عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى بِالنَّاسِ اَلصُّبْحَ فَنَظَرَ إِلَى شَابٍّ فِي اَلْمَسْجِدِ وَ هُوَ يَخْفِقُ وَ يَهْوِي بِرَأْسِهِ مُصْفَرٌّ لَوْنُهُ وَ قَدْ نَحِفَ جِسْمُهُ وَ غَارَتْ عَيْنَاهُ فِي رَأْسِهِ وَ لَصِقَ جِلْدُهُ بِعَظْمِهِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَيْفَ أَصْبَحْتَ يَا حَارِثُ فَقَالَ أَصْبَحْتُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مُوقِنا فَقَالَ فَعَجِبَ رَسُولُ اَللَّهِ مِنْ قَوْلِهِ وَ قَالَ لَهُ إِنَّ لِكُلِّ يَقِينٍ حَقِيقَة فَمَا حَقِيقَةُ يَقِينِكَ فَقَالَ…
امام صادق علیه السّلام فرمود:رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله به همراه مردم نماز صبح را خواند، سپس به جوانی که در مسجد بود و چرت می زد و سر به زیر داشت نگاهی کرد، رنگش زرد و بدنی لاغر و چشمانی فرو رفته در گودی سر داشت و پوست بدنش به استخوانش چسبیده بود. رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله به او فرمود:چگونه شب را به صبح رساندی ای حارث کنایه از اینکه در چه حالی یا حالت چطور است ؟عرض کرد:ای رسول خدا در حال یقین شب را به روز آوردم.پیغمبر خدا صلّی اللّٰه علیه و آله از حرف او تعجب نموده و فرمود:برای هر یقینی نشانه ای است، نشانۀ حقیقی یقین تو چیست؟گفت:ای رسول خدا نشانۀ یقین من همانست که مرا غمناک ساخته و شبم را به بی خوابی کشیده، و مرا به تحمل تشنگی وسط روز وادار کرده، و نفسم از دنیا و آنچه در آن است…
وَ مِنْ كِتَابِ اَلْخَلاَصِ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ بْنِ بَابَوَيْهِ عَنْ عَمَّارِ بْنِ اَلْأَحْوَصِ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّ عِنْدَنَا أَقْوَاما يَقُولُونَ بِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ يُفَضِّلُونَهُ عَلَى اَلنَّاسِ كُلِّهِمْ لَيْسَ يَصِفُونَ مَا نَصِفُ مِنْ فَضْلِكُمْ نَتَوَلاَّهُمْ فَقَالَ لِي نَعَمْ فِي اَلْجُمْلَةِ أَ لَيْسَ عِنْدَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا لَمْ يَكُنْ عِنْدَ رَسُولِ اَللَّهِ وَ عِنْدَ رَسُولِ اَللَّهِ مَا لَيْسَ عِنْدَنَا وَ عِنْدَنَا مَا لَيْسَ عِنْدَكُمْ وَ عِنْدَكُمْ مَا لَيْسَ عِنْدَ غَيْرِكُمْ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ…
از امام صادق علیه السّلام سؤال شد:در نزد ما کسانی هستند که به خلافت امیر مؤمنان علیه السّلام معتقدند و آن حضرت را بر همۀ مردم برتری می دهند ولی آن طور که ما در بارۀ فضیلت شما معتقدیم آنها اعتقاد ندارند، آیا با آنان دوستی کنیم؟فرمود:بلی اجمالا دوستشان بدارید، مگر نه این است که در نزد خداوند چیزهایی هست که نزد رسول خدا نیست، و نزد رسول خدا چیزهایی هست که نزد ما نیست، و نزد ما چیزهایی هست که نزد شما نیست، و نزد شما چیزهایی هست که نزد دیگران نیست؟خداوند تبارک و تعالی اسلام را بر هفت سهم قرار داده:بر صبر و راستی و یقین و رضا و وفا و دانش و بردباری، سپس آن را در میان مردم تقسیم نموده، هر کس که همۀ این هفت سهم را داشته باشد ایمانش کامل، و طاقت و تحمل دارد، و به گروهی از مردم یک سهم داد، و گروهی را…
عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : اَلْمُؤْمِنُ لاَ يَغُشُّ اَلْمُؤْمِنَ وَ لاَ يَظْلِمُهُ وَ لاَ يَخُونُهُ وَ لاَ يَخْذُلُهُ وَ لاَ يَكْذِبُهُ وَ لاَ يَغْتَابُهُ وَ لاَ يَقُولُ لَهُ أُفٍّ فَإِنَّهُ إِذَا قَالَ لَهُ أُفٍّ لَمْ تَكُنْ بَيْنَهُمَا وَلاَيَةٌ فَإِذَا اِتَّهَمَهُ اِنْمَاثَ اَلْإِيمَانُ فِي قَلْبِهِ كَمَا يَنْمَاثُ اَلْمِلْحُ فِي اَلْمَاءِ وَ مَنْ أَطْعَمَ مُؤْمِنَيْنِ أَشْبَعَهُمَا كَانَ أَفْضَلَ مِنْ رَقَبَةٍ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:مؤمن برادر مؤمنش را فریب نمی دهد و به او ظلم نمی کند و به او خیانت نمی نماید، و او را خوار نمی گرداند، تکذیبش نمی کند و غیبت او را نمی نماید، و اظهار انزجار از او نمی کند، زیرا اگر کلمه ای بگوید که نشانۀ انزجار از او باشد محبت و دوستی از بین آن دو رخت می بندد، و هر گاه به او تهمتی بزند ایمان از قلبش می رود همان طور که نمک در میان آب ذوب می شود، و هر کس دو مؤمن را غذا دهد بطوری که سیر شوند از آزاد کردن بنده ای در راه خدا ثوابش بیشتر است.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ اَلْعَبْدَ لَيَتَكَلَّمُ بِالْكَلِمَةِ فَيَكْتُبُ اَللَّهُ بِهَا إِيمَانا فِي قَلْبِ آخَرَ فَيَغْفِرُ لَهُمْ جَمِيعا .
امام صادق علیه السّلام فرمود:چه بسا بنده ای کلمه ای بگوید و خداوند به واسطه آن کلمه ایمان را در قلب بندۀ دیگر قرار دهد، خداوند همۀ آنها را بیامرزد.
وَ مِنْ سَائِرِ اَلْكُتُبِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لاَ يَجِدُ اَلرَّجُلُ حَلاَوَةَ اَلْإِيمَانِ حَتَّى لاَ يُبَالِيَ مَنْ أَكَلَ اَلدُّنْيَا.
امام صادق علیه السّلام از قول رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله می فرماید:کسی شیرینی ایمان را در دلش نمی یابد مگر اینکه باکش نباشد که چه کسی دنیا را خورد.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ كُنْ لِمَا لاَ تَرْجُو أَرْجَى مِنْكَ لِمَا تَرْجُو فَإِنَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ خَرَجَ يَقْتَبِسُ لِأَهْلِهِ نَارا فَكَلَّمَهُ اَللَّهُ وَ رَجَعَ نَبِيّا وَ خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَإٍ كَافِرَة فَأَسْلَمَتْ مَعَ سُلَيْمَانَ وَ خَرَجَ سَحَرَةُ فِرْعَوْنَ يَطْلُبُونَ اَلْعِزَّ لِفِرْعَوْنَ فَرَجَعُوا مُؤْمِنِينَ.
امام صادق علیه السّلام از قول علی علیه السّلام نقل می کند که:نسبت به آنچه امید نداری امیدوارتر از آنچه به آن امید داری باش، زیرا موسی بن عمران از شهر خارج شد تا برای امتش از خدا طلب آتش کند، خداوند با او سخن گفت و به عنوان رسالت مراجعت کرد، ملکۀ سبا نیز کافر از شهر خارج شد ولی نزد سلیمان مسلمان شد، و جادوگران فرعون برایش طلب عزّت می کردند ولی خودشان با ایمان بازگشتند.
عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : كُلَّمَا اِزْدَادَ اَلْعَبْدُ إِيمَانا اِزْدَادَ ضِيقا فِي مَعِيشَتِهِ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:هر اندازه ایمان بنده زیاد شود، تنگی معیشتش افزایش می یابد.
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنَّ اَللَّهَ أَجَلُّ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يُعْرَفَ بِخَلْقِهِ بَلِ اَلْخَلْقُ يُعْرَفُونَ بِاللَّهِ قَالَ صَدَقْتَ قُلْتُ إِنَّ مَنْ عَرَفَ أَنَّ لَهُ رَبّاً فَيَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَعْرِفَ أَنَّ لِذَلِكَ اَلرَّبِّ رِضًا وَ سَخَطاً وَ أَنَّهُ لاَ يُعْرَفُ رِضَاهُ وَ سَخَطُهُ إِلاَّ بِوَحْيٍ أَوْ رَسُولٍ فَمَنْ لَمْ يَأْتِهِ اَلْوَحْيُ فَقَدْ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَطْلُبَ اَلرُّسُلَ فَإِذَا لَقِيَهُمْ عَرَفَ أَنَّهُمُ اَلْحُجَّةُ وَ أَنَّ لَهُمُ اَلطَّاعَةَ اَلْمُفْتَرَضَةَ وَ قُلْتُ لِلنَّاسِ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص كَانَ هُوَ اَلْحُجَّةَ مِنَ…
منصور بن حازم گوید: بامام صادق(ع)عرضکردم، همانا خدا برتر و بزرگوارتر از اینست که بخلقش شناخته شود(زیرا صفات مخلوق در او نیست و معرفت او موهبتی است از خودش و پیغمبران فقط راهنمایی میکنند)بلکه مخلوق بخدا شناخته شوند، (بوسیله نور وجودی که از خدا بمخلوق افاضه شود و آنها پدید آمده اند بلکه مخلوق خدا را بسبب خود او بشناسند یعنی بوسیله صفاتی که خود او برای خودش بیان کرده است)فرمود: راست گفتی. عرضکردم: کسی که بداند برای او پروردگاریست سزاوار است که بداند برای آن پروردگار خرسندی و خشم است و خرسندی و خشم او جز بوسیله وحی یا فرستاده او معلوم نشود. و کسی که بر او وحی نازل نشود باید که در جستجوی پیغمبران باشد و چون ایشان را بیابد باید بداند که ایشان حجت خدایند و اطاعتشان لازمست، من بمردم(اهل سنت)گفتم…
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَوَرَدَ عَلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ اَلشَّامِ فَقَالَ إِنِّي رَجُلٌ صَاحِبُ كَلاَمٍ وَ فِقْهٍ وَ فَرَائِضَ وَ قَدْ جِئْتُ لِمُنَاظَرَةِ أَصْحَابِكَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع كَلاَمُكَ مِنْ كَلاَمِ رَسُولِ اَللَّهِ ص أَوْ مِنْ عِنْدِكَ فَقَالَ مِنْ كَلاَمِ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ مِنْ عِنْدِي فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع فَأَنْتَ إِذاً شَرِيكُ رَسُولِ اَللَّهِ قَالَ لاَ قَالَ فَسَمِعْتَ اَلْوَحْيَ عَنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يُخْبِرُكَ قَالَ لاَ قَالَ فَتَجِبُ طَاعَتُكَ كَمَا تَجِبُ طَاعَةُ رَسُولِ اَللَّهِ ص قَالَ لاَ فَالْتَفَتَ أَبُو عَبْدِ…
یونس بن یعقوب گوید: خدمت امام صادق(ع)بودم که مردی از اهل شام بر آن حضرت وارد شد و گفت: من علم کلام و فقه و فرایض میدانم و برای مباحثه با اصحاب شما آمده ام. امام صادق(ع)فرمود سخن تو از گفتار پیغمبر است یا از پیش خودت؟ گفت: از گفته پیغمبر و هم از خودم، امام فرمود: پس تو شریک پیغمبری؟ گفت: نه: فرمود: از خدای عز و جل وحی شنیده ای که بتو خبر دهد؟ گفت: نه فرمود: چنان که اطاعت پیغمبر را واجب میدانی اطاعت خود ترا هم واجب میدانی؟ گفت: نه، حضرت بمن متوجه شد و فرمود، ای یونس پسر یعقوب این مرد پیش از آنکه وارد بحث شود خودش را محکوم کرد(زیرا گفته خودش را حجت دانست بدون آنکه دلیلی بر حجیتش داشته باشد)سپس فرمود: ای یونس اگر علم کلام خوب. میدانستی با او سخن میگفتی، یونس گوید: (من گفتم)وای افسوس. سپس گفتم…
إِنَّكُمْ لاَ تَكُونُونَ صَالِحِينَ حَتَّى تَعْرِفُوا وَ لاَ تَعْرِفُوا حَتَّى تُصَدِّقُوا وَ لاَ تُصَدِّقُوا حَتَّى تُسَلِّمُوا أَبْوَاباً أَرْبَعَةً لاَ يَصْلُحُ أَوَّلُهَا إِلاَّ بِآخِرِهَا ضَلَّ أَصْحَابُ اَلثَّلاَثَةِ وَ تَاهُوا تَيْهاً بَعِيداً إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لاَ يَقْبَلُ إِلاَّ اَلْعَمَلَ اَلصَّالِحَ وَ لاَ يَقْبَلُ اَللَّهُ إِلاَّ اَلْوَفَاءَ بِالشُّرُوطِ وَ اَلْعُهُودِ فَمَنْ وَفَى لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِشَرْطِهِ وَ اِسْتَعْمَلَ مَا وَصَفَ فِي عَهْدِهِ نَالَ مَا عِنْدَهُ وَ اِسْتَكْمَلَ مَا وَعَدَهُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَخْبَرَ اَلْعِبَادَ…
امام صادق(ع)فرمود: شما صالح نباشید جز اینکه معرفت پیدا کنید و معرفت نیابید جز اینکه تصدیق کنید و تصدیق نکنید جز اینکه تسلیم باشید. هر چهار در(تسلیم و تصدیق و معرفت و صلاح)را بکوبید که نخستین آنها جز بهمراهی آخرشان شایسته نگردد، کسانی که همراه سه در باشند گمراه گشته و در بیراهی دوری افتاده اند. خدای تبارک و تعالی جز عمل صالح نپذیرد و جز وفا بشروط و پیمانها را نپذیرد، کسی که شرطش را با خدای عز و جل وفا کند و آنچه خدا در پیمانش بیان کرده بکار بندد بآنچه نزد خداست برسد و وعده خدا را کاملا دریابد، خدای تبارک و تعالی بندگانش را براههای هدایت خبر داده و برای ایشان در آن راهها چراغهای بلند قرار داده و بآنها خبر داده است که چگونه راه پیمایند و فرموده است(83 سوره 30)«و من آمرزگار آن کسانم که توبه کرده…
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنَّ اَللَّهَ أَجَلُّ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يُعْرَفَ بِخَلْقِهِ بَلِ اَلْخَلْقُ يُعْرَفُونَ بِاللَّهِ قَالَ صَدَقْتَ قُلْتُ إِنَّ مَنْ عَرَفَ أَنَّ لَهُ رَبّاً فَقَدْ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَعْرِفَ أَنَّ لِذَلِكَ اَلرَّبِّ رِضًا وَ سَخَطاً وَ أَنَّهُ لاَ يُعْرَفُ رِضَاهُ وَ سَخَطُهُ إِلاَّ بِوَحْيٍ أَوْ رَسُولٍ فَمَنْ لَمْ يَأْتِهِ اَلْوَحْيُ فَيَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَطْلُبَ اَلرُّسُلَ فَإِذَا لَقِيَهُمْ عَرَفَ أَنَّهُمُ اَلْحُجَّةُ وَ أَنَّ لَهُمُ اَلطَّاعَةَ اَلْمُفْتَرَضَةَ فَقُلْتُ لِلنَّاسِ أَ لَيْسَ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص كَانَ هُوَ اَلْحُجَّةَ…
منصور بن حازم گوید: بامام صادق(ع)عرضکردم: همانا خدا بزرگوارتر و گرامیتر است از اینکه بوسیله مخلوقش شناخته شود بلکه مخلوق بوسیله خدا شناخته شوند بوسیله خدا بشناسند فرمود درست گفتی، عرضکردم. هر که بداند پروردگاری دارد سزاوار است که بداند برای او خرسندی و خشمی است و خرسندی و خشم او جز بوسیله وحی یا پیغمبر فهمیده نشود و کسی که وحی بر خودش نازل نشود باید که در طلب پیغمبران باشد و چون ایشان را ملاقات کرد، بداند که ایشانند حجت خدا و اطاعتشان لازمست من بمردم(اهل سنت)گفتم مگر نمیدانید که رسول خدا(ص)حجت خدا بود بر خلقش؟ گفتند چرا، گفتم چون او درگذشت حجت خدا کیست؟ گفتند: قرآن، من در قرآن نظر کردم و دیدم سنی و قدری و حتی زندیقی که بآن ایمان ندارد بآن استشهاد میکنند تا بر مردان طرف مقابل خود غلبه کنند…
فِي قَوْلِ اَللَّهِ تَعَالَى اَللّهُ نُورُ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فَاطِمَةُ ع فِيها مِصْباحٌ اَلْحَسَنُ اَلْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ اَلْحُسَيْنُ اَلزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ فَاطِمَةُ كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ بَيْنَ نِسَاءِ أَهْلِ اَلدُّنْيَا يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ إِبْرَاهِيمُ ع زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ لاَ يَهُودِيَّةٍ وَ لاَ نَصْرَانِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضِي ءُ يَكَادُ اَلْعِلْمُ يَنْفَجِرُ بِهَا وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ إِمَامٌ مِنْهَا بَعْدَ إِمَامٍ يَهْدِي اَللّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ يَهْدِي اَللَّهُ…
صالح بن سهل همدانی گوید امام صادق علیه السلام راجع بقول خدای تعالی(آیه 80 سوره نور که بآیه نور معروفست در تاویل آن چنین فرمود)«خدا نور آسمانها و زمین است، حکایت نور او چون فانوسی است»آن فانوس فاطمه علیها السلام است«که در آن فانوس چراغیست»آن چراغ حسن است«چراغ در آبگینه است»آبگینه حسین است«آبگینه مانند اختر درخشانی است»آن اختر درخشان فاطمه است در میان زنان جهان«از درخت پر برکتی برافروزد»آن درخت حضرت ابراهیم(ع)است«درخت زیتونی است نه خاوری و نه باختری»نه یهودی و نه نصرانی«که نزدیکست روغنش برافروزد»نزدیکست علم از آن بجوشد«اگر چه آتشی باو نرسد، نوریست روی نوری»از فاطمه امامی پس از امامی آید«خدا هر که را خواهد بنور خود رهبری کند»هر که را خدا خواهد بامامان رهبری کند«و خدا برای مردم مثلها…