دَخَلَ سُفْيَانُ اَلثَّوْرِيُّ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَرَأَى عَلَيْهِ ثِيَاباً بَيْضَاءَ كَأَنَّهَا غِرْقِئُ اَلْبَيَاضِ فَقَالَ لَهُ إِنَّ هَذَا لَيْسَ مِنْ لِبَاسِكَ فَقَالَ ع لَهُ اِسْمَعْ مِنِّي وَ عِ مَا أَقُولُ لَكَ فَإِنَّهُ خَيْرٌ لَكَ عَاجِلاً وَ آجِلاً إِنْ كُنْتَ أَنْتَ مِتَّ عَلَى اَلسُّنَّةِ وَ اَلْحَقِّ وَ لَمْ تَمُتْ عَلَى بِدْعَةٍ أُخْبِرُكَ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص كَانَ فِي زَمَانٍ مُقْفِرٍ جَشِبٍ فَإِذَا أَقْبَلَتِ اَلدُّنْيَا فَأَحَقُّ أَهْلِهَا بِهَا أَبْرَارُهَا لاَ فُجَّارُهَا وَ مُؤْمِنُوهَا لاَ مُنَافِقُوهَا وَ مُسْلِمُوهَا لاَ كُفَّارُهَا فَمَا أَنْكَرْتَ يَا…
ارایه دلیل روشنگر امام صادق علیه السلام بر صوفیان -هنگامی که بر او وارد شدند و او را از دنبال روزی رفتن نهی کردند. سفیان ثوری نزد امام صادق علیه السلام آمد و بر تن آن حضرت جامه هایی سپید دید که در لطافت و تمییزی گویا پرده روی سپیده تخم مرغ هستند، به عنوان اعتراض به آن حضرت، گفت: این جامه سزاوار تو نیست و نباید خود را به زیورهای دنیا آلوده سازی. امام صادق فرمود: می خواهم سخنی به تو بگویم، خوب گوش کن و به دل بسپار که از برای دنیا و آخرت تو مفید است به شرط آن که بر سنت و حق بمیری نه بر بدعت. اگر زندگی و خوراک و پوشاک پیامبر صلی الله علیه و آله را ملاک قرار می دهی و بر اساس آن بر من اعتراض می کنی باید تو را از مطلبی آگاه سازم و آن این است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در روزگاری به سر می برد…
عِرْفَانُ اَلْمَرْءِ نَفْسَهُ أَنْ يَعْرِفَهَا بِأَرْبَعِ طَبَائِعَ وَ أَرْبَعِ دَعَائِمَ وَ أَرْبَعَةِ أَرْكَانٍ فَطَبَائِعُهُ اَلدَّمُ وَ اَلْمِرَّةُ وَ اَلرِّيحُ وَ اَلْبَلْغَمُ وَ دَعَائِمُهُ اَلْعَقْلُ وَ مِنَ اَلْعَقْلِ اَلْفَهْمُ وَ اَلْحِفْظُ وَ أَرْكَانُهُ اَلنُّورُ وَ اَلنَّارُ وَ اَلرُّوحُ وَ اَلْمَاءُ وَ صُورَتُهُ طِينَتُهُ فَأَبْصَرَ بِالنُّورِ وَ أَكَلَ وَ شَرِبَ بِالنَّارِ وَ جَامَعَ وَ تَحَرَّكَ بِالرُّوحِ وَ وَجَدَ طَعْمَ اَلذَّوْقِ وَ اَلطَّعَامِ بِالْمَاءِ فَهَذَا تَأْسِيسُ صُورَتِهِ فَإِذَا كَانَ تَأْيِيدُ عَقْلِهِ مِنَ اَلنُّورِ كَانَ عَالِماً حَافِظاً ذَكِيّاً فَطِناً…
سخن امام صادق علیه السلام در باره آفرینش و ساختار وجودی انسان -امام صادق علیه السلام فرمود: خودشناسی مرد آن است که خود را به چهار طبیعت و چهار ستون و چهار رکن بشناسد. طبیعت های او عبارتند از: خون، صفرا، باد و بلغم. و ستونهایش: عقل-که زیرکی ناشی از آن است-، فهم، حافظه و دانش. و چهار رکن عبارتند از: نور، آتش، روح و آب. و صورت او سرشت اوست. انسان به واسطه نور می بیند و به وسیله آتش خوراک و نوشیدنی ها آماده می شود و او می خورد و می آشامد و به کمک روح مجامعت می نماید و می جنبد و به برکت آب طعم چشیدنی ها و خوراک را احساس می کند. -این است اساس شکل گیری انسان. هر گاه عقل انسان مورد تایید نور قرار گیرد، دانشمند و خوش حافظه، هوشمند و فهیم به شمار آید و خوب آگاه گردد در چه هست و از کجا رسدش و برای چه…
إِنَّ مِنْ صِحَّةِ يَقِينِ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَلَّا يُرْضِي النَّاسَ بِسَخَطِ اللَّهِ، وَ لَا يَحْمِدَهُمْ عَلَى مَا رَزَقَ اللَّهُ، وَ لَا يَلُومَهُمْ عَلَى مَا لَمْ يُؤْتِهِ اللَّهُ، فَإِنَّ رِزْقَ اللَّهِ لَا يَسُوقُهُ حِرْصُ حَرِيصٍ، وَ لَا يَرُدُّهُ كُرْهُ كَارِهٍ، وَ لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمْ فَرَّ مِنْ رِزْقِهِ كَمَا يَفِرُّ مِنَ الْمَوْتِ لَأَدْرَكَهُ رِزْقُهُ قَبْلَ مَوْتِهِ.
به راستی از نشانه های صحت و درستی یقین و ایمان مرد مسلمان این است که خشنودی و رضایت مردم را با خشم و ناخشنودی خداوند بدست نمی آورد؛ و مردم را به جهت روزی خداوند حمد و سپاس نمی گوید و ایشان را به جهت محرومیّت سرزنش و ملامت نمی کند. به راستی که روزی خداوند نه با حرص و طمع افراد جلو انداخته می شود، و نه با تنفّر و ناخوشایندی افراد عقب می افتد.
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنَّ اَللَّهَ أَجَلُّ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يُعْرَفَ بِخَلْقِهِ بَلِ اَلْخَلْقُ يُعْرَفُونَ بِاللَّهِ قَالَ صَدَقْتَ قُلْتُ إِنَّ مَنْ عَرَفَ أَنَّ لَهُ رَبّاً فَيَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَعْرِفَ أَنَّ لِذَلِكَ اَلرَّبِّ رِضًا وَ سَخَطاً وَ أَنَّهُ لاَ يُعْرَفُ رِضَاهُ وَ سَخَطُهُ إِلاَّ بِوَحْيٍ أَوْ رَسُولٍ فَمَنْ لَمْ يَأْتِهِ اَلْوَحْيُ فَقَدْ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَطْلُبَ اَلرُّسُلَ فَإِذَا لَقِيَهُمْ عَرَفَ أَنَّهُمُ اَلْحُجَّةُ وَ أَنَّ لَهُمُ اَلطَّاعَةَ اَلْمُفْتَرَضَةَ وَ قُلْتُ لِلنَّاسِ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص كَانَ هُوَ اَلْحُجَّةَ مِنَ…
منصور بن حازم گوید: بامام صادق(ع)عرضکردم، همانا خدا برتر و بزرگوارتر از اینست که بخلقش شناخته شود(زیرا صفات مخلوق در او نیست و معرفت او موهبتی است از خودش و پیغمبران فقط راهنمایی میکنند)بلکه مخلوق بخدا شناخته شوند، (بوسیله نور وجودی که از خدا بمخلوق افاضه شود و آنها پدید آمده اند بلکه مخلوق خدا را بسبب خود او بشناسند یعنی بوسیله صفاتی که خود او برای خودش بیان کرده است)فرمود: راست گفتی. عرضکردم: کسی که بداند برای او پروردگاریست سزاوار است که بداند برای آن پروردگار خرسندی و خشم است و خرسندی و خشم او جز بوسیله وحی یا فرستاده او معلوم نشود. و کسی که بر او وحی نازل نشود باید که در جستجوی پیغمبران باشد و چون ایشان را بیابد باید بداند که ایشان حجت خدایند و اطاعتشان لازمست، من بمردم(اهل سنت)گفتم…
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنَّ اَللَّهَ أَجَلُّ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يُعْرَفَ بِخَلْقِهِ بَلِ اَلْخَلْقُ يُعْرَفُونَ بِاللَّهِ قَالَ صَدَقْتَ قُلْتُ إِنَّ مَنْ عَرَفَ أَنَّ لَهُ رَبّاً فَقَدْ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَعْرِفَ أَنَّ لِذَلِكَ اَلرَّبِّ رِضًا وَ سَخَطاً وَ أَنَّهُ لاَ يُعْرَفُ رِضَاهُ وَ سَخَطُهُ إِلاَّ بِوَحْيٍ أَوْ رَسُولٍ فَمَنْ لَمْ يَأْتِهِ اَلْوَحْيُ فَيَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَطْلُبَ اَلرُّسُلَ فَإِذَا لَقِيَهُمْ عَرَفَ أَنَّهُمُ اَلْحُجَّةُ وَ أَنَّ لَهُمُ اَلطَّاعَةَ اَلْمُفْتَرَضَةَ فَقُلْتُ لِلنَّاسِ أَ لَيْسَ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص كَانَ هُوَ اَلْحُجَّةَ…
منصور بن حازم گوید: بامام صادق(ع)عرضکردم: همانا خدا بزرگوارتر و گرامیتر است از اینکه بوسیله مخلوقش شناخته شود بلکه مخلوق بوسیله خدا شناخته شوند بوسیله خدا بشناسند فرمود درست گفتی، عرضکردم. هر که بداند پروردگاری دارد سزاوار است که بداند برای او خرسندی و خشمی است و خرسندی و خشم او جز بوسیله وحی یا پیغمبر فهمیده نشود و کسی که وحی بر خودش نازل نشود باید که در طلب پیغمبران باشد و چون ایشان را ملاقات کرد، بداند که ایشانند حجت خدا و اطاعتشان لازمست من بمردم(اهل سنت)گفتم مگر نمیدانید که رسول خدا(ص)حجت خدا بود بر خلقش؟ گفتند چرا، گفتم چون او درگذشت حجت خدا کیست؟ گفتند: قرآن، من در قرآن نظر کردم و دیدم سنی و قدری و حتی زندیقی که بآن ایمان ندارد بآن استشهاد میکنند تا بر مردان طرف مقابل خود غلبه کنند…
فِي خُطْبَةٍ لَهُ يَذْكُرُ فِيهَا حَالَ اَلْأَئِمَّةِ ع وَ صِفَاتِهِمْ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْضَحَ بِأَئِمَّةِ اَلْهُدَى مِنْ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّنَا عَنْ دِينِهِ وَ أَبْلَجَ بِهِمْ عَنْ سَبِيلِ مِنْهَاجِهِ وَ فَتَحَ بِهِمْ عَنْ بَاطِنِ يَنَابِيعِ عِلْمِهِ فَمَنْ عَرَفَ مِنْ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ ص وَاجِبَ حَقِّ إِمَامِهِ وَجَدَ طَعْمَ حَلاَوَةِ إِيمَانِهِ وَ عَلِمَ فَضْلَ طُلاَوَةِ إِسْلاَمِهِ لِأَنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى نَصَبَ اَلْإِمَامَ عَلَماً لِخَلْقِهِ وَ جَعَلَهُ حُجَّةً عَلَى أَهْلِ مَوَادِّهِ وَ عَالَمِهِ وَ أَلْبَسَهُ اَللَّهُ تَاجَ اَلْوَقَارِ وَ غَشَّاهُ مِنْ…
امام صادق در خطبه ای که حال و صفات امامان علیهم السلام را بیان میکند میفرماید: همانا خدای 132 - 2 عز و جل بوسیله ایمه هدی از اهل بیت پیغمبر ما دینش را آشکار ساخت -و علمش را روشن نمود و برای آنان باطن چشمه های علمش را گشود، هر که از امت محمد(ص)حق واجب امامش را شناسد طعم و شیرینی ایمانش را بیابد و فضل خرمی اسلامش را بداند(خدایا در اینجا این عاصی هم بدرگاه رحمتت چشم امید دوزد)زیرا خدای تبارک و تعالی امامرا به پیشوایی خلقش منصوب کرده و بر روزیخواران اهل جهانش حجت قرار داده و تاج وقارش بر سر نهاده و از نور جباریتش بدو افکنده با رشته ای الهی تا آسمان کشیده که فیوضات خدا از او منقطع نشود و آنچه نزد خداست جز از طریق وسایل او بدست نیاید و خدا اعمال بندگان را جز با معرفت او نپذیرد آنچه از امور مشتبه…
كَانَ رَجُلٌ فِي اَلزَّمَنِ اَلْأَوَّلِ طَلَبَ اَلدُّنْيَا مِنْ حَلاَلٍ فَلَمْ يَقْدِرْ عَلَيْهَا فَطَلَبَهَا مِنْ حَرَامٍ فَلَمْ يَقْدِرْ عَلَيْهَا فَأَتَاهُ اَلشَّيْطَانُ فَقَالَ يَا هَذَا إِنَّكَ قَدْ طَلَبْتَ اَلدُّنْيَا مِنْ حَلاَلٍ فَلَمْ تَقْدِرْ عَلَيْهَا وَ طَلَبْتَهَا مِنْ حَرَامٍ فَلَمْ تَقْدِرْ عَلَيْهَا أَ فَلاَ أَدُلُّكَ عَلَى شَيْ ءٍ يَكْثُرُ بِهِ مَالُكَ وَ دُنْيَاكَ وَ تَكْثُرُ بِهِ تَبِعَتُكَ قَالَ بَلَى قَالَ تَبْتَدِعُ دِيناً وَ تَدْعُو إِلَيْهِ اَلنَّاسَ فَفَعَلَ فَاسْتَجَابَ لَهُ اَلنَّاسُ وَ أَطَاعُوهُ وَ أَصَابَ مِنَ اَلدُّنْيَا ثُمَّ إِنَّهُ فَكَّرَ فَقَالَ بِئْسَ مَا…
در روزگاران پیشین مردی بود که می خواست دنیا را از راه حلال بجوید و به دست آورد ولی نتوانست، پس آنگاه از راه حرام جویای دنیا شد تا آن را به دست آورد ولی باز هم نتوانست، پس شیطان نزد او آمد و گفت: ای مرد همانا تو از راه حلال جویای دنیا شدی و نتوانستی بر آن دست یابی و نیز از راه حرام جویای دنیا شدی ولی باز هم نتوانستی آن را به دست آوری. آیا می خواهی تو را به چیزی رهنمون سازم که دارایی ات فزونی گیرد و دنیایت سامان یابد و پیروانت بسیار شوند؟ گفت: آری. شیطان گفت: آیینی ساختگی پدید آور و مردمان را به آن فراخوان. آن مرد نیز چنین کرد و مردمان آیینش را پذیرفتند و فرمانبردارش شدند و او به دنیا دست یافت، پس از چندی به فکر فرو رفت و آنگاه با خویش گفت: کار بدی کردم که آیینی نو پدید آوردم و مردم را به آن…
صِفَةُ اَلْمُؤْمِنِ قُوَّةٌ فِي دِينٍ وَ حَزْمٌ فِي لِينٍ وَ إِيمَانٌ فِي يَقِينٍ وَ حِرْصٌ فِي فِقْهٍ وَ نَشَاطٌ فِي هُدًى وَ بِرٌّ فِي اِسْتِقَامَةٍ وَ إِغْمَاضٌ عِنْدَ شَهْوَةٍ وَ عِلْمٌ فِي حِلْمٍ وَ شُكْرٌ فِي رِفْقٍ وَ سَخَاءٌ فِي حَقٍّ وَ قَصْدٌ فِي غِنًى وَ تَجَمُّلٌ فِي فَاقَةٍ وَ عَفْوٌ فِي قُدْرَةٍ وَ طَاعَةٌ فِي نَصِيحَةٍ وَ وَرَعٌ فِي رَغْبَةٍ وَ حِرْصٌ فِي جِهَادٍ وَ صَلاَةٌ فِي شُغُلٍ وَ صَبْرٌ فِي شِدَّةٍ وَ فِي اَلْهَزَاهِزِ وَقُورٌ وَ فِي اَلْمَكَارِهِ صَبُورٌ وَ فِي اَلرَّخَاءِ شَكُورٌ لاَ يَغْتَابُ وَ لاَ يَتَكَبَّرُ وَ لاَ يَبْغِي وَ إِنْ بُغِيَ عَلَيْهِ صَبَرَ وَ لاَ…
امام صادق علیه السلام فرمود: صفت مومن این است در دین نیرومند است و در نرمی احتیاط کار و ایمانش بسر حد یقین است و در فهمیدن حریص و در هدایت با نشاط و در نیکی پایدار است و بهنگام شهوت چشم پوشی میکند دانشش آمیخته با بردباری است در موردی که با او مدارا شود سپاسگزار است و نسبت به حق خودش سخاوتمند و در حال ثروتمندی میانه رو و در حال تنگدستی ظاهری آراسته دارد و در حال قدرت می بخشد و در مورد خیر اندیشی فرمانبردار است و رغبت بورع دارد و در جهاد حریص است و در حالی که مشغول کار است از نماز غفلت نمی کند و در مورد شدت بردبار است و در مقابل پیش آمدهای سخت با وقار است و در ناملایمات صبر فراوان دارد و در فراخی شکرگزار است نه غیبت میکند و نه تکبر می کند و نه ستم میکند و اگر بر او ستمی شد تحمل می کند قطع رحم…
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ مَوَالِيهِ فَجَرَى ذِكْرُ اَلْعَقْلِ وَ اَلْجَهْلِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع اِعْرِفُوا اَلْعَقْلَ وَ جُنْدَهُ وَ اَلْجَهْلَ وَ جُنْدَهُ تَهْتَدُوا قَالَ سَمَاعَةُ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لاَ نَعْرِفُ إِلاَّ مَا عَرَّفْتَنَا فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ خَلَقَ اَلْعَقْلَ وَ هُوَ أَوَّلُ خَلْقٍ خَلَقَهُ مِنَ اَلرُّوحَانِيِّينَ عَنْ يَمِينِ اَلْعَرْشِ مِنْ نُورِهِ فَقَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ فَقَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقْتُكَ خَلْقاً…
سماعه بن مهران گوید: در خدمت امام صادق بودم و گروهی از دوستان هم در محضرش بودند صحبت خرد و نادانی پیش آمد امام صادق علیه السلام فرمود: خرد و لشکر او و نادانی و لشکر او را بشناسید تا هدایت شوید سماعه گوید عرض کردم قربانت شوم ما جز آنچه تو بما معرفی کنی نمی شناسیم امام صادق فرمود بدرستی که خدای بزرگوار خرد را آفرید و او نخستین آفریده ای است که خداوند او را از روحانیین آفرید که از نور خود در سمت راست عرش بود پس باو فرمود روی بمن آر پس او روی آورد سپس باو فرمود روی از من بگردان پس او روی بگردانید پس خدای تبارک و تعالی فرمود من ترا آفریده بزرگی آفریدم و تو را بر همه آفریدگانم گرامی داشتم حضرت فرمود سپس نادانی را از دریای تلخ و تاریک آفرید و باو فرمود روی از من بگردان او روی بگردانید سپس باو فرمود…
يَا جَابِرُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ اَلْخَلْقَ ثَلاَثَةَ أَصْنَافٍ وَ هُوَ قَوْلُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً فَأَصْحابُ اَلْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ اَلْمَيْمَنَةِ وَ أَصْحابُ اَلْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ اَلْمَشْئَمَةِ وَ اَلسّابِقُونَ اَلسّابِقُونَ أُولئِكَ اَلْمُقَرَّبُونَ َالسَّابِقُونَ هُمْ رُسُلُ اَللَّهِ ع وَ خَاصَّةُ اَللَّهِ مِنْ خَلْقِهِ جَعَلَ فِيهِمْ خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ أَيَّدَهُمْ بِرُوحِ اَلْقُدُسِ فَبِهِ عَرَفُوا اَلْأَشْيَاءَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحِ اَلْإِيمَانِ فَبِهِ خَافُوا اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحِ اَلْقُوَّةِ…
جابر جعفی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: ای جابر همانا خدای-تبارک و تعالی-مخلوق را سه دسته آفرید، چنانچه فرماید: «و شما سه دسته جفت هم باشید: دست راستیها و چه دست راستیها؟ (چگونه در نعمتهای بهشت میخرامند)و دست چپیها، چه دست چپیها؟ (چگونه در عقوبات دوزخ گرفتارند) و پیشی گرفتگان که پیشی گرفته اند تنها ایشان مقربانند-6 تا 11 سوره 56-»پیشی گرفتگان همان رسولان خدا و مخصوصین درگاه او از میان مخلوق میباشند. که خدا در ایشان پنج روح قرار داده است: 1-ایشان را بروح القدس موید ساخت و بوسیله آن همه چیز را بدانند و بشناسند. 2-ایشان را با روح ایمان موید ساخت و با آن از خدای عز و جل بترسند 3-آنها را بروح قوه موید ساخت و با آن بر اطاعت خدا توانایی یافتند 4-آنها را بروح شهوت(میل و اشتها)موید ساخت و با آن…
دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَذَكَرْتُ لَهُ شَيْئاً مِنْ أَمْرِ اَلشِّيعَةِ وَ مِنْ أَقَاوِيلِهِمْ فَقَالَ يَا عَبْدَ اَلْعَزِيزِ اَلْإِيمَانُ عَشْرُ دَرَجَاتٍ بِمَنْزِلَةِ اَلسُّلَّمِ لَهُ عَشْرُ مَرَاقِيَ وَ تُرْتَقَى مِنْهُ مِرْقَاةً بَعْدَ مِرْقَاةٍ فَلاَ يَقُولَنَّ صَاحِبُ اَلْوَاحِدَةِ لِصَاحِبِ اَلثَّانِيَةِ لَسْتَ عَلَى شَيْ ءٍ وَ لاَ يَقُولَنَّ صَاحِبُ اَلثَّانِيَةِ لِصَاحِبِ اَلثَّالِثَةِ لَسْتَ عَلَى شَيْ ءٍ حَتَّى اِنْتَهَى إِلَى اَلْعَاشِرَةِ قَالَ وَ كَانَ سَلْمَانُ فِي اَلْعَاشِرَةِ وَ أَبُو ذَرٍّ فِي اَلتَّاسِعَةِ وَ اَلْمِقْدَادُ فِي اَلثَّامِنَةِ يَا عَبْدَ…
عبد العزیز قراطیسی گوید: خدمت امام صادق(ع)رسیدم و پاره ای از کار و گفتار شیعیان بعرض رساندم فرمود: ای عبد العزیز ایمان مانند نردبانی که ده پله داشته باشد ده درجه دارد که می بایست پله پله از آن بالا روی پس آنکه دارای یک درجه است نبایست به آنکه در درجه دوم است بگوید تو ایمان درستی نداری و آنکه در دومی است بآن که در سومی است نباید بگوید تو ایمان نداری و همین طور تا برسد بدهمی و فرمود: که سلمان در درجه دهم بود و ابو ذر در درجه نهم و مقداد در هشتم. ای عبد العزیز آنکه را که از تو پایین تر است ساقط مپندار که(اگر چنین باشد)آنکه در درجه بالاتر از تو است باید تو را ساقط از ایمان پندارد هر گاه کسی را که از تو پایین تر است دیدی و توانستی او را با نرمی بدرجه خویش بالا ببری همین کار بکن و(مراقب باش)که چیز…
وَ قَالَ أَيْضا مَنْ كَظَمَ غَيْظَهُ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى إِنْفَاذِهِ مَلَأَ اَللَّهُ قَلْبَهُ أَمْنا وَ إِيمَانا إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ .
امام صادق علیه السّلام فرمود:هر کس خشم خود را فرو برد در حالی که توانایی بر انتقام دارد، خداوند تا روز قیامت دلش را انباشته از آرامش و ایمان گرداند.