَبْتُ رَحْمَتِي وَ مَنَحْتُ جِنَانِي وَ أَحْلَلْتُ جِوَارِي ثُمَّ وَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي لَأَصْلِيَنَّ مَنْ عَادَاكَ أَشَدَّ عَذَابِي وَ إِنْ وَسَّعْتُ عَلَيْهِ فِي دُنْيَايَ مِنْ سَعَةِ رِزْقِي فَإِذَا اِنْقَضَى اَلصَّوْتُ صَوْتُ اَلْمُنَادِي أَجَابَهُ هُوَ وَاضِعاً يَدَيْهِ رَافِعاً رَأْسَهُ إِلَى اَلسَّمَاءِ يَقُولُ شَهِدَ اَللّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ وَ اَلْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا اَلْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ اَلْعَزِيزُ اَلْحَكِيمُ قَالَ فَإِذَا قَالَ ذَلِكَ أَعْطَاهُ اَللَّهُ اَلْعِلْمَ اَلْأَوَّلَ وَ اَلْعِلْمَ اَلْآخِرَ وَ اِسْتَحَقَّ زِيَارَةَ اَلرُّوحِ فِي لَيْلَةِ اَلْقَدْرِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ اَلرُّوحُ لَيْسَ هُوَ جَبْرَئِيلَ قَالَ اَلرُّوحُ هُوَ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ إِنَّ جَبْرَئِيلَ مِنَ اَلْمَلاَئِكَةِ وَ إِنَّ اَلرُّوحَ هُوَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنَ اَلْمَلاَئِكَةِ أَ لَيْسَ يَقُولُ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى تَنَزَّلُ اَلْمَلائِكَةُ وَ اَلرُّوحُ .

ابو بصیر گوید: همراه امام صادق علیه السلام حج گزاردیم در سالی که پسرش موسی متولد شد. چون در ابوا (منزلی در میان مکه و مدینه)فرود آمدیم، برای ما صبحانه آوردند، و چون آن حضرت باصحابش غذا میداد، زیاد و خوب تهیه میکرد -ما مشغول خوردن بودیم که فرستاده حمیده(همسر امام صادق علیه السلام)آمد و گفت: حمیده میگوید من خود را از دست داده ام و درد زاییدن در خود احساس میکنم و شما بمن دستور داده اید که نسبت باین پسرت پیش از شما اقدامی نکنم. حضرت صادق علیه السلام برخاست و با فرستاده برفت. چون برگشت، اصحابش عرضکردند: خدایت مسرور کند و ما را قربانت نماید، با حمیده چه کردی؟ فرمود: خدا سلامتش داشت و بمن پسری عطا فرمود که در میان مخلوقش از همه بهتر است و حمیده از آن مولود بمن مطلبی گفت که گمان کرد من آن را نمیدانم، در صورتی که من بآن داناترم. عرضکردم: قربانت، حمیده نسبت بآن مولود بشما چه خبری داد؟ فرمود: گفت چون از شکمش فرود آمد، دستها بزمین نهاده، سر بآسمان بلند کرد، من باو خبر دادم که این عمل نشانه رسول خدا صلی الله- علیه و آله و نشانه وصی بعد از اوست، عرضکردم: قربانت: این چگونه نشانه ایست برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و وصی بعد از او؟ فرمود: در آن شبی که نطفه جدم(زین العابدین علیه السلام)بسته شد شخصی(فرشته یی)جامی نزد پدرش آورد که در آن شربتی بود، رقیق تر از آب و نرمتر از کره و شیرین تر از عسل و خنک تر از برف و سفیدتر از شیر، و باو آشامانید و دستور نزدیکی داد، او برخاست و نزدیکی کرد و نطفه جدم بسته شد، و چون شبی که نطفه پدرم بسته شد، فرا رسید شخصی نزد جدم آمد و آن را بجدم آشامانید، چنان که بپدر جدم آشامانید و بوی دستور داد چنان که باو دستور داد، جدم برخاست و نزدیکی کرد و نطفه پدرم بسته شد. و چون شبی که نطفه من بسته شد فرا رسید، شخصی نزد پدرم آمد - و باو آشامانید آنچه را بآنها آشامانید و دستورش داد آنچه بآنها دستور داد، پدرم برخاست و نزدیکی کرد و نطفه من بسته شد، و چون شبی که نطفه پسرم بسته شد فرا رسید، شخصی نزد من آمد چنان که نزد آنها آمد و با من همان رفتار کرد که با آنها کرد، پس من بسم خدا برخاستم و از آنچه خدایم میبخشد شادمان بودم، و نزدیکی کردم و نطفه پسرم همین مولود بسته شد، متوجهش باشید که او بخدا پس از من صاحب شماست. همانا نطفه امام از نوشابه ایست که بتو خبر دادم و چون آن نطفه چهار ماه در زهدان جایگزین باشد و روح در آن ایجاد شود، خدای تبارک و تعالی فرشته یی که نامش حیوانست برانگیزد تا بر بازوی راستش نویسد«کلمه پروردگارت با راستی و عدالت پایان یافت، کلمات خدا را دگرگون کننده یی نیست و او شنوا و داناست»(مقصود از کلمه همان امام است). و چون از شکم مادرش فرود آید، دستهایش را بر زمین گذارد و سرش را بآسمان بلند کند، اما دست بزمین گذاردنش، رمز اینست که: هر علمی را که خدا از آسمان بزمین فرستد، او دریافت کند و اما سر بآسمان برداشتنش برای اینست که: ندا دهنده یی از درون عرش، از جانب پروردگار عزت و از افق اعلی او را بنام خود و نام پدرش صدا زند و بگوید: ای فلان بن فلان ثابت باش تا برجا بمانی(در تمام گفتار و کردارت از روی علم و بصیرت بر حق ثابت باش تا امامتت ثابت شود). برای عظمت خلقتت تو برگزیده از میان خلق منی و محل راز و صندوق علم و امین وحی و خلیفه روی زمین من هستی، برای تو و هر که از تو پیروی کند، رحمتم را واجب کردم و بهشتم را بخشیدم و در جوار خود در آوردم -بعزت و جلالم هر که با تو دشمنی کند با عذاب سختم او را بسوزانم، اگر چه در دنیا از رحمت واسعه ام باو هم توسعه دهم. و چون آواز منادی پایان یابد، امام با دست بزمین و سر بسوی آسمان جوابش دهد و بگوید «خدا و فرشتگان و دانشمندان گواهی دهند که شایسته پرستشی جز او نیست، بعدالت قیام کرده، معبودی جز خدای توانای حکیم نیست-18 سوره 3-»و چون چنین گوید، خدایش علم اول و علم آخر باو عطا کند و مستحق ملاقات روح در شب قدر گردد. عرضکردم: قربانت، روح همان جبرییل نیست؟ فرمود روح از جبرییل بزرگتر است، جبرییل از جنس فرشتگان است و روح مخلوقی است بزرگتر از فرشتگان علیهم السلام. مگر نه اینست که خدای تبارک و تعالی فرماید: «فرشتگان و روح فرود آیند-5 سوره قدر-» (پس روح غیر از فرشته است).

Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه