يَا جَابِرُ اِغْتَنِمْ مِنْ أَهْلِ زَمَانِكَ خَمْساً إِنْ حَضَرْتَ لَمْ تُعْرَفْ وَ إِنْ غِبْتَ لَمْ تُفْتَقَدْ وَ إِنْ شَهِدْتَ لَمْ تُشَاوَرْ وَ إِنْ قُلْتَ لَمْ يُقْبَلْ قَوْلُكَ وَ إِنْ خَطَبْتَ لَمْ تُزَوَّجْ وَ أُوصِيكَ بِخَمْسٍ إِنْ ظُلِمْتَ فَلاَ تَظْلِمْ وَ إِنْ خَانُوكَ فَلاَ تَخُنْ وَ إِنْ كُذِّبْتَ فَلاَ تَغْضَبْ وَ إِنْ مُدِحْتَ فَلاَ تَفْرَحْ وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلاَ تَجْزَعْ وَ فَكِّرْ فِيمَا قِيلَ فِيكَ فَإِنْ عَرَفْتَ مِنْ نَفْسِكَ مَا قِيلَ فِيكَ فَسُقُوطُكَ مِنْ عَيْنِ اَللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ عِنْدَ غَضَبِكَ مِنَ اَلْحَقِّ أَعْظَمُ عَلَيْكَ مُصِيبَةً مِمَّا خِفْتَ مِنْ…
سخنان امام باقر علیه السلام که در همین زمینه ها(اخلاق و حکمت و غیره)نقل شده است - نقل شده است که آن حضرت به جابر -، فرمود: ای جابر از مردم عصر خویش پنج کردار را غنیمت شمار: 1-اگر حضور یافتی شناخته نشوی. 2-و آنگاه که از میانشان رفتی، از تو نپرسند. 3-و چون در میانشان باشی، جویای نظرت نشوند. 4-و اگر پیشنهادی دهی نپذیرند. 5-و اگر دختری از آنان خواهی، ندهند. و تو را به پنج سخن، پند می دهم: 1-اگر ستم دیدی، ستم مکن. 2-و چون به تو خیانت کردند، جوابشان را با خیانت مده. 3-اگر تو دروغ پنداشته شوی، برافروخته مشو. 4-و اگر به نکویی یاد شدی، خوشحال مشو. 5-و چون به بدی یاد شدی بی صبری مکن، و در گفتار مردم نسبت به خودت، تامل کن. اگر آن را در خود مشاهده کردی، پس مصیبت افتادن تو از نظر خدای بزرگ و توانا، به…
وَ حَضَرَهُ ذَاتَ يَوْمٍ جَمَاعَةٌ مِنَ اَلشِّيعَةِ فَوَعَظَهُمْ وَ حَذَّرَهُمْ وَ هُمْ سَاهُونَ لاَهُونَ فَأَغَاظَهُ ذَلِكَ فَأَطْرَقَ مَلِيّاً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَيْهِمْ فَقَالَ إِنَّ كَلاَمِي لَوْ وَقَعَ طَرَفٌ مِنْهُ فِي قَلْبِ أَحَدِكُمْ لَصَارَ مَيِّتاً أَلاَ يَا أَشْبَاحاً بِلاَ أَرْوَاحٍ وَ ذُبَاباً بِلاَ مِصْبَاحٍ كَأَنَّكُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ وَ أَصْنَامٌ مَرِيدَةُ أَ لاَ تَأْخُذُونَ اَلذَّهَبَ مِنَ اَلْحَجَرِ أَ لاَ تَقْتَبِسُونَ اَلضِّيَاءَ مِنَ اَلنُّورِ اَلْأَزْهَرِ أَ لاَ تَأْخُذُونَ اَللُّؤْلُؤَ مِنَ اَلْبَحْرِ خُذُوا اَلْكَلِمَةَ اَلطَّيِّبَةَ مِمَّنْ قَالَهَا وَ إِنْ…
یک اندرز -روزی عده ای از شیعیان، در نزد امام باقر علیه السلام بودند و امام علیه السلام، آنان را پند می داد و از گناهان بر حذر می داشت و حال آن که، آنان غافل بودند و سرگرم خویش. این مطلب حضرت را خشمگین ساخت، پس کمی سر به زیر انداخت آنگاه سرش را بلند کرد و رو به آنان فرمود: به درستی که اگر گوشه ای از سخن من، در قلب یکی از شما، جای گرفته بود، همانا جان باخته بود. هان ای سایه های بی روح و ای فتیله های خاموش گویا شما، چوب های تکیه داده شده بر دیوار و بت های دست ساخت، هستید. آیا طلا را از سنگ بر نمی گیرید؟ ، آیا از نور تابان، پرتو نمی گیرید؟ آیا لولو از دریا به دست نمی آورید؟ سخن درست را از هر آن که گفت، بستانید هر چند خودش، بدان عمل ننماید. چرا که خدای می فرماید: «به سخن گوش فرا می دهند و بهترین…
إِنَّ اِسْمَ اَللَّهِ اَلْأَعْظَمَ عَلَى ثَلاَثَةٍ وَ سَبْعِينَ حَرْفاً وَ إِنَّمَا كَانَ عِنْدَ آصَفَ مِنْهَا حَرْفٌ وَاحِدٌ فَتَكَلَّمَ بِهِ فَخُسِفَ بِالْأَرْضِ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ سَرِيرِ بِلْقِيسَ حَتَّى تَنَاوَلَ اَلسَّرِيرَ بِيَدِهِ ثُمَّ عَادَتِ اَلْأَرْضُ كَمَا كَانَتْ أَسْرَعَ مِنْ طَرْفَةِ عَيْنٍ وَ نَحْنُ عِنْدَنَا مِنَ اَلاِسْمِ اَلْأَعْظَمِ اِثْنَانِ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً وَ حَرْفٌ وَاحِدٌ عِنْدَ اَللَّهِ تَعَالَى اِسْتَأْثَرَ بِهِ فِي عِلْمِ اَلْغَيْبِ عِنْدَهُ وَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ اَلْعَلِيِّ اَلْعَظِيمِ.
امام باقر علیه السلام فرمود: اسم اعظم خدا هفتاد و سه حرفست و تنها یک حرف آن نزد آصف بود، آصف آن یکحرف را گفت و زمین میان او و تخت بلقیس در هم نوردید تا او تخت را بدست گرفت، سپس زمین بحالت اول بازگشت، و این عمل در کمتر از یک چشم بهم زدن انجام شد و ما هفتاد و دو حرف از اسم اعظم را داریم و یک حرف هم نزد خداست که آن را در علم غیب برای خود مخصوص ساخته و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.
أَتَيْنَا خَدِيجَةَ بِنْتَ عُمَرَ بْنِ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع نُعَزِّيهَا بِابْنِ بِنْتِهَا فَوَجَدْنَا عِنْدَهَا مُوسَى بْنَ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْحَسَنِ فَإِذَا هِيَ فِي نَاحِيَةٍ قَرِيباً مِنَ اَلنِّسَاءِ فَعَزَّيْنَاهُمْ ثُمَّ أَقْبَلْنَا عَلَيْهِ فَإِذَا هُوَ يَقُولُ لاِبْنَةِ أَبِي يَشْكُرَ اَلرَّاثِيَةِ قُولِي فَقَالَتْ اُعْدُدْ رَسُولَ اَللَّهِ وَ اُعْدُدْ بَعْدَهُ أَسَدَ اَلْإِلَهِ وَ ثَالِثاً عَبَّاسَا وَ اُعْدُدْ عَلِيَّ اَلْخَيْرِ وَ اُعْدُدْ جَعْفَراً وَ اُعْدُدْ عَقِيلاً بَعْدَهُ اَلرُّوَّاسَا فَقَالَ أَحْسَنْتِ وَ أَطْرَبْتِنِي زِيدِينِي…
عبد الله بن ابراهیم گوید: (با جماعتی)نزد خدیجه دختر عمر بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام رفتیم تا او را بوفات پسر دخترش تسلیت گوییم، در حضور او موسی بن عبد الله بن حسن را دیدیم که در گوشه ای نزدیک زنان نشسته بود، ما بآنها تسلیت گفتیم و متوجه موسی شدیم، موسی بدختر ابی بشکر که نوحه خوان بود گفت: بخوان، او چنین خواند: بشمار رسول خدا را و پس از وی شیر خدا (حمزه)و در مرتبه سوم عباس(برادر حمزه)را-و بشمار علی نیکوکار و بشمار جعفر و عقیل را بعد از او که همه رییس بودند. موسی باو گفت: احسنت: مرا بطرب آوردی، بیشتر بخوان، او هم دنبال کرد و گفت: پیشوای پرهیزگاران محمد از خاندان ماست و حمزه و جعفر پاک از خاندان ماست علی پسر عم و داماد پیغمبر از خاندان ماست او پهلوان پیغمبر و امام مطهر است ما…