قال الإمام الصادق عليه السلام

جستجوی «توبه»

امام جعفر صادق (علیه السلام)

۵۸ حدیث · صفحه ۵ از ۵

عَنِ اَلصَّادِقِ عَنِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ : إِذَا بَلَغَ اَلْمَرْءُ أَرْبَعِينَ سَنَة آمَنَهُ اَللَّهُ مِنَ اَلْأَدْوَاءِ اَلثَّلاَثَةِ مِنَ اَلْجُنُونِ وَ اَلْجُذَامِ وَ اَلْبَرَصِ فَإِذَا بَلَغَ اَلْخَمْسِينَ خَفَّفَ اَللَّهُ عَلَيْهِ حِسَابَهُ فَإِذَا بَلَغَ اَلسِّتِّينَ رَزَقَهُ اَللَّهُ اَلْإِنَابَةَ إِلَيْهِ فَإِذَا بَلَغَ اَلسَّبْعِينَ أَحَبَّهُ اَللَّهُ وَ أَهْلُ اَلسَّمَاءِ فَإِذَا بَلَغَ اَلثَّمَانِينَ أَمَرَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِإِثْبَاتِ حَسَنَاتِهِ وَ إِلْقَاءِ سَيِّئَاتِهِ فَإِذَا بَلَغَ اَلتِّسْعِينَ غَفَرَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ مَا…

امام صادق علیه السّلام از پیامبر اکرم صلّی اللّٰه علیه و آله نقل کند که فرمود:چون مرد به چهل سالگی رسد خداوند او را از سه مرض حفظ کند:از دیوانگی و جذام و پیسی، چون به پنجاه سالگی رسد خداوند حسابش را سبک گیرد، و چون به شصت سالگی رسد خداوند به او توفیق توبه کردن را روزی کند، هر گاه به هفتاد سالگی رسید خدا و اهل آسمان دوستش بدارند، و هر گاه به هشتاد رسید خداوند فرمان به نوشتن حسناتش و حذف بدیهایش دهد، و هر گاه به نود سال رسید خداوند گناهان گذشته و آینده اش را ببخشاید، و جزء اسیران خدا در زمین بحساب آید.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 343

سُئِلَ عَنِ اَلرَّجُلِ إِذَاشَرِبَ اَلْمُسْكِرَ مَا حَالُهُ قَالَ لاَ يَقْبَلُ اَللَّهُ صَلاَتَهُ أَرْبَعِينَ يَوْماً وَ لَيْسَ لَهُ تَوْبَةٌ فِي اَلْأَرْبَعِينَ فَإِنْ مَاتَ فِيهَا دَخَلَ اَلنَّارَ .

عمار بن موسی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیده شد که اگر مردی شراب نوشد وضعیتش چگونه باشد؟ فرمود: خداوند نمازش را چهل روز نپذیرد و توبه اش پذیرفته نگردد و اگر در این روزها بمیرد به دوزخ درآید.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 244

لاَ تُحَقِّرُوا مُؤْمِناً فَقِيراً فَإِنَّهُ مَنْ حَقَّرَ مُؤْمِناً فَقِيراً وَ اِسْتَخَفَّ بِهِ حَقَّرَهُ اَللَّهُ تَعَالَى وَ لَمْ يَزَلْ مَاقِتاً لَهُ حَتَّى يَرْجِعَ عَنْ تَحْقِيرِهِ أَوْ يَتُوبَ قَالَ وَ مَنِ اِسْتَذَلَّ مُؤْمِناً وَ حَقَّرَهُ لِقِلَّةِ ذَاتِ يَدِهِ وَ لِفَقْرِهِ شَهَرَهُ اَللَّهُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ عَلَى رُءُوسِ اَلْخَلاَئِقِ.

مومن تهیدست را خوار مسازید؛ زیرا به راستی، هر که مومن تهیدستی را خوار سازد و ناچیز انگارد خدای فرازمند او را خوار سازد و پیوسته بر او خشم گیرد تا آنگاه که از زشتکاری خویش دست کشد و یا توبه کند. و نیز فرمود: و هر که مومنی را به سبب تنگدستی و ناداری ذلیل و خوار کند خداوند او را در روز رستاخیز در پیش روی همه آفریدگان رسوا و انگشت نما گرداند.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 250

كَانَ رَجُلٌ فِي اَلزَّمَنِ اَلْأَوَّلِ طَلَبَ اَلدُّنْيَا مِنْ حَلاَلٍ فَلَمْ يَقْدِرْ عَلَيْهَا فَطَلَبَهَا مِنْ حَرَامٍ فَلَمْ يَقْدِرْ عَلَيْهَا فَأَتَاهُ اَلشَّيْطَانُ فَقَالَ يَا هَذَا إِنَّكَ قَدْ طَلَبْتَ اَلدُّنْيَا مِنْ حَلاَلٍ فَلَمْ تَقْدِرْ عَلَيْهَا وَ طَلَبْتَهَا مِنْ حَرَامٍ فَلَمْ تَقْدِرْ عَلَيْهَا أَ فَلاَ أَدُلُّكَ عَلَى شَيْ ءٍ يَكْثُرُ بِهِ مَالُكَ وَ دُنْيَاكَ وَ تَكْثُرُ بِهِ تَبِعَتُكَ قَالَ بَلَى قَالَ تَبْتَدِعُ دِيناً وَ تَدْعُو إِلَيْهِ اَلنَّاسَ فَفَعَلَ فَاسْتَجَابَ لَهُ اَلنَّاسُ وَ أَطَاعُوهُ وَ أَصَابَ مِنَ اَلدُّنْيَا ثُمَّ إِنَّهُ فَكَّرَ فَقَالَ بِئْسَ مَا…

در روزگاران پیشین مردی بود که می خواست دنیا را از راه حلال بجوید و به دست آورد ولی نتوانست، پس آنگاه از راه حرام جویای دنیا شد تا آن را به دست آورد ولی باز هم نتوانست، پس شیطان نزد او آمد و گفت: ای مرد همانا تو از راه حلال جویای دنیا شدی و نتوانستی بر آن دست یابی و نیز از راه حرام جویای دنیا شدی ولی باز هم نتوانستی آن را به دست آوری. آیا می خواهی تو را به چیزی رهنمون سازم که دارایی ات فزونی گیرد و دنیایت سامان یابد و پیروانت بسیار شوند؟ گفت: آری. شیطان گفت: آیینی ساختگی پدید آور و مردمان را به آن فراخوان. آن مرد نیز چنین کرد و مردمان آیینش را پذیرفتند و فرمانبردارش شدند و او به دنیا دست یافت، پس از چندی به فکر فرو رفت و آنگاه با خویش گفت: کار بدی کردم که آیینی نو پدید آوردم و مردم را به آن…

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 257

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ مَوَالِيهِ فَجَرَى ذِكْرُ اَلْعَقْلِ وَ اَلْجَهْلِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع اِعْرِفُوا اَلْعَقْلَ وَ جُنْدَهُ وَ اَلْجَهْلَ وَ جُنْدَهُ تَهْتَدُوا قَالَ سَمَاعَةُ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لاَ نَعْرِفُ إِلاَّ مَا عَرَّفْتَنَا فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ خَلَقَ اَلْعَقْلَ وَ هُوَ أَوَّلُ خَلْقٍ خَلَقَهُ مِنَ اَلرُّوحَانِيِّينَ عَنْ يَمِينِ اَلْعَرْشِ مِنْ نُورِهِ فَقَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ فَقَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقْتُكَ خَلْقاً…

سماعه بن مهران گوید: در خدمت امام صادق بودم و گروهی از دوستان هم در محضرش بودند صحبت خرد و نادانی پیش آمد امام صادق علیه السلام فرمود: خرد و لشکر او و نادانی و لشکر او را بشناسید تا هدایت شوید سماعه گوید عرض کردم قربانت شوم ما جز آنچه تو بما معرفی کنی نمی شناسیم امام صادق فرمود بدرستی که خدای بزرگوار خرد را آفرید و او نخستین آفریده ای است که خداوند او را از روحانیین آفرید که از نور خود در سمت راست عرش بود پس باو فرمود روی بمن آر پس او روی آورد سپس باو فرمود روی از من بگردان پس او روی بگردانید پس خدای تبارک و تعالی فرمود من ترا آفریده بزرگی آفریدم و تو را بر همه آفریدگانم گرامی داشتم حضرت فرمود سپس نادانی را از دریای تلخ و تاریک آفرید و باو فرمود روی از من بگردان او روی بگردانید سپس باو فرمود…

الخصال، ج 3، ص 588

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ مَوَالِيهِ فَجَرَى ذِكْرُ اَلْعَقْلِ وَ اَلْجَهْلِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع اِعْرِفُوا اَلْعَقْلَ وَ جُنْدَهُ وَ اَلْجَهْلَ وَ جُنْدَهُ تَهْتَدُوا قَالَ سَمَاعَةُ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لاَ نَعْرِفُ إِلاَّ مَا عَرَّفْتَنَا فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ اَلْعَقْلَ وَ هُوَ أَوَّلُ خَلْقٍ مِنَ اَلرُّوحَانِيِّينَ عَنْ يَمِينِ اَلْعَرْشِ مِنْ نُورِهِ فَقَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ فَقَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقْتُكَ خَلْقاً عَظِيماً…

سماعه گوید خدمت حضرت صادق علیه السلام بودم و جمعی از دوستانش هم حضور داشتند که ذکر عقل و جهل بمیان آمد حضرت فرمود: عقل و لشکرش و جهل و لشکرش را بشناسید، سماعه گوید من عرض کردم قربانت گردم غیر از آنچه شما بما فهمانیده اید نمیدانیم. حضرت فرمود خدای عز و جل عقل را از نور خویش و از طرف راست عرش آفرید و آن مخلوق اول از روحانیین است -پس بدو فرمود پس رو او پس رفت سپس فرمود پیش آی پیش آمد خدای تبارک و تعالی فرمود: ترا با عظمت آفریدم و بر تمام آفریدگانم شرافت بخشیدم سپس جهل را تاریک و از دریای شور و تلخ آفرید باو فرمود پس رو پس رفت فرمود پیش بیا پیش نیامد فرمود: گردن کشی کردی؟ او را از رحمت خود دور ساخت سپس برای عقل هفتاد و پنج لشکر قرار داد. چون جهل مکرمت و عطا . خدا را نسبت بعقل دید دشمنی او را در…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 20

أَنَّهُ قَالَ إِذَا هَمَّ اَلْعَبْدُ بِحَسَنَةٍ كُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةً فَإِذَا عَمِلَهَا كُتِبَتْ لَهُ عَشْرَ حَسَنَاتٍ وَ إِذَا هَمَّ بِسَيِّئَةٍ لَمْ تُكْتَبْ عَلَيْهِ فَإِذَا عَمِلَهَا أُجِّلَ تِسْعَ سَاعَاتٍ فَإِنْ نَدِمَ عَلَيْهَا وَ اِسْتَغْفَرَ وَ تَابَ لَمْ يُكْتَبْ عَلَيْهِ وَ إِنْ لَمْ يَنْدَمْ وَ لَمْ يَتُبْ مِنْهَا كُتِبَتْ عَلَيْهِ سَيِّئَةً وَاحِدَةً.

امام صادق علیه السلام فرمود: بنده ای که قصد انجام کار نیک کند یک حسنه در نامه عمل او نوشته می شود و اگر انجامش داد ده حسنه برایش نوشته می شود و اگر قصد کار بد کند گناهی بر او ننویسند و اگر آن گناه را انجام داد نه ساعت مهلت دارد که اگر پشیمان شد و استغفار کرد و بازگشت نمود نوشته نمیشود و اگر پشیمان نشد و از گناهش توبه نکرد(فقط)یک گناه بر او نوشته می شود.

الخصال، ج 3، ص 418

وَ قَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِدَاوُدَ بَشِّرِ اَلْمُذْنِبِينَ وَ أَنْذِرِ اَلصِّدِّيقِينَ قَالَ كَيْفَ أُبَشِّرُ اَلْمُذْنِبِينَ وَ أُنْذِرُ اَلصِّدِّيقِينَ قَالَ يَا دَاوُدُ بَشِّرِ اَلْمُذْنِبِينَ أَنِّي أَقْبَلُ اَلتَّوْبَةَ وَ أَعْفُو عَنِ اَلذَّنْبِ وَ أَنْذِرِ اَلصِّدِّيقِينَ أَلاَّ يتعجبوا يُعْجَبُوا بِأَعْمَالِهِمْ فَإِنَّهُ لَيْسَ عَبْدٌ يتعجب يُعْجَبُ بِالْحَسَنَاتِ إِلاَّ هَلَكَ.

امام صادق علیه السّلام فرمود:خداوند عزّ و جلّ به داود فرمود:به گناهکاران بشارت ده، و صدّیقان را بترسان، گفت:چگونه گنهکاران را بشارت دهم و صدّیقان را بترسانم؟ فرمود:ای داود گناهکاران را بشارت ده که من توبه پذیرم و از گناه می گذرم، و صدّیقان را از عجب در عملهایشان بترسان، زیرا هر بنده ای که به کارهای نیکش عجب بورزد نابود شود.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 667

وَ قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ اَلْأَوَّابُونَ هُمُ اَلتَّوَّابُونَ.

ابو بصیر گفت:شنیدم که امام می فرمود:بازگشت کنندگان مکرر بسوی خدا همان توبه کنندگانند.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 289

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنِّي أُخَالِطُ اَلنَّاسَ فَيَكْثُرُ عَجَبِي مِنْ أَقْوَامٍ لاَ يَتَوَلَّوْنَكُمْ وَ يَتَوَلَّوْنَ فُلاَناً وَ فُلاَناً لَهُمْ أَمَانَةٌ وَ صِدْقٌ وَ وَفَاءٌ وَ أَقْوَامٌ يَتَوَلَّوْنَكُمْ لَيْسَ لَهُمْ تِلْكَ اَلْأَمَانَةُ وَ لاَ اَلْوَفَاءُ وَ اَلصِّدْقُ قَالَ فَاسْتَوَى أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع جَالِساً فَأَقْبَلَ عَلَيَّ كَالْغَضْبَانِ ثُمَّ قَالَ لاَ دِينَ لِمَنْ دَانَ اَللَّهَ بِوَلاَيَةِ إِمَامٍ جَائِرٍ لَيْسَ مِنَ اَللَّهِ وَ لاَ عَتْبَ عَلَى مَنْ دَانَ بِوَلاَيَةِ إِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اَللَّهِ قُلْتُ لاَ دِينَ لِأُولَئِكَ وَ لاَ عَتْبَ عَلَى هَؤُلاَءِ…

عبد الله بن ابی یعفور گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: من که با مردم آمیزش دارم بسیار تعجب میکنم از مردمی که از شما پیروی نمیکنند و بدنبال فلان و فلان میروند ولی امین و راستگو و با وفایند، و مردمی هستند که بدنبال شمایند، ولی امانت و وفا و راستگویی آنها را ندارند. امام صادق علیه السلام راست نشست و مانند خشمناکی بمن متوجه شد، سپس فرمود: هر که خدا را با پیروی از امام ستمگری که از جانب خدا نیست دینداری کند، دین ندارد و سرزنش نیست بر کسی که با پیروی از امام عادل از جانب خدا دینداری کند، عرضکردم: آنها دین ندارند و بر اینها سرزنشی نیست؟ فرمود: آری آنها دین ندارند و بر اینها سرزنشی نیست، سپس فرمود: مگر قول خدای عز و جل را نمی شنوی؟ «خدا کارساز کسانیست که ایمان آورده اند و از ظلمات بنورشان…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 375
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه