قال الإمام الصادق عليه السلام

جستجوی «عقل»

امام جعفر صادق (علیه السلام)

۷۷ حدیث · صفحه ۶ از ۷

عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : لِكُلِّ شَيْءٍ حِيلَةٌ وَ حِيلَةُ اَلْإِخْوَانِ اَلنَّقْلُ لاَ يَنْبَغِي لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَجْلِسَ إِلاَّ حَيْثُ يَنْتَهِي بِهِ اَلْجُلُوسُ فَإِنَّ تَخَطِّي أَعْنَاقِ اَلرِّجَالِ سَخَافَةٌ.

امام صادق علیه السّلام فرمود:برای هر چیز چاره ای است، و چارۀ برادران جا دادن به آنها در مجلس است، مؤمن وقتی وارد مجلسی شد باید در انتهای آن بنشیند، و اگر از روی گردنهای مردان عبور کند نشانۀ بی عقلی اوست.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 429

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : قَالَ لُقْمَانُ لاِبْنِهِ يَا بُنَيَّ تَوَاضَعْ لِلْحَقِّ تَكُنْ أَعْقَلَ اَلنَّاسِ فَإِنَّ اَلْكَيِّسَ لَدَى اَلْحَقِّ أَسِيرٌ.

امام صادق علیه السّلام فرمود:لقمان به فرزندش گفت:ای پسرکم، در برابر حق متواضع باش تا خردمندترین مردم باشی، زیرا شخص با هوش و زیرک در نزد حق اسیر است.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 475

«کمالُ الادب وَ الْمُروءَةِ سَبْعُ خِصالٍ: اَلْعَقلُ وَ الْحِلْمُ وَ الصَّبْرُ وَ الرِّفْقُ وَ الصَّمْتُ وَ حُسْنُ الْخُلْقِ وَ الْمُداراةُ؛»

«کمال ادب و مروت، در هفت چیز است: خردمندی، بردباری، شکیبایی، ملایمت، خاموشی، نیکخویی، و مدارا.»

مستدرک الوسائل، ج ۹، ص ۳۸

وَ قَالَ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّ لِلَّهِ عِبَادا كَسَرَتْ قُلُوبَهُمْ خَشْيَةٌ فَأَسْكَتَهُمْ عَنِ اَلنُّطْقِ وَ إِنَّهُمْ لَفُصَحَاءُ عُقَلاَءُ اَلِبَّاءُ نُبَلاَءُ يَسْتَبِقُونَ إِلَيْهِ بِالْأَعْمَالِ اَلزَّكِيَّةِ لاَ يَسْتَكْثِرُونَ لَهُ اَلْكَثِيرَ وَ لاَ يَرْضَوْنَ لَهُ بِالْقَلِيلِ يَرَوْنَ فِي أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ شِرَارٌ وَ أَنَّهُمْ أَكْيَاسٌ أَبْرَارٌ.

امام صادق علیه السّلام فرمود:خداوند متعال بندگانی دارد که از خوف الهی قلبهایشان شکسته، و آنان را از سخن گفتن باز داشته، در حالی که آنها دانشمندانی خوش سخن و عقلایی کامل العقل هستند، و به وسیلۀ اعمال نیک خود بسوی خدا از یک دیگر پیشی می گیرند، عملشان را زیاد نمی دانند، و به کم راضی نمی شوند، خودشان را شرور می دانند در حالی که آنها با هوشانی نیکوکارند.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 107

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هَلْ يَسْتَوِي اَلَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ اَلَّذِينَ لاٰ يَعْلَمُونَ إِنَّمٰا يَتَذَكَّرُ أُولُوا اَلْأَلْبٰابِ : قَالَ نَحْنُ اَلَّذِينَ نَعْلَمُ وَ عَدُوُّنَا اَلَّذِي لاَ يَعْلَمُ وَ شِيعَتُنَا أُولُو اَلْأَلْبَابِ .

محمد بن مروان می گوید:از امام صادق علیه السّلام در مورد قول خدای متعال پرسیدم آیا دانشمندان با غیر دانشمندان برابرند، این را فقط صاحبان خرد می فهمند فرمود:ما آن کسانی هستیم که علم داریم و دشمنان ما کسانی هستند که غیر عالمند، و شیعیان ما صاحبان خرد و عقلند.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 177

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : طَلَبَةُ اَلْعِلْمِ ثَلاَثَةٌ فَاعْرِفُوهُمْ بِأَعْيَانِهِمْ وَ صِفَاتِهِمْ صِنْفٌ يَطْلُبُهُ لِلْجَهْلِ وَ اَلْمِرَاءِ وَ صِنْفٌ يَطْلُبُهُ لِلاِسْتِطَالَةِ وَ اَلْخَتْلِ وَ صِنْفٌ يَطْلُبُهُ لِلْفِقْهِ وَ اَلْعَقْلِ فَصَاحِبُ اَلْجَهْلِ وَ اَلْمِرَاءِ مُؤْذٍ مُمَارٍ مُتَعَرِّضٌ لِلْمَقَالِ فِي أَنْدِيَةِ اَلرِّجَالِ بِتَذَاكُرِ اَلْعِلْمِ وَ صِفَةِ اَلْحِلْمِ قَدْ تَسَرْبَلَ بِالْخُشُوعِ وَ تَخَلَّى مِنَ اَلْوَرَعِ فَدَقَّ اَللَّهُ خَيْشُومَهُ وَ قَطَعَ مِنْهُ حَيْزُومَهُ وَ صَاحِبُ اَلاِسْتِطَالَةِ وَ اَلْخَتْلِ ذُو خِبٍّ وَ مَلَقٍ…

امام صادق علیه السّلام فرمود:دانشجویان سه دسته اند؛ آنان را با نشانه ها و صفاتشان بشناسید: دسته ای دانش را برای حربۀ نادانی و جدال می جویند، و دسته ای برای برتری جستن و فریفتن آن را می آموزند، و دسته ای برای خودورزیدن و فهمیدن یاد گیرند، یار نادانی و ستیزه، مردم آزار و ستیزه گر است، و در مجالس مردان به سخنگوئی متوسل می شود، از علم یاد می کند و حلم را می ستاید، به فروتنی تظاهر می کند ولی از پرهیزگاری تهی است، خدا بینیش را کوبیده و کمرش را جدا کرده. و یار برتری جستن و فریفتن، نیرنگ باز و چاپلوس است، و بر همگنان خود گردن فرازی کند، و برای ثروتمندان پست تر از خود کوچکی نماید، شیرینیهای آنان را بخورد و دین خود را بشکند، بنا بر این خدا چشمش را کور گردانیده و اثرش را از میان آثار علماء قطع نمود. و…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 275

أَكمَلَ الناس عَقلَا أَحسَنَهُم خُلقَا

عاقل ترین مردم خوش خلق ترین آنهاست.

کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 27

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع هَلْ لِلْعِبَادِ مِنَ اَلاِسْتِطَاعَةِ شَيْ ءٌ قَالَ فَقَالَ لِي إِذَا فَعَلُوا اَلْفِعْلَ كَانُوا مُسْتَطِيعِينَ بِالاِسْتِطَاعَةِ اَلَّتِي جَعَلَهَا اَللَّهُ فِيهِمْ قَالَ قُلْتُ وَ مَا هِيَ قَالَ اَلْآلَةُ مِثْلُ اَلزَّانِي إِذَا زَنَى كَانَ مُسْتَطِيعاً لِلزِّنَا حِينَ زَنَى وَ لَوْ أَنَّهُ تَرَكَ اَلزِّنَا وَ لَمْ يَزْنِ كَانَ مُسْتَطِيعاً لِتَرْكِهِ إِذَا تَرَكَ قَالَ ثُمَّ قَالَ لَيْسَ لَهُ مِنَ اَلاِسْتِطَاعَةِ قَبْلَ اَلْفِعْلِ قَلِيلٌ وَ لاَ كَثِيرٌ وَ لَكِنْ مَعَ اَلْفِعْلِ وَ اَلتَّرْكِ كَانَ مُسْتَطِيعاً قُلْتُ فَعَلَى مَا ذَا يُعَذِّبُهُ قَالَ…

صالح نیلی گوید: از امام صادق(ع)پرسیدم، آیا بندگان از استطاعت بهره ای دارند؟ حضرت بمن فرمود: زمانی که کار را انجام دادند استطاعت دارند باستطاعتی که خدا در آنها نهاده است، عرضکردم: آن چیست؟ فرمود: آلت و ابزار است مانند زناکار که چون زنا کند در زمان زنا استطاعت آن را داشته است و چون ترک زنا کند و مرتکب آن نشود استطاعت ترک زنا داشته است، سپس فرمود: برای او پیش از عمل هیچ گونه استطاعتی نه کم و نه زیادش نباشد بلکه در صورت انجام دادن یا ترک کردن مستطیع است. عرضکردم: (اگر آلت و ابزار معصیت هم از خداست)پس چرا زناکار را عذاب میکنند؟ فرمود: بسبب حجت رسا(که عقل او و بیان پیمبرانست)و ابزاری که در بندگان ترکیب کرده(و آن قدرت و اختیار ایشانست)خدا هیچ کس را بر نافرمانی خود مجبور نسازد و از هیچ کس کفر را…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 162

إِنَّ اَللَّهَ اِحْتَجَّ عَلَى اَلنَّاسِ بِمَا آتَاهُمْ وَ عَرَّفَهُمْ .

امام صادق(ع)فرمود خدا بر مردم بآنچه بآنها داده و بایشان معرفی کرده حجت آورد(یعنی بمقدار عقل و فهمی که بایشان داده و مطابق خیر و شری که بآنها شناسانده باز خواست کند نه بیش از آن مقدار که از عدالت بدور است).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 162

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع مَنْ لَمْ يَعْرِفْ شَيْئاً هَلْ عَلَيْهِ شَيْ ءٌ قَالَ لاَ .

عبد الاعلی گوید: از امام صادق(ع)پرسیدم کسی که چیزی را نشناسد مسیولیتی دارد؟ فرمود: نه (زیرا مواخذه غافل عقلا قبیح است).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 164

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَوَرَدَ عَلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ اَلشَّامِ فَقَالَ إِنِّي رَجُلٌ صَاحِبُ كَلاَمٍ وَ فِقْهٍ وَ فَرَائِضَ وَ قَدْ جِئْتُ لِمُنَاظَرَةِ أَصْحَابِكَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع كَلاَمُكَ مِنْ كَلاَمِ رَسُولِ اَللَّهِ ص أَوْ مِنْ عِنْدِكَ فَقَالَ مِنْ كَلاَمِ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ مِنْ عِنْدِي فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع فَأَنْتَ إِذاً شَرِيكُ رَسُولِ اَللَّهِ قَالَ لاَ قَالَ فَسَمِعْتَ اَلْوَحْيَ عَنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يُخْبِرُكَ قَالَ لاَ قَالَ فَتَجِبُ طَاعَتُكَ كَمَا تَجِبُ طَاعَةُ رَسُولِ اَللَّهِ ص قَالَ لاَ فَالْتَفَتَ أَبُو عَبْدِ…

یونس بن یعقوب گوید: خدمت امام صادق(ع)بودم که مردی از اهل شام بر آن حضرت وارد شد و گفت: من علم کلام و فقه و فرایض میدانم و برای مباحثه با اصحاب شما آمده ام. امام صادق(ع)فرمود سخن تو از گفتار پیغمبر است یا از پیش خودت؟ گفت: از گفته پیغمبر و هم از خودم، امام فرمود: پس تو شریک پیغمبری؟ گفت: نه: فرمود: از خدای عز و جل وحی شنیده ای که بتو خبر دهد؟ گفت: نه فرمود: چنان که اطاعت پیغمبر را واجب میدانی اطاعت خود ترا هم واجب میدانی؟ گفت: نه، حضرت بمن متوجه شد و فرمود، ای یونس پسر یعقوب این مرد پیش از آنکه وارد بحث شود خودش را محکوم کرد(زیرا گفته خودش را حجت دانست بدون آنکه دلیلی بر حجیتش داشته باشد)سپس فرمود: ای یونس اگر علم کلام خوب. میدانستی با او سخن میگفتی، یونس گوید: (من گفتم)وای افسوس. سپس گفتم…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 171

إِنَّكُمْ لاَ تَكُونُونَ صَالِحِينَ حَتَّى تَعْرِفُوا وَ لاَ تَعْرِفُوا حَتَّى تُصَدِّقُوا وَ لاَ تُصَدِّقُوا حَتَّى تُسَلِّمُوا أَبْوَاباً أَرْبَعَةً لاَ يَصْلُحُ أَوَّلُهَا إِلاَّ بِآخِرِهَا ضَلَّ أَصْحَابُ اَلثَّلاَثَةِ وَ تَاهُوا تَيْهاً بَعِيداً إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لاَ يَقْبَلُ إِلاَّ اَلْعَمَلَ اَلصَّالِحَ وَ لاَ يَقْبَلُ اَللَّهُ إِلاَّ اَلْوَفَاءَ بِالشُّرُوطِ وَ اَلْعُهُودِ فَمَنْ وَفَى لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِشَرْطِهِ وَ اِسْتَعْمَلَ مَا وَصَفَ فِي عَهْدِهِ نَالَ مَا عِنْدَهُ وَ اِسْتَكْمَلَ مَا وَعَدَهُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَخْبَرَ اَلْعِبَادَ…

امام صادق(ع)فرمود: شما صالح نباشید جز اینکه معرفت پیدا کنید و معرفت نیابید جز اینکه تصدیق کنید و تصدیق نکنید جز اینکه تسلیم باشید. هر چهار در(تسلیم و تصدیق و معرفت و صلاح)را بکوبید که نخستین آنها جز بهمراهی آخرشان شایسته نگردد، کسانی که همراه سه در باشند گمراه گشته و در بیراهی دوری افتاده اند. خدای تبارک و تعالی جز عمل صالح نپذیرد و جز وفا بشروط و پیمانها را نپذیرد، کسی که شرطش را با خدای عز و جل وفا کند و آنچه خدا در پیمانش بیان کرده بکار بندد بآنچه نزد خداست برسد و وعده خدا را کاملا دریابد، خدای تبارک و تعالی بندگانش را براههای هدایت خبر داده و برای ایشان در آن راهها چراغهای بلند قرار داده و بآنها خبر داده است که چگونه راه پیمایند و فرموده است(83 سوره 30)«و من آمرزگار آن کسانم که توبه کرده…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 181
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه