قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث درباره اشاره از امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

۳۲ حدیث · صفحه ۱ از ۳

فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ يَصْعَدُ اَلْكَلِمُ اَلطَّيِّبُ وَ اَلْعَمَلُ اَلصّالِحُ يَرْفَعُهُ َلاَيَتُنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَ أَهْوَى بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ فَمَنْ لَمْ يَتَوَلَّنَا لَمْ يَرْفَعِ اَللَّهُ لَهُ عَمَلاً.

امام صادق علیه السلام راجع بقول خدای عز و جل: «سخنان پاک بسوی او بالا رود و کار شایسته را بالا برد-10 سوره 35-»فرمود: ولایت ما خانواده مقصود است، و با دست اشاره بسینه خود نمود- و فرمود: کسی که ولایت ما را نداشته باشد، خدا هیچ عملی را از او بالا نبرد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 430

لَمَّا أَنْ وَجَّهَ صَاحِبُ اَلْحَبَشَةِ بِالْخَيْلِ وَ مَعَهُمُ اَلْفِيلُ لِيَهْدِمَ اَلْبَيْتَ مَرُّوا بِإِبِلٍ لِعَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ فَسَاقُوهَا فَبَلَغَ ذَلِكَ عَبْدَ اَلْمُطَّلِبِ فَأَتَى صَاحِبَ اَلْحَبَشَةِ فَدَخَلَ اَلْآذِنُ فَقَالَ هَذَا عَبْدُ اَلْمُطَّلِبِ بْنُ هَاشِمٍ قَالَ وَ مَا يَشَاءُ قَالَ اَلتَّرْجُمَانُ جَاءَ فِي إِبِلٍ لَهُ سَاقُوهَا يَسْأَلُكَ رَدَّهَا فَقَالَ مَلِكُ اَلْحَبَشَةِ لِأَصْحَابِهِ هَذَا رَئِيسُ قَوْمٍ وَ زَعِيمُهُمْ جِئْتُ إِلَى بَيْتِهِ اَلَّذِي يَعْبُدُهُ لِأَهْدِمَهُ وَ هُوَ يَسْأَلُنِي إِطْلاَقَ إِبِلِهِ أَمَا لَوْ سَأَلَنِيَ اَلْإِمْسَاكَ عَنْ هَدْمِهِ…

امام صادق علیه السلام فرمود: چون امیر حبشه لشکر خود را همراه پیلان بسوی مکه فرستاد تا خانه کعبه را خراب کند، بشتران عبد المطلب برخوردند و آنها را پیش راندند، این خبر بعبد المطلب رسید. او نزد امیر حبشه آمد. دربان امیر در آمد و گفت: این عبد المطلب بن هاشم است، گفت: چه میخواهد؟ مترجم گفت: آمده است و تقاضا دارد که شترانی را که لشکر تو برده اند باو برگردانی، پادشاه حبشه باصحابش گفت: -این مرد رییس و پیشوای قومی است که من برای خراب کردن خانه ای که عبادتش میکنند آمده ام، و او رها کردن شترانش را از من میخواهد، اگر او دست بازداشتن از خراب کردن کعبه را از من میخواست. میپذیرفتم، شترانش را باو برگردانید، عبد المطلب بمترجمش گفت: سلطان بتو چه گفت؟ مترجم باو گزارش داد، عبد المطلب گفت: من صاحب شتر هستم و…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 447

إِنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ أَسَدٍ أُمَّ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ كَانَتْ أَوَّلَ اِمْرَأَةٍ هَاجَرَتْ إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص مِنْ مَكَّةَ إِلَى اَلْمَدِينَةِ عَلَى قَدَمَيْهَا وَ كَانَتْ مِنْ أَبَرِّ اَلنَّاسِ بِرَسُولِ اَللَّهِ ص فَسَمِعَتْ رَسُولَ اَللَّهِ وَ هُوَ يَقُولُ إِنَّ اَلنَّاسَ يُحْشَرُونَ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ عُرَاةً كَمَا وُلِدُوا فَقَالَتْ وَا سَوْأَتَاهْ فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اَللَّهِ ص فَإِنِّي أَسْأَلُ اَللَّهَ أَنْ يَبْعَثَكِ كَاسِيَةً وَ سَمِعَتْهُ يَذْكُرُ ضَغْطَةَ اَلْقَبْرِ فَقَالَتْ وَا ضَعْفَاهْ فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اَللَّهِ ص فَإِنِّي أَسْأَلُ اَللَّهَ أَنْ يَكْفِيَكِ…

امام صادق علیه السلام فرمود: فاطمه بنت اسد مادر امیر المومنین نخستین زنی بود که پیاده از مکه بمدینه بسوی پیغمبر(ص)مهاجرت کرد و از همه مردم نسبت بپیغمبر مهربانتر بود، از پیغمبر شنید که میفرمود: مردم روز قیامت برهنه مادر زاد محشور شوند، پس گفت: وای از این رسوایی پیغمبر صلی الله علیه و آله باو فرمود: من از خدا میخواهم که ترا با لباس محشور کند، و نیز از آن حضرت شنید که فشار قبر را یاد آور می شد. -فاطمه گفت: وای از ناتوانی ، پیغمبر صلی الله علیه و آله باو فرمود: من از خدا می خواهم که تو را در آنجا آسوده دارد. روزی برسول خدا صلی الله علیه و آله عرضکرد: من میخواهم این کنیز خود را آزاد کنم، حضرت باو فرمود: اگر چنین کنی، خدا در برابر هر عضوی از او یک عضو ترا از آتش دوزخ آزاد کند، پس چون بیمار شد…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 453

كُنَّا عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَقَالَ عِنْدَنَا خَزَائِنُ اَلْأَرْضِ وَ مَفَاتِيحُهَا وَ لَوْ شِئْتُ أَنْ أَقُولَ بِإِحْدَى رِجْلَيَّ أَخْرِجِي مَا فِيكِ مِنَ اَلذَّهَبِ لَأَخْرَجَتْ قَالَ ثُمَّ قَالَ بِإِحْدَى رِجْلَيْهِ فَخَطَّهَا فِي اَلْأَرْضِ خَطّاً فَانْفَرَجَتِ اَلْأَرْضُ ثُمَّ قَالَ بِيَدِهِ فَأَخْرَجَ سَبِيكَةَ ذَهَبٍ قَدْرَ شِبْرٍ ثُمَّ قَالَ اُنْظُرُوا حَسَناً فَنَظَرْنَا فَإِذَا سَبَائِكُ كَثِيرَةٌ بَعْضُهَا عَلَى بَعْضٍ يَتَلَأْلَأُ فَقَالَ لَهُ بَعْضُنَا جُعِلْتُ فِدَاكَ أُعْطِيتُمْ مَا أُعْطِيتُمْ وَ شِيعَتُكُمْ مُحْتَاجُونَ قَالَ فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ سَيَجْمَعُ لَنَا…

یونس بن ظبیان و مفضل بن عمر و ابو سلمه سراج و حسین بن ثویر بن ابی فاخته نزد امام صادق علیه السلام بودند، حضرت فرمود: خزانه های زمین و کلیدهایش نزد ماست، اگر من بخواهم با یک پایم بزمین اشاره کنم و بگویم هر چه طلا داری بیرون بیار بیرون آورد. آنگاه با یک پایش اشاره کرد و روی زمین خطی 239 - 3 کشید. زمین شکافته شد، سپس با دست اشاره کرد و شمش طلایی باندازه یک وجب بیرون آورد و فرمود خوب بنگرید، چون نگاه کردیم، شمشهای بسیاری روی هم دیدیم که میدرخشید، یکی از ما بحضرت عرض کرد: قربانت، بشما چه چیزها عطا شده؟ در صورتی که شیعیانتان محتاجند؟ فرمود: همانا خدا دنیا و آخرت را برای ما و شیعیان ما جمع کند و آنها را ببهشت پر نعمت درآورد، و دشمن ما را بدوزخ برد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 474

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ تَعَالَى وَ اِعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ ءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي اَلْقُرْبى َقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع بِمِرْفَقَيْهِ عَلَى رُكْبَتَيْهِ ثُمَّ أَشَارَ بِيَدِهِ ثُمَّ قَالَ هِيَ وَ اَللَّهِ اَلْإِفَادَةُ يَوْماً بِيَوْمٍ إِلاَّ أَنَّ أَبِي جَعَلَ شِيعَتَهُ فِي حِلٍّ لِيَزْكُوا .

ابن عیسی گوید: از امام صادق علیه السلام در باره قول خدای تعالی، «بدانید هر چه غنیمت گیرید پنج یک آن از خدا و پیغمبر و خویشاوندان است»پرسیدم، حضرت دو آرنج را بر زانو گذاشت و با دست اشاره کرد و فرمود: بخدا که آن استفاده روز بروز است(که باید خمس آن را داد)جز آنکه پدرم شیعیان خود را حلال کرد تا آلوده نباشند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 544

إِذَا بَلَغَتِ اَلنَّفْسُ هَاهُنَا وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى حَلْقِهِ لَمْ يَكُنْ لِلْعَالِمِ تَوْبَةٌ ثُمَّ قَرَأَ إِنَّمَا اَلتَّوْبَةُ عَلَى اَللّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ اَلسُّوءَ بِجَهالَةٍ .

و حضرت صادق علیه السلام فرمود، چون جان باینجا رسد-با دست بگلویش اشاره کرد-برای عالم توبه ای نیست سپس این آیه را قرایت فرمود(17 سوره 4)قبول توبه بر خدا فقط نسبت بکسانی است که از روی نادانی بدی میکنند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 47

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي مَنْصُورٍ اَلْمُتَطَبِّبِ فَقَالَ أَخْبَرَنِي رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِي قَالَ كُنْتُ أَنَا وَ اِبْنُ أَبِي اَلْعَوْجَاءِ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ اَلْمُقَفَّعِ فِي اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرَامِ فَقَالَ اِبْنُ اَلْمُقَفَّعِ تَرَوْنَ هَذَا اَلْخَلْقَ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى مَوْضِعِ اَلطَّوَافِ مَا مِنْهُمْ أَحَدٌ أُوجِبُ لَهُ اِسْمَ اَلْإِنْسَانِيَّةِ إِلاَّ ذَلِكَ اَلشَّيْخُ اَلْجَالِسُ يَعْنِي أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع فَأَمَّا اَلْبَاقُونَ فَرَعَاعٌ وَ بَهَائِمُ فَقَالَ لَهُ اِبْنُ أَبِي اَلْعَوْجَاءِ وَ كَيْفَ أَوْجَبْتَ هَذَا اَلاِسْمَ لِهَذَا اَلشَّيْخِ…

مردی گوید: من و ابن ابی العوجا و ابن مقفع در مسجد الحرام بودیم، ابن مقفع با دست اشاره بمحل طواف کرد و گفت: این مردم را که میبینی کسی از ایشان را شایسته نام انسانیت نمیدانم مگر آن شیخ نشسته-مقصودش امام صادق(ع)بود-اما دیگران ناکسانند و چهارپایان؛ ابن ابی العوجا گفت: چگونه این نام را تنها شایان این شیخ دانی گفت: برای اینکه آنچه را نزد او دیدم از علم و کیاست نزد آنها نیافتم ابن ابی العوجا گفت: لازمست گفته ات را در باره او بیازمایم، ابن مقفع گفت: این کار مکن که میترسم عقیده ات را فاسد کند -گفت: نظر تو این نیست بلکه میترسی نظرت نسبت بمقام شامخی که برای او توصیف کردی نزد من سست شود، ابن مقفع گفت: چون چنین گمانی بمن بری برخیز و نزد او برو و تا توانی خود را از لغزش نگهدار و مهار از دست مده که ترا در…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 74

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص مَنْ مَاتَ لاَ يَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع أَحْوَجُ مَا يَكُونُ إِلَى مَعْرِفَتِهِ إِذَا بَلَغَ نَفْسُهُ هَكَذَا وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ فَقَالَ لَقَدْ كُنْتُ عَلَى أَمْرٍ حَسَنٍ .

عیسی بن سری گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: هر که در حالی جان سپارد که امامش را نمی شناسد به مرگ زمان جاهلیت مرده است. امام صادق علیه السلام فرمود: چون جان انسان به اینجا رسد-و با دست به سینه اش اشاره نمود-بیشترین چیزی که به آن نیاز خواهد داشت شناخت امامش است، پس آنگاه فرمود: اعتقاد تو در شناخت امام نیکوست. 2-. . . امام صادق علیه السلام فرمود: امامی که فرمانپذیری از او واجب است از ما می باشد، هر که او را انکار کند یهودی یا مسیحی بمیرد. به خدا سوگند از آن هنگام که خدای گرامی و بزرگ جان حضرت آدم علیه السلام را ستاند زمین از امامی که مردم را به سوی خدا رهنمون شود و حجت بر بندگان باشد خالی نمانده است، هر که امام را وارهد نابود شود و هر که…

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 205

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : أَمَرَ رَسُولُ اَللَّهِ عَلِيّا وَ سَلْمَانَ وَ أَبَا ذَرٍّ بِأَنْ يُنَادُوا بِأَعْلَى أَصْوَاتِهِمْ أَنَّهُ لاَ إِيمَانَ لِمَنْ لَمْ يَأْمَنْ جَارُهُ بَوَائِقَهُ فَنَادَوْا بِهَا ثَلاَثا ثُمَّ أَوْمَى بِيَدِهِ إِلَى أَنَّ كُلَّ أَرْبَعِينَ دَارا جِيرَانٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ .

امام صادق علیه السّلام فرمود:رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله به علی علیه السّلام و سلمان و ابو ذر امر فرمود که به آواز بلند فریاد زنند که:هر که همسایه اش از آزار او آسوده نباشد ایمان ندارد، آنها نیز سه بار آن را گفتند، سپس با دست مبارکش اشاره کرد که تا چهل خانه از روبرو و پشت سر و طرف راست، و طرف چپ همسایه به حساب می آید.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 453

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِنَّ فِي يَمِينِ اَلْعَرْشِ مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ عَلَيْهَا رِجَالٌ وُجُوهُهُمْ مِنْ نُورٍ لَيْسُوا بِأَنْبِيَاءَ وَ لاَ شُهَدَاءَ قَالَ فَقَالَ لَهُ عُمَرُ بْنُ اَلْخَطَّابِ فَمَنْ هَؤُلاَءِ يَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ هُمُ اَلَّذِينَ تَوَاصَوْا فِي اَللَّهِ وَ تَوَاخَوْا فِي اَللَّهِ وَ تَوَاصَلُوا فِي اَللَّهِ وَ تَحَابُّوا فِي اَللَّهِ فَدَخَلَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ فَقَالَ هُمْ شِيعَةُ هَذَا وَ أَشَارَ إِلَى عَلِيٍّ .

امام صادق علیه السّلام روایت کند که پیامبر اکرم صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:در طرف راست عرش منبرهایی از نور وجود دارد و بر آنها مردانی نشسته اند که صورتهایی از نور دارند، آنها پیامبران و شهدا نیستند. امام علیه السّلام فرمود:عمر بن الخطاب به رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله گفت:ای رسول خدا پس آنان کیستند؟فرمود:آنان کسانی می باشند که یک دیگر را در راه خدا همگامی نموده اند، و با هم در راه خدا برادری کرده اند، و بخاطر خدا به یک دیگر کمک نموده اند، و همدیگر را دوست داشته اند، آنگاه علی بن ابی طالب علیه السّلام داخل شد، پیامبر صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:آنها شیعۀ این شخص هستند، و به سوی علی علیه السّلام اشاره فرمود.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 181

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مِثْلَهُ ثُمَّ قَالَ وَ أَيُّ شَيْءٍ يَكْفِي اَلْإِنْسَانَ ثُمَّ أَوْمَى بِيَدِهِ .

امام صادق علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله مثل روایت قبل را نقل کند که در ادامه فرموده اند:و چه چیز انسان را کفایت می کند؟سپس به دستشان اشاره کردند.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 257

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ كَانَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ إِنَّ مِنْ حَقِّ اَلْعَالِمِ أَنْ لاَ تُكْثِرَ عَلَيْهِ اَلسُّؤَالَ وَ لاَ تَأْخُذَ بِثَوْبِهِ وَ إِذَا دَخَلْتَ عَلَيْهِ وَ عِنْدَهُ قَوْمٌ فَسَلِّمْ عَلَيْهِمْ جَمِيعا وَ خُصَّهُ بِالتَّحِيَّةِ وَ اِجْلِسْ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لاَ تَجْلِسْ خَلْفَهُ وَ لاَ تَغْمِزْ بِعَيْنَيْكَ وَ لاَ تُشِرْ بِيَدَيْكَ وَ لاَ تُكْثِرْ مِنَ اَلْقَوْلِ قَالَ فُلاَنٌ وَ قَالَ فُلاَنٌ خِلاَفا لِقَوْلِهِ وَ لاَ تَضْجَرْ بِطُولِ صُحْبَتِهِ فَإِنَّمَا مَثَلُ اَلْعَالِمِ مَثَلُ اَلنَّخْلَةِ تَنْتَظِرُ مَتَى يَسْقُطُ…

امام صادق علیه السّلام از علی علیه السّلام نقل می کند که فرمود:از جمله حقوق عالم آن است که از او زیاد سؤال نکنی، و جامه اش را نگیری، و هر گاه بر او وارد شدی و گروهی نزدش بودند؛ به همه سلام کن و او را نزد آنها به تحیت مخصوص گردان، مقابلش بنشین و پشت سرش منشین، چشمک مزن، و با دست اشاره مکن، پر گویی مکن؛ که فلانی و فلانی بر خلاف نظر شما چنین گفته اند، و از زیادی مجالست با او دلتنگ مشو، زیرا مثل عالم مثل درخت خرماست، باید در انتظار بمانی تا چیزی از آن بر تو فرو ریزد، و پاداش عالم از روزه دار شب زنده دار مجاهد در راه خدا بیشتر است، و هر گاه عالم از دنیا رود در اسلام شکافی ایجاد شود که هیچ چیز آن را جبران نکند تا روز قیامت.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 263
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه