اَلسُّجُودُ عَلَى سَبْعَةِ أَعْظُمٍ اَلْجَبْهَةِ وَ اَلْكَفَّيْنِ وَ اَلرُّكْبَتَيْنِ وَ اَلْإِبْهَامَيْنِ وَ تُرْغِمُ بِأَنْفِكَ أَمَّا اَلْفَرْضُ فَهَذِهِ اَلسَّبْعَةُ وَ أَمَّا اَلْإِرْغَامُ فَسُنَّةٌ.
امام باقر(ع)فرمود: سجده بر هفت عضو واجب است پیشانی و دو کف دست و دو زانو و دو انگشت ابهام پا و بینی را بخاک بمال اما واجب همین هفت عضو است ولی بینی بخاک گذاشتن مستحب است.
كَانَ فِي رَسُولِ اَللَّهِ ص ثَلاَثَةٌ لَمْ تَكُنْ فِي أَحَدٍ غَيْرِهِ لَمْ يَكُنْ لَهُ فَيْ ءٌ وَ كَانَ لاَ يَمُرُّ فِي طَرِيقٍ فَيُمَرُّ فِيهِ بَعْدَ يَوْمَيْنِ أَوْ ثَلاَثَةٍ إِلاَّ عُرِفَ أَنَّهُ قَدْ مَرَّ فِيهِ لِطِيبِ عَرْفِهِ وَ كَانَ لاَ يَمُرُّ بِحَجَرٍ وَ لاَ بِشَجَرٍ إِلاَّ سَجَدَ لَهُ .
امام باقر علیه السلام فرمود: در رسول خدا صلی الله علیه و آله سه چیز بود که در هیچ کس جز او نبود: 1-سایه نداشت(زیرا نور او تحت الشعاع خورشید نمیگشت)2-از راهی نمیگذشت جز آنکه هر کس بعد از دو روز و سه روز از آنجا میگذشت بواسطه بوی خوشش میفهمد پیغمبر از آنجا عبور کرده است. 3-از هیچ سنگ و درختی عبور نمیکرد، جز آنکه برای او سجده می کرد. (و این سجده بعنوان احترام بود نه عبادت و معنوی بود نه ظاهری نظیر تسبیح موجودات خدا را).
عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ اَلْحَذَّاءِ قَالَ : كُنْتُ مَعَ أَبِي جَعْفَرٍ فِي طَرِيقِ اَلْمَدِينَةِ فَوَقَعَ سَاجِدا لِلَّهِ فَقَالَ لِي حِينَ اِسْتَتَمَّ قَائِما يَا زِيَادُ أَنْكَرْتَ عَلَيَّ حِينَ رَأَيْتَنِي سَاجِدا فَقُلْتُ بَلَى جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ ذَكَرْتُ نِعْمَة أَنْعَمَهَا اَللَّهُ عَلَيَّ فَكَرِهْتُ أَنْ أَجُوزَ حَتَّى أُؤَدِّيَ شُكْرَهَا .
ابو عبیده حذاء گوید:در راه مدینه به همراه امام باقر علیه السّلام بودم، که ناگهان ایشان مشغول سجده برای خدا شدند، زمانی که تمام شد و ایستادند به من فرمود:ای زیاد از سجده کردن ناگهانی من در شگفت شدی؟گفتم:بلی فدایت شوم؛ فرمود:به یاد نعمتی افتادم که خداوند به من عطا فرموده بود، و بر من سخت آمد که بگذرم و شکر آن را بجا نیاورم.
عَنْ جَابِرٍ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَا اَلصَّبْرُ اَلْجَمِيلُ فَقَالَ ذَاكَ اَلصَّبْرُ اَلَّذِي لَيْسَ فِيهِ شَكْوَى إِلَى أَحَدٍ مِنَ اَلنَّاسِ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ بَعَثَ يَعْقُوبَ إِلَى رَاهِبٍ مِنَ اَلرُّهْبَانِ عَابِدٍ مِنَ اَلْعُبَّادِ فِي حَاجَةٍ فَلَمَّا رَآهُ اَلرَّاهِبُ حَسِبَهُ إِبْرَاهِيمَ فَوَثَبَ إِلَيْهِ فَاعْتَنَقَهُ ثُمَّ قَالَ مَرْحَبا بِخَلِيلِ اَلرَّحْمَنِ قَالَ لاَ وَ لكن لَكِنِّى يَعْقُوبُ بْنُ إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ فَقَالَ لَهُ اَلرَّاهِبُ فَمَا بَلَغَ بِكَ مَا أَرَى بِكَ اَلْكِبَرُ فَقَالَ اَلْهَمُّ وَ اَلْحَزَنُ وَ اَلسُّقْمُ فَمَا…
جابر گوید:به امام باقر علیه السّلام عرض کردم:صبر جمیل چیست؟فرمود:صبری است که در کنارش شکایتی نزد مردم نبرد، ابراهیم علیه السّلام حضرت یعقوب را برای حاجتی نزد راهبی از راهبان و عابدی از عابدان فرستاد، چون راهب یعقوب را دید گمان کرد او ابراهیم است، به طرف او خیزش نمود و او را در آغوش گرفت، سپس گفت:ای دوست خدا خوش آمدی. یعقوب گفت:من یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم هستم، راهب گفت:پس چرا این قدر سالخورده شده ای؟فرمود:غم و اندوه و بیماری چنینم نموده، هنوز از آستانۀ در خارج نشده بود که خداوند به او وحی فرمود:ای یعقوب شکایت مرا نزد بنده ام نمودی؟در اینجا حضرت کنار در به سجده افتاد، و گفت:خدایا دیگر تکرار نخواهم کرد، خداوند به او وحی فرمود:من تو را آمرزیدم، دیگر مثل این سخن را نگو، پس از آن دیگر یعقوب از…
صَلاَةٌ فِي اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرَامِ أَفْضَلُ مِنْ مِائَةِ أَلْفِ صَلاَةٍ فِي غَيْرِهِ مِنَ اَلْمَسَاجِدِ.
امام رضا علیه السلام از پدرانش علیهم السلام روایت نموده که امام باقر علیه السلام فرمود: یک نماز در مسجد الحرام برتر از صد هزار نماز در دیگر مسجدهاست
مَنْ أَذَّنَ عِشْرِينَ سَنَةً مُحْتَسِباً يَغْفِرُ اَللَّهُ لَهُ مَدَّ بَصَرِهِ وَ مَدَّ صَوْتِهِ فِي اَلسَّمَاءِ وَ يُصَدِّقُهُ كُلُّ رَطْبٍ وَ يَابِسٍ سَمِعَهُ وَ لَهُ بِكُلِّ مَنْ يُصَلِّي مَعَهُ فِي مَسْجِدِهِ سَهْمٌ وَ لَهُ مِنْ كُلِّ مَنْ يُصَلِّي بِصَوْتِهِ حَسَنَةٌ.
هر که ده بیست سال حسابگرانه(به حساب خدا)اذان گوید، خداوند او را به اندازه افق دیدش و پیچش صدایش در آسمان بیامرزد و هر خشک و تری که صدایش را بشنود او را تصدیق کند، و برای او همراه هر که در مسجدش نماز گزارد نصیبی باشد و برای او به تعداد هر که با صدای او نماز گزارد حسنه ای است
قُرَّاءُ اَلْقُرْآنِ ثَلاَثَةٌ رَجُلٌ قَرَأَ اَلْقُرْآنَ فَاتَّخَذَهُ بِضَاعَةً وَ اِسْتَدَرَّ بِهِ اَلْمُلُوكَ وَ اِسْتَطَالَ بِهِ عَلَى اَلنَّاسِ وَ رَجُلٌ قَرَأَ اَلْقُرْآنَ فَحَفِظَ حُرُوفَهُ وَ ضَيَّعَ حُدُودَهُ وَ رَجُلٌ قَرَأَ اَلْقُرْآنَ فَوَضَعَ دَوَاءَ اَلْقُرْآنِ عَلَى دَاءِ قَلْبِهِ فَأَسْهَرَ بِهِ لَيْلَهُ وَ أَظْمَأَ بِهِ نَهَارَهُ وَ قَامَ بِهِ فِي مَسَاجِدِهِ وَ تَجَافَى بِهِ عَنْ فِرَاشِهِ فَبِأُولَئِكَ يَدْفَعُ اَللَّهُ اَلْعَزِيزُ اَلْجَبَّارُ اَلْبَلاَءَ وَ بِأُولَئِكَ يُدِيلُ اَللَّهُ مِنَ اَلْأَعْدَاءِ وَ بِأُولَئِكَ يُنَزِّلُ اَللَّهُ اَلْغَيْثَ مِنَ اَلسَّمَاءِ فَوَ…
امام باقر(ع)فرمود: خوانندگان قرآن سه قسمند: مردیکه قرآن را خوانده و آن را سرمایه خود ساخته و بدین وسیله از دربار پادشاهان بهره مند شده و نخوت و گردن فرازی بر مردم نموده است، و مردیکه قرآن را خوانده و الفاظ آن را حفظ نموده ولی احکام قرآن را عمل ننموده است و مردیکه قرآن را خوانده و داروی قرآنی را بر درد دل خویش نهاده براهنمایی قرآن به شبها بیدار و بروزها تشنه و روزه دار، و در مسجدها بنماز بر پا ایستاده و از بستر راحت کناره گرفته است خدای عزیز جبار بخاطر اینان بلا بگرداند و به اینان از دشمنان انتقام گیرد و باینان باران از آسمان فرود آورد بخدای سوگند این چنین قرآن خوانان از طلای ناب نایاب ترند.
بِالْكُوفَةِ مَسَاجِدُ مَلْعُونَةٌ وَ مَسَاجِدُ مُبَارَكَةٌ فَأَمَّا اَلْمُبَارَكَةُ فَمَسْجِدُ غَنِيٍّ وَ اَللَّهِ إِنَّ قِبْلَتَهُ لَقَاسِطَةٌ وَ إِنَّ طِينَتَهُ لَطَيِّبَةٌ وَ لَقَدْ بَنَاهُ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ وَ لاَ تَذْهَبُ اَلدُّنْيَا حَتَّى يَنْفَجِرَ عِنْدَهُ عَيْنَانِ وَ يَكُونَ فِيهِمَا جَنَّتَانِ وَ أَهْلُهُ مَلْعُونُونَ وَ هُوَ مَسْلُوبٌ مِنْهُمْ وَ مَسْجِدُ بَنِي ظَفَرٍ وَ مَسْجِدُ اَلسَّهْلَةِ وَ مَسْجِدٌ بِالْخَمْرَاءِ وَ مَسْجِدُ جُعْفِيٍّ وَ لَيْسَ هُوَ مَسْجِدُهُمُ اَلْيَوْمَ وَ يُقَالُ دُرِسَ وَ أَمَّا اَلْمَسَاجِدُ اَلْمَلْعُونَةُ فَمَسْجِدُ ثَقِيفٍ وَ مَسْجِدُ اَلْأَشْعَثِ وَ…
امام باقر(ع)فرمود: در کوفه چند مسجد ملعون هست و چند مسجد فرخنده آنها که فرخنده اند یکی مسجد غنی است که بخدا قسم قبله اش درست و خاکش پاکیزه است و مرد با ایمانی آن را ساخته دنیا بپایان نرسیده دو چشمه در کنار آن مسجد بجوشد که در کنار هر یک باغی بعمل آید ولی اهل آن مسجد از رحمت خدا دورند و مسجد از دست آنان گرفته شود و دیگر مسجد بنی ظفر و مسجد سهله و مسجد بالخمرا : (مسجد یونس بن متی)و مسجد جعفی نه آن مسجدی که امروزه در دست آنان است و میگویند که این همان است ولی کهنه و مخروبه شده است و اما مسجدهای ملعون یکی مسجد ثقیف است و دیگر مسجد اشعث و مسجد جریر بجلی و مسجد سماک و مسجد بالخمرا که بر قبر پادشاه ستمگری از ستمگران ساخته شده است.
قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّمَا شِيعَةُ عَلِيٍّ اَلشَّاحِبُونَ اَلنَّاحِلُونَ اَلذَّابِلُونَ ذَابِلَةٌ شِفَاهُهُمْ خَمِيصَةٌ بُطُونُهُمْ مُتَغَيِّرَةٌ أَلْوَانُهُمْ مُصْفَرَّةٌ وُجُوهُهُمْ إِذَا جَنَّ اَللَّيْلُ اِتَّخَذُوا اَلْأَرْضَ فِرَاشا وَ اِسْتَقْبَلُوا اَلْأَرْضَ بِجِبَاهِهِمْ كَثِيرٌ سُجُودُهُمْ كَثِيرَةٌ دُمُوعُهُمْ كَثِيرٌ دُعَاؤُهُمْ كَثِيرٌ بُكَاؤُهُمْ يَفْرَحُ اَلنَّاسُ وَ هُمْ مَحْزُونُونَ.
امام باقر علیه السّلام فرمود:شیعیان علی چهره هایشان غبار آلود و دارای اندامی لاغر و لبانی خشک و شکمهایی به پشت چسبیده و رنگ پریده و صورتی زرد هستند، هنگام شب زمین را بستر خود قرار داده و پیشانی بر خاک نهند، بسیار سجده کنند، همواره اشک می ریزند، دائما در حال دعا هستند، همیشه گریانند، مردم شادند و آنان اندوهگین.
عَنِ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى حِينَ أَهْبَطَ آدَمَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ عَلَى اَلْأَرْضِ أَمَرَ أَنْ يَحْرُثَ بِيَدِهِ فَيَأْكُلَ مِنْ كَدِّهِ بَعْدَ اَلْجَنَّةِ وَ نَعِيمِهَا فَلَبِثَ يَجُولُ وَ يَبْكِي عَلَى اَلْجَنَّةِ مِائَتَيْ سَنَةٍ ثُمَّ إِنَّهُ سَجَدَ لِلَّهِ فَلَمْ يَرْفَعْ رَأْسَهُ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ بِلَيَالِيهَا ثُمَّ قَالَ يَا رَبِّ أَ لَمْ تَخْلُقْنِي بِيَدَيْكَ قَالَ اَللَّهُ قَدْ فَعَلْتُ فَهَلْ صَبَرْتَ أَوْ شَكَرْتَ قَالَ آدَمُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي…
امام باقر علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله روایت کند که فرمود:خداوند متعال زمانی که حضرت آدم صلوات اللّٰه علیه را از بهشت به طرف زمین فرستاد، به او فرمان داد که به وسیله دستانش کشت و کار کند، و از نتیجۀ دسترنجش، بعد از بهشت و نعمتهای آن بخورد. آدم سرگردان مانده و می گشت، و بخاطر دوری از بهشت دویست سال گریه می کرد، آنگاه برای خدا سجده کرد و سرش را سه شبانه روز بر نداشت، سپس گفت:پروردگارا آیا مرا با دستان خود خلق نکردی؟خداوند فرمود:چرا، ولی آیا تو صبر یا شکر کردی؟حضرت آدم علیه السّلام عرض کرد:پروردگاری غیر تو نیست، من به نفس خود ظلم کردم، تو مرا ببخش، تو بخشنده و مهربانی، خداوند تبارک و تعالی به گریه های او رحم کرد و توبه اش را پذیرفت، خداوند توبه پذیر و مهربان است.
قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع قَوْلَ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى اَلنّاسِ وَ يَكُونَ اَلرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً قَالَ نَحْنُ اَلْأُمَّةُ اَلْوَسَطُ وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى خَلْقِهِ وَ حُجَجُهُ فِي أَرْضِهِ قُلْتُ قَوْلُهُ تَعَالَى يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا اِرْكَعُوا وَ اُسْجُدُوا وَ اُعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَ اِفْعَلُوا اَلْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ وَ جاهِدُوا فِي اَللّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اِجْتَباكُمْ قَالَ إِيَّانَا عَنَى وَ نَحْنُ اَلْمُجْتَبَوْنَ وَ لَمْ يَجْعَلِ اَللَّهُ…
برید عجلی گوید از امام باقر(ع)در باره قول خدای تبارک و تعالی(138 سوره 2)«و همچنین شما را امت میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیغمبر بر شما گواه باشد»پرسیدم، فرمود: ماییم امت میانه و ماییم گواهان خدای تبارک و تعالی بر خلقش و حجتهای او در زمینش گفتم: خدا فرماید: (77 سوره 22)«ای اهل ایمان رکوع کنید و سجده کنید و پروردگارتان را بپرستید و نیکی کنید شاید رستگار گردید و در راه خدا کار زار کنید چنان که سزاوار کارزار کردن برای او است او شما را برگزید» فرمود: خدا ما را قصد کرده و ماییم برگزیدگان و خدای تبارک و تعالی در دین حرجی قرار نداده، حرج از تنگ گرفتن سخت تر است، و اینکه فرماید: «ملت پدرتان ابراهیم»تنها ما را قصد کرده و«شما را مسلمان نامیده»خدا ما را مسلمان نامیده«از پیش»یعنی در کتابهای…
لَيْسَ عَلَى اَلنِّسَاءِ أَذَانٌ وَ لاَ إِقَامَةٌ وَ لاَ جُمُعَةٌ وَ لاَ جَمَاعَةٌ وَ لاَ عِيَادَةُ اَلْمَرِيضِ وَ لاَ اِتِّبَاعُ اَلْجَنَائِزِ وَ لاَ إِجْهَارٌ بِالتَّلْبِيَةِ وَ لاَ اَلْهَرْوَلَةُ بَيْنَ اَلصَّفَا وَ اَلْمَرْوَةِ وَ لاَ اِسْتِلاَمُ اَلْحَجَرِ اَلْأَسْوَدِ وَ لاَ دُخُولُ اَلْكَعْبَةِ وَ لاَ اَلْحَلْقُ إِنَّمَا يُقَصِّرْنَ مِنْ شُعُورِهِنَّ وَ لاَ تَوَلِّي اَلْمَرْأَةِ اَلْقَضَاءَ وَ لاَ تَوَلِّي اَلْإِمَارَةِ وَ لاَ تُسْتَشَارُ وَ لاَ تَذْبَحُ إِلاَّ مِنِ اِضْطِرَارٍ وَ تَبْدَأُ فِي اَلْوُضُوءِ بِبَاطِنِ اَلذِّرَاعِ وَ اَلرَّجُلُ بِظَاهِرِهِ وَ لاَ تَمْسَحُ كَمَا يَمْسَحُ…
جابر بن یزید گوید: شنیدم امام باقر میفرمود: بر زنان نه اذان گفتن لازم است و نه اقامه و نه جمعه و نه جماعت و نه عیادت بیماران و نه دنبال جنازه ها رفتن و نه لبیک های احرام را بلند گفتن و نه در میان صفا و مروه دویدن و نه حجر الاسود را بوسیدن و نه میان خانه کعبه داخل شدن و نه سر تراشیدن بلکه از موهایشان میچینند و زن نباید متصدی قضاوت شود و متصدی فرمانداری نگردد و طرف مشورت قرار نگیرد و قربانی را سر نبرد مگر در حال ناچاری و زن هنگام وضو گرفتن از باطن ذراع آغاز شستن میکند و مرد از ظاهرش و مانند مردان مسح نمیکشد بلکه بر او لازم است که در نماز صبح و مغرب چادر خود را از سرش که جای مسح است بردارد و مسح بکشد و در باقی نمازها انگشتش را بزیر چادر داخل کند و بدون آنکه چادر خود را بیفکند بر سر خود مسح بکشد…